شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی:خلقت مگس از منظر قرآن و علم

از شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَٱسْتَمِعُوا۟ لَهُۥٓ إِنَّ ٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَن يَخْلُقُوا۟ ذُبَابًا وَلَوِ ٱجْتَمَعُوا۟ لَهُۥ وَإِن يَسْلُبْهُمُ ٱلذُّبَابُ شَيْـًٔا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ ٱلطَّالِبُ وَٱلْمَطْلُوبُ
ای مردم! مثلی زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانی را که غیر از خدا می‌خوانید، هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند، هر چند برای این کار دست به دست هم دهند! و هرگاه مگس چیزی از آنها برباید، نمی‌توانند آن را باز پس گیرند! هم این طلب‌کنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان (هم این عابدان، و هم آن معبودان)!
آیه 73 سوره حج

چکیده

در آیه 73 سوره حج خداوند ناتوانی بت‌ها را در قالب دو مثال وصف می‌کند که یکی از آن دو ناتوانی در بازپس‌گیری چیزی است که مگس و پشه یا حشرات بالدار از آنها بربایند. در این آیه، با توجه به کاربرد عبارت «الذین تدعون من دون الله» و عبارات مشابه آن در قرآن کریم، مراد از بت‌ها اعم از بت‌های جاندار و جماد است و از آنجا که ضعف جماد در بازپس‌گیری مواد ربوده شده امری بدیهی است، لذا در این مقاله به تبیین ناتوانی بت‌های جاندار مانند انسان پرداختیم. در آیه 73 سوره حج، واژه «ذباب» به مفهوم مگس، پشه، زنبور و هر حشره بالدار و واژه «سلب» به معنی ربودن (همراه با چابکی، اجبار، ناراحتی و غافلگیری) و واژه «یستنقذ» به مفهوم رهاندن است و کاربرد اسم نکره «شیئا» در سیاق شرط حاکی از آن است که آنچه ذباب می‌رباید، شامل هر نوع ماده‌ای اعم از خون یا ماده خوراکی می‌شود. با توجه به بررسی‌های انجام شده مراد آیه، گونه خاصی از حشرات نیست و شامل تمام گونه‌های حشرات می‌شود. یکی از دلایل ناتوانی انسان در پس‌گرفتن آنچه ذباب از او ربوده، ساختار جسمی و دستگاه گوارش این دسته از حشرات است. از سویی به دلیل دندانه‌دار بودن نیش پشه و نیز مواد بزاقی حشره، انسان متوجه ورود نیش نمی‌شود و از سوی دیگر به دلیل سیستم دفاعی بدن انسان و ترشح پروتئین هنگام تزریق نیش حشره به آن، بدن دچار خارش، تورم و قرمزی در محل گزش می‌شود. همچنین حشره بعد از ترشح بزاق خود بر روی ماده جامد، آن را به مایع تبدیل می‌کند تا امکان بلعیدن و مکیدن آن فراهم شود. سپس با تخلیه محتوای دستگاه گوارش و بازگرداندن مجدد آن عمل هضم و جذب صورت می‌گیرد. در حشرات خونخوار نیز ترشح بزاق مانع انعقاد خون موجود زنده می‌شود تا حشره بتواند به راحتی خون را بمکد. بنابراین آنزیم‌های موجود در بزاق حشرات نیز براساس نوع تغذیه متفاوت‌اند.

مقدمه

یکی از راه‌های شناخت خداوند ، تامل در شگفتی‌های جهان آفرینش است که قرآن کریم به گونه‌های مختلف، توجه حقیقت‌جویان را به این نشانه‌ها جلب می‌نماید. یکی از این شگفتی‌ها در موجود کوچکی نهفته است که در زبان عربی «ذباب» نامیده می‌شود.

هرچند خداوند متعال صرفاً در یک آیه از قرآن کریم که سخن از ناتوانی بت‌هاست، از «ذباب» یاد می‌کند، اما در ادامه به ناتوانی آن‌ها در زمینه‌ای دیگر نیز اشاره می‌نماید که جای بسی تامل است و آن ناتوانی بت‌ها در بازپس‌گرفتن چیزی است که «ذباب» از آنها ربوده است.

در این مقاله درصدد هستیم ضمن بیان مشخصات «ذباب» از جهت علمی، به تشریح چگونگی ارتباط «ذباب» و «بت‌ها» پرداخته و از مطلب علمی نهفته در آیه 73 سوره حج پرده برداریم.

اعجاز مورد ادعا در آیه 73 سوره حج

در آیه مذکور، خداوند متعال در بیان ناتوانی و حقارت بت‌ها، در مثلی از عدم قدرت آنها در خلقت ذباب یاد می‌کند و در تاکید ضعف آنها ذکر می‌کند که حتی اگر ذباب از آنها چیزی را برباید، نمی‌توانند آن را پس بگیرند و در ادامه آیه، هر دو (بت و ذباب) را ضعیف و ناتوان توصیف می‌کند.

بر این مبنا چنین ادعا می‌شود: خصوصیات زیست‌شناختی حشرات و به طور خاص مگس و پشه اعم از ویژگی‌های ریخت‌شناسی و فیزیولوژیک به‌گونه‌ای است که در فرآیند تغذیه هرگاه از ماده‌ای اعم از خون یا مواد خوراکی تغذیه کنند، ابتدا از طریق ترشحات بزاقی تغییراتی در ساختار مواد غذایی به وجود می‌آورند و سپس عمل بلع یا مکیدن را انجام می‌دهند. این تغییرات شامل یکسری فرآیندهای فیزیکی و بیوشیمیایی است. به عنوان مثال تبدیل غذاهای جامد و نیمه جامد به حالت محلول نوعی تغییر فیزیکی و نیز شکستن و تجزیه کردن مولکول‌های درشت به مولکول‌های کوچکتر و ساده تر توسط آنزیم‌های بزاقی و همچنین پیشگیری از مکانیسم‌های انعقاد خون در میزبان حشرات خونخوار از جمله تغییرات شیمیایی است که پیش از خوردن مواد غذایی ایجاد می‌شود. این تغییرات به نحوی است که حتی در صورت تخلیه محتویات دستگاه گوارشی نیز ایجاد ساختار اولیه ماده مورد تغذیه با استفاده از مواد موجود در دستگاه گوارش ممکن نیست و با توجه به عدم آگاهی مردم عصر نزول از این فرآیندها، می‌توان گفت در آیه 73 سوره حج به گونه‌ای ظریف به این مسئله علمی اشاره شده است. به منظور تشریح اعجاز مورد ادعا، پس از تبیین مفهوم واژگان کلیدی آیه به توصیف مشخصات علمی ذباب و تبیین محتوای علمی مربوط به آن می‌پردازیم.

واژگان کلیدی در اعجاز آیه 73 سوره حج

براساس آنچه در اعجاز علمی آیه 73 سوره حج مورد ادعاست، می‌توان گفت در این آیه بررسی چند واژه اهمیت بسزایی دارد که عبارتند از: ذباب، یسلب، لا یستنقذوه که در ادامه به بررسی لغوی آن‌ها خواهیم پرداخت.

واژه «ذباب» در لغت

واژه «ذباب» در لغت به معانی ذیل به‌کاررفته است:

اسمی است که برای مذکر و مونث به‌کار می‌رود، هرچند در کلام غالبا برای مذکر استفاده می‌شود [۱]، طاعون [۲] [۳]، جنون [۴] [۵]، سیاهی که در خانه‌هاست و در ظرف و غذا می‌افتد [۶][۷] زنبور عسل [۸] [۹]، نقطه‌ای سیاه در مرکز حدقه اسب [۱۰] [۱۱]، لبه گوش انسان و اسب [۱۲][۱۳]، حشرات بالدار [۱۴]، مگس و زنبور [۱۵] [۱۶]، پشه و زنبور [۱۷].

بنابر ترجمه‌های رایج آیه 73 سوره حج [۱۸] و نیز معانی واژه «ذباب» می‌توان گفت این کلمه در آیه مذکور به مفهوم مگس، پشه، زنبور و هر حشره بالدار است.

واژه «سلب» در لغت

واژه «سلب» در لغت به معانی ذیل به‌کاررفته است:

(نزع الشیء من الغیر علی القهر) برگرفتن و برداشتن چیزی از دیگری به اجبار و ناراحتی [۱۹]، (اختلسه) ربودن [۲۰]، [۲۱] گرفتن چیزی با چابکی و ربودن [۲۲]. بنابراین واژه «سلب» در آیه مذکور بر ربودن دلالت می‌کند که همراه با چابکی، اجبار و ناراحتی است. همچنین عمل ربودن به دلالت التزامی بر ناآگاهی فردی که در معرض آن است، دلالت می‌کند. بنابراین ربودن چیزی از موجود زنده توسط حشرات همراه با این مشخصات است: اجبار، ایجاد ناراحتی، با چابکی، بدون آگاهی فرد.

واژه «یستنقذ» در لغت

واژه «یستنقذ» در لغت به معانی ذیل به‌کاررفته است:

(نجا) واژگان «نقذ، انقذ، تنقّذ، استنقذ» در لغت به معنی نجات دادن است [۲۳][۲۴]، (التخلیص من ورطه) رهاندن [۲۵][۲۶][۲۷]، (استخلاص شیء) رهاندن چیزی [۲۸].

بنابراین آیه 73 سوره حج می‌تواند بیانگر ناتوانی بت‌ها بر بازپس‌گرفتن و رهاندن چیزی باشد که حشره، آن را از موجود زنده ربوده است.

  1. فراهیدی،1410: ج8، 178
  2. ابن منظور، 1414: ج1، 380
  3. زبیدی، 1965: ج1، 491
  4. ابن منظور، 1414: ج1، 380
  5. زبیدی، 1965: ج1، 491
  6. ابن منظور، 1414: ج1، 380
  7. زبیدی، 1965: ج1، 491
  8. ابن منظور، 1414: ج1، 380
  9. راغب، 1412: 325
  10. ابن منظور، 1414: ج1، 380
  11. زبیدی، 1965: ج1، 491
  12. ابن منظور، 1414: ج1، 380
  13. زبیدی، 1965: ج1، 491
  14. راغب، 1412: 325
  15. راغب، 1412: 325
  16. زبیدی، 1965: ج1، 491
  17. ر.ک: قرشی، 1371: ج3، 2 به نقل از اقرب
  18. مانند فولادوند، قمشه‌ای، مکارم، انصاریان، مصطفوی
  19. راغب، 1412: 419
  20. زبیدی، 1965: ج2، 81
  21. اخذ الشیء بخفة و اختطاف
  22. ابن فارس، بی‌تا: ج3، 92
  23. ابن منظور، 1414: ج3، 516
  24. زبیدی، 1965: ج5، 404
  25. راغب، 1412: 820
  26. طریحی، 1375: ج3، 192
  27. زبیدی، 1965: ج5، 404
  28. ابن فارس، بی‌تا: ج5، 468