تحول مفسرین ذیل عبارت ظلمات ثلاث سوره زمر-۶

از شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۵۰ توسط Mhdiebg (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْأَنْعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزْوَٰجٍ يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ خَلْقًا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍ فِى ظُلُمَٰتٍ ثَلَٰثٍ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ
او شما را از یک نفس آفرید، و همسرش را از (باقیمانده گِل) او خلق کرد؛ و برای شما هشت زوج از چهارپایان ایجاد کرد؛ او شما را در شکم مادرانتان آفرینشی بعد از آفرینش دیگر، در میان تاریکیهای سه گانه، می‌بخشد! این است خداوند، پروردگار شما که حکومت (عالم هستی) از آن اوست؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ پس چگونه از راه حق منحرف می‌شوید؟!
آیه 6 سوره زمر

چکیده

این پژوهش به بررسی چگونگی تأثیر زمینه‌های فکری و روش‌های تفسیری مفسران و محققان بر تبیین آیه ششم سوره زمر، به‌ویژه عبارت ظلمات ثلاث، می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا و چگونه تفاوت در گرایش‌های علمی، کلامی و روشی مفسران و محققان در نحوه تفسیر این عبارت بازتاب یافته است. در این راستا، دیدگاه شش مفسر از دوره‌ها و گرایش‌های مختلف تفسیری، یعنی زمخشری، فخر رازی، ابن‌کثیر، شوکانی، علامه طباطبایی و سید قطب، به روش توصیفی تحلیلی و با رویکردی تطبیقی بررسی شده است. در ادامه، مقاله با طرح یک رویکرد معناشناختی ـ نمادشناختی و زیست‌شناختی معاصر، نشان می‌دهد که چگونه دانش جدید می‌تواند افق تازه‌ای برای فهم این تعبیر بگشاید. در این رویکرد، ظلمات ثلاث افزون بر معنای کلاسیکِ سه لایه تاریکی، می‌تواند به مثابه سه مرحله متوالیِ آفرینش در بستری تاریک، متراکم و نامتمایز فهم شود و در سطحی نو، با سه مرحله اصلی شکل‌گیری ساختار پروتئین‌ها تطبیق یابد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که با وجود نوعی ثبات نسبی در معنای اصلی ظلمات ثلاث  که غالباً به سه تاریکی مرتبط با فرایند شکل‌گیری جنین در شکم مادر تفسیر شده است  تفاوت‌های قابل توجهی در شیوه تبیین و کارکرد تفسیری آن مشاهده می‌شود. برخی مفسران بیشتر به نقل اقوال و سنت تفسیری پیشینیان تکیه کرده‌اند، در حالی که برخی دیگر با رویکردهای کلامی، تحلیلی یا تربیتی به توضیح آیه پرداخته‌اند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که زمینه‌های فکری، روش تفسیری و دغدغه‌های علمی هر مفسر در نحوه بیان و تفسیر آیات قرآن نقش مهمی ایفا می‌کند.

کلیدواژه‌

ظلمات ثلاث، سوره زمر، تفسیر قرآن، روش‌های تفسیری، مفسران قرآن، مطالعه تطبیقی، معناشناسی، نمادشناسی.

مقدمه

در تفسیر قرآن، پیش‌فرض‌های فکری، کلامی، زبانی، اجتماعی و فرهنگی مفسر نقشی تعیین‌کننده در شیوه فهم و تبیین آیات ایفا می‌کند. مفسر، هرچند در مقام شرح متن وحیانی برمی‌آید، اما فهم او همواره در خلأ شکل نمی‌گیرد؛ بلکه متأثر از دانش‌های رایج عصر، نظام‌های کلامی و فقهی، ساختارهای اجتماعی، دغدغه‌های زبانی و حتی مناسبات فرهنگی زمانه خویش است. ازاین‌رو، مطالعه تطبیقی تفاسیر در دوره‌های مختلف می‌تواند نشان دهد که چگونه یک آیه واحد، در پرتو افق‌های معرفتی و اجتماعی متفاوت، صورت‌های گوناگونی از تفسیر را پدید آورده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر عبارت ظلمات ثلاث در آیه خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَالِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّی تُصْرَفُونَ (زمر-6)، به بررسی دیدگاه برخی از مفسران برجسته در قرون مختلف می‌پردازد. هدف اصلی این پژوهش آن است که روشن شود هر مفسر تا چه اندازه و به چه شیوه‌ای از فضای فکری و اجتماعی پیرامون خود تأثیر پذیرفته و این تأثیرپذیری چگونه در تفسیر او بازتاب یافته است. فرضیه پژوهش آن است که تفسیر عبارت فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ در طول تاریخ، متأثر از سطح دانش مفسران درباره بدن انسان، بارداری و جنین بوده است. در تفاسیر کلاسیک، این عبارت غالباً با مفاهیمی چون شکم، رحم، مشیمه یا صلب توضیح داده شده و بیشتر بر نقل اقوال و دانش عمومی پزشکی طبیعی زمانه تکیه دارد؛ اما در تفاسیر معاصر، به‌ویژه تفاسیر گرایش‌یافته به تفسیر علمی، این تعبیر گاه با لایه‌های زیستی و جنین‌شناختی جدید تطبیق داده می‌شود و حتی با دانش زبان شناسی و نمادشناسی میتوان به لایه های دیگری از معنا برآن پی برد.

اهداف و روش تحقیق

این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده و داده‌ها از شش منبع تفسیری از سه دوره گوناگون گردآوری شده است. این شش تفسیر عبارتند از : تفسیر زمخشری، فخر رازی، شوکانی، ابن کثیر، علامه طباطبایی و سیدقطب. همچنین در انتها از یک مقاله نمادشناسی هم که با علم و دانش معاصر نوشته شده، استفاده شده که تکمیل کننده بحث ما باشد.

بحث و تحلیل

نخستین مفسری که در این پژوهش بررسی می‌شود، محمود بن عمر زمخشری،از مفسران، ادیبان، نحویان و لغویان برجسته جهان اسلام است. او در سال ۴۶۷ ق/۱۰۷۵ م زاده شد و در سال ۵۳۸ ق/۱۱۴۴ م درگذشت. مهم‌ترین اثر تفسیری او، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، از مهم‌ترین تفاسیر ادبی و بلاغی قرآن به‌شمار می‌آید. این تفسیر به‌ویژه از جهت توجه به ساختارهای زبانی، نکات نحوی، ظرافت‌های بلاغی و وجوه اعجاز بیانی قرآن جایگاهی ممتاز دارد. زمخشری از نظر کلامی به مکتب معتزله وابسته بود؛ مکتبی که بر عقل‌گرایی، عدل الهی، اختیار انسان و تبیین عقلانی آموزه‌های دینی تأکید می‌کرد. همین گرایش کلامی در موارد متعددی بر رویکرد تفسیری او اثر گذاشته و سبب شده است که وی در تبیین آیات، افزون بر تحلیل‌های ادبی و نحوی، به استدلال‌های عقلی و مباحث کلامی نیز توجه ویژه نشان دهد. بنابراین، در بررسی تفسیر زمخشری ذیل آیه مورد بحث، باید هم جایگاه او را به‌عنوان مفسری ادیب و بلاغی در نظر گرفت و هم زمینه کلامی معتزلی او را که در شیوه گزینش معنا و نحوه استدلال وی مؤثر بوده است. (زمخشری، محمود بن عمر, جلد 4, صفحه 113) دومین مفسر مورد بحث، فخر رازی است که در فاصله‌ای نه‌چندان دور پس از زمخشری می‌زیست. محمد بن عمر بن حسین، مشهور به امام فخر رازی، از برجسته‌ترین متکلمان، فیلسوفان و مفسران سده ششم و آغاز سده هفتم هجری است. او در سال ۵۴۴ ق/۱۱۴۹ م زاده شد و در سال ۶۰۶ ق/۱۲۱۰ م درگذشت. مهم‌ترین اثر تفسیری او، مفاتیح الغیب یا التفسیر الکبیر، از گسترده‌ترین و اثرگذارترین تفاسیر قرآن در سنت اسلامی است. این تفسیر به سبب رویکرد جامع خود، افزون بر مباحث لغوی و روایی، به مسائل کلامی، فلسفی، منطقی، طبیعی و گاه پزشکی نیز توجه نشان می‌دهد. فخر رازی از نظر کلامی به سنت اشعری وابسته بود و در آثار خود کوشید از آموزه‌های کلامی اهل سنت، به‌ویژه در برابر دیدگاه‌های معتزلی و فلسفی، دفاع عقلانی کند. رازی در تفسیر آیه ششم سوره زمر، پس از اشاره به اختلاف قرائت در واژه أمهاتکم، به ساختار معنایی آیه توجه می‌کند. او توضیح می‌دهد که خداوند پس از بیان آفرینش انسان‌ها از یک نفس واحد، از آفرینش چهارپایان سخن گفته و سپس به امری مشترک میان انسان و حیوان اشاره کرده است؛ یعنی شکل‌گیری و آفرینش در شکم مادران. این نحوه تحلیل نشان می‌دهد که رازی در مواجهه با آیه، تنها به توضیح واژگان بسنده نمی‌کند، بلکه در پی کشف نظم معنایی و ارتباط اجزای آیه با یکدیگر است. در توضیح عبارت خَلْقًا مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ، رازی آن را به آیات ۱۲ تا ۱۴ سوره مؤمنون ارجاع می‌دهد؛ آیاتی که مراحل آفرینش انسان را از نطفه، علقه، مضغه، استخوان و پوشیده شدن استخوان‌ها با گوشت بیان می‌کنند. این ارجاع نشان می‌دهد که رازی در تفسیر آیه، از روش تفسیر قرآن به قرآن بهره می‌گیرد و عبارت کوتاه سوره زمر را با آیات مفصل‌تر مربوط به مراحل جنینی توضیح می‌دهد. در نتیجه، آفرینشی پس از آفرینش دیگر نزد او ناظر به تحول تدریجی جنین در رحم مادر است. رازی در تفسیر عبارت فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ دو قول مشهور را نقل می‌کند: نخست آنکه مقصود از تاریکی‌های سه‌گانه، شکم، رحم و مشیمه است؛ و دوم آنکه مراد، صلب، رحم و شکم باشد. او در این بخش، برخلاف بسیاری از مواضع دیگر تفسیرش که به تفصیل وارد مباحث عقلی و فلسفی می‌شود، توضیحی نسبتاً کوتاه ارائه می‌کند. (فخر رازی، محمد بن عمر, جلد 26, صفحه 423-424) با این حال، همین گزارش کوتاه نیز از چند جهت قابل توجه است. نخست آنکه رازی ظلمات را به معنای تاریکی‌های واقعی و جسمانی می‌فهمد، نه معنایی نمادین یا اخلاقی. دوم آنکه این تاریکی‌ها را در پیوند با فرایند طبیعی تکوین جنین توضیح می‌دهد. سوم آنکه این بحث را به مسئله‌ای الهیاتی پیوند می‌زند و آن را نشانه‌ای از قدرت، علم و تدبیر خداوند در آفرینش انسان می‌داند. نکته مهم در تفسیر رازی آن است که او پس از نقل دو قول درباره ظلمات ثلاث، به آیه هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ ارجاع می‌دهد و یادآور می‌شود که وجه استدلال به این حالات را در تفسیر آن آیه بیان کرده است. این ارجاع نشان می‌دهد که رازی مسئله آفرینش جنین را صرفاً به‌عنوان یک توضیح طبیعی یا لغوی مطرح نمی‌کند، بلکه آن را در چارچوبی کلامی و استدلالی قرار می‌دهد. از نگاه او، شکل‌گیری تدریجی انسان در محیطی پنهان و تاریک، خود دلیلی بر علم و قدرت الهی است؛ زیرا جنین در شرایطی پدید می‌آید که از دسترس مشاهده مستقیم انسان بیرون است، اما با نظمی دقیق و مرحله‌مند رشد می‌کند. از منظر پژوهش حاضر، تفسیر فخر رازی ذیل عبارت ظلمات ثلاث نشان‌دهنده نوعی پیوند میان سنت تفسیری پیشین، دانش طبیعی رایج و رویکرد کلامی استدلالی است. او همانند زمخشری، اقوال مشهور درباره سه تاریکی را نقل می‌کند و از این جهت به سنت تفسیری مشترکی وابسته است؛ اما برخلاف زمخشری که بیشتر در مقام توضیح ادبی و گزارشی باقی می‌ماند، رازی این بحث را در منظومه‌ای گسترده‌تر از استدلال بر قدرت و حکمت خداوند قرار می‌دهد. به بیان دیگر، در تفسیر رازی، ظلمات ثلاث تنها توصیفی از محیط جنین نیست، بلکه بخشی از برهان الهیاتی بر تدبیر الهی در آفرینش انسان است. مقایسه زمخشری و فخر رازی در این بخش نشان می‌دهد که هر دو مفسر از اقوال مشابهی درباره ظلمات ثلاث بهره می‌گیرند، اما جهت‌گیری تفسیری آنان یکسان نیست. زمخشری، به‌عنوان مفسری ادیب و بلاغی، در این بخش به‌اختصار دو احتمال تفسیری را گزارش می‌کند و کمتر وارد تحلیل کلامی یا طبیعی مفصل می‌شود. در مقابل، فخر رازی، با توجه به شخصیت علمی و کلامی خود، آیه را در شبکه‌ای از مباحث مرتبط با نظم آفرینش، مراحل تکوین جنین و دلالت آن بر قدرت الهی جای می‌دهد. بنابراین، هرچند ماده تفسیری مورد استفاده آنان تا حد زیادی مشترک است، نحوه به‌کارگیری این ماده تفسیری تفاوت دارد و همین تفاوت، اثر رویکرد علمی و کلامی هر مفسر را آشکار می‌سازد. سومین مفسری که در این پژوهش بررسی می‌شود، محمد بن علی بن محمد شوکانی (۱۱۷۳–۱۲۵۰ ق) است. شوکانی در این تفسیر تلاش کرده است هم از گفته‌های مفسران و دانشمندان پیشین استفاده کند و هم توضیح‌های زبانی و تحلیلی خود را درباره آیات ارائه دهد روش او در تفسیر بیشتر بر نقل سخنان مفسران نخستین و روایت‌های نقل‌شده از آنان تکیه دارد، اما در عین حال گاهی توضیح‌های کوتاه زبانی یا تفسیری نیز ارائه می‌کند. شوکانی در مسائل فقهی به سنت علمی رایج در یمن نزدیک بود، اما در روش علمی خود سعی داشت از تعصب‌های مذهبی فاصله بگیرد و بیشتر به خود قرآن و سخنان پیامبر اسلام و دانشمندان نخستین تکیه کند. .تفسیر شوکانی از ظلمات ثلاث نشان‌دهنده مرحله‌ای متفاوت در تاریخ تفسیر است. اگرچه او همان اقوال مشهور پیشینیان را نقل می‌کند، اما برخلاف فخر رازی آن‌ها را در منظومه‌ای فلسفی و کلامی بسط نمی‌دهد، و برخلاف برخی مفسران متأخر نیز به تطبیق آن با علوم جدید نمی‌پردازد. در نتیجه، تفسیر شوکانی را می‌توان نمونه‌ای از گرایشی دانست که بیشتر به گفته‌ها و روایت‌های مفسران نخستین تکیه دارد و کمتر وارد بحث‌های فلسفی یا استدلال‌های پیچیده عقلی می‌شود. این موضوع نشان می‌دهد که تأثیر زمانه بر تفسیر همیشه به معنای افزودن دیدگاه‌های علمی یا جدید نیست؛ بلکه گاهی به شکل بازگشت به روش‌های قدیمی‌تر تفسیر و تکیه بیشتر بر سخنان پیشینیان ظاهر می‌شود. (شوکانی، محمد, جلد 4, صفحه 516) چهارمین تفسیری که در این پژوهش بررسی می‌شود، تفسیر ابن‌کثیر است. ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر بن کثیر دمشقی (۷۰۱–۷۷۴ ق)، از مفسران و محدثان مشهور قرن هشتم هجری به شمار می‌رود. او از شاگردان ابن‌تیمیه بود و آثار متعددی در زمینه تفسیر، تاریخ و حدیث نگاشت. مهم‌ترین اثر تفسیری او تفسیر القرآن العظیم است که از تفاسیر شناخته‌شده در میان اهل سنت به شمار می‌رود. روش ابن‌کثیر در تفسیر بیشتر بر نقل آیات مرتبط با یکدیگر، روایت‌های نبوی و سخنان صحابه و تابعین استوار است و از این رو، تفسیر او در شمار تفاسیری قرار می‌گیرد که بیش از همه بر گزارش دیدگاه‌های پیشینیان تکیه دارند. در تفسیر ابن‌کثیر نیز آیه ششم سوره زمر با تکیه بر روایت‌ها و گفته‌های مفسران نخستین توضیح داده شده است. او در بیان عبارت خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ مراحل مختلف شکل‌گیری جنین را یاد می‌کند و می‌گوید انسان ابتدا به صورت نطفه پدید می‌آید، سپس به علقه و بعد به مضغه تبدیل می‌شود و پس از آن اعضای بدن مانند گوشت، استخوان، عصب و رگ در او شکل می‌گیرد. در نهایت روح در او دمیده می‌شود و به آفرینشی دیگر تبدیل می‌گردد. ابن‌کثیر این توضیح را در پیوند با آیات سوره مؤمنون می‌داند که مراحل آفرینش انسان را بیان می‌کنند. او در تفسیر عبارت فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ نیز همان دیدگاهی را نقل می‌کند که در میان بسیاری از مفسران نخستین رایج بوده است. به گفته او، مقصود از این سه تاریکی، تاریکی شکم، تاریکی رحم و تاریکی مشیمه یا پرده جنینی است که جنین را در بر می‌گیرد و از آن محافظت می‌کند. ابن‌کثیر این تفسیر را به گروهی از مفسران اولیه مانند ابن عباس، مجاهد، عکرمه، قتاده و دیگران نسبت می‌دهد. از این رو، تفسیر او نیز بیش از آنکه شامل تحلیل‌های تازه باشد، بازتابی از دیدگاه‌های نقل‌شده از مفسران پیشین است و بر نقل و گزارش سخنان آنان تکیه دارد. (ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر, جلد 7, صفحه 76) پنجمین تفسیری که در این پژوهش بررسی می‌شود، تفسیر علامه محمدحسین طباطبایی (۱۲۸۱–۱۳۶۰ ش) است. او از اندیشمندان برجسته شیعه در قرن چهاردهم هجری شمسی و صاحب تفسیر مهم المیزان فی تفسیر القرآن است. روش علامه در تفسیر، بر پایه تفسیر قرآن به قرآن است؛ یعنی تلاش می‌کند آیات را با استفاده از دیگر آیات توضیح دهد و در کنار آن از تحلیل‌های عقلی و گاه روایی نیز بهره می‌گیرد. تفسیر المیزان به دلیل نگاه منظم، تحلیلی و فلسفی آن، از مهم‌ترین تفاسیر دوره معاصر به شمار می‌آید. علامه طباطبایی در تفسیر آیه ششم سوره زمر، عبارت يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُماتٍ ثَلاثٍ را توضیح کیفیت آفرینش انسان و چهارپایان می‌داند. او نکته‌ای ادبی را یادآور می‌شود و آن اینکه خطاب آیه متوجه انسان شده، زیرا در میان این موجودات، تنها انسان دارای عقل است و به همین دلیل مورد خطاب مستقیم قرار گرفته است. به نظر او، خلقاً من بعد خلق به معنای پی‌درپی بودن مراحل آفرینش است؛ مانند تبدیل نطفه به علقه و علقه به مضغه. درباره ظلمات ثلاث نیز می‌گوید مقصود، تاریکی‌های درون شکم مادر است: تاریکی شکم، تاریکی رحم و تاریکی مشیمه. او روایتی را نیز از امام باقر(ع) در تأیید این معنا نقل می‌کند. علامه دیدگاهی را که یکی از این تاریکی‌ها را صلب پدر دانسته، نادرست می‌شمارد؛ زیرا آیه به‌روشنی می‌گوید در شکم‌های مادرانتان و این تعبیر نشان می‌دهد که هر سه تاریکی مربوط به درون بدن مادر است، نه پدر. (طباطبایی، محمد حسین, جلد 17, صفحه 362) ششمین و آخرین تفسیری که در این پژوهش بررسی می‌شود، تفسیر فی ظلال القرآن اثر سید قطب (۱۹۰۶–۱۹۶۶ م) است. سید قطب از اندیشمندان و نویسندگان برجسته جهان عرب در قرن بیستم به شمار می‌رود. تفسیر او بیشتر رنگ و بوی تربیتی و ادبی دارد و تلاش می‌کند آیات قرآن را با زندگی و تجربه درونی انسان پیوند دهد. به همین دلیل، در این تفسیر علاوه بر توضیح معنای آیات، بر تأثیر معنوی و ایمانی آن‌ها بر انسان نیز تأکید می‌شود. سید قطب در تفسیر آیه ششم سوره زمر، عبارت يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ را به مراحل گوناگون شکل‌گیری جنین در شکم مادر اشاره می‌داند؛ مراحلی که از نطفه آغاز می‌شود و سپس به علقه، مضغه و شکل‌گیری استخوان‌ها می‌رسد تا سرانجام انسان پدید آید. او ظلمات ثلاث را نیز به سه لایه تاریکی در اطراف جنین تفسیر می‌کند: تاریکی کیسه‌ای که جنین را در بر می‌گیرد، تاریکی رحم که این کیسه در آن قرار دارد و تاریکی شکم مادر. با این حال، سید قطب بیش از آنکه به بحث‌های علمی یا تفصیلی بپردازد، از این تصویر برای برانگیختن توجه انسان به قدرت و تدبیر خداوند استفاده می‌کند. به نظر او، تأمل در این فرایند شگفت‌انگیز آفرینش در دل تاریکی‌ها باید انسان را به دیدن نشانه‌های قدرت و یگانگی خداوند رهنمون سازد و او را به اندیشه در نظم و تدبیر الهی در آفرینش انسان وا دارد.( قطب، سید, جلد 5, صفحه 3039) در مرحله آخر با توجه به مقاله ای که در سال‌های اخیر منتشر شده است، (BESHARATI, 2022) برخی پژوهشگران با فاصله گرفتن از چارچوب‌های تفسیری سنتی که ظلمات ثلاث را به لایه‌های جسمانی در بدن مادر (شکم، رحم، مشیمه) تفسیر می‌کردند، کوشیده‌اند با بهره‌گیری از روش‌های معناشناسی تاریخی، ریشه‌شناسی تطبیقی در زبان‌های سامی، نمادشناسی عددی و نیز داده‌های زیست‌شناسی مولکولی، خوانشی نو از این تعبیر قرآنی ارائه دهند. این رویکرد را می‌توان نمونه‌ای از تلاقی مطالعات زبان‌شناختی و تفسیر علمی دانست. در این دیدگاه، واژه ثلاث صرفاً دلالت عددی ندارد، بلکه با توجه به کاربردهای قرآنی و نمادهای فرهنگیِ عدد سه، مفاهیمی چون کمال، تمامیت، شدت و کثرت نیز از آن استنباط می‌شود. همچنین ظلمات در تحلیل ریشه‌شناختی خود، افزون بر معنای تاریکی، حامل دلالت‌هایی همچون بی‌شکلی، مرحله پیش از تمایز، بستر پیدایش و وضعیت متراکم و غیرقابل تشخیص دانسته می‌شود. بر این اساس، ظلمات ثلاث می‌تواند علاوه بر معنای سه لایه تاریکی، به معنای تاریکیِ کامل و متراکم در سه مرحله پیاپیِ پیدایش نیز فهم شود؛ یعنی وضعیتی که در آن فرایند آفرینش در بستر بی‌شکلی و عدم تمایز آغاز و به‌تدریج به ساختاری معین و پیچیده می‌رسد. کته متمایز این رویکرد، پیوند دادن تعبیر خلقاً من بعد خلقٍ فی ظلمات ثلاث با فرایندهای زیست‌مولکولی است. در این چارچوب، سه مرحله اصلی شکل‌گیری ساختار پروتئین‌ها به عنوان مصداقی احتمالی برای سه‌گانه تاریکی مطرح می‌شود: 1. ساختار نخستین پروتئین (Primary structure): تشکیل زنجیره‌های پلی‌پپتیدی بر اساس اطلاعات ژنتیکی DNA؛ 2. ساختار دوم (Secondary structure): تاخوردگی و آرایش موضعی زنجیره؛ 3. ساختار سوم (Tertiary structure): شکل‌گیری ساختار سه‌بعدی نهایی با پیچیدگی فضایی. در این تحلیل، مرحله آغازین تولید زیستی در بستری نامتمایز و فاقد شکل نهایی صورت می‌گیرد و در سه گام متوالی به ساختاری پیچیده و کارآمد می‌انجامد؛ امری که با تعبیر خلقاً من بعد خلق نیز هم‌خوانی دانسته شده است. برخی مدافعان این دیدگاه، انسجام درونی آیه را نیز از رهگذر تطبیق مفاهیمی چون نفس واحده و ثمانیة أزواج با عناصر زیستی (مانند مونومرها و نوکلئوتیدها) تقویت می‌کنند. این تفسیر را می‌توان نمونه‌ای شاخص از گفتمان تفسیر علمی معاصر دانست که در آن، داده‌های زیست‌شناسی مولکولی و مفاهیم علمی جدید در فهم آیات به کار گرفته می‌شود. تفاوت اصلی آن با دیدگاه مفسران کلاسیک در این است که: • مفسران اولیه و میانه، ظلمات ثلاث را در چارچوب دانش کالبدشناسی و تجربه حسی زمانه خود معنا می‌کردند؛ • در این رویکرد، افق معنا به سطح میکروسکوپی و زیست‌مولکولی گسترش یافته است. در عین حال، این دیدگاه با پذیرش رویکرد چندمعنایی (polysemy)، تفاسیر پیشین را نفی کامل نمی‌کند، بلکه آنها را مصادیقی در سطحی دیگر از معنا تلقی می‌کند.


نتیجه‌گیری

با مقایسه تفسیرهای بررسی‌شده از آیه ششم سوره زمر، می‌توان مشاهده کرد که بیشتر مفسران در اصل معنای عبارت ظلمات ثلاث اختلاف اساسی ندارند و اغلب آن را به سه تاریکی مربوط به فرایند شکل‌گیری جنین در شکم مادر تفسیر کرده‌اند؛ مانند تاریکی شکم، رحم و مشیمه یا پرده جنینی. با این حال، تفاوت اصلی میان آنان در شیوه بیان، میزان توضیح و نوع رویکرد تفسیری دیده می‌شود. برای نمونه، زمخشری بیشتر به توضیح کوتاه زبانی و تفسیری بسنده می‌کند، در حالی که فخر رازی آیه را در چارچوب بحث‌های کلامی و توجه به نظم آفرینش مطرح می‌کند. شوکانی و ابن‌کثیر نیز عمدتاً دیدگاه‌های مفسران نخستین را نقل می‌کنند و توضیح خود را بر پایه گفته‌های آنان قرار می‌دهند. در مقابل، علامه طباطبایی با رویکردی تحلیلی‌تر و با توجه به ارتباط آیات با یکدیگر، به توضیح معنای آیه می‌پردازد و سید قطب نیز با نگاهی ادبی و تأملی، از این آیه برای نشان دادن شگفتی آفرینش انسان و جلب توجه به قدرت خداوند بهره می‌گیرد. در مجموع، بررسی این شش تفسیر نشان می‌دهد که اگرچه مضمون اصلی آیه در میان مفسران نسبتاً ثابت باقی مانده است، اما شیوه پرداختن به آن متناسب با رویکرد علمی و فکری هر مفسر متفاوت است. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که زمینه‌های فکری و روش تفسیری مفسران می‌تواند بر نحوه بیان و توضیح آیات تأثیر بگذارد، حتی اگر در معنای کلی آیه اختلاف چندانی وجود نداشته باشد. در ارتباط با مقاله، از منظر پرسش اصلی این مقاله یعنی میزان و نحوه اثرپذیری مفسر از زمینه‌های معرفتی عصر خود این رویکرد نمونه‌ای روشن از تأثیر دانش مدرن بر افق تفسیر است. اگر در تفاسیر کهن، دانش جنین‌شناسی محدود به مشاهدات ظاهری و تجربیات ابتدایی بود، در اینجا زیست‌شناسی مولکولی و نظریه ساختار پروتئین‌ها افق تازه‌ای برای فهم آیه فراهم آورده است. با این حال، تفاوت اساسی این رویکرد با تفاسیر کلاسیک در اصل معنا نیست، بلکه در سطح تطبیق و صورت‌بندی معنا است. همچنان تاریکی به عنوان بستر آفرینش و سه‌گانه بودن به عنوان نظم مرحله‌ایِ فرایند خلق حفظ می‌شود، اما مصداق آن از لایه‌های جسمانی به ساختارهای سلولی و مولکولی منتقل می‌گردد. مزیت این دیدگاه در انسجام درونی و تلاش برای پیوند دادن اجزای آیه با یکدیگر است؛ اما در عین حال، به دلیل نبودِ ظهور لفظیِ صریح در زبان عصر نزول برای مفاهیم زیست‌مولکولی، نیازمند احتیاط روش‌شناختی است. از همین‌رو، آن را می‌توان احتمال تفسیری در چارچوب تفسیر علمی دانست، نه معنای متعیّن و قطعی آیه.

منابع

[۱] [۲] [۳] [۴] [۵] [۶] [۷] [۸]

  1. قرآن کریم
  2. تفسیر زمخشری: زمخشری، محمود بن عمر, جلد 4, صفحه 113
  3. التفسیر الکبیر (مفاتيح الغیب): فخر رازی، محمد بن عمر, جلد 26, صفحه 423
  4. تفسیر شوکانی: شوکانی، محمد, جلد 4, صفحه 516
  5. تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر): ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر, جلد 7, صفحه 76
  6. تفسیر علامه طباطبایی: طباطبایی، محمد حسین, جلد 17, صفحه 362
  7. في ظلال القرآن : قطب، سید, جلد 5, صفحه 3039
  8. 8. BESHARATI, M. R. (2022). Reinterpretation of “the Darkness of the Three" in Verse 6 of Surah al-Zumar, in Light of the Components of the Scientific Miracle of the Qur’a. Journal of Interdisciplinary Qur’anic Studies 1 .