تحول مفسرین ذیل عبارت ظلمات ثلاث سوره زمر-۶
چکیده
این پژوهش به بررسی چگونگی تأثیر زمینههای فکری و روشهای تفسیری مفسران و محققان بر تبیین آیه ششم سوره زمر، بهویژه عبارت ظلمات ثلاث، میپردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا و چگونه تفاوت در گرایشهای علمی، کلامی و روشی مفسران و محققان در نحوه تفسیر این عبارت بازتاب یافته است. در این راستا، دیدگاه شش مفسر از دورهها و گرایشهای مختلف تفسیری، یعنی زمخشری، فخر رازی، ابنکثیر، شوکانی، علامه طباطبایی و سید قطب، به روش توصیفی تحلیلی و با رویکردی تطبیقی بررسی شده است. در ادامه، مقاله با طرح یک رویکرد معناشناختی ـ نمادشناختی و زیستشناختی معاصر، نشان میدهد که چگونه دانش جدید میتواند افق تازهای برای فهم این تعبیر بگشاید. در این رویکرد، ظلمات ثلاث افزون بر معنای کلاسیکِ سه لایه تاریکی، میتواند به مثابه سه مرحله متوالیِ آفرینش در بستری تاریک، متراکم و نامتمایز فهم شود و در سطحی نو، با سه مرحله اصلی شکلگیری ساختار پروتئینها تطبیق یابد. نتایج پژوهش نشان میدهد که با وجود نوعی ثبات نسبی در معنای اصلی ظلمات ثلاث که غالباً به سه تاریکی مرتبط با فرایند شکلگیری جنین در شکم مادر تفسیر شده است تفاوتهای قابل توجهی در شیوه تبیین و کارکرد تفسیری آن مشاهده میشود. برخی مفسران بیشتر به نقل اقوال و سنت تفسیری پیشینیان تکیه کردهاند، در حالی که برخی دیگر با رویکردهای کلامی، تحلیلی یا تربیتی به توضیح آیه پرداختهاند. این تفاوتها نشان میدهد که زمینههای فکری، روش تفسیری و دغدغههای علمی هر مفسر در نحوه بیان و تفسیر آیات قرآن نقش مهمی ایفا میکند.
کلیدواژهها: ظلمات ثلاث، سوره زمر، تفسیر قرآن، روشهای تفسیری، مفسران قرآن، مطالعه تطبیقی، معناشناسی، نمادشناسی.
مقدمه
در تفسیر قرآن، پیشفرضهای فکری، کلامی، زبانی، اجتماعی و فرهنگی مفسر نقشی تعیینکننده در شیوه فهم و تبیین آیات ایفا میکند. مفسر، هرچند در مقام شرح متن وحیانی برمیآید، اما فهم او همواره در خلأ شکل نمیگیرد؛ بلکه متأثر از دانشهای رایج عصر، نظامهای کلامی و فقهی، ساختارهای اجتماعی، دغدغههای زبانی و حتی مناسبات فرهنگی زمانه خویش است. ازاینرو، مطالعه تطبیقی تفاسیر در دورههای مختلف میتواند نشان دهد که چگونه یک آیه واحد، در پرتو افقهای معرفتی و اجتماعی متفاوت، صورتهای گوناگونی از تفسیر را پدید آورده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر عبارت ظلمات ثلاث در آیه خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَالِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّی تُصْرَفُونَ (زمر-6)، به بررسی دیدگاه برخی از مفسران برجسته در قرون مختلف میپردازد. هدف اصلی این پژوهش آن است که روشن شود هر مفسر تا چه اندازه و به چه شیوهای از فضای فکری و اجتماعی پیرامون خود تأثیر پذیرفته و این تأثیرپذیری چگونه در تفسیر او بازتاب یافته است. فرضیه پژوهش آن است که تفسیر عبارت فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ در طول تاریخ، متأثر از سطح دانش مفسران درباره بدن انسان، بارداری و جنین بوده است. در تفاسیر کلاسیک، این عبارت غالباً با مفاهیمی چون شکم، رحم، مشیمه یا صلب توضیح داده شده و بیشتر بر نقل اقوال و دانش عمومی پزشکی طبیعی زمانه تکیه دارد؛ اما در تفاسیر معاصر، بهویژه تفاسیر گرایشیافته به تفسیر علمی، این تعبیر گاه با لایههای زیستی و جنینشناختی جدید تطبیق داده میشود و حتی با دانش زبان شناسی و نمادشناسی میتوان به لایه های دیگری از معنا برآن پی برد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده و دادهها از شش منبع تفسیری از سه دوره گوناگون گردآوری شده است. این شش تفسیر عبارتند از : تفسیر زمخشری، فخر رازی، شوکانی، ابن کثیر، علامه طباطبایی و سیدقطب. همچنین در انتها از یک مقاله نمادشناسی هم که با علم و دانش معاصر نوشته شده، استفاده شده که تکمیل کننده بحث ما باشد.
==اهداف و روش تحقیق=={عنوان مرتبه دوم} =نتیجهگیری= [۱] =منابع و پانویس=
- ↑ قرار دادن منبع مورد نظر-نکته