کرویت زمین از منظر قرآن و علم: تفاوت میان نسخه‌ها

از شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خط ۱۰۵: خط ۱۰۵:


=نتیجه‌گیری=
=نتیجه‌گیری=
بررسی آیاتی که می‌تواند به‌گونه‌ای با موضوع کرویت مرتبط باشد، بیانگر چند نکته است. نخست آنکه هرچند پدیده شب و روز موضوعی است که انسان از ابتدای آفرینش با آن مواجه و همواره شاهد وقوع تدریجی آن بوده‌ است، اما تامل در برخی ویژگی‌های این واقعه که در آیات نیز در کمال ظرافت و در قالب واژگانی مانند یکوّر، یغشی، یولج، یقلّب بیان شده است، نکات ارزشمندی را برای انسان روشن می‌کند. لذا خداوند با تعبیراتی نظیر تبارک الله گفتن به خود در آیه 54 سوره اعراف، عبرت معرفی کردن این پدیده برای خردمندان در آیه 44 سوره نور، توجه دادن شکرگزاران و یادکنندگان خدا به جانشینی شب و روز در آیه 62 فرقان، آیه و نشانه بودن شب و روز در آیه 37 یس، انسان را به لطایف علمی آن جلب می‌کند. مفهوم واژگان مذکور هریک دربردارنده نکاتی است: یکوّر به معنی پیچیدن گرد چیزی و بیانگر گردبودن زمین است؛ یولج به معنی واردکردن در فضای تنگ و بیانگر ارتباط تنگاتنگ شب و روز و به عبارت دیگر همزمانی و وقوع تدریجی آنهاست؛ یغشی به معنی پوشاندن یکی با دیگری است؛ یقلّب به معنی دگرگونی تدریجی شب و روز است؛ جعل خلفه به معنی جانشینی آنها با یکدیگر به شکلی خاص است؛ نسلخ به معنی بیرون کشیدن شب از روز و بیانگر پیوستگی این دو مانند میوه و پوست آن است. دوم آنکه آیات بیانگر مشارق و مغارب نشان می‌دهد درصورت مسطح بودن زمین، وجود مشرق‌ها و مغرب‌ها در آن ناممکن می‌شد. سوم آنکه با بررسی واژگان و تفاسیر آیاتی که به پندار برخی بیانگر مسطح بودن زمین و در تضاد با کرویت آن است، روشن می‌شود کاربرد واژگانی مانند دحو، سطح، طحی، مدد، فراش، بسط به معنی آماده‌سازی زمین برای زندگی انسان و سایر جانداران، مسطح‌بودن در مقابل پستی و بلندی و نه در مقابل کروی بودن، وجود راه‌های هموار برای رفت و آمد حتی در میان کوه‌ها و نیز اشاره به رخداد دحوالارض یعنی خروج زمین از زیرآب و گسترده‌شدن خشکی است. همچنین وصف زمین به فراش از جهت رفاه و آسایش است، نه از جهت گستردگی آن و نیز در صورتی که دحو به معنای غلتاندن باشد، دلالت بر کرویت زمین می‌نماید. همچنین در زمین مسطح وجود گوشه‌ها و زوایا اجتناب‌ناپذیر است اما ترکیب «مناکب الارض» نشان می‌دهد زمین به جای گوشه، دارای انحناها و انحراف‌هایی شبیه انحراف محل تلاقی شانه و گردن و بازوست. نکته دیگر آنکه بزرگی کره زمین موجب می‌شود کسی که ساکن زمین است، هربخش آن را مسطح و هموار ببیند. چهارم آنکه وصف زمین با عمیق و عدم توصیف آن با واژه بعید، علی رغم هم‌معنایی ظاهری این دو واژه می‌تواند بیانگر نکته ظریفی باشد و آن اینکه عمیق و بعید هردو به معنای دور می‌باشند با این تفاوت که دوری در واژه عمیق همراه با گودی و پایین رفتن است و لذا کاربرد آن برای بیان بعد مسافت در زمین که به شکل کروی است، مناسب‌تر می‌باشد.
بنا بر آنچه گفته شد، زمین کروی است و هرچند مردم عصر نزول از این موضوع آگاه بودند، لکن قرآن با تاکید بر چگونگی ارتباط شب و روز از طریق به‌کاربردن واژگان خاص و تعبیر مشارق و مغارب و نیز وصف مسافت‌های دور با واژه عمیق به جای بعید، کروی بودن زمین را به انسان یادآوری می‌کند و آیاتی که در نگاه اول ممکن است با موضوع کرویت متضاد به‌نظر رسد، هیچگونه منافاتی با این موضوع ندارد.


=پانویس و منابع=
=پانویس و منابع=

نسخهٔ ‏۹ مارس ۲۰۲۰، ساعت ۱۵:۳۱

خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ يُكَوِّرُ ٱلَّيْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَيُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّيْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِى لِأَجَلٍ مُّسَمًّى أَلَا هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْغَفَّٰرُ
آسمانها و زمین را بحقّ آفرید؛ شب را بر روز می‌پیچد و روز را بر شب؛ و خورشید و ماه را مسخّر فرمان خویش قرار داد؛ هر کدام تا سرآمد معیّنی به حرکت خود ادامه می‌دهند؛ آگاه باشید که او قادر و آمرزنده است!
آیه 5 سوره زمر

چکیده

مقدمه

حس کنجکاوی و تمایل به شناخت پدیده‌های مادی و غیرمادی همواره آدمی را به سوی واکاوی و کنکاش مسائل گوناگون سوق داده است. یکی از موضوعاتی که فکر انسان را به خود مشغول داشته، پدیده شب و روز است که آدمی لحظه به لحظه با آن سروکار دارد و در سایه بازشناسی این پدیده به شناخت زمین، خورشید، ماه و دیگر اجرام آسمانی، ارتباط آن‌ها با یکدیگر و موقعیت آن‌ها نائل می‌گردد.

یکی از مسائلی که در بازشناسی پدیده شب و روز بررسی می‌شود، شکل زمین است. بدین معنا که اگر زمین مسطح باشد در این صورت وقوع شب و روز در تمام آن به صورت دفعی و یکپارچه انجام می‌گیرد، درحالی که همگان می‌دانند وقوع شب و روز در زمین به صورت تدریجی رخ می‌دهد، به‌گونه‌ای که همواره در زمان واحد، بخشی از زمین روز را می‌گذراند و بخشی دیگر شب را و این اتفاق صرفاً در شرایطی محقق می‌شود که شکل زمین کروی باشد.

هرچند طرح مسئله کرویت زمین در قرآن کریم موضوعی نو و بدیع نبوده است، اما بیان این موضوع علمی با استفاده از تعابیر گوناگون و به شکلی عالمانه بر شگفتی این کتاب آسمانی می‌افزاید. در این مقاله بر آنیم ضمن پرداختن به موضوع پیدایش شب و روز و ارتباط آن با کرویت زمین، آیات مربوط به آن را بررسی نماییم و از آنجا که محور این مقاله، آیه 5 سوره زمر است، لذا ابتدا به بررسی این آیه خواهیم پرداخت.

بررسی ادعای اعجاز در آیه 5 سوره زمر

خداوند متعال در آیه 5 سوره زمر می‌فرماید: «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقّ‏ِ يُكَوِّرُ الَّيْلَ عَلىَ النهََّارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلىَ الَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يجَْرِى لِأَجَلٍ مُّسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّار: آسمان‌ها و زمين را به حقّ آفريد. شب را به روز درمى‏پيچد و روز را به شب درمى‏پيچد و آفتاب و ماه را تسخير كرد. هر كدام تا مدّتى معيّن روان‌اند. آگاه باش كه او همان شكست‏‌ناپذير آمرزنده است.»

بررسی آیه نشان می‌دهد واژه «یکوّر» می‌تواند بر موضوع کرویت زمین دلالت کند. زیرا این واژه از ریشه «کور» است که برای آن معانی متعددی ذکر کرده‌اند، از جمله: گرداندن و گردآمدن [۱]، پیچاندن عمامه دور سر، افزایش، هودج یا جهاز شتر [۲][۳] که بر روی آن قرار می‌دهند، گله شتر یا گاو، کندوی زنبور [۴]، جمع شدن، به هم پیوستن، روی هم جمع شدن، دسته شدن، ترکیب و چسبندگی [۵]. «کوّر الشیء» به مفهوم گرداندن چیزی و پیوند دادن آن با دیگری [۶]، گرداندن چیزی به دور سر، چیزی را به روش دایره‌وار بستن [۷]، کم کردن و محو کردن [۸] است. همچنین مشدّد بودن این فعل، مبالغه را می‌رساند [۹] و به دلیل آنکه به باب تفعیل رفته است، مفهوم تدریج را به همراه دارد. بنابراین «یکوّر الّیل علی النّهار و یکوّر النّهار علی الّیل» بدین معناست که شب و روز به گرد یکدیگر می‌پیچند و این اتفاق کم‌کم، دائم و بسیار رخ می‌دهد.

واژه «یکوّر» در تفاسیر

ریشه «کور» در قرآن کریم سه‌بار به‌کار رفته است: یک‌بار در آیه 1 سوره تکویر که موضوع آن قیامت است، دوبار در آیه 5 سوره زمر که براساس آنچه در باب لغت پیرامون ریشه «کور» بیان شد، مفسران واژه «یکوّر» را در آیه بحث‌شده به معانی ذیل در نظر گرفته‌اند:

سایه انداختن؛ محو کردن؛ پوشاندن؛ تحت الشعاع قرار دادن؛ خاموش کردن؛ پوشانده شدن یکی به واسطه دیگری مشابه پیچاندن و گرد بستن لباس به کسی که آن را پوشیده؛ ناپدید کردن یکی توسط دیگری مشابه کسی که با پوششی پوشانده شده است؛ همواره به دور چیزی گشتن و به آن یورش بردن [۱۰]؛ داخل شدن یکی از آن دو در دیگری [۱۱] با افزایش و کاهش به گونه‌ای که هرمقدار بر یکی بیفزاید از دیگری می‌کاهد [۱۲][۱۳]؛ درهم پیچیدن، لوله کردن، طومار کردن (چیزی را)؛ کلاف کردن؛ پیچیدن (کالا، نخ، قرقره و نظایر آن)؛ یکی از آنها دیگری را ناپدید کند وقتی ناگهان می‌رسد؛ رفتن یکی و جایگزین کردن آن با دیگری یعنی روشنی با تاریکی و برعکس [۱۴] بنابراین آیه شریفه دلالت می‌کند بر اینکه روز و شب یکدیگر را می‌پوشانند و نحوه این پوشاندن به صورت گرد است، مانند پیچاندن عمامه بر سر. از آنجا که مکان تحقق شب و روز زمین است، لذا با شنیدن این سخن که شب به دور روز می‌پیچد و روز به دور شب می‌پیچید، ناخودآگاه ذهن آدمی به سمت گردبودن زمین متمایل می‌شود.

ایجاد شب و روز از منظر علمی

هرچند پدیده شب و روز از اتفاقاتی است که در تمام لحظات زندگی بشر به راحتی قابل مشاهده بوده است، اما کیفیت وقوع آن برای سالیان طولانی مجهول باقی مانده بود. به نظر می‌رسید خورشید در طول روز بالا و در طول شب پایین می‌رود. اما اینکه زمین ثابت است و خورشید به دور آن می‌چرخد یا برعکس، زمین چه شکلی دارد و سوالاتی از این قبیل ذهن جستجوگر انسان را به خود مشغول نموده بود.

به تدریج از قرن 16 میلادی دانشمندان پی بردند خورشید در نقطه‌ای از آسمان (منظومه شمسی) ثابت است و زمین به دور محور خود و همچنین به دور خورشید در یک مدار بیضی شکل می‌گردد و شب و روز به دلیل حرکت وضعی زمین (حرکت زمین به دور خود) اتفاق می‌افتد. هرچند انسان ساکن روی زمین، گردش زمین به دور محور خود و به دور خورشید را احساس نمی‌کند. این چرخش در شکل 1 نشان داده شده است.

شکل 1

همچنین همانطور که در شکل 2 مشاهده می‌شود، طول شبانه روز برای نقاط مختلف روی زمین و براساس مکان زمین نسبت به خورشید متغیر است. به عنوان نمونه برای کسانی که در خط استوای زمین قرار دارند طول روز همیشه 12 ساعت است، اما در قطب شمال برای چندین ماه در تابستان روز است و ماه‌ها در زمستان تاریک است. بنابراین چرخش زمین به دور خودش مفهوم روز و شب را برای ما تعریف می‌کند. اما محور دوران زمین نسبت به صفحه دوران خوشید 23.5 درجه انحراف دارد. بنابراین گاهی نیم‌کره شمالی و گاهی نیم‌کره جنوبی به خورشید متمایل هستند.

شکل2

سیر تاریخی فهم بشر از شکل زمین

بابلی‌ها 3000 سال قبل از میلاد، معتقد بودند زمین توخالی و شبیه صدف است. مصریان به زمین مربعی شکل اعتقاد داشتند. از دیدگاه آنها زمین چهارگوشه و کوه‌هایی در لبه برای نگهداری طاق آسمان داشت. ارسطو [۱۵] حدود 350 سال پیش از میلاد، معتقد بود زمین کروی شکل است و دلایل وی به شرح زیر بود:

1- اگر کشتی در هر جهت از ساحل دور شود، ابتدا دکل آن ناپدید می‌شود.

2- مقطع سایه زمین بر ماه در هنگام خسوف، بدون در نظر گرفتن وضع ماه، همیشه به صورت یک دایره است.

3- اگر کسی به طرف شمال یا به طرف جنوب مسافرت کند، در افق روبروی او ستارگان جدیدی ظاهر می‌شوند و در افق پشت سر او ستارگانی که قبلا دیده می‌شدند، ناپدید می‌شوند.

اولین مسیحیان نیز به زمین کروی ارسطو معتقد بودند، اما بعدها گفتند که در کتاب مقدس از چهارگوشه زمین نام برده شده است. بنابراین به زمین تخت و صفحه مانند معتقد بودند.

اولین فردی که محیط زمین را دقیق اندازه گرفت، اراتستن [۱۶] (195-276 قبل از میلاد) ریاضی‌دان یونانی بود. او می‌دانست که در ظهر اواسط تابستان، خورشید شهر سین[۱۷]، واقع در جنوب خانه‌اش در اسکندریه مصر، مستقیما درون چاه عمیقی می‌تابد. او در همان روز زاویه تابش خورشید بر فراز اسکندریه را 7.2 درجه اندازه گرفت. بنابراین زمین تخت نخواهد بود و کروی است. او می‌دانست که فاصله سین تا اسکندریه 772 کیلومتر است و بدین ترتیب محیط زمین را 38600 کیلومتر محاسبه کرد که در شکل 3 نحوه تابش خورشید در دو نقطه نشان داده شده است. این رقم به عدد واقعی 40075 کیلومتر بسیار نزدیک است.[۱۸]

شکل 3

امروز می‌دانیم که شکل واقعی زمین بیضوی است. اما اندازه نیم قطر بزرگ و کوچک آن خیلی با هم متفاوت نیست. به همین دلیل به آن بیشتر کروی می‌گویند تا بیضوی.[۱۹]

بدین ترتیب کرویت زمین سال‌ها پیش از نزول قرآن مطرح و اثبات شده بود، لذا طرح آن از زبان قرآن کریم اعجازی دربر ندارد و صرفاً از اشارات زیبای علمی قرآن کریم است.

آیات مربوط به کرویت زمین

هیچ یک از آیات قرآن به کرویت زمین تصریح نمی‌نماید، اما همانگونه که بیان شد، در برخی آیات اشارات لطیفی به آن شده است که به چند گروه تقسیم می‌شوند:

گروه اول آیاتی که بیانگر نوع ارتباط شب و روز با یکدیگر هستند[۲۰] [۲۱] [۲۲] [۲۳] [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] [۲۸] [۲۹] [۳۰] .

گروه دوم آیاتی که بیانگر مشارق و مغارب هستند [۳۱] [۳۲] [۳۳] [۳۴].

گروه سوم آیاتی که بیانگر گستردگی زمین هستند [۳۵] [۳۶] [۳۷] [۳۸] [۳۹] [۴۰] [۴۱] [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] .

گروه چهارم آیه 27 حج.

در ادامه به نحوه دلالت این آیات بر کرویت زمین و ارتباط آنها با این موضوع خواهیم پرداخت.

گروه اول: آیات بیانگر ارتباط شب و روز

خداوند در آیات متعددی از قرآن کریم، مخاطبان را به تامل در شب و روز و ارتباط آن‌ها با یکدیگر فرامی‌خواند و از آنها به عنوان نشانه یاد می‌نماید. آیاتی که به چگونگی ارتباط شب و روز می‌پردازد، با توجه به واژگان به‌کار‌رفته در آن‌ها عبارتند از:

دسته اول: آیاتی که در آن‌ها برای توصیف ارتباط شب و روز از واژه «یولج» استفاده شده است مانند آیه 6 سوره حدید که می‌فرماید: «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ».

مصدر «ایلاج» از ریشه «ولج» است که در لغت به معنی داخل‌شدن [۴۶][۴۷][۴۸] و از نظر راغب داخل‌شدن در جای تنگ [۴۹] است. لازمه وارد شدن در جای تنگ دو چیز است: اعمال زور و فشار، ارتباط تنگاتنگ و بسیار نزدیک اشیائی که در آن فضای تنگ کنار‌هم قرار گرفته‌اند. اما بررسی ماده «ولج» نشان می‌دهد لزوماً این ریشه به معنی ورود با اعمال زور و قدرت و در جای تنگ نیست، به عنوان مثال حضرت علی (ع) در ابتدای وصیت خود بعد از بازگشت از صفین چنین فرمود: «هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ فِي مَالِهِ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ لِيُولِجَهُ بِهِ الْجَنَّةَ وَ يُعْطِيَهُ بِهِ الْأَمَنَة: اين چيزى است كه بنده خدا، على پسر ابوطالب درباره مال خود دستور مى‏دهد و بدان خشنودى خدا را مى‏خواهد تا وى را به بهشت در آورد و آسوده‏اش دارد» [۵۰] قطعاً بهشت مکان تنگی نیست و هیچ بنده‌ای نمی‌تواند به اجبار به بهشت وارد شود. بنابراین «یولج» در آیات بحث‌شده به دوگونه می‌تواند معنا شود:

یکی به معنای واردشدن که این معنا در سایر مشتقات ریشه «ولج» نیز مشاهده می‌شود، مانند ولیجه به معنی دوست موثق [۵۱][۵۲][۵۳]، مولج به معنی محل ورود؛ ولاج به معنی در؛ ولجه به معنی غار یا جایی که عابر برای پناه گرفتن از باران و غیره به آن وارد می‌شود [۵۴].

دوم به معنی واردشدن در فضای تنگ که در این صورت لازمه آن، ارتباط تنگاتنگ شبانه روز و درهم‌آمیختگی آنهاست که این موضوع نیز براساس مشاهدات ما در هنگام طلوع و غروب خورشید و نیز آیاتی مانند 187 سوره بقره قابل پذیرش است. زیرا خداوند در این آیه روند صبح شدن را چنین بیان می‌فرماید: «...حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ ِ مِنَ الْفَجْر...» يعنى سپیدی هنگام صبح را که در تاریکی شب کم‌کم گسترده می‌شود، به ريسمان سفيد و تاريكى را به ريسمان سياه تشبيه كرده است و آن خط سفيد مجاور خط سياه قرار دارد [۵۵] و درهم‌آمیختگی شب و روز به اندازه‌ای است که خداوند با واژه «حتی یتبیّن: تا آشکار شود» مخاطب را به تشخیص آنها از یکدیگر فرامی‌خواند.

نکته شایان توجه آنکه هرچند ایلاج و دخول هردو به معنای وارد‌کردن است، اما تفاوت اندکی دارند؛ بدین صورت که دخول وارد شدن یکی به دیگری است به‌گونه‌ای که کاملاً آن را دربربگیرد، اما ایلاج واردشدن یکی به دیگری است به‌گونه‌ای که به آن متصل و مرتبط باشد و تحول و پیدایش دیگری کم‌کم حاصل ‌شود [۵۶].

بنابراین می‌توان گفت همانطور که علمای لغت و مفسران گفته‌اند مراد از تعبیر «ایلاج» در ارتباط شب و روز، طولانی شدن یکی [۵۷] [۵۸] همراه با کاهش دیگری است [۵۹][۶۰] یا به تعبیر برخی مفسران، سرخى تدریجی از طرف مشرق به هنگام غروب و گسترش تدریجی روز از فجر به هنگام طلوع است [۶۱].

نتیجه‌گیری

بررسی آیاتی که می‌تواند به‌گونه‌ای با موضوع کرویت مرتبط باشد، بیانگر چند نکته است. نخست آنکه هرچند پدیده شب و روز موضوعی است که انسان از ابتدای آفرینش با آن مواجه و همواره شاهد وقوع تدریجی آن بوده‌ است، اما تامل در برخی ویژگی‌های این واقعه که در آیات نیز در کمال ظرافت و در قالب واژگانی مانند یکوّر، یغشی، یولج، یقلّب بیان شده است، نکات ارزشمندی را برای انسان روشن می‌کند. لذا خداوند با تعبیراتی نظیر تبارک الله گفتن به خود در آیه 54 سوره اعراف، عبرت معرفی کردن این پدیده برای خردمندان در آیه 44 سوره نور، توجه دادن شکرگزاران و یادکنندگان خدا به جانشینی شب و روز در آیه 62 فرقان، آیه و نشانه بودن شب و روز در آیه 37 یس، انسان را به لطایف علمی آن جلب می‌کند. مفهوم واژگان مذکور هریک دربردارنده نکاتی است: یکوّر به معنی پیچیدن گرد چیزی و بیانگر گردبودن زمین است؛ یولج به معنی واردکردن در فضای تنگ و بیانگر ارتباط تنگاتنگ شب و روز و به عبارت دیگر همزمانی و وقوع تدریجی آنهاست؛ یغشی به معنی پوشاندن یکی با دیگری است؛ یقلّب به معنی دگرگونی تدریجی شب و روز است؛ جعل خلفه به معنی جانشینی آنها با یکدیگر به شکلی خاص است؛ نسلخ به معنی بیرون کشیدن شب از روز و بیانگر پیوستگی این دو مانند میوه و پوست آن است. دوم آنکه آیات بیانگر مشارق و مغارب نشان می‌دهد درصورت مسطح بودن زمین، وجود مشرق‌ها و مغرب‌ها در آن ناممکن می‌شد. سوم آنکه با بررسی واژگان و تفاسیر آیاتی که به پندار برخی بیانگر مسطح بودن زمین و در تضاد با کرویت آن است، روشن می‌شود کاربرد واژگانی مانند دحو، سطح، طحی، مدد، فراش، بسط به معنی آماده‌سازی زمین برای زندگی انسان و سایر جانداران، مسطح‌بودن در مقابل پستی و بلندی و نه در مقابل کروی بودن، وجود راه‌های هموار برای رفت و آمد حتی در میان کوه‌ها و نیز اشاره به رخداد دحوالارض یعنی خروج زمین از زیرآب و گسترده‌شدن خشکی است. همچنین وصف زمین به فراش از جهت رفاه و آسایش است، نه از جهت گستردگی آن و نیز در صورتی که دحو به معنای غلتاندن باشد، دلالت بر کرویت زمین می‌نماید. همچنین در زمین مسطح وجود گوشه‌ها و زوایا اجتناب‌ناپذیر است اما ترکیب «مناکب الارض» نشان می‌دهد زمین به جای گوشه، دارای انحناها و انحراف‌هایی شبیه انحراف محل تلاقی شانه و گردن و بازوست. نکته دیگر آنکه بزرگی کره زمین موجب می‌شود کسی که ساکن زمین است، هربخش آن را مسطح و هموار ببیند. چهارم آنکه وصف زمین با عمیق و عدم توصیف آن با واژه بعید، علی رغم هم‌معنایی ظاهری این دو واژه می‌تواند بیانگر نکته ظریفی باشد و آن اینکه عمیق و بعید هردو به معنای دور می‌باشند با این تفاوت که دوری در واژه عمیق همراه با گودی و پایین رفتن است و لذا کاربرد آن برای بیان بعد مسافت در زمین که به شکل کروی است، مناسب‌تر می‌باشد.

بنا بر آنچه گفته شد، زمین کروی است و هرچند مردم عصر نزول از این موضوع آگاه بودند، لکن قرآن با تاکید بر چگونگی ارتباط شب و روز از طریق به‌کاربردن واژگان خاص و تعبیر مشارق و مغارب و نیز وصف مسافت‌های دور با واژه عمیق به جای بعید، کروی بودن زمین را به انسان یادآوری می‌کند و آیاتی که در نگاه اول ممکن است با موضوع کرویت متضاد به‌نظر رسد، هیچگونه منافاتی با این موضوع ندارد.

پانویس و منابع

  1. ابن فارس، بی‌تا:912
  2. فراهیدی،1410: ج‏5، 400
  3. ابن منظور، 1414: ج‏5، 155
  4. مهیار، بی تا: 64
  5. نک: مصطفوی، 1360: ج10،133
  6. راغب، 1412: 729
  7. فیومی، بی‌تا: المتن، 543
  8. ابن منظور، 1414: ج‏5، 155
  9. فیومی، بی‌تا: المتن، 543
  10. علی‌بن‌ابراهیم،1367: ج2، 246
  11. طوسی، بی تا: ج9، 6
  12. طبرسی، 1372: ج8، 761
  13. شریف لاهیجی، 1373: ج3، 851
  14. زمخشری،1407: ج‏4، 112
  15. Aristotle
  16. Eratosthenes
  17. Syene
  18. "Lock Haven University, " The Flat Earth ", BUCKNELL University "Eratosthenes and the Size of
  19. HUNTER College ," The earth's shape is a spheroid
  20. تُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَتُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ وَتُخْرِجُ ٱلْحَىَّ مِنَ ٱلْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ ٱلْمَيِّتَ مِنَ ٱلْحَىِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ
    شب را در روز داخل می‌کنی، و روز را در شب؛ و زنده را از مرده بیرون می‌آوری، و مرده را زنده؛ و به هر کس بخواهی، بدون حساب، روزی می‌بخشی.»
    آیه 27 سوره آل عمران
  21. ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ يُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ وَأَنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌۢ بَصِيرٌ
    این (وعده نصرت الهی) بخاطر آن است (که او بر هر چیز قادر است؛ خداوندی) که شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌کند؛ و خداوند شنوا و بیناست!
    آیه 61 سوره حج
  22. أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِىٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
    آیا ندیدی که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌کند، و خورشید و ماه را مسخّر ساخته و هر کدام تا سرآمد معینی به حرکت خود ادامه می‌دهند؟! خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.
    آیه 29 سوره لقمان
  23. يُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِى لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ وَٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ
    او شب را در روز داخل می‌کند و روز را در شب؛ و خورشید و ماه را مسخّر (شما) کرده، هر یک تا سرآمد معیّنی به حرکت خود ادامه می‌دهد؛ این است خداوند، پروردگار شما؛ حاکمیّت (در سراسر عالم) از آن اوست: و کسانی را که جز او می‌خوانید (و می‌پرستید) حتی به اندازه پوست نازک هسته خرما مالک نیستند!
    آیه 13 سوره فاطر
  24. يُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ
    شب را در روز می‌کند و روز را در شب؛ و او به آنچه در دل سینه‌ها وجود دارد داناست.
    آیه 6 سوره حدید
  25. إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ يُغْشِى ٱلَّيْلَ ٱلنَّهَارَ يَطْلُبُهُۥ حَثِيثًا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ وَٱلنُّجُومَ مُسَخَّرَٰتٍۭ بِأَمْرِهِۦٓ أَلَا لَهُ ٱلْخَلْقُ وَٱلْأَمْرُ تَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَ
    پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز [= شش دوران‌] آفرید؛ سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت؛ با (پرده تاریک) شب، روز را می پوشاند؛ و شب به دنبال روز، به سرعت در حرکت است؛ و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشید که آفرینش و تدبیر (جهان)، از آن او (و به فرمان او) ست! پر برکت (و زوال‌ناپذیر) است خداوندی که پروردگار جهانیان است!
    آیه 54 سوره اعراف
  26. وَهُوَ ٱلَّذِى مَدَّ ٱلْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنْهَٰرًا وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ ٱثْنَيْنِ يُغْشِى ٱلَّيْلَ ٱلنَّهَارَ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
    و او کسی است که زمین را گسترد؛ و در آن کوه‌ها و نهرهایی قرار داد؛ و در آن از تمام میوه‌ها دو جفت آفرید؛ (پرده سیاه) شب را بر روز می‌پوشاند؛ در اینها آیاتی است برای گروهی که تفکر می‌کنند!
    آیه 3 سوره رعد
  27. يُقَلِّبُ ٱللَّهُ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُو۟لِى ٱلْأَبْصَٰرِ
    خداوند شب و روز را دگرگون می‌سازد؛ در این عبرتی است برای صاحبان بصیرت!
    آیه 44 سوره نور
  28. وَهُوَ ٱلَّذِى جَعَلَ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ خِلْفَةً لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا
    و او همان کسی است که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد برای کسی که بخواهد متذکّر شود یا شکرگزاری کند (و آنچه را در روز کوتاهی کرده در شب انجام دهد و به عکس).
    آیه 62 سوره فرقان
  29. وَءَايَةٌ لَّهُمُ ٱلَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ ٱلنَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ
    شب (نیز) برای آنها نشانه‌ای است (از عظمت خدا)؛ ما روز را از آن برمی‌گیریم، ناگهان تاریکی آنان را فرا می‌گیرد!
    آیه 37 سوره یس
  30. خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ يُكَوِّرُ ٱلَّيْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَيُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّيْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِى لِأَجَلٍ مُّسَمًّى أَلَا هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْغَفَّٰرُ
    آسمانها و زمین را بحقّ آفرید؛ شب را بر روز می‌پیچد و روز را بر شب؛ و خورشید و ماه را مسخّر فرمان خویش قرار داد؛ هر کدام تا سرآمد معیّنی به حرکت خود ادامه می‌دهند؛ آگاه باشید که او قادر و آمرزنده است!
    آیه 5 سوره زمر
  31. رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ ٱلْمَشَٰرِقِ
    پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرقها!
    آیه 5 سوره صافات
  32. فَلَآ أُقْسِمُ بِرَبِّ ٱلْمَشَٰرِقِ وَٱلْمَغَٰرِبِ إِنَّا لَقَٰدِرُونَ
    سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها که ما قادریم...
    آیه 40 سوره معارج
  33. رَبُّ ٱلْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ ٱلْمَغْرِبَيْنِ
    او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است!
    آیه 17 سوره الرحمن
  34. فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِـَٔايَٰتِهِۦٓ أُو۟لَٰٓئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُم مِّنَ ٱلْكِتَٰبِ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُوٓا۟ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ قَالُوا۟ ضَلُّوا۟ عَنَّا وَشَهِدُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا۟ كَٰفِرِينَ
    چه کسی ستمکارتر است از آنها که بر خدا دروغ می‌بندند، یا آیات او را تکذیب می کنند؟! آنها نصیبشان را از آنچه مقدّر شده (از نعمتها و مواهب این جهان) می‌برند؛ تا زمانی که فرستادگان ما [= فرشتگان قبض ارواح‌] به سراغشان روند و جانشان را بگیرند؛ از آنها می‌پرسند: «کجایند معبودهایی که غیر از خدا می‌خواندید؟! (چرا به یاری شما نمی‌آیند؟!)» می‌گویند: «آنها (همه) گم شدند (و از ما دور گشتند!)» و بر ضدّ خود گواهی می‌دهند که کافر بودند!
    آیه 37 سوره اعراف
  35. وَٱلْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ
    و زمین را بعد از آن گسترش داد،
    آیه 30 سوره نازعات
  36. هُوَ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ ذَلُولًا فَٱمْشُوا۟ فِى مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا۟ مِن رِّزْقِهِۦ وَإِلَيْهِ ٱلنُّشُورُ
    او کسی است که زمین را برای شما رام کرد، بر شانه‌های آن راه بروید و از روزیهای خداوند بخورید؛ و بازگشت و اجتماع همه به سوی اوست!
    آیه 15 سوره ملک
  37. وَإِلَى ٱلْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ
    و به زمین که چگونه گسترده و هموار گشته است؟!
    آیه 20 سوره غاشیه
  38. وَٱلْأَرْضِ وَمَا طَحَىٰهَا
    و به زمین و کسی که آن را گسترانیده،
    آیه 6 سوره شمس
  39. وَهُوَ ٱلَّذِى مَدَّ ٱلْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنْهَٰرًا وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ ٱثْنَيْنِ يُغْشِى ٱلَّيْلَ ٱلنَّهَارَ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
    و او کسی است که زمین را گسترد؛ و در آن کوه‌ها و نهرهایی قرار داد؛ و در آن از تمام میوه‌ها دو جفت آفرید؛ (پرده سیاه) شب را بر روز می‌پوشاند؛ در اینها آیاتی است برای گروهی که تفکر می‌کنند!
    آیه 3 سوره رعد
  40. وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَىْءٍ مَّوْزُونٍ
    و زمین را گستردیم؛ و در آن کوه‌های ثابتی افکندیم؛ و از هر گیاه موزون، در آن رویاندیم؛
    آیه 19 سوره حجر
  41. وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۭ بَهِيجٍ
    و زمین را گسترش دادیم و در آن کوه‌هائی عظیم و استوار افکندیم و از هر نوع گیاه بهجت‌انگیز در آن رویاندیم،
    آیه 7 سوره ق
  42. وَإِذَا ٱلْأَرْضُ مُدَّتْ
    و در آن هنگام که زمین گسترده شود،
    آیه 3 سوره انشقاق
  43. ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ فِرَٰشًا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءً وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلَا تَجْعَلُوا۟ لِلَّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ
    آن کس که زمین را بستر شما، و آسمان [= جو زمین‌] را همچون سقفی بالای سر شما قرار داد؛ و از آسمان آبی فرو فرستاد؛ و به وسیله آن، میوه‌ها را پرورش داد؛ تا روزی شما باشد. بنابر این، برای خدا همتایانی قرار ندهید، در حالی که می‌دانید (هیچ یک از آنها، نه شما را آفریده‌اند، و نه شما را روزی می‌دهند).
    آیه 22 سوره بقره
  44. وَٱلْأَرْضَ فَرَشْنَٰهَا فَنِعْمَ ٱلْمَٰهِدُونَ
    و زمین را گستردیم، و چه خوب گستراننده‌ای هستیم!
    آیه 48 سوره ذاریات
  45. وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ بِسَاطًا
    و خداوند زمین را برای شما فرش گسترده‌ای قرار داد...
    آیه 19 سوره نوح
  46. ابن فارس، بی‌تا: 1105
  47. طریحی، 1375: ج‏2، 335
  48. ابن‌منظور، 1414: ج2، 399
  49. راغب، 1412: 883
  50. سیدرضی، 1414: 380
  51. راغب، 1412: 883
  52. طریحی، 1375: ج‏2، 335
  53. ابن‌منظور، 1414: ج2، 399
  54. ابن‌منظور، 1414: ج2، 399
  55. طباطبایی، 1417: ج2، 48
  56. مصطفوی، 1360: ج13، 197
  57. ابن‌منظور، 1414: ج2، 399
  58. راغب، 1412: 883
  59. طباطبایی، 1417: ج3، 135
  60. مکارم، 1374: ج2، 493
  61. مکارم، 1374: ج2، 494


1. USRA, "About Day and Night" ,in  http://www.lpi.usra.edu/education/skytellers/day_night/about.shtml

2. Lock Haven University, " The Flat Earth ", in  http://www.lhup.edu/~dsimanek/flat/flateart.htm

3. University of California, "The Shape of the Earth",in  http://www.ncgia.ucsb.edu/giscc/units/u015/u015_f.html

4. HUNTER COLLEGE , "The earth's shape is a spheroid" ,in http://www.geo.hunter.cuny.edu/~jochen/GTECH201/Lectures/Lec6concepts/Datums/The%20earths%20shape%20is%20a%20spheroid.htm

5. BUCKNELL University "Eratosthenes and the Size of the Earth"  http://www.eg.bucknell.edu/physics/astronomy/astr101/specials/eratosthenes.html