مکان سد ذوالقرنین طبق آدرس ابن خلدون

از شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ءَاتُونِى زُبَرَ ٱلْحَدِيدِ حَتَّىٰٓ إِذَا سَاوَىٰ بَيْنَ ٱلصَّدَفَيْنِ قَالَ ٱنفُخُوا۟ حَتَّىٰٓ إِذَا جَعَلَهُۥ نَارًا قَالَ ءَاتُونِىٓ أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا
قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید (و آنها را روی هم بچینید)!» تا وقتی که کاملاً میان دو کوه را پوشانید، گفت: «(در اطراف آن آتش بیفروزید، و) در آن بدمید!» (آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، و گفت: «(اکنون) مس مذاب برایم بیاورید تا بر روی آن بریزم!»
آیه 96 سوره کهف

عبارت محوری

زبر الحدید...افرغ علیه قطرا

بیان مطلب علمی

مطابق آدرسی که ابن خلدون در کتاب المقدمه [۱]خود داده است و تطبیق آن با دیگر قرائن تاریخی، جغرافیایی، تاریخ طبیعی، ژنتیکی و زبان شناسی، به نظر می رسد یخچال مالاسپینا در آلاسکا (یعنی محل تلاقی یخچالهای Seward و Malaspina که درست بر روی مرز کانادا و آلاسکا قرار دارد) محتمل ترین کاندیدا برای محل سد ذوالقرنین است.

ظاهرا حدود ۱۳۰۰ تا ۱۲۰۰ سال پیش، یک نوزایی در یخچالهای این نواحی رخ داده است که می تواند و شاید با ادعای شکسته شدن سد ذوالقرنین (مطابق ماجرای خواب خلیفه عباسی و شایعه شکستن سد مقارن با حوالی سال ولادت امام حسن عسکری علیه السلام) و انفجار بزرگ آتش فشانی کوه چرچیل در همان ناحیه و در همان حوالی زمانی مرتبط باشد. همان انفجاری که سبب تحریک مهاجرتهای بزرگ از آلاسکا به دیگر نواحی قاره آمریکا و اوراسیا شد. فرضیه پیشنهادی: بزرگترین یخچال سرریزی جهان (با عمق ۳۰۰ متر) بر اثر شکسته شدن سد ذوالقرنین یا پس از شکسته شدن آن شکل گرفته و یا بر حجم آن افزوده شده است. نزدیکترین کوه به این محل، سنت الیاس نام دارد. طبق برخی گزارش های تواریخ اسلامی، همراهان ذوالقرنین "الیاس و خضر" علی نبینا و علی آله و علیهم السلام بوده اند. معنای لغوی Seward هم "نگهبان پیروز" یا "نگهبانان پیروز" است (که معادل لاتینی برگزیده شده توسط اروپائیان برای واژه محلی کاتال یا قاتال بوده است). به جز یاکوتها (شاید همان قوم منتسب به یاجوج)، مردمان Seward در کنار این ناحیه در قدیم سکونت دائم داشته اند. هم به پشت سد، Seward نام نهاده اند و هم به مردمان کنار (ولی بیرون از) سد. اکثر کوهستان های آن نواحی یا در معنای نام خود آهن و سنگ آهن دارند و یا معنای محافظ و نگهبان. به سلسله جبال اصلی اوراسیایی منتهی به برینگ و دریای کنار آن نواحی و مردمان کنار آن دریا، Chukchi یا Chukchee می گویند که می تواند همان "قاف چی" یا همان "شاخ چی" یا همان "قله چی" یا همان "صاحب کوه" یا همان "ذوالقرن و ذوالقرنین" باشد. از معانی مهم "قرن"، بلندی و ارتفاعات است. والله اعلم. همچنین مرحوم مجلسی (ره) به نقل از ثعلبی محل ساخت سد ذوالقرنین را «پایان خاوری سرزمین ترک» خوانده‌است که با آدرس ابن خلدون و شواهد تاریخی و زبان شناختی آن منطقه تطابق کامل دارد.

برای آدرس دقیق و مشخصات این منطقه لینک زیر تقدیم می شود: https://en.m.wikipedia.org/wiki/Malaspina_Glacier



ابن خلدون در کتاب معروف المقدمه خویش وقتی که صحبت از اقلیم های هفتگانه جغرافیایی می کند، شرح می دهد که یاجوج و ماجوج اقوامی هستند که پشت کوه قوقیا قرار دارند. او نزدیک به ۱۵ بار از یاجوج و ماجوج یاد می کند و چندین آدرس جغرافیایی از آنها و کوه قوقیا می دهد. وقتی این موارد را با نقشه جهان از قرن ۱۱ میلادی از کتاب دیوان ترک کاشغری کنار هم می گذاریم، کاملا هویدا می شود که او آدرس جایی را که امروز حوالی تنگه برینگ و آلاسکا می نامند به عنوان محل سد ذوالقرنین می دهد.

طبق قرآن کریم، سد ذوالقرنین مانع از تهاجم مردمان بیگانه بوده است. تنگه برینگ و آلاسکا هم بین دو دسته از بیگانه ترین مردمان کهن با هم (یعنی آسیا و آمریکای شمالی) قرار داشته است.

دریایی در کنار این تنگه قرار دارد که نامش

chukchi
است و حدود ۵ تا ۱۲ هزار سال پیش یک دشت خشک بوده است. شباهت نام قوقیا با نام این دریا (علاوه بر خود آدرسی که ابن خلدون می دهد) موید این است که منظور ابن خلدون، خود نواحی حوالی تنگه برینگ و آلاسکا بوده است.

ابن خلدون نکاتی پیرامون زبان و نژاد مردمان اطراف این نواحی بیان می کند که باز هم موید آدرسی است که داده است.

او بیان می کند که از سرزمین مردمان یاجوج و ماجوج، راه زمینی به منتنه (مونتانا) و محفور (گرند کنیون) وجود دارد. او می گوید که محفور یکی از شگفتی های زمین است و می گوید دره ای عمیق و شگفت انگیز است و رودی جاری در کف آن قرار دارد (رود کلرادو). اینها همه موید این است که او دقیقا آدرس قاره آمریکای شمالی و نهایتا تنگه برینگ را داده است. (اینکه مسلمین در کتب خود حدود ۳۰۰ سال قبل از کریستف کلمب خبر از مونتانا، آلاسکا و رود کلرادو را داده اند مساله ای بسیار مهم است.)

تنگه برینگ، بین شمال شرق آسیا و شمال غرب آمریکا (یعنی بین منتهای خاور دور روسیه و منتهای مغرب آلاسکا) قرار دارد.

این امر در صورت بررسی بیشتر و اثبات، ممکن است یک اعجاز جغرافیای تاریخی و طبیعی و انسانی از سوی قرآن کریم باشد و یا حداقل یک شگفتی و نکته بدیع و اِخبار دقیق بر شگفتی هایی که از این کتاب مقدس می شناسیم، بیافزاید.

منابع و پانویس

  1. ابن خلدون، المقدمه.