خاموش شدن ماه از منظر قرآن و علم

از شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
وَجَعَلْنَا ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ ءَايَتَيْنِ فَمَحَوْنَآ ءَايَةَ ٱلَّيْلِ وَجَعَلْنَآ ءَايَةَ ٱلنَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا۟ فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا۟ عَدَدَ ٱلسِّنِينَ وَٱلْحِسَابَ وَكُلَّ شَىْءٍ فَصَّلْنَٰهُ تَفْصِيلًا
ما شب و روز را دو نشانه توحید و عظمت خود قرار دادیم؛ سپس نشانه شب را محو کرده، و نشانه روز را روشنی‌بخش ساختیم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبید (و به تلاش زندگی برخیزید)، و عدد سالها و حساب را بدانید؛ و هر چیزی را بطور مشخّص و آشکار، بیان کردیم.
آیه 12 سوره اسراء

چکیده

در آیه 12 سوره اسراء خداوند از محو آیه لیل و مبصر قرار دادن آیه روز سخن می‌گوید. برخی از صاحبنظران چنین ادعا کرده‌اند که منظور از محو آیه لیل در این آیه، خاموش کردن ماه است، چراکه یافته‌های علمی نشان می‌‌دهد که ماه زمانی روشن و فروزان بوده و از خود نور داشته است. اما مفسران در خصوص اینکه مراد از آیه لیل و آیه نهار چیست و به تبع آن درباره معنای محو آیه لیل اختلاف نظر دارند. در این نوشتار بر آنیم که با بررسی و سنجش نظرات مفسران، شواهد و قرائن موجود در آیات و روایات و همچنین آخرین یافته‌های علمی میزان صحت و سقم ادعای مطرح شده را ارزیابی نماییم.

مقدمه

شب و روز دو نشانه از نشانه‌های شگفت‌انگيز الهی هستند. روز براى تلاش و كسب و كار و شب براى آسايش و آرامش قرار داده شده و اين نشانى از قدرت خداست. خداوند در آیه 12 سوره اسراء به آیه بودن شب و روز اشاره می‌کند و در ادامه خصوصیات جالبی برای آیه لیل و آیه نهار و نقش آنها در زندگى انسان بیان می‌نماید:

«وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا»، اسراء/ 17/12

شب و روز را دو نشانه قرار داديم، نشانه شب را تيره‏گون و نشانه روز را روشنى‏‌بخش گردانيديم تا فضلى از پروردگارتان بجوييد و تا شماره سال‌ها و حساب را بدانيد و هر چيزى را به روشنى باز نمود.

در این آیه، خداوند می‌‌فرماید که آیه شب را محو نموده و آیه روز را روشن و پر فروغ گردانیده است. در ادامه آیه، علت این امور را در دو چیز معرفی می‌نماید؛ دستیابی به فضل پروردگار و شناخت شماره سال‌ها و حساب امور.

برخی از محققان در موضوع اعجاز علمی قرآن ادعا نموده‌اند که این آیه به یک موضوع علمی اشاره دارد[۱][۲]. آنان برآنند که اولاً مراد از آیه شب، ماه است و ثانیاً، با توجه به معنای لغوی «محو» که از بین رفتن اثر شیء است، گویا زمانی، ماه همچون خورشید فروزان و مشتعل بوده است و خداوند با خاموش کردن آن به تعبیری اثر آن را محو کرده و آن را به شکل امروزی آن که تنها بازتاب دهنده نور خورشید است، در آورده است.

اما باید دید که آیا چنین ادعایی می‌تواند با مفاهیم مطرح شده در آیه سازگار باشد یا خیر. بدین منظور ابتدا باید به دو سوال اساسی پاسخ دهیم. اینکه منظور از آیه لیل و آیه نهار چیست و محو آیه لیل به چه معناست. برای یافتن پاسخ این سوالات می‌بایست به بررسی آراء مفسران در این آیه پرداخته و با توجه به شواهد و قرائن موجود، دیدگاهی را که از قوت بیشتری برخوردار است، مشخص نماییم.

منظور از «آیة اللیل» و «آیة النهار»

واژه «آیه» به معنای علامت[۳][۴] و نشانه ظاهر [۵] گفته شده است. اما سوال اساسی اینجاست که خداوند با اضافه کردن واژه آیة به اللیل و النهار در عبارت «فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً» به چه پدیده‌هایی اشاره می ‌نماید. مفسران دو دیدگاه عمده درباره معنای «آیة اللیل» و «آیة النهار» مطرح کرده‌اند:

دیدگاه اول: شب و روز

گروهی از مفسران منظور از «آیة اللیل» را خود لیل و منظور از «آیة النهار» را خود نهار می‌دانند[۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶]. بر این اساس اضافه واژه آیة به اللیل و النهار، اضافه بیانیه است [۱۷][۱۸][۱۹][۲۰].

شواهد موید دیدگاه اول:

به کار بردن ویژگی مبصرة

واژه «مبصرة» به معانی روشن [۲۱][۲۲][۲۳]، بیّن و واضح [۲۴][۲۵] و بینا کننده و وسیله دیدن [۲۶][۲۷] آمده است. ویژگی مبصرة که در این آیه برای آیه نهار استعمال شده، به طور کلی 6 بار به صورت مفرد و 1 بار به صورت جمع در آیات قرآن به کار رفته است که به استثناء آیه مورد بحث ما، در سه آیه دیگر برای خود نهار، در دو آیه به عنوان صفت معجزات پیامبران الهی و در یک آیه به عنوان ویژگی تقواپیشگان استعمال شده و در هیچ آیه‌ای برای شمس استفاده نشده است. این قرینه می‌تواند مویدی برای دیدگاه اول باشد.

در جدول1) می توانید موارد کاربرد صفت مبصر درآیات قرآن را ملاحظه نمایید.

جدول 1) موارد استعمال صفت مبصر در آیات قرآن
ردیف کاربردهای صفت مبصر آیات
1 در 3 آیه به عنوان ویژگی نهار هُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً ... یونس/67
أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً ... نمل/86
اللَّهُ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً ... غافر/61
2 در 2 آیه به عنوان صفت معجزات پیامبران الهی ...وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً ... إسراء/59
فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ نمل/13
3 در 1 آیه به صورت جمع به عنوان ویژگی تقواپیشگان إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ أعراف/201

ظاهر آیه

برخی از مفسران معتقدند که دیدگاه اول یعنی شب و روز بودن آیه لیل و نهار، تطابق بیشتری با ظاهر آیه دارد [۲۸][۲۹] و این خود می‌تواند قرینه‌ای برای تقویت این احتمال باشد.

دیدگاه دوم: ماه و خورشید

برخی از مفسران برآنند که منظور از «آیة اللیل»، ماه و منظور از «آیة النهار»، خورشید است[۳۰][۳۱][۳۲][۳۳][۳۴][۳۵] بر این اساس اضافه واژه آیة به اللیل و النهار اضافه لامیه (اختصاصیه) است [۳۶][۳۷][۳۸]. این دسته از مفسران را با توجه به اینکه چه معنایی برای دو واژه اللیل و النهار در جمله ابتدایی آیه یعنی «وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ» در نظر می‌گیرند، می‌توان به سه دسته تقسیم نمود:

  • عده‌ای با توجه به اینکه منظور از «آیة اللیل» و «آیة النهار» را ماه و خورشید معرفی کرده‌اند، در جمله ابتدایی نیز منظور از اللیل و النهار را ماه و خورشید دانسته‌اند[۳۹][۴۰].
  • برخی دیگر از مفسرین در جمله ابتدایی واژه‌ای را در تقدیر دانسته‌اند. البته در اینکه واژه محذوف در این جمله چه بوده است، نیز اختلاف نظر وجود دارد و مفسران سه احتمال را برای آن مطرح کرده‌اند:

الف) «و جعلنا نیری اللیل و النهار آیتین» [۴۱][۴۲][۴۳][۴۴][۴۵][۴۶][۴۷] یعنی خداوند نور شب و نور روز را دو آیه قرار داد.

ب) «و جعلنا اللیل و النهار ذوی آیتین» [۴۸][۴۹][۵۰] یعنی خداوند شب و روز را صاحب دو آیه قرار داد.

ج) «و جعلنا فی اللیل و النهار آیتین» [۵۱][۵۲] یعنی خداوند در شب و روز دو آیه قرار داد.

  • دسته دیگری از مفسران برآنند که منظور از اللیل و النهار در جمله ابتدایی، همان معنای ظاهری آن دو یعنی شب و روز است [۵۳][۵۴][۵۵][۵۶] .هرچند که منظور از «آیة اللیل» و «آیة النهار» در جملات بعدی ماه و خورشید باشد. به عبارت دیگر شب و روز در عین حال که فی نفسه آیه و نشانه الهی هستند، درونشان نیز آیاتی وجود دارد که بارزترین آنها ماه و خورشید است. بدین ترتیب خداوند در جمله اول آیه بودن شب و روز را بیان می‌نماید و در جملات بعدی به ترتیب به آیاتی که درون شب و روز قرار دارند، یعنی ماه و خورشید اشاره می‌نماید.

در جمع‌بندی این آراء باید گفت که اگر بنا را بر عدم در تقدیر گرفتن چیزی در آیه بگذاریم، به نظر می‌رسد که از میان این سه دیدگاه، نظر سوم مناسبت بیشتری با ظاهر آیه دارد.

در جدول 2) می‌توانید خلاصه این آراء را مشاهده نمایید.

جدول 2) منظور از اللیل و النهار در جمله ابتدایی آیه «وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ» بنابر دیدگاه دوم
معنای لیل و نهار تقدیر آیه مفسران
ماه و خورشید و جعلنا نیری اللیل و النهار آیتین زمخشری، ج2، ص652؛ فخرالدین رازی، ج20، ص306؛ نک. بیضاوی، ج3، ص250؛ نک. ابوحیان، ج7، ص20؛ نک. قمی مشهدی، ج7، ص366؛ آلوسی، ج8، ص26؛ شریف لاهیجی، ج2، ص782
و جعلنا اللیل و النهار ذوی آیتین آلوسی، ج8، ص26؛ نک. بیضاوی، ج3، ص250؛ نک. قمی مشهدی، ج7، ص366
و جعلنا فی اللیل و النهار آیتین ابوحیان، ج7، ص20؛ آلوسی، ج8، ص26
شب و روز مجلسی، ج54، ص132؛ ابن عاشور، ج14، ص36؛ صادقی تهرانی، ج17، ص88؛ نک. شعبان، ص287

شواهد موید دیدگاه دوم

تعلیل «لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ»

از جمله شواهدی که نشان می‌دهد منظور از آیه لیل و نهار، ماه و خورشید است، تعلیلی است که در ادامه آیه بیان شده است. خداوند در این آیه پس از ذکر آیه بودن شب و روز، محو آیه شب و مبصر قرار دادن آیه روز به بیان علل این مسائل پرداخته و یکی از این علت‌ها را شناسایی شمار سال‌ها و حساب امور معرفی می‌نماید:

وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ...

این‌چنین تعلیلی تنها در یک آیه دیگر قرآن مطرح شده و آن هم در رابطه با ماه و خورشید است:

هُوَ ٱلَّذِى جَعَلَ ٱلشَّمْسَ ضِيَآءً وَٱلْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُۥ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا۟ عَدَدَ ٱلسِّنِينَ وَٱلْحِسَابَ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِٱلْحَقِّ يُفَصِّلُ ٱلْءَايَٰتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
او کسی است که خورشید را روشنایی، و ماه را نور قرار داد؛ و برای آن منزلگاه‌هایی مقدّر کرد، تا عدد سالها و حساب (کارها) را بدانید؛ خداوند این را جز بحق نیافریده؛ او آیات (خود را) برای گروهی که اهل دانشند، شرح می‌دهد!
آیه 5 سوره یونس

یکی از بزرگترين فوائد ماه اين است كه بشر به وسيله آن شماره سال و ماه‌‏ها و حساب‌‏هاى ديگر را بداند و به انجام وظائف خود بپردازد. زيرا تشخيص سال و ماه و ... بدون وجود خورشيد و ماه امكان‏‌پذير نيست [۵۷]. در آیه دیگری خداوند به صراحت بیان می‌نماید که این ماه و خورشید هستند که وسیله حساب اوقات و امورند[۵۸]:

فَالِقُ ٱلْإِصْبَاحِ وَجَعَلَ ٱلَّيْلَ سَكَنًا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْعَلِيمِ
او شکافنده صبح است؛ و شب را مایه آرامش، و خورشید و ماه را وسیله حساب قرار داده است؛ این، اندازه‌گیری خداوند توانای داناست!
آیه 96 سوره انعام

بدین ترتیب به نظر می‌رسد که به کار بردن این تعلیل در آیه می‌تواند این دیدگاه را که منظور از آیه لیل و نهار، ماه و خورشید است، تقویت کند.

روایات تفسیری

روایات بسیاری در تفسیر آیه 12 سوره اسراء از معصومین ع به دست ما رسیده است. این روایات را می‌توان از لحاظ مضمونی، به سه دسته تقسیم کرد:

1. دسته اول روایاتی هستند که در آن‌ها ضمن اشاره به آیه 12 سوره اسراء، ماه به طور ضمنی به عنوان «آیة اللیل» معرفی شده و محو شدن آن نیز، مرتبط با تیرگی‌هایی که در سطح آن مشاهده می‌شود، دانسته شده است. از جمله این روایات می‌توان به روایات متعددی از پیامبر ص [۵۹][۶۰][۶۱]، امام علی ع [۶۲][۶۳][۶۴][۶۵][۶۶][۶۷][۶۸] و امام صادق ع[۶۹] اشاره کرد. از امام علی ع روایت شده است که در پاسخ شخصی که از او درباره لکه‌های ماه می‌پرسد، می‌فرماید که این لکه‌ها همان محو شدن آیه شب است:

وَ رُوِيَ أَنَّ ابْنَ الْكَوَّاءِ سَأَلَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَنِ اللَّطْخَةِ الَّتِي فِي وَجْهِ الْقَمَرِ فَقَالَ ذَاكَ مَحْوُ آيَةِ اللَّيْلِ [۷۰]

مجلسی در توضیح این روایت می‌گوید: ظاهر کلام معصوم ع تفسیر آیه لیل و نهار به قمر و شمس است، نه شب و روز، هرچند که مراد از آیتین در ابتدای آیه، شب و روز باشد[۷۱].

2. دسته دوم، روایاتی هستند که در تفسیر این آیه به این موضوع اشاره دارند که ماه نیز همانند خورشید فروزان و درخشنده بوده، ولی خداوند نور ماه را محو كرده است [۷۲]. اگر ماه به حال خود واگذارده مى‌‏شد و همچون خورشيد نور آن محو نمى‌‏گشت، شب از روز و روز از شب ممتاز و مشخص نبود و مردم تعداد سال‌ها را نمى‏‌دانستند[۷۳][۷۴]. این روایات نیز به طور ضمنی به اینکه ماه و خورشید، آیه شب و روز هستند، اشاره می‌نمایند.

3. دسته سوم نیز شامل روایتی از امام علی ع می‌شود که در آن به صراحت «آیة اللیل» را ماه و «آیة النهار» را خورشید معرفی می‌نمایند. در خطبه 91 نهج البلاغه چنین آمده است:

وَ جَعَلَ شَمْسَهَا آيَةً مُبْصِرَةً لِنَهَارِهَا وَ قَمَرَهَا آيَةً مَمْحُوَّةً مِنْ لَيْلِهَا وَ أَجْرَاهُمَا فِي مَنَاقِلِ مَجْرَاهُمَا وَ قَدَّرَ سَيْرَهُمَا فِي مَدَارِجِ دَرَجِهِمَا لِيُمَيِّزَ بَيْنَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ بِهِمَا وَ لِيُعْلَمَ عَدَدُ السِّنِينَ وَ الْحِسَابُ بِمَقَادِيرِهِمَا

و خورشید را نشانه روشنى‌بخش روز، و ماه را، نشانه محو شده شب‏ قرار داد، و آن دو را در مسير حركت خويش به حركت در آورد، و حركت آن دو را دقيق اندازه‌گيرى كرد تا در درجات تعيين شده حركت كنند تا شب و روز به وسیله ماه و خورشید از هم متمایز شده و قابل تشخيص شوند، و با رفت و آمد آن‏ها شماره سال‌ها، و اندازه‌گيرى زمان ممكن باشد.

چنانکه ملاحظه می‌شود در این روایت امام علی ع به صراحت آیه محو شده شب را ماه و آیه روشنی بخش روز را خورشید معرفی می‌نمایند. علاوه بر این شناخت شمار سال‌ها و حساب امور را نیز وابسته به سیر و مقادیر ماه و خورشید می‌دانند که می‌تواند مویدی برای شاهد اول این دیدگاه باشد.

بدین ترتیب با توجه به اینکه در روایات متعددی به گونه‌های مختلف، به اینکه منظور از «آیة اللیل» و «آیة النهار»، ماه و خورشید است، اذعان شده است، باید گفت که این روایات قرینه محکمی برای تقویت این دیدگاه هستند. خلاصه ای از انواع روایات تفسیری به همراه نمونه‌ای از هر دسته را می‌توانید در جدول3) ملاحظه نمایید.

جدول3) تقسیم بندی روایات تفسیری آیه 12 سوره اسراء از لحاظ مضمون
ردیف مضمون روایات نمونه
1 روایاتی که محو شدن آیه لیل را مرتبط با تیرگی‌های سطح ماه می‌داند. عن أبي الطفيل قال: نادا ابن الكوا عليا عليه السلام فقال: يا أمير المؤمنين أخبرنى عن هذا السواد في القمر؟ قال: هو قول الله «فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ»[۷۵]
2 روایاتی که می‌گویند: ماه نیز همانند خورشید فروزان و درخشنده بوده، ولی خداوند نور ماه را محو كرده است. قَالَ الْحَسَنُ ع: ... أَمَّا الْمَحْوُ الَّذِي فِي الْقَمَرِ فَإِنَّ ضَوْءَ الْقَمَرِ كَانَ مِثْلَ ضَوْءِ الشَّمْسِ فَمَحَاهُ اللَّهُ وَ قَالَ فِي كِتَابِهِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً [۷۶]
3 روایتی که به صراحت «آیة اللیل» را ماه و «آیة النهار» را خورشید معرفی می‌نماید. وَ جَعَلَ شَمْسَهَا آيَةً مُبْصِرَةً لِنَهَارِهَا وَ قَمَرَهَا آيَةً مَمْحُوَّةً مِنْ لَيْلِهَا ...[۷۷]

پانویس و منابع

  1. نک. الحاج احمد، ص307
  2. نک. شعبان، ص288
  3. ابن منظور، ج14، ص56
  4. قرشی، ج1، ص145
  5. راغب، ص101
  6. طوسی، ج6، ص454
  7. نک. طبرسی، ج6، ص619
  8. زمخشری، ج2، ص652
  9. فخرالدین رازی، ج20، ص306
  10. بیضاوی، ج3، ص250
  11. ابوحیان، ج7، ص20
  12. قمی مشهدی، ج7، ص366
  13. آلوسی، ج8، ص26
  14. ابن عاشور، ج14، ص36
  15. طباطبایی، ج13، ص51
  16. مکارم، ج12، ص42
  17. زمخشری، ج2، ص652
  18. آلوسی، ج8، ص26
  19. طباطبایی، ج13، ص51
  20. مکارم، ج12، ص42
  21. راغب، ص128
  22. ابن منظور، ج4، ص65
  23. طریحی، ج3، ص225
  24. ابن منظور، ج4، ص65
  25. طریحی، ج3، ص225
  26. نک. ابن منظور، ج4، ص65
  27. قرشی، ج1، ص198
  28. طوسی، ج6، ص454?
  29. رک. طباطبایی، ج13، ص51
  30. مقاتل، ج2، ص524
  31. طوسی، ج6، ص454
  32. زمخشری، ج2، ص652
  33. فخرالدین رازی، ج20، ص306
  34. ابن عاشور، ج14، ص36
  35. صادقی تهرانی، ج17، ص88
  36. آلوسی، ج8، ص26
  37. مکارم، ج12، ص42
  38. ثقفی تهرانی، ج3، ص346
  39. طوسی، ج6، ص454
  40. نک. طبرسی، ج6، ص619
  41. زمخشری، ج2، ص652
  42. فخرالدین رازی، ج20، ص306
  43. نک. بیضاوی، ج3، ص250
  44. نک. ابوحیان، ج7، ص20
  45. نک. قمی مشهدی، ج7، ص366
  46. آلوسی، ج8، ص26
  47. شریف لاهیجی، ج2، ص782
  48. آلوسی، ج8، ص26
  49. نک. بیضاوی، ج3، ص250
  50. نک. قمی مشهدی، ج7، ص366
  51. ابوحیان، ج7، ص20
  52. آلوسی، ج8، ص26
  53. مجلسی، ج54، ص132
  54. ابن عاشور، ج14، ص36
  55. صادقی تهرانی، ج17، ص88
  56. نک. شعبان، ص287
  57. نجفی، ج7، ص78
  58. جعفری، ج3، ص507
  59. ابن بابویه، علل الشرائع، ج‏2، ص470
  60. نوری، ج1، ص272
  61. سیوطی، ج‏4، ص: 166
  62. ابن بابویه، خصال، ج‏2، ص643
  63. مجلسی، ج54، ص131
  64. ابن طاوس، ص9
  65. ثقفی، ج1، ص104
  66. فراء، ج2، ص118
  67. فیروز آبادی، فضائل الخمسه من صحاح، ج‏2، ص239
  68. سیوطی، ج‏4، ص: 166
  69. عیاشی، ج2، ص283
  70. مجلسی، ج54، ص131
  71. مجلسی، ج54، ص132
  72. حرانی، ص229
  73. ابن بابویه، علل الشرائع، ج‏2، ص470
  74. فرات‏كوفي، ص185
  75. عروسی حویزی، ج‏3، ص142
  76. حرانی، ص229
  77. نهج البلاغه، خطبه91