حرکت خورشید: تفاوت میان نسخه‌ها

از شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز حرکت خورشید» را محافظت کرد ([ویرایش=تنها مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=تنها مدیران] (بی‌پایان)))
 
(۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{نمایش پیام|approved|این پژوهش، در [[:شبکه_نخبگان_و_قرآن%E2%80%8Cکاوی:درباره| پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی]] انجام شده است.}}
{{QFrame|Surah=36|Ayah=38}}
{{QFrame|Surah=36|Ayah=38}}
{{QFrame|Surah=36|Ayah=40}}
{{QFrame|Surah=36|Ayah=40}}
خط ۱۷: خط ۱۹:
==کلمات اصلی==
==کلمات اصلی==
* تجری: فعل مضارع از ریشه «ج- ر-ی» به معنای" روان است"، "جریان دارد". راغب سرعت را نیز لحاظ کرده و به جریان سریع تعبیر نموده است <ref>راغب اصفهانی، ص194</ref> <ref>ابن فارس،ص 211</ref>. این واژه بیشتر در مورد آب به کار می‌رود، اما در قرآن کریم برای جريان و حرکت كشتى‌‏ها، باد، آفتاب، ماه و ستارگان نيز به کار رفته است<ref>
* تجری: فعل مضارع از ریشه «ج- ر-ی» به معنای" روان است"، "جریان دارد". راغب سرعت را نیز لحاظ کرده و به جریان سریع تعبیر نموده است <ref>راغب اصفهانی، ص194</ref> <ref>ابن فارس،ص 211</ref>. این واژه بیشتر در مورد آب به کار می‌رود، اما در قرآن کریم برای جريان و حرکت كشتى‌‏ها، باد، آفتاب، ماه و ستارگان نيز به کار رفته است<ref>
{{QFrame|Surah=2|Ayah=164}}
{{QFrame|Surah=2|Ayah=164}}</ref><ref>{{QFrame|Surah=38|Ayah=36}}</ref><ref>
</ref>
{{QFrame|Surah=36|Ayah=38}}</ref><ref>{{QFrame|Surah=13|Ayah=2}}</ref>(على الظاهر شامل آفتاب و ماه و ستارگان و غيره است).
<ref>
{{QFrame|Surah=38|Ayah=36}}
</ref>
<ref>
{{QFrame|Surah=36|Ayah=38}}
</ref>
<ref>
{{QFrame|Surah=13|Ayah=2}}
</ref>
(على الظاهر شامل آفتاب و ماه و ستارگان و غيره است).


* مستقر: قرارگاه و محل استقرار. اصل آن از قُرّ (بر وزن قفل) به معنى سرماست و سرما مقتضى سكون است، چنانكه حرارت مقتضى حركت <ref>راغب، ص 662</ref>.
* مستقر: قرارگاه و محل استقرار. اصل آن از قُرّ (بر وزن قفل) به معنى سرماست و سرما مقتضى سكون است، چنانكه حرارت مقتضى حركت <ref>راغب، ص 662</ref>.
خط ۳۷: خط ۲۹:
از این رو باید در بررسی آیه نکات تفسیری زیر را مورد توجه قرار داد:  
از این رو باید در بررسی آیه نکات تفسیری زیر را مورد توجه قرار داد:  
*مفسران (از جمله طباطبایی و مکارم شیرازی) برآنند که «لام» در كلمه «لِمُسْتَقَرٍّ» ممكن است به چندین معنا باشد:  
*مفسران (از جمله طباطبایی و مکارم شیرازی) برآنند که «لام» در كلمه «لِمُسْتَقَرٍّ» ممكن است به چندین معنا باشد:  
الف: لام به معنای «الی»: خورشید به سوی قرارگاه خود روان است.  
 
الف: لام به معنای «الی»: خورشید به سوی قرارگاه خود روان است.
ب: لام به معنای «فی»: خورشید در قرارگاه خود روان است.
ب: لام به معنای «فی»: خورشید در قرارگاه خود روان است.
ج: لام برای غایت «تا»: خورشید تا قرارگاه خود روان است.
ج: لام برای غایت «تا»: خورشید تا قرارگاه خود روان است.
*كلمه مستقر در «لمستقر» ممكن است مصدر میمی (به معنای قرار گرفتن)، یا اسم زمان (به معنای زمان استقرار) و یا اسم مكان (به معنای محل استقرار) باشد (طباطبایی،17/131).  
 
احتمال اینکه مستقر اسم زمان (به معنای سرآمدن اجل یا زمان استقرار) باشد، با آیه «كُل یَجْرِی لاِجَلِ مُسَمّیً» (رعد/13/2) «هرکدام برای مدتی معین به سیر خود ادامه می‌دهند» تأیید می‌شود. چراكه «لاِجَلِ مُسَمّیً» به جای «لمستقرلها» و معادل آن به كار رفته است. مگر آن كه ادعا شود كه آیه «وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمْسْتَقَرِّلَهَا» می‌خواهد در مورد خورشید به مطلب تازه‌ای اشاره كند كه در آیات دیگر که «لاِجَلِ مُسَمّیً» آمده است، اشاره نشده است. یعنی خورشید و ماه هر دو زمان استقرار و پایان زمانی حركت دارند و علاوه بر آن، خورشید پایان‌ مكانی نیز دارد(رضایی اصفهانی، 157).  
*كلمه مستقر در «لمستقر» ممكن است مصدر میمی (به معنای قرار گرفتن)، یا اسم زمان (به معنای زمان استقرار) و یا اسم مكان (به معنای محل استقرار) باشد <ref>طباطبایی،17/131</ref>.  
 
احتمال اینکه مستقر اسم زمان (به معنای سرآمدن اجل یا زمان استقرار) باشد، با آیه {{QFrame|Surah=13|Ayah=2}} تأیید می‌شود. چراكه «لاِجَلِ مُسَمّیً» به جای «لمستقرلها» و معادل آن به كار رفته است. مگر آن كه ادعا شود كه آیه «وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمْسْتَقَرِّلَهَا» می‌خواهد در مورد خورشید به مطلب تازه‌ای اشاره كند كه در آیات دیگر که «لاِجَلِ مُسَمّیً» آمده است، اشاره نشده است. یعنی خورشید و ماه هر دو زمان استقرار و پایان زمانی حركت دارند و علاوه بر آن، خورشید پایان‌ مكانی نیز دارد<ref>رضایی اصفهانی، 157</ref>.  
 
*در مورد واژه «تجری» این نکته‌ وجود دارد که این واژه بیشتر در مورد مایعات مثل آب به کار می‌رود که در هنگام حرکت علاوه برجلو رفتن، زیر و رو هم می‌شوند. نیز شاید اشاره‌ای به مذاب بودن داخل خورشید و حرکاتی که در درون خورشید صورت می‌گیرد، باشد. البته این مطلب لطیف چندان قابل قبول نیست، زیرا واژه «تجری» در مورد حرکت ماه که می‌دانیم جسم صلبی است، نیز به کار رفته است.  
*در مورد واژه «تجری» این نکته‌ وجود دارد که این واژه بیشتر در مورد مایعات مثل آب به کار می‌رود که در هنگام حرکت علاوه برجلو رفتن، زیر و رو هم می‌شوند. نیز شاید اشاره‌ای به مذاب بودن داخل خورشید و حرکاتی که در درون خورشید صورت می‌گیرد، باشد. البته این مطلب لطیف چندان قابل قبول نیست، زیرا واژه «تجری» در مورد حرکت ماه که می‌دانیم جسم صلبی است، نیز به کار رفته است.  
با توجه به مطالبی که بیان شد، می‌توان چنین نتیجه گرفت که:
با توجه به مطالبی که بیان شد، می‌توان چنین نتیجه گرفت که:
اگر «لام» در «لمستقر» را به معنای «الی» و «مستقر» را اسم مکان بگیریم، معنای آیه چنین می‌شود: «خورشید به سوی قرار گاه خود جریان دارد» که می‌تواند بیانگر حرکت انتقالی خورشید به همراه کهکشان باشد.
اگر «لام» در «لمستقر» را به معنای «الی» و «مستقر» را اسم مکان بگیریم، معنای آیه چنین می‌شود: «خورشید به سوی قرار گاه خود جریان دارد» که می‌تواند بیانگر حرکت انتقالی خورشید به همراه کهکشان باشد.
اگر «لام» را به معنای «فی» و «مستقر» را اسم مکان در نظر بگیریم، معنای آیه چنین می‌شود: «خورشید در قرار گاه خود جریان دارد»، به عبارت دیگر به دور خود می‌چرخد. در این صورت، می‌توان گفت که این آیه اشاره به حرکت وضعی خورشید به دور خود دارد.
اگر «لام» را به معنای «فی» و «مستقر» را اسم مکان در نظر بگیریم، معنای آیه چنین می‌شود: «خورشید در قرار گاه خود جریان دارد»، به عبارت دیگر به دور خود می‌چرخد. در این صورت، می‌توان گفت که این آیه اشاره به حرکت وضعی خورشید به دور خود دارد.
اگر «لام» را به معنای غایت و «مستقر» را اسم زمان بگیریم، معنای آیه چنین می‌شود: «خورشید تا زمان معینی جریان دارد»، یعنی سیر خورشید و احتمالاً نورانیت آن تا زمان مشخصی ادامه دارد و پس از آن از حرکت باز می‌ایستد. برخی این زمان معین را هنگام خاموشی خورشید در روز قیامت دانسته‌اند(نک. همو،26 و35).
 
اگر «لام» را به معنای غایت و «مستقر» را اسم زمان بگیریم، معنای آیه چنین می‌شود: «خورشید تا زمان معینی جریان دارد»، یعنی سیر خورشید و احتمالاً نورانیت آن تا زمان مشخصی ادامه دارد و پس از آن از حرکت باز می‌ایستد. برخی این زمان معین را هنگام خاموشی خورشید در روز قیامت دانسته‌اند<ref>نک. همو،26 و35</ref>.
 
از عبارت «وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» «هر كدام از اين دو در مدارى [معين] شناورند»، در آیه دوم، نیز می‌توان حرکت انتقالی خورشید درون کهکشان راه شیری را استنباط نمود، زیرا قرآن بیان می‌کند که خورشید روی مداری (معین) حرکت می‌کند که می‌تواند مطابق با حرکت آن در مدار تقریباً دایره‌ای شکل به دور مرکز کهکشان باشد. فعل مضارع «یسبحون» اشاره به مستمر بودن این حر کت دارد.  
از عبارت «وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» «هر كدام از اين دو در مدارى [معين] شناورند»، در آیه دوم، نیز می‌توان حرکت انتقالی خورشید درون کهکشان راه شیری را استنباط نمود، زیرا قرآن بیان می‌کند که خورشید روی مداری (معین) حرکت می‌کند که می‌تواند مطابق با حرکت آن در مدار تقریباً دایره‌ای شکل به دور مرکز کهکشان باشد. فعل مضارع «یسبحون» اشاره به مستمر بودن این حر کت دارد.  
از آیات مذکور اجمالاً حرکت خورشید استنباط می‌شود. اما اینکه کدام یک از حرکت‌های خورشید مورد نظر است، همانطور که دیدیم جای بحث و بررسی گسترده دارد. این احتمال نیز وجود دارد که تمامی حرکت‌های مذکور مورد نظر آیه باشد و این خود نشان دهنده اعجاز بلاغی قرآن است که با استفاده از کمترین واژگان، بیشترین معنا را می‌رساند. اوج این بلاغت در به کار گیری حرف «لام» با معانی متعدد، که هریک در آیه افاده معنای صحیحی می‌نماید، دیده می‌شود.
از آیات مذکور اجمالاً حرکت خورشید استنباط می‌شود. اما اینکه کدام یک از حرکت‌های خورشید مورد نظر است، همانطور که دیدیم جای بحث و بررسی گسترده دارد. این احتمال نیز وجود دارد که تمامی حرکت‌های مذکور مورد نظر آیه باشد و این خود نشان دهنده اعجاز بلاغی قرآن است که با استفاده از کمترین واژگان، بیشترین معنا را می‌رساند. اوج این بلاغت در به کار گیری حرف «لام» با معانی متعدد، که هریک در آیه افاده معنای صحیحی می‌نماید، دیده می‌شود.


=اهداف و روش تحقیق=
=اهداف و روش تحقیق=
البته با وجود اشاره این آیات به حرکت خورشید باید گفت که این حرکت از جمله مطالبی نبوده است که در عصر نزول قرآن برای مردم ناشناخته باشد. چراکه مردم آن عصر، هرچند به غلط، بر طبق نظرهیئت بطلمیوسی معتقد به چرخش خورشید به دور زمین بودند. از این رو ممکن است برخی حرکت مورد اشاره آیه را همان حرکت نادرست هیئت بطلمیوسی دانسته و اعجاز در این آیه را مخدوش نمایند.
البته با وجود اشاره این آیات به حرکت خورشید باید گفت که این حرکت از جمله مطالبی نبوده است که در عصر نزول قرآن برای مردم ناشناخته باشد. چراکه مردم آن عصر، هرچند به غلط، بر طبق نظرهیئت بطلمیوسی معتقد به چرخش خورشید به دور زمین بودند. از این رو ممکن است برخی حرکت مورد اشاره آیه را همان حرکت نادرست هیئت بطلمیوسی دانسته و اعجاز در این آیه را مخدوش نمایند.
در پاسخ باید گفت که حرکتی که در آیات مذکور آمده است، تفاوت عمده ای با حرکت مورد نظر هیئت بطلمیوسی دارد، از این رو نمی‌توان ادعای مطرح شده را صحیح دانست. در هیئت بطلمیوسی زمین مرکز جهان شمرده شده و افلاک نه گانه به دور آن می‌چرخند، همچنین «سه چهارم از سطح زمین را آب فراگرفته و كره هوا به مجموع خاك و آب احاطه كرده و كره هوا را كره آتش در میان گرفته و آتش را كره قمر در آغوش دارد (فلك قمر را جز خود ماه، ستاره‌ای نیست) و پس از فلك قمر افلاك عطارد و زهره و شمس و مریخ و مشتری و زحل به ترتیب هر فلك بعدی محیط بر فلك قبلی است و هر یك را فقط یك ستاره است كه به نام آن نامیده می‌شود. پس از فلك زحل كره هشتم یا فلك ثوابت است كه جمیع كواكب ثابته مانند میخ بر پیكر آن كوبیده است. پس از فلك هشتم كره نهم یا فلك اطلس است كه تمام افلاك هشت‌گانه به ترتیبی كه ذكر شد، در شكم آن جا دارد (مانند پیازی كه لایه‌لایه بر همدیگر هستند). فلك مزبور خالی از ستاره و دارای قطر نامحدود است... و در یك شبانه‌روز با كلیه افلاكی كه در جوف آن است، به گرد زمین می‌چرخد» (شهرستانی، ص5).
 
در پاسخ باید گفت که حرکتی که در آیات مذکور آمده است، تفاوت عمده ای با حرکت مورد نظر هیئت بطلمیوسی دارد، از این رو نمی‌توان ادعای مطرح شده را صحیح دانست. در هیئت بطلمیوسی زمین مرکز جهان شمرده شده و افلاک نه گانه به دور آن می‌چرخند، همچنین «سه چهارم از سطح زمین را آب فراگرفته و كره هوا به مجموع خاك و آب احاطه كرده و كره هوا را كره آتش در میان گرفته و آتش را كره قمر در آغوش دارد (فلك قمر را جز خود ماه، ستاره‌ای نیست) و پس از فلك قمر افلاك عطارد و زهره و شمس و مریخ و مشتری و زحل به ترتیب هر فلك بعدی محیط بر فلك قبلی است و هر یك را فقط یك ستاره است كه به نام آن نامیده می‌شود. پس از فلك زحل كره هشتم یا فلك ثوابت است كه جمیع كواكب ثابته مانند میخ بر پیكر آن كوبیده است. پس از فلك هشتم كره نهم یا فلك اطلس است كه تمام افلاك هشت‌گانه به ترتیبی كه ذكر شد، در شكم آن جا دارد (مانند پیازی كه لایه‌لایه بر همدیگر هستند). فلك مزبور خالی از ستاره و دارای قطر نامحدود است... و در یك شبانه‌روز با كلیه افلاكی كه در جوف آن است، به گرد زمین می‌چرخد» <ref>شهرستانی، ص5</ref>.
 
همانطور که ملاحظه می‌کنیم، بنابر نظر هیئت قدیم حرکت خورشید یا هر ستاره دیگری در جسم فلک ممکن نیست و کل فلک به همراه ستاره (یا سیاره) منسوب به آن، که در آن ثابت است، به دور زمین می‌چرخد و این درست برخلاف عبارت «وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» در آیات مورد بحث است که می‌گوید خورشید و ماه در فلک خاص خود شناورند. از این رو باید گفت که هرچند در عصر نزول، مردم تا حدودی با حرکت خورشید آشنا بودند، ولی تصور غلطی از آن داشتند که قرآن این تصور نادرست را اصلاح می‌کند. بدین ترتیب به نظر می‌رسد که می‌توان حرکت‌های بیان شده در این آیات را از مصادیق اعجاز علمی قرآن دانست.
همانطور که ملاحظه می‌کنیم، بنابر نظر هیئت قدیم حرکت خورشید یا هر ستاره دیگری در جسم فلک ممکن نیست و کل فلک به همراه ستاره (یا سیاره) منسوب به آن، که در آن ثابت است، به دور زمین می‌چرخد و این درست برخلاف عبارت «وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» در آیات مورد بحث است که می‌گوید خورشید و ماه در فلک خاص خود شناورند. از این رو باید گفت که هرچند در عصر نزول، مردم تا حدودی با حرکت خورشید آشنا بودند، ولی تصور غلطی از آن داشتند که قرآن این تصور نادرست را اصلاح می‌کند. بدین ترتیب به نظر می‌رسد که می‌توان حرکت‌های بیان شده در این آیات را از مصادیق اعجاز علمی قرآن دانست.
با وجود این، برای اظهار نظر دقیق تر علمی باید به سوالات قرآنی و علمی در انتهای مطلب پاسخ گفت.


=آیات مرتبط=
=آیات مرتبط=
خط ۷۶: خط ۸۱:
# آیا احتمال باز ایستادن خورشید از حرکت، در پایان عمر آن وجود دارد؟
# آیا احتمال باز ایستادن خورشید از حرکت، در پایان عمر آن وجود دارد؟


=منابع=
=پانویس و منابع=
 
{{پانویس|2|اندازه=ریز|30em}}
 
1.ابن فارس،احمد، معجم مقاییس اللغه،دار احیاء التراث العربی،بیروت  
1.ابن فارس،احمد، معجم مقاییس اللغه،دار احیاء التراث العربی،بیروت  


خط ۹۸: خط ۱۰۶:




[[رده:پیشنهاده]]
[[رده:یس.آیه38]]
[[رده:یس.آیه38]]
[[رده:یس.آیه40]]
[[رده:یس.آیه40]]
[[رده:پیشنهاده]]
[[رده:فیزیک]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۵:۲۴

این پژوهش، در پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی انجام شده است.
وَٱلشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْعَلِيمِ
و خورشید (نیز برای آنها آیتی است) که پیوسته بسوی قرارگاهش در حرکت است؛ این تقدیر خداوند قادر و داناست.
آیه 38 سوره یس
لَا ٱلشَّمْسُ يَنۢبَغِى لَهَآ أَن تُدْرِكَ ٱلْقَمَرَ وَلَا ٱلَّيْلُ سَابِقُ ٱلنَّهَارِ وَكُلٌّ فِى فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد؛ و هر کدام در مسیر خود شناورند.
آیه 40 سوره یس

بیان ایده

خورشید یکی از نشانه‌های الهی است که خداوند در قرآن به آن سوگند خورده و در آیات متعددی از ویژگی‌ها و حرکت‌های آن یاد کرده است. توجه دادن مردم به حرکت خورشید و ماه و پیدایش شب و روز و... نشانه توجه اسلام به علم هیئت و ایجاد بستری مناسب برای تحقیقات دانشمندان در طول تاریخ بوده است و لذا بسیاری از مفسران و صاحب نظران و متخصصان کیهان‌شناسی در این باره اظهار نظر کرده‌اند.

در آیات مورد بحث، به خورشید و حرکت مستمر آن اشاره شده که پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است. انسان‌ها تا قرن‌ها می‌پنداشتند كه خورشید به دور زمین می‌چرخد و هیئت بطلمیوسی نیز بر این اساس پایه‌گذاری شده بود كه زمین، مركز جهان است. هیئت بطلمیوسی هفده قرن بر تفكر بشر حكومت كرد و پس از آن كپرنیك[۱] هیئت جدید[۲] را ارائه داد كه بر اساس آن زمین به دور خورشید می‌چرخید؛ ولی شكل چرخش را دایره‌ای می‌دانست. پس از وی، كپلر[۳] شكل بیضوی گردش زمین به دور خورشید را كشف كرد. سپس نظر این دو نفر توسط گالیله ایتالیایی مدلل گردید و از آن پس، نظام منظومه شمسی به صورت نوین پایه‌گذاری شد. ولی هنوز عقیده اخترشناسان (حتی كپرنیك، كپلر و گالیله) بر آن بود كه خورشید ثابت ایستاده است. حتی در ادعانامه‌ای كه علیه گالیله در دادگاه خوانده شد، او را به اعتقاد به سكون خورشید متهم كردند و او حاضر نشد حركت خورشید را بپذیرد.

در اعصار جدید دانشمندان به حقایق علمی بیشتری دست یافتند، از جمله روشن شده كه خورشید دارای چندین حركت است:

  1. حرکت وضعی خورشید به دور خود[۴]: خورشید دارای حركت وضعی است كه در اثر آن هر 5/25 روز یك بار به دور خود می‌چرخد.
  1. حرکت انتقالی خورشید درون کهکشان: خورشید با سرعتی حدوداً معادل 225 كیلومتر در ثانیه، در مداری تقریباً دایره‌ای شکل به دور مركز كهكشان می‌گردد.
  2. حرکت انتقالی خورشید به همراه کهکشان: کهکشان راه شیری به همراه همسایگانش با سرعت 600 کیلومتر در ثانیه به سمت صورت فلکی هیدرا[۵] حرکت می‌کند که خورشید نیز در این حرکت با کهکشان همراه است.
  3. حرکت درونی خورشید: درون خورشید دائماً فعل و انفعالات هسته‌ای صورت می‌گیرد تا انرژی نورانی و گرما تولید شود. همین فعل و انفعالات باعث زیر و رو شدن گاز داخل خورشید می‌گردد که به حرکت درونی خورشید تعبیر می‌شود.

اما در مورد اینکه آیه مذکور اشاره به کدامیک از حرکت‌های خورشید دارد، بحث‌های گسترده‌ای مطرح است.

بررسی لغوی و تفسیری

کلمات اصلی

  • تجری: فعل مضارع از ریشه «ج- ر-ی» به معنای" روان است"، "جریان دارد". راغب سرعت را نیز لحاظ کرده و به جریان سریع تعبیر نموده است [۶] [۷]. این واژه بیشتر در مورد آب به کار می‌رود، اما در قرآن کریم برای جريان و حرکت كشتى‌‏ها، باد، آفتاب، ماه و ستارگان نيز به کار رفته است[۸][۹][۱۰][۱۱](على الظاهر شامل آفتاب و ماه و ستارگان و غيره است).
  • مستقر: قرارگاه و محل استقرار. اصل آن از قُرّ (بر وزن قفل) به معنى سرماست و سرما مقتضى سكون است، چنانكه حرارت مقتضى حركت [۱۲].
  • فلک: در لغت به معنای مجرای کواکب است [۱۳].
  • یسبحون: از ماده س-ب- ح به معنای حرکت سریع در آب و هوا است [۱۴].

بررسی تفسیری

از این رو باید در بررسی آیه نکات تفسیری زیر را مورد توجه قرار داد:

  • مفسران (از جمله طباطبایی و مکارم شیرازی) برآنند که «لام» در كلمه «لِمُسْتَقَرٍّ» ممكن است به چندین معنا باشد:

الف: لام به معنای «الی»: خورشید به سوی قرارگاه خود روان است.

ب: لام به معنای «فی»: خورشید در قرارگاه خود روان است.

ج: لام برای غایت «تا»: خورشید تا قرارگاه خود روان است.

  • كلمه مستقر در «لمستقر» ممكن است مصدر میمی (به معنای قرار گرفتن)، یا اسم زمان (به معنای زمان استقرار) و یا اسم مكان (به معنای محل استقرار) باشد [۱۵].

احتمال اینکه مستقر اسم زمان (به معنای سرآمدن اجل یا زمان استقرار) باشد، با آیه

ٱللَّهُ ٱلَّذِى رَفَعَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِى لِأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ ٱلْأَمْرَ يُفَصِّلُ ٱلْءَايَٰتِ لَعَلَّكُم بِلِقَآءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ
خدا همان کسی است که آسمانها را، بدون ستونهایی که برای شما دیدنی باشد، برافراشت، سپس بر عرش استیلا یافت (و زمام تدبیر جهان را در کف قدرت گرفت)؛ و خورشید و ماه را مسخّر ساخت، که هر کدام تا زمان معینی حرکت دارند! کارها را او تدبیر می‌کند؛ آیات را (برای شما) تشریح می‌نماید؛ شاید به لقای پروردگارتان یقین پیدا کنید!
آیه 2 سوره رعد

تأیید می‌شود. چراكه «لاِجَلِ مُسَمّیً» به جای «لمستقرلها» و معادل آن به كار رفته است. مگر آن كه ادعا شود كه آیه «وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمْسْتَقَرِّلَهَا» می‌خواهد در مورد خورشید به مطلب تازه‌ای اشاره كند كه در آیات دیگر که «لاِجَلِ مُسَمّیً» آمده است، اشاره نشده است. یعنی خورشید و ماه هر دو زمان استقرار و پایان زمانی حركت دارند و علاوه بر آن، خورشید پایان‌ مكانی نیز دارد[۱۶].

  • در مورد واژه «تجری» این نکته‌ وجود دارد که این واژه بیشتر در مورد مایعات مثل آب به کار می‌رود که در هنگام حرکت علاوه برجلو رفتن، زیر و رو هم می‌شوند. نیز شاید اشاره‌ای به مذاب بودن داخل خورشید و حرکاتی که در درون خورشید صورت می‌گیرد، باشد. البته این مطلب لطیف چندان قابل قبول نیست، زیرا واژه «تجری» در مورد حرکت ماه که می‌دانیم جسم صلبی است، نیز به کار رفته است.

با توجه به مطالبی که بیان شد، می‌توان چنین نتیجه گرفت که:

اگر «لام» در «لمستقر» را به معنای «الی» و «مستقر» را اسم مکان بگیریم، معنای آیه چنین می‌شود: «خورشید به سوی قرار گاه خود جریان دارد» که می‌تواند بیانگر حرکت انتقالی خورشید به همراه کهکشان باشد.

اگر «لام» را به معنای «فی» و «مستقر» را اسم مکان در نظر بگیریم، معنای آیه چنین می‌شود: «خورشید در قرار گاه خود جریان دارد»، به عبارت دیگر به دور خود می‌چرخد. در این صورت، می‌توان گفت که این آیه اشاره به حرکت وضعی خورشید به دور خود دارد.

اگر «لام» را به معنای غایت و «مستقر» را اسم زمان بگیریم، معنای آیه چنین می‌شود: «خورشید تا زمان معینی جریان دارد»، یعنی سیر خورشید و احتمالاً نورانیت آن تا زمان مشخصی ادامه دارد و پس از آن از حرکت باز می‌ایستد. برخی این زمان معین را هنگام خاموشی خورشید در روز قیامت دانسته‌اند[۱۷].

از عبارت «وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» «هر كدام از اين دو در مدارى [معين] شناورند»، در آیه دوم، نیز می‌توان حرکت انتقالی خورشید درون کهکشان راه شیری را استنباط نمود، زیرا قرآن بیان می‌کند که خورشید روی مداری (معین) حرکت می‌کند که می‌تواند مطابق با حرکت آن در مدار تقریباً دایره‌ای شکل به دور مرکز کهکشان باشد. فعل مضارع «یسبحون» اشاره به مستمر بودن این حر کت دارد.

از آیات مذکور اجمالاً حرکت خورشید استنباط می‌شود. اما اینکه کدام یک از حرکت‌های خورشید مورد نظر است، همانطور که دیدیم جای بحث و بررسی گسترده دارد. این احتمال نیز وجود دارد که تمامی حرکت‌های مذکور مورد نظر آیه باشد و این خود نشان دهنده اعجاز بلاغی قرآن است که با استفاده از کمترین واژگان، بیشترین معنا را می‌رساند. اوج این بلاغت در به کار گیری حرف «لام» با معانی متعدد، که هریک در آیه افاده معنای صحیحی می‌نماید، دیده می‌شود.

اهداف و روش تحقیق

البته با وجود اشاره این آیات به حرکت خورشید باید گفت که این حرکت از جمله مطالبی نبوده است که در عصر نزول قرآن برای مردم ناشناخته باشد. چراکه مردم آن عصر، هرچند به غلط، بر طبق نظرهیئت بطلمیوسی معتقد به چرخش خورشید به دور زمین بودند. از این رو ممکن است برخی حرکت مورد اشاره آیه را همان حرکت نادرست هیئت بطلمیوسی دانسته و اعجاز در این آیه را مخدوش نمایند.

در پاسخ باید گفت که حرکتی که در آیات مذکور آمده است، تفاوت عمده ای با حرکت مورد نظر هیئت بطلمیوسی دارد، از این رو نمی‌توان ادعای مطرح شده را صحیح دانست. در هیئت بطلمیوسی زمین مرکز جهان شمرده شده و افلاک نه گانه به دور آن می‌چرخند، همچنین «سه چهارم از سطح زمین را آب فراگرفته و كره هوا به مجموع خاك و آب احاطه كرده و كره هوا را كره آتش در میان گرفته و آتش را كره قمر در آغوش دارد (فلك قمر را جز خود ماه، ستاره‌ای نیست) و پس از فلك قمر افلاك عطارد و زهره و شمس و مریخ و مشتری و زحل به ترتیب هر فلك بعدی محیط بر فلك قبلی است و هر یك را فقط یك ستاره است كه به نام آن نامیده می‌شود. پس از فلك زحل كره هشتم یا فلك ثوابت است كه جمیع كواكب ثابته مانند میخ بر پیكر آن كوبیده است. پس از فلك هشتم كره نهم یا فلك اطلس است كه تمام افلاك هشت‌گانه به ترتیبی كه ذكر شد، در شكم آن جا دارد (مانند پیازی كه لایه‌لایه بر همدیگر هستند). فلك مزبور خالی از ستاره و دارای قطر نامحدود است... و در یك شبانه‌روز با كلیه افلاكی كه در جوف آن است، به گرد زمین می‌چرخد» [۱۸].

همانطور که ملاحظه می‌کنیم، بنابر نظر هیئت قدیم حرکت خورشید یا هر ستاره دیگری در جسم فلک ممکن نیست و کل فلک به همراه ستاره (یا سیاره) منسوب به آن، که در آن ثابت است، به دور زمین می‌چرخد و این درست برخلاف عبارت «وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» در آیات مورد بحث است که می‌گوید خورشید و ماه در فلک خاص خود شناورند. از این رو باید گفت که هرچند در عصر نزول، مردم تا حدودی با حرکت خورشید آشنا بودند، ولی تصور غلطی از آن داشتند که قرآن این تصور نادرست را اصلاح می‌کند. بدین ترتیب به نظر می‌رسد که می‌توان حرکت‌های بیان شده در این آیات را از مصادیق اعجاز علمی قرآن دانست.

آیات مرتبط

وَهُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّ فِى فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
او کسی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید؛ هر یک در مداری در حرکتند!
آیه 33 سوره انبیاء
ٱللَّهُ ٱلَّذِى رَفَعَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِى لِأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ ٱلْأَمْرَ يُفَصِّلُ ٱلْءَايَٰتِ لَعَلَّكُم بِلِقَآءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ
خدا همان کسی است که آسمانها را، بدون ستونهایی که برای شما دیدنی باشد، برافراشت، سپس بر عرش استیلا یافت (و زمام تدبیر جهان را در کف قدرت گرفت)؛ و خورشید و ماه را مسخّر ساخت، که هر کدام تا زمان معینی حرکت دارند! کارها را او تدبیر می‌کند؛ آیات را (برای شما) تشریح می‌نماید؛ شاید به لقای پروردگارتان یقین پیدا کنید!
آیه 2 سوره رعد
وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ دَآئِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ
و خورشید و ماه را -که با برنامه منظّمی درکارند- به تسخیر شما درآورد؛ و شب و روز را (نیز) مسخّر شما ساخت؛
آیه 33 سوره ابراهیم

سؤالات تحقیق

  1. آیا معانی دیگر حرف «لام» در آیه می‌تواند صادق باشد؟
  2. آیا تفاوتی میان فعل «تجری» و «تحرک» در بیان معنای حرکت وجود دارد؟
  3. آیا می‌توان گفت که کاربرد دو فعل «تجری» و «یسبحون» برای بیان دو نوع حرکت متفاوت است؟
  4. پیشی گرفتن شب بر روز به چه معناست؟
  5. تطور معنایی واژه فلک چگونه است و از چه زمانی به معنای مدار اجرام آسمانی به کار رفته است؟
  6. آیا عبارت «أَجَلٍ مُّسَمًّى» در قرآن تنها به معنای روز قیامت به کار رفته یا به صورت عام، هر وقت معینی را شامل می‌شود؟
  7. تسخیر ماه و خورشید به چه معناست؟ آیا بیانگر حرکت‌های منظم آنها در مدار است؟
  8. آیا کاربرد واژه «دآئِبَينَ» در آیه33 سوره ابراهیم نشانگر حرکت خاص و جدیدی است که در آیات دیگری که به تسخیر ماه و خورشید اشاره شده، نیامده است؟
  9. آیا اطلاعات مربوط به انواع حرکت‌‌های خورشید و سرعت آن قطعی است یا اینکه احتمال تغییر و تحول در آنها وجود دارد؟
  10. آیا تا کنون مشخص شده است که خورشید و همسایگانش به سمت چه قرارگاهی در حرکتند و عامل این جاذبه قوی چیست؟
  11. آیا می‌توان گفت که سرعت حرکت کهکشان راه شیری یک عدد ثابت است یا اینکه باید این سرعت را نسبت به اجرام دیگر سنجید؟
  12. آیا فعل و انفعالات درونی خورشید و جریان همرفت در آن، آنچنان قابل ملاحظه و شدید است که بتوان آن را نوعی حرکت و جریان دانست؟
  13. آیا احتمال کشف حرکت‌های جدیدی برای خورشید وجود دارد؟
  14. آیا احتمال باز ایستادن خورشید از حرکت، در پایان عمر آن وجود دارد؟

پانویس و منابع

  1. 1544 م
  2. هیئت كپرنیكی
  3. 1650 م
  4. Stix,277
  5. شجاع یا مار باریک
  6. راغب اصفهانی، ص194
  7. ابن فارس،ص 211
  8. إِنَّ فِى خَلْقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱخْتِلَٰفِ ٱلَّيْلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱلْفُلْكِ ٱلَّتِى تَجْرِى فِى ٱلْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ ٱلنَّاسَ وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن مَّآءٍ فَأَحْيَا بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ ٱلرِّيَٰحِ وَٱلسَّحَابِ ٱلْمُسَخَّرِ بَيْنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ لَءَايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
    در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و کشتیهایی که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن، زمین را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهایی که میان زمین و آسمان مسخرند، نشانه‌هایی است (از ذات پاک خدا و یگانگی او) برای مردمی که عقل دارند و می‌اندیشند!
    آیه 164 سوره بقره
  9. فَسَخَّرْنَا لَهُ ٱلرِّيحَ تَجْرِى بِأَمْرِهِۦ رُخَآءً حَيْثُ أَصَابَ
    پس ما باد را مسخّر او ساختیم تا به فرمانش بنرمی حرکت کند و به هر جا او می‌خواهد برود!
    آیه 36 سوره ص
  10. وَٱلشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْعَلِيمِ
    و خورشید (نیز برای آنها آیتی است) که پیوسته بسوی قرارگاهش در حرکت است؛ این تقدیر خداوند قادر و داناست.
    آیه 38 سوره یس
  11. ٱللَّهُ ٱلَّذِى رَفَعَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِى لِأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ ٱلْأَمْرَ يُفَصِّلُ ٱلْءَايَٰتِ لَعَلَّكُم بِلِقَآءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ
    خدا همان کسی است که آسمانها را، بدون ستونهایی که برای شما دیدنی باشد، برافراشت، سپس بر عرش استیلا یافت (و زمام تدبیر جهان را در کف قدرت گرفت)؛ و خورشید و ماه را مسخّر ساخت، که هر کدام تا زمان معینی حرکت دارند! کارها را او تدبیر می‌کند؛ آیات را (برای شما) تشریح می‌نماید؛ شاید به لقای پروردگارتان یقین پیدا کنید!
    آیه 2 سوره رعد
  12. راغب، ص 662
  13. همو، ص645
  14. همو، ص 392
  15. طباطبایی،17/131
  16. رضایی اصفهانی، 157
  17. نک. همو،26 و35
  18. شهرستانی، ص5

1.ابن فارس،احمد، معجم مقاییس اللغه،دار احیاء التراث العربی،بیروت

2.راغب اصفهانی،حسین، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دار القلم، دمشق

3. رضایی اصفهانی، محمد علی، پزوهشی در اعجاز علمی قرآن،انتشارات کتاب مبین، چاپ زیتون، 1388

4. شهرستانی، هبه الدین، اسلام و هیئت، مطبعة الغري، نجف، 1356 ق

5. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه، قم

6. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، تهران،1382 ش

7.Stix, M.,The sun: an introduction, 277 also: http://nssdc.gsfc.nasa.gov/planetary/factsheet/sunfact.html

8. http://hypertextbook.com/facts/2001/AngelaChan.shtml

9. http://hypertextbook.com/facts/1999/PatriciaKong.shtml

10. http://www.nasa.gov/worldbook/sun_worldbook.html