آسمان دود مانند از دیدگاه قرآن و علم: تفاوت میان نسخه‌ها

از شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خط ۲۲: خط ۲۲:
===بررسی تفسیری===
===بررسی تفسیری===


مفسران درباره معنای «استواء» گفته‌اند که اصل آن به معنای راستی و درستی و قصد کردن برای تدبیر صحیح است. درباره عبارت «ثمُ‏َّ اسْتَوَى إِلىَ السَّمَاءِ» برخی از مفسران معنای قصد کردن آسمان را مطرح کرده‌اند<ref>طوسی، ج9، ص109</ref> <ref> طبرسی، ج9، ص8</ref>.  برخی نیز برآنند که ‌این عبارت برگرفته از عبارت: «استوی الی مکان کذا» است که عرب آن را به معنای «روی آوردن و قصد مکانی را کردن بدون هیچگونه توجهی به چیزهای دیگر» به کار می برد<ref>فخرالدین رازی، ج27، ص546</ref> <ref> زمخشری، ج4، ص189</ref><ref> بیضاوی، ج5، ص67</ref><ref> فیض، ج4، ص354</ref>  که این معنا برگرفته از معنای «ضد کجی و اعوجاجِ» «استواء»<ref>فخرالدین رازی، ج27، ص546</ref><ref> زمخشری، ج4، ص189</ref> است.  بر این اساس برخی این عبارت را به معنای قصد کردن آسمان و روی آوردن به آن، بدون اراده تأثیر در چیز دیگری و بدون این‌که چیز دیگری متعرض آن شود، دانسته‌اند.
مفسران درباره معنای «استواء» گفته‌اند که اصل آن به معنای راستی و درستی و قصد کردن برای تدبیر صحیح است. درباره عبارت «ثمُ‏َّ اسْتَوَى إِلىَ السَّمَاءِ» برخی از مفسران معنای قصد کردن آسمان را مطرح کرده‌اند<ref>طوسی، ج9، ص109</ref> <ref> طبرسی، ج9، ص8</ref>.  برخی نیز برآنند که ‌این عبارت برگرفته از عبارت: «استوی الی مکان کذا» است که عرب آن را به معنای «روی آوردن و قصد مکانی را کردن بدون هیچگونه توجهی به چیزهای دیگر» به کار می برد<ref>فخرالدین رازی، ج27، ص546</ref> <ref> زمخشری، ج4، ص189</ref><ref> بیضاوی، ج5، ص67</ref><ref> فیض، ج4، ص354</ref>  که این معنا برگرفته از معنای «ضد کجی و اعوجاجِ» «استواء»<ref>فخرالدین رازی، ج27، ص546</ref><ref> زمخشری، ج4، ص189</ref> است.  بر این اساس برخی این عبارت را به معنای قصد کردن آسمان و روی آوردن به آن، بدون اراده تأثیر در چیز دیگری و بدون این‌که چیز دیگری متعرض آن شود، دانسته‌اند<ref>ابوحیان، ج9، ص288</ref> <ref>ابن عاشور، ج25، ص20</ref>.


==دخان در لغت==
==دخان در لغت==

نسخهٔ ‏۲۶ فوریهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۹:۲۷

ثُمَّ ٱسْتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ وَهِىَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ٱئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَآ أَتَيْنَا طَآئِعِينَ
سپس به آفرینش آسمان پرداخت، در حالی که بصورت دود بود؛ به آن و به زمین دستور داد: «به وجود آیید (و شکل گیرید)، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه!» آنها گفتند: «ما از روی طاعت می‌آییم (و شکل می‌گیریم)!»
آیه 11 سوره فصلت


چکیده

قرآن کریم در آیات متعددی به بیان پدیده‌های مربوط به پیدایش جهان می‌پردازد. در این نوشتار از میان پدیده‌های مذکور، به بررسی امکان انطباق پدیده «آسمان دود مانند» با یافته‌های جدید علمی می‌پردازیم. احتمالات علمی مختلفی برای این پدیده مطرح است که همگی بر این اساس شکل می‌گیرند که منظور از آسمان در این پدیده چیست. با توجه به اینکه آسمان می‌تواند معادل با کل فضا، سحابی منظومه شمسی و یا جو زمین باشد، سه احتمال علمی برای این پدیده‌ مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌گیرد.

مقدمه

خداوند در آیات 9 تا 12 سوره فصلت از آفرینش زمین و آسمان و تکمیل آن دو سخن می گوید. در آیه یازدهم به این موضوع اشاره شده است که آسمان در ابتدا حالتی دودمانند داشته است: «ثمُ‏َّ اسْتَوَى إِلىَ السَّمَاءِ وَ هِىَ دُخَانٌ فَقَالَ لهََا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائعِينَ» (فصلت/11) سپس به آفرينش آسمان پرداخت، در حالى كه بصورت دود بود به آن و به زمين دستور داد: «به وجود آييد (و شكل گيريد)، خواه از روى اطاعت و خواه اكراه!» آنها گفتند: «ما از روى طاعت مى‏‌آييم (و شكل مى‏گيريم)!»

اینکه این آسمان دودمانند از لحاظ علمی مطابق با کدام آسمان و مربوط به چه مرحله‌ای از مراحل پیدایش جهان است، مساله‌ای است که در این نوشتار بدان می‌پردازیم.

تفسیر لغوی

استوا در لغت

ابن فارس می‌گوید: اصل معنایی ریشه «س،و،ی» بر راست و درست بودن و اعتدال بین دو چیز دلالت دارد[۱]. جوهری «استوی علی» را به معنای بالای چیزی قرار گرفتن و مستقر شدن و «استوی الی» را به معنای قصد کردن چیزی می‌داند و می‌گوید اگر «استوی» بدون حرف اضافه به کار رود، به معنای متعادل بودن است[۲]. به نظر راغب «استوی» دو گونه کاربرد دارد: نخست هنگامی‌ که با دو فاعل یا بیشتر به کار می‌رود و در این صورت به معنای مساوی و یکسان بودن است. دوم آنگاه که با یک فاعل به کار می‌رود و به معنای اعتدال شئ در ذات خود است. اگر «استوی» با «علی» متعدی شود، به معنای استیلا یافتن و اگر با «الی» متعدی گردد، به معنی منتهی شدن، انجامیدن و رسیدن است[۳].

بررسی تفسیری

مفسران درباره معنای «استواء» گفته‌اند که اصل آن به معنای راستی و درستی و قصد کردن برای تدبیر صحیح است. درباره عبارت «ثمُ‏َّ اسْتَوَى إِلىَ السَّمَاءِ» برخی از مفسران معنای قصد کردن آسمان را مطرح کرده‌اند[۴] [۵]. برخی نیز برآنند که ‌این عبارت برگرفته از عبارت: «استوی الی مکان کذا» است که عرب آن را به معنای «روی آوردن و قصد مکانی را کردن بدون هیچگونه توجهی به چیزهای دیگر» به کار می برد[۶] [۷][۸][۹] که این معنا برگرفته از معنای «ضد کجی و اعوجاجِ» «استواء»[۱۰][۱۱] است. بر این اساس برخی این عبارت را به معنای قصد کردن آسمان و روی آوردن به آن، بدون اراده تأثیر در چیز دیگری و بدون این‌که چیز دیگری متعرض آن شود، دانسته‌اند[۱۲] [۱۳].

دخان در لغت

به آنچه به دنبال شعله و لهیب آتش بر می‌خیزد، «دخان» می‌گویند. ابن فارس اصل معنایی ریشه «د،خ،ن» را چیزی می‌داند که از هیزم ایجاد می‌شود و سپس چیزهای مشابه را به آن تشبیه کرده‌اند. فعل «دَخَنَ» به معنای ساطع شدن و منتشر شدن است و «دخنت النار» به معنی بلند شدن دود از آتش است و نیز زمانی به کار می‌رود که آتش به وسیله هیزم مرطوب خراب شده و دود شدیدی ایجاد کند. مصطفوی می‌گوید که اصل این ریشه به معنای آن چیزی است که از مشتعل شدن هیزم متصاعد می‌شود و یا به عبارت دیگر، اثر سوختن و مشتعل شدن را دخان می‌گویند که با توجه به نسبتی که با شعله وری دارد، ملازم و همراه نور و حرارت است. بدین ترتیب با توجه به آنچه که در معنای دخان بیان شد، می‌توان ویژگی های گازی شکل و کدر بودن و حرارت داشتن را از خصوصیات مهم دخان دانست.

بررسی تفسیری

عبارت «وَ هِىَ دُخَانٌ» در آیه، حال برای «السماء» است. معنای کل جمله آن است که خداى تعالى متوجه آسمان شد تا آن را بيافريند، در حالى كه چيزى بود كه خدا نامش را دود گذاشت و آن ماده‏اى بود كه خدا به آن شکل و صورت بخشید. سپس خداوند به آسمان و زمین امر می‌نماید که چه از روى طاعت و چه اكراه بیایند و آن دو نیز می‌گویند که مطیعانه آمدیم. رایج ترین دیدگاه درباره امر الهی به آمدن آسمان و زمین آن است که منظور، امر تکوینی خداوند و کنایه از ایجاد آسمان و زمین است. این آیه را می‌توان با توجه به آیه «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» (یس/82) که در آن نیز بحث امر و سخن گفتن خداوند با مخلوقات است، تفسیر نمود. در میان مفسران تقریباً تردیدی وجود ندارد که مراد از این آیه، سخن گفتن و امر کردن ظاهری نیست، بلکه مراد امر تکوینی یعنی اراده ایجاد کردن و در پی آن به وقوع پیوستن آن اراده است. بدین ترتیب باید گفت که مراد از امر کردن آسمان و زمین به آمدن، امر تکوینی به معنای به وجود آمدن است. اما این‌که در ابتدای آیه آمده است که خداوند به سراغ آسمان می‌رود و آسمان در آن حال دود مانند است، نشان می‌دهد که آسمان در آن زمان موجود بوده است. بنابراین، چگونه می‌توان گفت که خداوند به آسمانی که موجود بوده، دوباره امر به موجود شدن نماید؟ هرچند که گفتیم منظور از «ائْتِيَا» امر تکوینی است و به معنای به وجود آمدن است، اما این بدان معنا نیست که زمین و آسمان پیش از آن موجود نبودند، بلکه به نظر می رسد که می توان گفت، این امر تکوینی بیانگر مرحله ای از مراحل ایجاد و تکامل زمین و آسمان است، چنانکه برخی از مفسران نیز چنین معنایی برای عبارت «فَقَالَ لهََا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيَا» مطرح کرده و گفته اند:

  • منظور آن است که به شکل و صورتی که شایسته آمدن است، بیایید.
  • منظور آمدن و آشکار شدن منافع و آثار آنهاست.
  • خداوند به آسمان و زمین فرمود که به شکل خود در آیید.

آراء مفسرین درباره ترتیب آفرینش آسمان و زمین

مسئله دیگری که در این آیات مطرح شده، ترتیب آفرینش آسمان و زمین است. در آیات 27 تا 33 سوره نازعات [۱۴] خلقت آسمان پیش از تکامل یافتن زمین یاد شده است، اما در این آیات خداوند ابتدا از خلقت زمین و تکامل آن سخن می‌گوید و سپس به سراغ آسمان می‌رود «ثمُ‏َّ اسْتَوَى إِلىَ السَّمَاءِ»، درحالیکه آسمان دود مانند است «وَ هِىَ دُخَانٌ» و هفت آسمان را تسویه و موزون می‌نماید و آسمان دنیا را با ستارگان زینت می‌بخشد. مفسران برای رفع این تعارض توجیهات متفاوتی ارائه کرده‌اند:

1.برخی با در تقدیر گرفتن لفظ «کان» در این عبارت به صورت «ثم كان قد استوى إلى السماء» (یعنی سپس خداوند آهنگِ [آفرينشِ‏] آسمان كرده بود، درحالیكه آسمان دخان بود)، در صدد رفع این تعارض بر آمده‌اند. فخرالدین رازی در رد این مطلب می‌گوید که چنین تقدیری در کلام موجب به وجود آمدن تناقضی دیگر می‌شود، زیرا «ثم» به معنای تأخر زمانی است، درحالیکه کان به معنای تقدم زمانی است و نمی‌توان بین آن دو را جمع نمود.

2.برخی برآنند که «ثم» در این عبارت بیانگر ترتیب زمانی است و برای رفع تعارض به وجود آمده چنین گفته‌اند که هرچند خلقت زمین قبل از خلقت آسمان صورت گرفته، ولیکن با توجه به آیه 30 نازعات «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذَالِكَ دَحَاهَا» دحو و تکامل زمین پس از خلقت آسمان رخ داده است. اشکال وارد بر این استدلال آنست که در سوره فصلت علاوه بر خلقت زمین، تکامل آن نیز که شامل ایجاد کوهها و خیر و برکت و تقدیر مواد خوراکی در زمین است، قبل از آفرینش آسمان (یا حداقل تکامل آسمان) آمده و مسلم است که ‌این مراحل تکاملی زمین نمی‌تواند قبل از دحو و گسترش آن صورت گیرد. بنابراین، باید گفت که طبق آیات فصلت «دحو زمین» نیز پیش از تکامل آسمان بوده است. چنان که می‌بینیم در سوره نازعات نیز به این موضوع اشاره شده که ‌ایجاد کوهها و آب، گیاهان و ... پس از دحو زمین رخ داده است. پس نمی‌توان از این استدلال برای رفع تعارض موجود استفاده نمود.

3.برخی گفته‌اند که «ثم» در این عبارت برای بیان تفاوت میان دو خلقت و نه بیان ترتیب زمانی این دو آفرینش آمده است. فیض کاشانی در تأیید این مطلب می‌گوید که چون قبل از خلق آسمان، زمانی نبوده است، بنابراین «ثم» در این عبارت نمی‌تواند اشاره به ترتیب زمانی باشد و بیانگر تفاوت میان دو خلقت است.

4.برخی معتقدند که واژه «ثم» در عبارت «ثمُ‏َّ اسْتَوَى إِلىَ السَّمَاءِ» برای بیان ترتیب زمانی نیست، بلکه بیانگر ترتیب بیانی و اخباری است. بدین معنا که هرچند آفرينش آسمان‌ها قبل از زمين صورت گرفته، ولى خداوند به هنگام بيان، نخست از زمين و ارزاق و منابع آن كه مورد توجه و نياز انسانهاست، شروع كرده، سپس به شرح آفرينش آسمان پرداخته است.

5.برخی نیز برآنند که «ثم» در این عبارت بیانگر ترتیب رتبی است و نه ترتیب زمانی و نشان می‌دهد که مضمون جمله معطوف از لحاظ مرتبه مهمتر از مضمون جمله اول (معطوف علیه) است. یعنی خلق سماوات بزرگتر و مهمتر از خلق زمین بوده است. بنابراین، ابتدا خداوند به بیان آفرینش زمین و مقتضیات آن می‌پردازد و سپس با استفاده از لفظ «ثم» موضوع خلقت آسمان و تکامل آن را که امر شگفت انگیزتری است، مطرح می‌نماید. سید بن قطب نیز در این باره می‌گوید که «ثم» برای بیان ارتقاء معنوی است، از این رو، آسمان که بالاتر و بلندتر است، پس از زمین یاد شده است.

از مجموع این آراء بر می‌آید که «ثم» تنها بیانگر ترتیب زمانی نیست و می‌تواند معانی دیگری نیز همچون ترتیب بیانی و اخباری، ترتیب رتبی و بیان تفاوت میان دو چیز (خلقت) داشته باشد. بنابراین، در این آیه لزومی ندارد که آفرینش آسمان را پس از زمین در نظر بگیریم. روش ما در این نوشتار بدین ترتیب است که هر دو حالت ممکن برای ترتیب آفرینش آسمان و زمین را در احتمالات علمی در نظر می گیریم.

تصورات عمومی درباره جهان تا پیش از عصر حاضر

جهان و زمین به عنوان جایگاه زندگی بشر چگونه آغاز شده‌اند و چه تحولاتی برای رسیدن به این مرحله داشته‌اند؟ این سوالات، مهم‌ترین سوالاتی هستند که بشر همیشه به دنبال جواب آن بوده است. برای هزاران سال، منجمین به دنبال یافتن اندازه و عمر جهان بوده‌اند. تا قبل از سال 1929 و گزارش مشاهدات هابل تصور درستی از جهان وجود نداشت. 340 سال قبل از میلاد، ارسطو (230-310 ق م) فیلسوف یونانی، در کتاب خود به نام «درباره افلاک» نوشت که زمین جسمی کروی است و نه یک سطح صاف. ارسطو می‌اندیشید که زمین ثابت و خورشید، ماه، سیارات و ستارگان در مدارهای کروی گرد زمین می‌چرخند. وی معتقد بود که اندازه جهان محدود است و زمان آغاز و پایان ندارد و همیشه پایدار و ایستا است. تا قبل از ظهور دیدگاه‌های نوین درباره جهان، به علت اعتقادات مذهبی و تصوراتی که وجود داشت، بشر معتقد به جهان ایستا و پایدار بود. ویژگی‌های جهان ایستا شامل موارد زیر بود:

• همگن بودن • نامحدود بودن (از نظر مکانی و زمانی) • گسترده نشدن اما مشاهدات جدید، این دیدگاه قدیمی را متزلزل نمود و باعث به وجود آمدن تعارضاتی بین دانشمندان گشت.


یافته های علمی جدید درباره چگونگی پیدایش آسمان و زمین

تئوری مه‌بانگ بیشترین مقبولیت را در بین تئوری‌هایی که منشأ و تکامل جهان را توضیح می‌دهند، داراست، این تئوری ادعا می‌کند، جهانی (انرژی، فضا و زمان) که مشاهده می‌کنیم در حدود 13.7 میلیارد سال پیش، در نقطه‌ای به طول 35-10 متر (طول پلانک) و دمای 1032 کلوین و چگالی 1094 گرم بر سانتی متر مکعب جای گزیده بوده است. سپس به سرعت گسترده شده و به گسترش خود ادامه داده است. در 300 هزار سال پس از مه‌بانگ پس از تولید ذرات بنیادی و تشکیل و پخش یکنواخت هسته اتم‌های سبک همچون هیدروژن و هلیم در جهان، با کاهش دما، اتم‌های سبک همچون هیدروژن و هلیم تولید و به دلیل اختلالات و اغتشاشات کوانتومی ایجاد شده، ساختارهای مختلف تشکیل می‌شوند و 9.1 میلیارد سال بعد منظومه شمسی و زمین تشکیل می‌شوند. این تئوری تاکنون با شواهد متعددی [۱۵] تایید شده است.

شکل گیری منظومه شمسی و زمین

پذیرفته شده‌ترین فرضیه در مورد تشکیل منظومه شمسی فرضیه سحابی[۱۶] است که در سال 1976 ارائه شده است. شواهد متعددی فرضیه سحابی برای تشکیل ستاره ها را تایید می کند. 6/4 میلیارد سال پیش خورشید و سیارات در سحابی منظومه شمسی تشکیل شدند. این سحابی که شامل ذرات سنگین و سبک بود به آرامی شروع به چرخیدن می‌کند و به خاطر نیروی گرانش به مناطق مختلفی تقسیم می‌گردد.

مراحل تشکیل منظومه شمسی و منظومه‌های مشابه

در مرکز این سحابی پیش خورشید با حدود 99% جرم کل متراکم می‌گردد و دمای آن برای انجام گداخت‌های هسته‌ای بالا می‌رود و باقی مواد متراکم می‌گردند و دیگر سیارات (از جمله زمین)، سیارک‌ها و ستاره‌های دنباله‌دار را تشکیل می‌دهند. پس از سرد شدن زمین، فرآیندهای مختلفی روی آن اتفاق می افتد:

• جو زمین در ابتدا هیچ شباهتی به جو کنونی نداشت و شامل همان مواد اولیه سحابی بود. به علت بادهای خورشیدی و گرمای آن و نیز کم بودن نیروی گرانش زمین برای نگه داشتن این مواد سبک، از جو زمین دور شدند.

• بر اثر فعالیت‌های آتشفشانی، گازهایی که بیشتر آن را دی اکسید کربن، دی اکسید گوگرد و بخار آب تشکیل می‌داد، از اعماق زمین به درون جو وارد شد. البته برخورد شهاب‌سنگ‌ها با زمین نیز در پیدایش آب و مولکول‌های ارگانیک در زمین موثر بودند.

• پس از آن جوی شبیه جو کنونی زهره پدید آمد که به علت غلظت بالای مواد، سطح آن قابل مشاهده نیست. بدین ترتیب به علت غلظت بالای جو و برهمکنش نور با ذرات آن، هیچ یک از شب و روز وضوح فعلی را نداشتند. به عبارت دیگر نه شب کاملاً تاریک و نه روز کاملاً روشن بوده است.

• با آغاز بارش باران، دی اکسید کربن در اقیانوس‌ها وارد شدند و به صورت کربنات کلسیم و دی اکسید کربن در سنگ‌ها رسوب کرد و غلظت جو کمتر شد. با فعالیت ارگانیسم‌های فتوسنتزی، مولکول اکسیژن نیز به جو زمین وارد شد.

• 2.6 میلیارد سال پیش جو زمین شبیه جو فعلی شده و کدورت آن از بین می رود.

احتمالات ممکن درباره پدیده آسمان دود مانند از دیدگاه علم

با توجه به آنچه که گفته شد، می توان سه احتمال علمی درباره پدیده آسمان دودمانند مطرح نمود:

1. احتمال اول آن است که منظور از آسمان دودمانند کل فضا در لحظه مهبانگ باشد و منظور از فرمان الهی به آسمان و زمین، وقوع مهبانگ و آغاز تشکیل جهان باشد. البته این احتمال شق دومی نیز دارد و آن این است که منظور از آسمان دودمانند کل فضا تا 300 هزار سال پس از مهبانگ باشد و منظور از فرمان الهی به آسمان و زمین آغاز تشکیل اولین ساختارها باشد. باید توجه داشت که در این احتمال واژه «ثم» بیانگر ترتیب زمانی نبوده و معانی دیگر آن مورد نظر است.

بی قاب
بی قاب

2. احتمال دوم آن است که منظور از آسمان دودمانند، سحابی منظومه شمسی و منظور از فرمان الهی به آسمان و زمین آغاز شکل گیری خورشید و سیارات در این سحابی باشد. در این احتمال نیز منظور از واژه «ثم» ترتیب زمانی نیست.

بی قاب
بی قاب

3. احتمال سوم آن است که منظور از آسمان دودمانند جو اولیه و دودمانند زمین باشد و منظور از فرمان الهی به زمین و آسمان نیز آغاز آماده شدن زمین و جو آن برای پیدایش حیات باشد. نکته مهم در این احتمال آن است که واژه «ثم» در آن بیانگر ترتیب زمانی است.

بی قاب
بی قاب


بررسی نقاط قوت و ضعف احتمالات

از لحاظ علمی باید گفت که علم کنونی اطلاع دقیقی از ماده اولیه جهان در لحظه مهبانگ ندارد. از این رو، نمی‌توان از لحاظ علمی ‌درباره ماده اولیه جهان در لحظه مهبانگ اظهار نظر دقیقی کرد. بنابراین، این احتمال که منظور از «السماء» در آیه، ماده اولیه جهان پیش از مهبانگ باشد، همچنان بر قوت خود باقی است و دلیلی بر رد آن وجود ندارد، هرچند که علم کنونی نمی‌تواند درباره گازی شکل بودن یا نبودن آن ماده اظهار نظری کند. اما اگر شق دوم این احتمال را در نظر بگیریم، این مشکل حل خواهد شد و آسمان دودمانند می تواند معادل کل فضا تا 300 هزار سال پس از مهبانگ باشد. تا این زمان چنانکه گفته شد، فضا همگن، یکنواخت و کاملا کدر است. بنابراین می توان گفت که واژه «دخان» معادل خوبی برای فضا در این زمان است. منظور از فرمان الهی به آسمان و زمین در این زمان نیز می تواند آغاز تشکیل اولین ساختارها باشد که منجر به شکل گیری کامل فضا و در پی آن شکل گیری زمین و تکامل آن می شود، زیرا تا این زمان هنوز ساختاری (اعم از خوشه های کهکشانی، کهکشانها و ستارگان) تشکیل نشده و فضا کاملا همگن و یکنواخت است.

احتمال دوم:

همانطور که گفته شد، منظومه شمسی طبق آخرین نظریات از یک سحابی دوار شامل گاز و غبار، تشکیل شده است که دمای آن برای تشکیل خورشید باید به میلیونها کلوین برسد. بنابراین، می‌توان گفت که واژه «دخان» معادل مناسبی برای این سحابی است، بدین ترتیب می توان گفت که این احتمال نیز با یافته های علمی هماهنگی خوبی دارد.

احتمال سوم: در احتمال سوم واژه «ثم» بیانگر ترتیب زمانی است، از این رو مراحل شکل گیری آسمان و زمین بدین صورت خواهد بود که از مرحله شکل گیری اولیه زمین آغاز شده و سپس با قرار دادن کوهها، برکت و اقوات زمین، مراحل تکامل زمین پس از پیدایش نخستین آن مطرح می شود. مرحله سوم آسمان دودمانند است که مطابق با جو اولیه زمین است که در اثر فعالیت های آتشفشانی پدیده آمده و کدر است. مرحله چهارم نیز فرمان الهی به زمین و آسمان است که می تواند مطابق با آماده شدن زمین و جو آن برای پیدایش حیات باشد. تا این مرحله پدیده های مطرح در آیه هماهنگی مناسبی با یافته های علمی کنونی دارند به استثناء این مطلب که وجود برکت و اقوات زمین در زمانی که هنوز آسمان، دودمانند و کدر است، از لحاظ علمی قابل توجیه نیست.

نتیجه گیری

با توجه به آنچه که گفته شد، در پدیده آسمان دودمانند، «السماء» به هریک از آسمانهای ممکن[۱۷] که اشاره داشته باشد، می توان اعجاز علمی قرآن درباره آسمان دودمانند را تایید نمود، زیرا اشاره قرآن به پیدایش آسمان و زمین از دود نشان می دهد که قرآن در زمانی که هیچ اطلاعی از چگونگی پیدایش زمین و آسمان وجود نداشته است، مطالب علمیی بیان کرده است که با یافته های علمی در عصر حاضر سازگار بوده و قابل تایید است.نکته دیگری که در این آیات مطرح است، آن است که با توجه به احتمالاتی که درباره آسمان دودمانند مطرح شد، می‌توان گفت که آیه 11 سوره فصلت نیز با بیانی دیگر درصدد بیان پدیده رتق و فتق آسمانها و زمین است. در واقع باید گفت که این آیه به همراه آیات قبل و بعد آن، بیان تفصیلیی است از پدیده رتق و فتق که در آيه 30 سوره انبیاء به صورت اجمالی بیان شده است. البته تفاوتی که ‌این آیه با آیه 30 سوره انبیاء دارد، آن است که در این آیه «السماء» به صورت مفرد آمده و در سوره انبیاء جمع آن یعنی «السماوات» به کار رفته است. طباطبایی علت مفرد آمدن «السماء» در این آیه را آن می داند که آسمان در آن زمان از هم متمایز نبود و همه آسمانها یکی بودند. به همین مناسبت خداوند در این آیه «السماء» را مفرد آورده است. بدین ترتیب به نظر می رسد که هر دو آیه درصدد بیان یک واقعیت هستند، با این تفاوت که آیه 11 فصلت، ناظر به آسمان، قبل از تمایز یافتن است، درحالیکه آیه 30 انبیاء ناظر به آسمان پس از تمایز یافتن و تبدیل آن به اجزاء متفاوت است.


پانویس و منابع

  1. ابن فارس، ص496
  2. جوهری، ج7، ص235
  3. راغب ، ص439
  4. طوسی، ج9، ص109
  5. طبرسی، ج9، ص8
  6. فخرالدین رازی، ج27، ص546
  7. زمخشری، ج4، ص189
  8. بیضاوی، ج5، ص67
  9. فیض، ج4، ص354
  10. فخرالدین رازی، ج27، ص546
  11. زمخشری، ج4، ص189
  12. ابوحیان، ج9، ص288
  13. ابن عاشور، ج25، ص20
  14. ءَ أَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا * رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا * وَ أَغْطَشَ لَيْلَهَا وَ أَخْرَجَ ضحَُاهَا * وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذَالِكَ دَحَاهَا * أَخْرَجَ مِنهَْا مَاءَهَا وَ مَرْعَاهَا * وَ الجِْبَالَ أَرْسَاهَا * مَتَاعًا لَّكمُ‏ْ وَ لِأَنْعَامِكمُ‏ْ (نازعات/27-33) آيا آفرينش شما دشوارتر است يا آسمانى كه [او] آن را برپا كرده است؟ سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معين‏] درست كرد، شَبَش را تيره و روزش را آشكار گردانيد، و پس از آن، زمين را با غلتانيدن گسترد، آبش و چراگاهش را از آن بيرون آورد، و كوه‏ها را لنگر آن گردانيد، [تاوسيله‏] استفاده براى شما و دامهايتان باشد.
  15. به عنوان مثال: مشاهدات هابل از انبساط جهان؛ فراوانی عناصر سبک مانند هیدروژن و هلیم؛ تابش مایکروویو زمینه کیهانی(CMB)
  16. nebular hypothesis
  17. چه آسمان در ابتدای خلقت جهان، چه آسمان در ابتدای شکلگیری منظومه شمسی و چه آسمان در ابتدای شکلگیری و تکامل زمین.



1. قرآن کریم.

2. آلوسى، محمود، روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم، دارالكتب العلميه، بيروت، 1415ق.

3. ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحرير و التنوير، بی نا، بی تا.

4. ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، دار صادر، بيروت، 1414ق.

5. ابو حيان، محمد بن يوسف، البحر المحيط فى التفسير، دار الفكر، بيروت، 1420ق.

6. بيضاوى، عبدالله بن عمر، أنوار التنزيل و أسرار التأويل، دار احياء التراث العربى، بيروت، 1418ق.

7. جوهري، إسماعيل بن حماد، الصحاح؛ تاج اللغة وصحاح العربية، دارالعلم للملايين، بيروت، 1990م.

8. درويش، محيى الدين، اعراب القرآن و بيانه، دارالارشاد، سوريه، 1415ق.

9. راغب اصفهانى، حسين بن محمد، المفردات في غريب القرآن، دارالعلم، بيروت، 1412ق.

10. رضایی اصفهانی، محمد علی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، انتشارات کتاب مبین، 1388ش.

11. زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، تراث العربی، کویت، 1422ق.

12. زمخشرى، محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، دار الكتاب العربي، بيروت، 1407ق.

13. سيد بن قطب بن ابراهيم شاذلي، فى ظلال القرآن، دارالشروق، بيروت- قاهره، 1412ق.

14. شهرستانی، هبة الدین، اسلام و هیئت، مطبعة الغری، نجف، 1356ق.

15. طباطبايى سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين، قم، 1417ق.

16. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372ش.

17. طوسى، محمد بن حسن، التبيان فى تفسير القرآن، دار احياء التراث العربى، بيروت.

18. طيب، سيد عبد الحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، انتشارات اسلام، تهران، 1378ش.

19. فخرالدين رازى ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتيح الغيب، دار احياء التراث العربى، بيروت، 1420ق.

20. فراهيدى خليل بن احمد، كتاب العين، انتشارات هجرت، قم، 1410ق.

21. فولادوند، محمد مهدى، ترجمه قرآن، دار القرآن الكريم، تهران، 1415ق.

22. فيض كاشانى، ملا محسن، تفسير الصافى، انتشارات الصدر، تهران، 1415ق.

23. قمى مشهدى، محمد بن محمدرضا، تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامى، تهران، 1368ش.

24. مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران، 1360ش.

25. Edwards, Rem Blanchard,What caused the big bang, 2001, p4-28.

26. Fleisher, Paul,The big bang, 2006,pp34-48.

27. Lang, Kenneth R ,The Cambridge guide to the solar system ,Cambridge University Press, 2003.

28. National Research Council (U.S.), Origin and evolution of Earth: research questions for a changing planet, 2008.

29. Pincock, Stephen; Frary, Mark The origins of the universe for dummies, 2007.