حرکت ابرمانند کوهها از منظر قرآن و علم: تفاوت میان نسخهها
خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
===اشکالات این دیدگاه=== | ===اشکالات این دیدگاه=== | ||
برخی مفسران بر این دیدگاه اشکالات گوناگونی گرفتهاند. | |||
'''1.''' قرار گرفتن آیه {{QFrame|Surah=33Ayah=33}} | |||
در میان آیاتی که به احکام همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله) میپردازد و آیه | |||
{{QFrame|Surah=5Ayah=3}} | |||
در میان بیان احکام گوشتهای حرام نشان از این نکته دارد که گاه خداوند متعال برای غرضی خاص، آیهای را در میان آیاتی قرار میدهد که نمیتوان همه آنها را در یک سیاق دانست و بررسی دیگر دلایل نشان میدهد که آیه مورد بحث نیز از این دسته از آیات میباشد<ref>قرشی، 1371: ج2، 13</ref>. | |||
'''2.''' در میان کسانی که معتقدند این آیه به روز قیامت مرتبط و زمان دمیده شدن نفخه صور را بیان میکند اختلافاتی وجود دارد، چنان که برخی آن را مربوط به نفخه اول دانسته <ref>آلوسی، 1415ق: ج10، 244</ref> و برخی مربوط به نفخه دوم میدانند<ref>زحیلی، 1418ق: ج20، صص: 44-45</ref>. نکتهای که باید به آن توجه داشت این است که امکان ندارد نفخه دوم مورد نظر باشد، زیرا پیش از آن همه جهان دگرگون شده و دیگر اثری از کوهها نیست<ref>بانوی اصفهانی، 1361: ج9، 373</ref>. | |||
'''3.''' تشبیه این آیه به آیه «وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ» تشبیه درستی نیست. زیرا عهن به معنای پشم زده شده است و به حرکت کوه ارتباطی ندارد<ref>طيب، 1378: ج10، 194</ref>. | |||
'''4.''' لحن بیان این آیه با آیات مربوط به قیامت تفاوت بسیار دارد و تشبيه به حركت ابرها متناسب حركات يك نواخت و نرم و بدون سر و صدا است، نه انفجارهاى عظيمى كه صداى رعد آسايش، گوشها را كر مىكند. درحقیقت، اين تعبير با حوادث آغاز رستاخيز سازگار نيست، چرا كه اين حوادث به قدرى آشكار است كه به تعبير قرآن «روزى كه آن را ببينيد، هر شيردهندهاى آن را كه شير مىدهد [از ترس] فرو مىگذارد، و هر آبستنى بار خود را فرو مىنهد، و مردم را مست مىبينى و حال آنكه مست نيستند، ولى عذاب خدا شديد است.» (حج، 2)<ref>مکارم، 1374: ج16، 568</ref><ref> همو، 1421ق: ج12، 152</ref><ref> قاسمی، 1418ق: ج7، 508</ref> | |||
'''5.''' به نظر میرسد قائلین به این نظریه برای اثبات سخن خود، سعی به توجیه معنای صنع کردهاند، اما با کمی دقت در آیه روشن میگردد که پس از بیان واژه «صنع» این گونه آمده است: «صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ». درحقیقت، از آن جا که اتقان به معنای محکم کردن و نیکو کردن است و این تعبیر با زمان برقراری نظام جهان متناسب میباشد و نه زمان متلاشی شدن آن، نمیتوان چنین معنایی از آیه برداشت کرد<ref>مکارم، 1374: ج15، 568</ref><ref>بانوی اصفهانی، 1361: ج9، 374</ref><ref> قاسمی، 1418ق: ج7، 508</ref><ref> ابن عاشور، ج19، 318</ref><ref> ملا حویش، 1382ق: ج2، 347</ref><ref> قرشی، 1371: ج2، 12</ref>. | |||
'''6.''' این آیه پس از بیان حکمت آفرینش شب و روز آمده است و بر قدرت خداوند متعال اشاره دارد. چرا که خلقت شب و روز و حرکت کوهها در عین عظمت و ثابت به نظر رسیدن آنها، دلیل بر قدرت خداوند در برپایی روز قیامت و نشر و نگه داشتن حرکات و اعمال انسانها و آگاهی وی از اعمال ایشان دارد<ref>مدرسی، 1419ق: ج9، 243</ref><ref> قاسمی، 1418ق: ج7، 509</ref><ref> مکارم، 1374: ج15، 568</ref><ref>همان طور که آیه 86 سوره به توحید ربوبی خداوند متعال دلالت دارد.www.esra.ir</ref>. | |||
'''7.''' حرکت کوهها با جمله اسمیه بیان شده که بر استمرار و دوام دلالت دارد و با همراه آوردن حال، بر عدم جدایی این حالت از کوه دلالت دارد <ref>مرجانی، وفيّة الأسلاف، و تحيّة الأخلاف به نقل از قاسمی، 1418ق: ج7، 510</ref>. | |||
'''8.''' بر طبق آیات قرآنی در روز قیامت کوهها از جای خود کنده میشوند و در این صورت حرکت آنها باید قابل مشاهده باشد، زیرا تا زمانی که حرکت کوه نسبت به انسان باشد، قابل رؤیت خواهد بود و تنها در صورتی که حرکت کوهها به واسطه حرکت زمین باشد، (از آن جا که ما نیز با حرکت زمین حرکت میکنیم) قابل ادراک حسی نخواهد بود<ref>قاسمی، 1418ق: ج7، 509</ref>. | |||
'''9.''' واژه «تَفْعَلُونَ» در عبارت «إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ» فعل مضارع میباشد که بر دوام و استمرار دلالت میکند و در صورتی که مربوط به روز قیامت بود، باید از واژه «فعلتم» استفاده میشد<ref>مکارم، 1374: ج15، 568</ref>. | |||
با توجه به جملات «صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ» روشن میگردد که مراد از این جمله این است که خدایی که از حرکت کوههایی که شما ثابت میپندارید، آگاه است؛ از تمامی کارهای شما و آن چه در دل دارید، آگاه بوده و به زودی در قیامت حسابرسی خواهید شد<ref>مقاله الجبال تتحرک، عبدالدائم الکحیل www.kaheel7.com/ar</ref> زیرا إتقان صنع از آثار علم است و بر خبیر بودن خداوند دلالت دارد<ref>ابن عاشور، ج19، 321</ref> <ref>قرشی،1371: ج2، صص13-14</ref>. | |||
'''10.'''اگر «تَحْسَبُها جامِدَةً» راجع بدنيا و «ترى» و «تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ» راجع بقيامت بود لازم بود «تراها جامدة» يا نظير آن بگويد زيرا كوهها را واقعا جامد مىبينيم نه اينكه جامد گمان ميكنيم<ref>همو، ج2، 12</ref>. | |||
==دیدگاه دسته دوم؛ حرکت ابرمانند کوهها در دنیا== | |||
=پانویس و منابع= | =پانویس و منابع= |
نسخهٔ ۱۹ مارس ۲۰۲۰، ساعت ۲۲:۰۰
چکیده
کوهها یکی از نشانههای خداوند در زمین میباشند و در آیات متعددی از قرآن کریم مورد توجه قرار گرفتهاند. خداوند در آیه 88 سوره نمل از این واقعیت پرده برمیدارد که برخلاف تصور انسانها، کوهها نیز مانند ابرها دارای حرکت میباشند. اکثر مفسران معتقدند که این آیه به بیان یکی از نشانههای قیامت میپردازد، درحالی که با توجه به قرائن مختلف موجود در آیه روشن میگردد که این آیه درصدد بیان حرکت کوهها در حال حاضر میباشد و با توجه به یافتههای علمی نوع حرکت کوهها در این آیه روشن میگردد.
مقدمه
یکی از نشانههای الهی در زمین کوهها میباشند که غالبا نماد ثبات، استقامت و عظمت میباشند. معادل واژه کوه در زبان عربی، جبل میباشد و در مجموع 41 مرتبه در قرآن کریم به کار رفته است که در 33 مورد این واژه به صورت جمع به کار رفته است و به نقشهای مختلف کوهها در زمین اشاره دارد. یکی از این موارد آیه 88 سوره مبارکه نمل میباشد: «وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبيرٌ بِما تَفْعَلُون»؛«و كوهها را مىبينى [و] مىپندارى كه آنها بىحركتند و حال آنكه آنها ابرآسا در حركتند. [اين] صُنعِ خدايى است كه هر چيزى را در كمال استوارى پديد آورده است. در حقيقت، او به آنچه انجام مىدهيد آگاه است.»
گذشته از تفاسیر عرفانی و فلسفی موجود در رابطه با این آیه، دو دیدگاه عمده در این زمینه وجود دارد. غالب مفسران از میان شیعه و اهل سنت، معتقدند این آیه در بیان یکی از حوادث پیش از قیامت میباشد [۱][۲]. درمقابل، برخی مفسران بر این باورند که با توجه بر قرائن موجود، آیه درصدد بیان یکی از حقایق فیزیکی موجود در این دنیا بوده و بر حرکت کوهها در این دنیا اشاره دارد[۳].
با توجه به اختلاف موجود در میان مفسران با این پرسشها روبرو هستیم که این آیه به حرکت کوهها به هنگام برپایی قیامت اشاره دارد یا آن که کوهها در حال حاضر در حال حرکت میباشند؟ در صورتی که این حرکت مربوط به زمان حاضر است، مقصود خداوند از حرکت کوهها چیست؟ آیا مقصود حرکت خود کوهها میباشد یا حرکت کوهها به واسطه حرکت لایههای زمینی و یا حرکتی که به واسطه حرکت انتقالی زمین میباشد؟
در این تحقیق ابتدا به بیان معانی واژگان کلیدی موجود در آیه میپردازیم و سپس دلایل هر دو گروه را بررسی میکنیم. در بخش بعدی به بیان انواع حرکت کوهها از نظر علمی و مراد آیه از نوع حرکت کوهها با توجه به قرائن آیه پرداخته و شباهت آن با حرکت ابرها را بیان میکنیم. درنهایت نیز به بیان آن چه علم در این زمینه به آن دست یافته و تطبیق آن با آیه میپردازیم.
معانی واژگان
اولین واژه در این آیه فعل تری میباشد. این لغت از ریشه (رأی) به معنای نگاه کردن و دیدن میباشد[۴][۵][۶]، خواه به وسیله چشم باشد یا با قوه خیال یا با عقل یا در خواب [۷][۸]. درصورتی که رؤیت با چشم باشد، یک مفعول داشته و در صورتی که به معنای علم باشد، از افعال قلوب بوده و دو مفعولی خواهد بود[۹][۱۰][۱۱][۱۲].
جبال واژه بعدی است که جمع مکسر از واژه جبل بوده و در اصل به معنای جمع شدن شیء در ارتفاع میباشد[۱۳]که در نتیجه به هر چیز بزرگ اطلاق میگردد. مانند اطلاق این واژه به کوهها یا اطلاق جبلّة به شتری که کوهان بزرگ دارد[۱۴][۱۵][۱۶]. برخی لغتشناسان معتقدند، اطلاق لفظ جبل و تصور معنای بزرگی، نوعی ثبات و صلب بودن را با خود به همراه دارد[۱۷][۱۸].
لغتشناسان در رابطه با واژه «تحسب» معتقدند: اگر از ماده حَسَبَ یَحسَبُ باشد به معنای شمردن و حساب کردن میباشد[۱۹] [۲۰][۲۱]. اما در صورتی که از ماده حَسِبَ یَحسَبُ باشد اغلب به معنای ظن و گمان معنا شده است[۲۲][۲۳]. البته نویسنده کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، معنای این ماده را اشراف و اطلاع به قصد آگاهی و دقت دانسته است و معتقد است، ظن نتیجه چنین اشرافی میباشد. البته شمردن نیز مقدمه اشراف میباشد[۲۴]. راغب نیز در معنای این واژه مینویسد: حسبان آن است که به یکی از دو مسئله متناقض حکم کنی، بدون آن که دیگری به ذهن تو خطور کند و انگشت خود را بر روی آن قرار دهی، و برای تو در آن شک ایجاد میشود. این معنا به ظن نزدیک است، ولی ظن آن است که نقیض دیگری به ذهن خطور میکند و دیگری غلبه میکند[۲۵].
جامدة در مقابل مذاب [۲۶][۲۷] و جاری[۲۸] بوده و درحقیقت به شیء بدون حرکت[۲۹]و ساکن گفته میشود.
فعل تمرّ از ریشه فعل مضاعف (م ر ر) بوده و به معنی گذشتن و رد شدن از چیزی میباشد[۳۰][۳۱] [۳۲][۳۳][۳۴] نویسنده کتاب التحقیق معتقد است، تفاوت مرور با سیر و تجاوز در این است که مرور حالت حرکت بالفعل و فی الحال میباشد و سیر، مطلق رفتن بدون هیچ قیدی به شرط آن که مادی باشد و تجاوز مطلق گذشتن است، از چیزی یا به سمت چیزی[۳۵]. تفاوت دیگر این کلمات آن است که جریان و سیر درمورد حرکت سریع و مرور درمورد حرکت آهسته و آرام به کار میرود.
سحاب از ریشه «س ح ب» و به معنای کشیدن میباش[۳۶][۳۷] و به مطلق ابر به این دلیل که باد آن را ميكشد يا آن آب را ميكشد يا در رفتنش كشيده ميشود، بارانزا باشد یا نه، اطلاق میگردد[۳۸].
برخی لغتشناسان واژه صنع را به معنای عمل دانستهاند[۳۹][۴۰]، اما اغلب معتقدند که صنع به هر نوع عملی اطلاق نمیشود، بلکه صنع عملی است که از روی علم انجام شده و صانع در عمل خود حاذق باشد[۴۱] [۴۲][۴۳]. به همین دلیل هر صنعی عمل هست، اما هر عملی صنع نیست[۴۴].
أتقن فعل ثلاثی مزید باب افعال از ریشه (ت ق ن) به معنای محکم کردن کار میباشد [۴۵][۴۶] [۴۷][۴۸][۴۹].
دیدگاه مفسران
مفسران دیدگاههای گوناگونی پیرامون این آیه اتخاذ کردهاند که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد:
دیدگاه اول؛ بیان یکی از نشانههای قیامت
دیدگاه دسته اول که شایعترین دیدگاه بوده و حتی برخی ادعای اجماع در آن را کردهاند[۵۰] معتقد است که با توجه به این که این آیه در سیاق آیات قیامت بوده و از سوی دیگر، با توجه به این که برخی از دیگر آیات قرآنی بر حرکت کوهها پیش از قیامت دلالت دارند، چنان که در آیه 20سوره مبارکه نبأ میفرماید:
یا در آیه 6سوره مبارکه قارعه میفرماید:
و...، این آیه نیز در پی بیان حرکت کوهها هنگام دمیده شدن در نفخه صور و روز قیامت میباشد[۵۱][۵۲][۵۳][۵۴][۵۵][۵۶][۵۷].
درحقیقت، با دمیده شدن در نفخه صور و به دلیل هول و هراسی که به خاطر تحولات سریع برای انسانها دست میدهد (چنان که زن شیرده فرزند خود را رها میکند و کودک از شدت هول و هراس پیر میگردد و...)، وی از دیدن این حرکت ناتوان است[۵۸][۵۹].
این گروه معتقدند، بخش اول آیه «وَ تَرَى الْجِبالَ» مانند آیه
به منظور مجسم کردن واقعه به صورت فعل مضارع آمده است [۶۰] و عبارت «صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ»:
«تلويح و اشارهاى است به اينكه اين صنع و اين عمل از خداى تعالى تخريب و ويرانى عالم است، ليكن چون تكميل آن را در پى دارد و مستلزم اتقان نظام آن است، نظامى كه در آن هر چيزى به منتها درجه كمال خود مىرسد، آن كمالى كه اگر كمال سعادت باشد، و اگر كمال شقاوت، زمينهاش را قبلا فراهم كرده بود، از اين رو اين ويرانى را صنع و آفرينش ناميد، چون اين خود صنع خداست، آن صنعى كه هر چيزى را متقن كرده، پس خداى سبحان اتقان را از هر چه كه متقن كرده سلب نمىكند و فساد را بر آنچه اصلاح فرموده مسلط نمىسازد، پس اگر دنيا را خراب مىكند براى اين است كه آخرت را تعمير نمايد.» [۶۱][۶۲][۶۳]
برخی نیز معتقدند که جمله «تَحْسَبُها جامِدَةً» به زمان حال میباشد و درنتیجه معنای آیه چنین میگردد: «تو در آن روز كوهها را- كه امروز جامد گمان مىكنى-، مىبينى چون ابر به حركت درمىآيند»[۶۴]
اشکالات این دیدگاه
برخی مفسران بر این دیدگاه اشکالات گوناگونی گرفتهاند.
1. قرار گرفتن آیه
[[Category:]] در میان آیاتی که به احکام همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله) میپردازد و آیه
[[Category:]] در میان بیان احکام گوشتهای حرام نشان از این نکته دارد که گاه خداوند متعال برای غرضی خاص، آیهای را در میان آیاتی قرار میدهد که نمیتوان همه آنها را در یک سیاق دانست و بررسی دیگر دلایل نشان میدهد که آیه مورد بحث نیز از این دسته از آیات میباشد[۶۵].
2. در میان کسانی که معتقدند این آیه به روز قیامت مرتبط و زمان دمیده شدن نفخه صور را بیان میکند اختلافاتی وجود دارد، چنان که برخی آن را مربوط به نفخه اول دانسته [۶۶] و برخی مربوط به نفخه دوم میدانند[۶۷]. نکتهای که باید به آن توجه داشت این است که امکان ندارد نفخه دوم مورد نظر باشد، زیرا پیش از آن همه جهان دگرگون شده و دیگر اثری از کوهها نیست[۶۸].
3. تشبیه این آیه به آیه «وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ» تشبیه درستی نیست. زیرا عهن به معنای پشم زده شده است و به حرکت کوه ارتباطی ندارد[۶۹].
4. لحن بیان این آیه با آیات مربوط به قیامت تفاوت بسیار دارد و تشبيه به حركت ابرها متناسب حركات يك نواخت و نرم و بدون سر و صدا است، نه انفجارهاى عظيمى كه صداى رعد آسايش، گوشها را كر مىكند. درحقیقت، اين تعبير با حوادث آغاز رستاخيز سازگار نيست، چرا كه اين حوادث به قدرى آشكار است كه به تعبير قرآن «روزى كه آن را ببينيد، هر شيردهندهاى آن را كه شير مىدهد [از ترس] فرو مىگذارد، و هر آبستنى بار خود را فرو مىنهد، و مردم را مست مىبينى و حال آنكه مست نيستند، ولى عذاب خدا شديد است.» (حج، 2)[۷۰][۷۱][۷۲]
5. به نظر میرسد قائلین به این نظریه برای اثبات سخن خود، سعی به توجیه معنای صنع کردهاند، اما با کمی دقت در آیه روشن میگردد که پس از بیان واژه «صنع» این گونه آمده است: «صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ». درحقیقت، از آن جا که اتقان به معنای محکم کردن و نیکو کردن است و این تعبیر با زمان برقراری نظام جهان متناسب میباشد و نه زمان متلاشی شدن آن، نمیتوان چنین معنایی از آیه برداشت کرد[۷۳][۷۴][۷۵][۷۶][۷۷][۷۸].
6. این آیه پس از بیان حکمت آفرینش شب و روز آمده است و بر قدرت خداوند متعال اشاره دارد. چرا که خلقت شب و روز و حرکت کوهها در عین عظمت و ثابت به نظر رسیدن آنها، دلیل بر قدرت خداوند در برپایی روز قیامت و نشر و نگه داشتن حرکات و اعمال انسانها و آگاهی وی از اعمال ایشان دارد[۷۹][۸۰][۸۱][۸۲].
7. حرکت کوهها با جمله اسمیه بیان شده که بر استمرار و دوام دلالت دارد و با همراه آوردن حال، بر عدم جدایی این حالت از کوه دلالت دارد [۸۳].
8. بر طبق آیات قرآنی در روز قیامت کوهها از جای خود کنده میشوند و در این صورت حرکت آنها باید قابل مشاهده باشد، زیرا تا زمانی که حرکت کوه نسبت به انسان باشد، قابل رؤیت خواهد بود و تنها در صورتی که حرکت کوهها به واسطه حرکت زمین باشد، (از آن جا که ما نیز با حرکت زمین حرکت میکنیم) قابل ادراک حسی نخواهد بود[۸۴].
9. واژه «تَفْعَلُونَ» در عبارت «إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ» فعل مضارع میباشد که بر دوام و استمرار دلالت میکند و در صورتی که مربوط به روز قیامت بود، باید از واژه «فعلتم» استفاده میشد[۸۵].
با توجه به جملات «صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ» روشن میگردد که مراد از این جمله این است که خدایی که از حرکت کوههایی که شما ثابت میپندارید، آگاه است؛ از تمامی کارهای شما و آن چه در دل دارید، آگاه بوده و به زودی در قیامت حسابرسی خواهید شد[۸۶] زیرا إتقان صنع از آثار علم است و بر خبیر بودن خداوند دلالت دارد[۸۷] [۸۸].
10.اگر «تَحْسَبُها جامِدَةً» راجع بدنيا و «ترى» و «تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ» راجع بقيامت بود لازم بود «تراها جامدة» يا نظير آن بگويد زيرا كوهها را واقعا جامد مىبينيم نه اينكه جامد گمان ميكنيم[۸۹].
دیدگاه دسته دوم؛ حرکت ابرمانند کوهها در دنیا
پانویس و منابع
- ↑ طباطبائی،1374: ج 15، 574
- ↑ فخر رازی، 1420: ج24، 574
- ↑ مکارم، 1374: ج15، 567
- ↑ ابن فارس، 436
- ↑ قرشی،1371: ج3، 34
- ↑ فراهیدی، ج8،306
- ↑ مصطفوی، 1360: ج4، صص12-11
- ↑ راغب، ص374
- ↑ ابن منظور، ج14، 291
- ↑ مصطفوی، 1360: ج4، 9
- ↑ راغب، 374
- ↑ طریحی،1375: ج1، صص171-172
- ↑ ابن فارس، 233
- ↑ مصطفوی،1360: ج2، 47
- ↑ ابن منظور، ج11، 97
- ↑ فراهیدی، ج6، 136
- ↑ راغب، 185
- ↑ فراهیدی، ج6، 136
- ↑ قرشی،1371: ج2، 217
- ↑ ابن منظور، ج1، صص311و313
- ↑ مقاییس، ص263
- ↑ طریحی،1375: ج2، 40
- ↑ ابن منظور، ج1، 315
- ↑ مصطفوی،1360: ج2، 211
- ↑ راغب، 234
- ↑ طریحی،1375: ج3، 26
- ↑ فراهیدی، ج6، 89
- ↑ مصطفوی، 1360: ج2، 106
- ↑ قرشی، 1371: ج2، 47
- ↑ ابن فارس، 963
- ↑ قرشی،1371: ج6، 249
- ↑ طریحی،1375: ج3، 481
- ↑ راغب، ص: 763
- ↑ ابن منظور، ج5، 165
- ↑ مصطفوی،1360: ج5، 116
- ↑ مصطفوی،1360: ج5، 63
- ↑ قرشی،1371: ج3، 235
- ↑ راغب، 399
- ↑ طریحی،1375: ج4، 360
- ↑ ابن منظور، ج8، 209
- ↑ مصطفوی،1360: ج6، 284
- ↑ قرشی،1371: ج4، 154
- ↑ ابن فارس، 578
- ↑ راغب، 493
- ↑ مصطفوی،1360: ج1، 391
- ↑ ابن فارس، 172
- ↑ طریحی،1375: ج6، 221
- ↑ ابن منظور، ج13، 73
- ↑ فراهیدی، ج5، 129
- ↑ ملاحويش، 1382: ج2، 347
- ↑ طبرسی، 1360: ج7، 370
- ↑ صادقی تهرانی، 1419ق: 384
- ↑ قرشی، 1377: ج7، 500
- ↑ مغنیه، 1424ق: ج6، 43
- ↑ مراغي، ج20، ص: 24
- ↑ زحیلی، 1418ق: ج20، 42
- ↑ طباطبائی، 1374: ج15، 574
- ↑ مغنیه، 1424ق: ج6، 34
- ↑ آل سعدی، 1408ق: 729
- ↑ طباطبائی، 1374: ج15، 574
- ↑ همو، ج15، 574
- ↑ و شبیه به همین استدلال در ابن عجیبه، 1419ق: ج4، 225
- ↑ قرشی، 1377: ج7،501
- ↑ طباطبائی، 1374: ج15، 575
- ↑ قرشی، 1371: ج2، 13
- ↑ آلوسی، 1415ق: ج10، 244
- ↑ زحیلی، 1418ق: ج20، صص: 44-45
- ↑ بانوی اصفهانی، 1361: ج9، 373
- ↑ طيب، 1378: ج10، 194
- ↑ مکارم، 1374: ج16، 568
- ↑ همو، 1421ق: ج12، 152
- ↑ قاسمی، 1418ق: ج7، 508
- ↑ مکارم، 1374: ج15، 568
- ↑ بانوی اصفهانی، 1361: ج9، 374
- ↑ قاسمی، 1418ق: ج7، 508
- ↑ ابن عاشور، ج19، 318
- ↑ ملا حویش، 1382ق: ج2، 347
- ↑ قرشی، 1371: ج2، 12
- ↑ مدرسی، 1419ق: ج9، 243
- ↑ قاسمی، 1418ق: ج7، 509
- ↑ مکارم، 1374: ج15، 568
- ↑ همان طور که آیه 86 سوره به توحید ربوبی خداوند متعال دلالت دارد.www.esra.ir
- ↑ مرجانی، وفيّة الأسلاف، و تحيّة الأخلاف به نقل از قاسمی، 1418ق: ج7، 510
- ↑ قاسمی، 1418ق: ج7، 509
- ↑ مکارم، 1374: ج15، 568
- ↑ مقاله الجبال تتحرک، عبدالدائم الکحیل www.kaheel7.com/ar
- ↑ ابن عاشور، ج19، 321
- ↑ قرشی،1371: ج2، صص13-14
- ↑ همو، ج2، 12