نقدی بر دیدگاه علامه طباطبایی درباره آبهای ذکرشده در قرآن کریم با استفاده از مشتقات فعل نزل
این مقاله با بهرهگیری از روش تفسیری قرآن به قرآن و قاعده سیاق، به نقد دیدگاههای علامه درمورد آبهایی که در قرآن با مشتقات فعل نزل بهکار رفتهاند، میپردازد. فعل نزل درمورد پدیدهی آب تنها به دو صورت ماضی (اَنزَلَ ونَزَّلَ) و مضارع(یُنَزِّل) در قرآن آمده است. در این پژوهش، ابتدا براساس روش تفسیری قرآن به قرآن، آیات با موضوع مشتقات فعل نزل منحصرا برای آب، استخراج شدهاند و بر مبنای زمان فعل، به دو دستهی آیات با فعل ماضی و مضارع، تقسیمبندی شدهاند. با مشاهدهی تفسیر المیزان، ذیل این آیات، چنین تصور میشود که فعل نزل در هر دو دستهی آیات، به باران اشاره دارد. اما باتوجه به موارد زیر، این دو دسته از آیات، به دو پدیده متفاوت اشاره دارند: الف. در آیات با فعل ماضی نزل: پدیدههایی بیان شدهاند، که مربوط به ابتدای خلقتاند؛ تمام پدیدههای با موضوع «ابتدای خلقت» و همچنین، فعل نزل به صورت ماضی است؛ تمام پدیدههایی که به صورت ماضی آمدهاند، تنها یکبار در جهان هستی اتفاق افتادهاند؛ هیچ نشانهای از نشانههای بارانهای کرهزمین، قبل از فعل نزل وجود ندارد؛ فعل مربوط به نازل شدن آب، نیز به صورت ماضی است، بنابراین با توجه به عطفی که بین این پدیدهها وجود دارد و موارد فوقالذکر، همه این پدیدهها، هم سطح هستند. لذا، پدیده مورد بحث نیز باید مربوط به ابتدای خلقت باشد و باران نیست. ب. در آیات با فعل مضارع نزل: تنها به پدیدههایی اشاره شده که مربوط به باران هستند؛ همهی این پدیدهها با فعل مضارع بیان شدهاند؛ فعل نزل نیز، به صورت مضارع است. بنابراین، فعل نزل، تنها دراین گروه از آیات، همان باران است. كلمات كليدي: روش اجتهادی تفسیر قرآن، قاعده سیاق، دیدگاه علامه طباطبایی، مشتقات فعل نزل، آب.