شناخت اندیشه و زندگی مولفین مسلمان در شکلگیری نظریه اعجاز؛ مطالعه موردی ابن ربّن طبری
چکیده
در بحث از سیر تطور اندیشه اعجاز قرآن، طرح مسائل جدلی میان مسلمانان و غیرمسلمانان در قرون دوم و سوم وجود دارد و آثار زیادی از سوی اندیشمندان مسلمان و حتی غیرمسلمان به طور مستقیم و غیر مستقیم نوشته شده است. در این میان، ابن ربن طبری با اثر معروف خود «الدین و الدوله فی اثبات نبوه النبی محمد (ص)» با موضوع دلائل النبوه و حقانیت اسلام و نبوت پیامبر اکرم (ص) نامآور است. ابن ربن طبری مولف مهمترین اثر قدیمی در مورد برتری دین اسلام است که میتوان از آن به عنوان اولین خاستگاه در بحث از نظریه اعجاز قرآن نام برد. با بررسی شخصیت و اندیشه ابن ربن مشخص گردید، برخلاف عقیده برخی که معتقدند ابن ربن در باب اعجاز قرآن سخنی نگفته است، باید گفت او به اعجاز ذاتی (معانی) قرآن قائل بوده و حتی به بیان وجوهی از اعجاز قرآن نیز پرداخته است. همچنین برخلاف عقیده برخی شرح حال نویسان که او را یهودی دانستهاند، به تصریح خود در کتابش ابتدا مسیحی بوده و بعد به اسلام گرویده است و «ربن» دلیلی بر یهودی بودن او نیست.
واژگان کلیدی
مسیحیت، اسلام، ابن ربن طبری، دلائل النبوه، اعجاز.
1- مقدمه
مجادلات و مناظرات کلامی مسلمانان، مسیحیان و یهودیان و نیز اندیشههای کلامی معتزلیان دو عامل و خاستگاه مهم در نظریهپردازی حول اعجاز قرآن کریم هستند. در این بین با آثار متعددی از مولفین سدههای دوم و سوم هجری در باب جدلهای کلامی ادیان مواجه هستیم که گرچه در برخی از این آثار به طور مستقیم به اعجاز یا وجوه اعجاز قرآن اشارهای نشده است ولی پایه و اساس شکلگیری نظریه اعجاز قرآن در قرون بعدی شدهاند. اندیشمندان مسلمانی همچون ابن ربن طبری، ابنالمنجم، ابوعبدالله محمد بن زید واسطی، به طور مستقیم در باب حقانیت و برتری دین اسلام و نبوت حضرت محمد(ص) موثر بودهاند و مولفین غیرمسلمانی نظیر قسطا بن لوقا البعلبکی، تئودور ابوقرّه، ابورائطه التکریتی، عمار البصری، عبدالمسیح الکندی که آثار مدافعه جویانهای در باب مسیحیت داشتهاند و آثارشان ردّیهای بر مباحث حقانیت نبوت حضرت محمد(ص) بوده است (نک: کریمینیا، شماره8، 125-129) ناخواسته به بحث از اعجاز پرداختهاند[۱] که به طور غیرمستقیم در این سیر، مطرح بودهاند. لذا در مباحث نظری اعجاز قرآن، شناخت مولفینی که نقش مستقیم در تطور اندیشه اعجاز داشتهاند لازم به نظر میرسد. این مقاله میکوشد نگاهی به زندگی و شخصیت ابن ربن طبری و اندیشه او در زمینه اعجاز داشته باشد.
2- ابن ربن طبری
«ابوالحسن علی طبری» فرزند سهل است. قفطی «سهل» را پزشک و ستارهشناس و مترجم و اهل طبرستان و ملقب به «ربّن» میداند و بخاطر همین، او را یهودی میداند چون «الربن» و «الربین» و «الرأب» نامهای پیشین در شریعت یهود بود و پسرش علی نیز پزشک مشهوری بود که به عراق منتقل گشت و ساکن سامرا شد و ابن ربن مترجم مجسطی از زبان یونانی به زبان عربی است. (قفطی، ج1،ص145) اما ابن ربن در مقدمه کتاب «فردوسالحکمه» در مورد تفسیر خود بر معنی «ربن» میگوید: پدرم یکی از فرزندان نویسندگان شهر مرو بود که صاحب علم و دانش و همت و زیرکی در کتابهای پزشکی و فلسفه بود و پزشکی را به روش اجداد و پدران خود به جامعه منتقل میکرد و کارش را در راه مدح و کسب مقام و مال خرج نکرد بلکه برای رضای خدا و نیکی این کار را میکرد پس لقب «ربن» یعنی بزرگوارانه، معلم ما، لقب گرفت. (ابن ربن، ص7) «مرو» نام یکی از شهرهای طبرستان بوده است که ابن جریر طبری نیز به آن اشاره نموده است. (نک: طبری، ج7ص287و300) به اعتقاد محقق کتاب الدین و الدوله عدم وضوح این اسم (ابن ربن) ذهنها و افکار پیشینیان است که این خود باعث ایجاد ترکیبها و تحریفهایی دراین اسم شده است. (ابن ربن، ص6) از جمله تحریفاتی که در این اسم وجود دارد اینست که عدهای از شرقشناسان او را علی بن ذبل یا دبل میخوانند و عدهای نیز او را علی بن زین میدانند. عدهای نیز او را علی بن سهل میدانند که شخصی غیر از علی بن ربن میباشد از جمله یکی از شاگردانش به نام ابوبکر محمد بن زکریای رازی. (ابنربن، ص9) به عنوان نمونه ابن ندیم در فهرست او را علی بن زیل (با لام) میخواند و دربارهاش مینویسد: «ابوالحسن علی بن سهل طبری، کاتب مازیار بن قارن[۲] بود و همینکه بر دست معتصم اسلام آورد، معتصم او را به خود نزدیک نموده، و فضلش در مقر خلافت آشکار گردید و متوکل وی را در جرگه ندیمان خود درآورد، زیرا در ادب مقامی داشت و این کتابها از اوست: فردوسالحکمه – در هفت نوع و هر نوعی مشتمل بر سی مقاله و آن مقالهها مشتمل بر سیصد و شصت باب است، کتاب تحفهالملوک. کتاب کناشالحضره. کتاب منافع الاطعمه و الاشربه و العقاقیر.» (ابن ندیم، ص527) ابن ربن در کتاب «الدین و الدوله» خود نیز از کتاب دیگرش «الرد علی اصناف النصاری» نام میبرد. (ابن ربن، ص154) او در راه خود آنقدر مصمم بوده است که در این کتاب نیز ادله مختلف بر اثبات نبوت حضرت محمد(ص) میآورد و بر اوج فخامت متن قرآن نسبت به تورات و انجیل تأکید و تأیید مینماید. ابن ندیم بر این اعتقاد است که او بر دست معتصم اسلام آورد ولی ابن ربن، خود در کتاب الدین و الدوله بیان میدارد که ابتدا مسیحی بوده و با راهنمائی متوکل اسلام را پذیرفته است: «ولله الشکر علی ما هدانی، ثم لعبده و خلیفته، جعفر المتوکل علی الله امیرالمومنین أطال الله بقاءه، علی ما ندبنی له، اجترنی و غیری من أهل الذمه إلیه ترغیباً منه و ترهیباً، و احتساباً و حباً من للناس کافه...» (ابن ربن، ص210) بنابراین هیچ منبع موثق و مورد تائیدی بر آن نداریم که او به دست معتصم اسلام آورده است. (ابن ربن، ص15) کسانی که در مورد ابن ربن مطلب نوشتهاند از آباء و اجداد او چیزی ننوشتهاند. (همان، ص5) به عنوان نمونه «صفدی» با اینکه از او مطلب نقل میکند ولی در مورد پدرش چیزی ندارد یا فقط به ذکر نام پدرش اکتفا نموده است. (صفدی، ج21ص107) ابن جریر نیز در تاریخ طبری با اینکه از «ابن ربن» صحبت کرده است ولی از پدرش چیزی ننوشته است. (طبری، ج7ص287) او از خانواده مسیحی ریشهدار در مسیحیت بود که خودش از مبلغان این دین بوده است؛ سپس خداوند او را به دین اسلام هدایت نموده و به اسلام گروید. (ابن ربن، ص8) بر این اساس و براساس اعتقاد نولدکه[۳] - که او را از بزرگان صومعه مسیحیان میداند - آنچه دیگرانی مثل قفطی (ج1ص178) و برخی مستشرقان در مورد یهودی بودن خانواده او میگویند اشتباه است. (ابن ربن، ص9) از طرفی میتوان گفت علاوه بر این استدلال، ابن جریر طبری در تاریخ طبری از او با عنوان نصرانی یاد میکند نه یهودی. (طبری، ج7ص292) براساس آنچه که از سخنان ابن ربن در مقدمه کتابش (الدین و الدوله) برمیآید اینست که مذهب او اهل سنت میباشد. چنانکه مینویسد: «شکر خدای را که هر کسی بر دین اسلام روی آورد، رستگار شد ... پس خداوند ما را از اهل سنت قرار داد و ما را از باطل دور کرد...» (ابن ربن، ص33) محقق کتاب الدین و الدوله در مورد تاریخ ولادت و وفات او میگوید: «زندگینامه نویسان هیچ تاریخی از تولد یا وفاتش را به ما نرساندهاند و هیچ چیزی که دیدگاه واضحی از زندگی وی را برایمان نمایان سازد، به دست ما نرساندهاند بلکه همگی مختصری از وی توضیحدادهاند و همین.» (همان، ص5) لذا بر همین اساس در منابعی که از او یاد میکنند یا به تاریخ تولد و وفات مشخص و دقیقی از او اشاره نشده یا بدون ذکر منبع برای او تاریخ تولد یا وفاتی را ذکر کردهاند! در مورد ولادتش محقق کتاب الدین و الدوله مینویسد: «ارجح آن است که در اواخر ایام ابی جعفر منصور (136-158هجری) یا در اوایل خلافت مهدی بالله (158-169هجری) متولد شد. ابن ربن در باب دهم کتاب فردوسالحکمه میگوید: در طبرستان در حالی که با پدرم نماز عشاء میخواندم، شاهد آتشسوزی عظیمی بوده که پادشاهی طبرستان در آن زمان به دست «ونداد هرمز» بوده است. ابن اثیر در حوادث سال 167 هجری یاد میکند که خلیفه مهدی به سوی او لشکری بزرگ با فرماندهی پسرش موسی هادی فرستاد و او را محاصره کرد و در حوادث سال 189 هجری که خلیفه هارونالرشید برای ونداد اماننامهای فرستاد و او را مورد احترام و عزت قرار داد. ابن کثیر در حوادث سال 167 هجری میگوید: مهدی پسرش هادی را به سوی گرگان فرستاد با سپاه عظیمی که مثلش را کسی ندید.... وبا و سرفههای شدیدی در بغداد و بصره رخ داد که در این سال سه بار خورشیدگرفتگی در ایام ذیالحجه رخ داد... اگر صحیح باشد این حادثهای که ابن ربن به آن اشاره کرده مربوط به همان حادثهای است که دو مورخ ابن اثیر و ابن کثیر بدان اشاره داشتهاند میباشد و همان چیزی است که ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان ذکر کرده که نتیجهگیری درستی خواهد بود. مخصوصاً اگر بدانیم که ابن ربن در سال 247 هجری زندگی میکرده وقتی که کتابش «الدین و الدوله» را تالیف کرده یعنی وی در سن 89 سالگی به سر میبرده و او در زمان دیدن آتش ده سال داشته.» (ابن ربن، ص9-10) در مورد تاریخ وفاتش آنچه که مورد تاکید است آنست که او تا پیش از سال 247هجری زنده بوده است. (همان، ص17) از سیر تحصیلی و علمی او چیزی در دسترس نیست ولی خود در مقدمه کتاب «فردوسالحکمه» میگوید که علم پزشکی را از پدرش به ارث برده و آموخته بود و هر کسی که دو اثر (الدین و الدوله – فردوسالحکمه) او را بخواند، متوجه میشود که او به علم فلسفه و هندسه و به زبان عربی و سریانی و کمی به یونانی و نیز به علم جدل آشنا بوده است. معتقدیم که این فضل علمی از جانب پدرش و همت والای خودش در مطالعه آثار پیشینیان بوده است و نیز عموئی داشته که در جدل و بحث مهارت خاصی داشته است. (همان، ص11) قفطی در زندگینامهای که برای ابن ربن نوشته است می نویسد: «در طبرستان فتنهای به پا خواست[۴] که بدان دلیل و برای آن به سوی ری رفت ... پس محمدبنزکریای رازی از علم وی استفاده فراوان نمود...» (قفطی، ج1ص178) همچنانکه ابن خلکان در وفیاتالاعیان در زندگینامهای که برای «رازی» مینویسد، بیان میدارد که رازی، پزشکی را نزد حکیم ابوالحسن علی بن ربن طبری صاحب کتاب فردوس الحکمه و غیره آموخته است. (ابن خلکان، ج5ص159) اما این چیزی که مورخان یاد میکنند از نظر سیر تاریخی غیرممکن است: «رازی در سال 251هجری در ری متولد شد و ابن ربن طی سالهای 224 یا 225 از طبرستان رفت و اگر هم از ری گذری داشته که در مسیر بغداد بوده در آن صورت هم قبل از تولد رازی بوده (تقریباً ربع قرن قبل از تولد رازی)» (ابن ربن، ص17) ابن ربن آثار متعددی در زمینه ادیان و طب دارد که از مهمترین آثار او در ادیان و طب میتوان به این دو اثر اشاره نمود: «الدین و الدوله فی اثبات نبوه النبی محمد (ص)»: این کتاب در هیچ منبعی از منابع ترجمه ابن ربن ذکر نشده است. (همان، ص18) ابن ربن در باب ششم این کتاب مینویسد: «ومن آیات النبی (صلعم) هذا القرآن، و إنما صار آیه لمعان ... و یقول عم لی کان من علماء القوم و بلغائهم، ان البلاغات لیست من آیات النبوه لأنها مشترکه فی الامم کلها، حتی اذا اعتزلت التقلید و الألف، و فارقت لزاز العاده و التربیه، و تدبرت معانی القرآن، علمت أن الامر فیه کما قال أهله... و ذلک انی لم أجد لاحد ... کتاباً جمع من التوحید و التهلیل و الثناء علی الله عزوجل، و التصدیق بالرسل و الأنبیاء، والحث علی الصالحات الباقیات ... فمن جاءنا بکتاب هذه نسبته و نعته و له من القلوب هذا الحل و الجلاله و الحلاوه و معه هذا النصر و الیمن و الغلبه، و کان صاحبه الذی نزل علیه أمّیا لم یعرف کتابه و لا بلاغه قط، فهو من آیات النبوه لاشک فیه و لامریه» «و از نشانههای پیامبر اکرم(ص) این قرآن است ... و مادامی که مسیحی بودم میگفتم؛ و عمویی داشتم که از دانشمندان قوم و بلیغان آن بود، میگفت: این بلاغت از آیات ]نشانهها[ نیست که پیامبر دارد (بلاغت از نشانههای پیامبری نیست) چرا که بلاغت در میان تمام امتها وجود دارد ولی وقتی تقلید و اُنسِ ]ارثی[ را کنار گذاشتم و در معانی و مفاهیم قرآن تدبر کردم، دانستم آنچه را که اهلش ]مسلمانان[ در مورد آن میگویند... و من نیافتم برای احدی کتابی را که در آن جمع کرده باشد توحید، تهلیل و ثناء بر خداوند عزوجل، تصدیق رسل و انبیاء و تشویق به اعمال صالح و ماندگار و... پس کسی که کتابی را با این صفت آورد، جلالت و حلاوتی نزد دلها دارد همراه با پیروزی و یُمن و غلبه و صاحبش امّیی باشد که کتابت و بلاغت ندانسته بنابراین، آن (قرآن) از نشانهها ]معجزات[ نبوت است.» (همان، ص98-99) از این سخن ابن ربن چنین برمیآید که او برخلاف نظر عدهای که به اعجاز بیرونی (نظریه صرفه) اعتقاد داشتند، به اعجاز ذاتی قرآن قائل بوده و آن را در معانی و مفاهیم قرآن جستجو میکرده است. میتوان او را از اولین افرادی دانست که به اعجاز ذاتی و معانی قرآن قائل بوده است. همانطور که مشهود است ابن ربن به جای کلمه «اعجاز» از «آیه» استفاده نموده است. واژهای که در قرآن نیز استفاده شده است. در بیان قرآن، از معجزه با کلماتی نظیر «آیه»، «برهان»، «مبصره» یا «بصائره»، «بینه» و «سلطان» یاد شده است. به عنوان نمونه: «أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ» (آلعمران/49) «در حقيقت من از جانب پروردگارتان برايتان معجزهاى آوردهام من از گِل براى شما [چيزى] به شكل پرنده میسازم آنگاه در آن میدمم پس به اذن خدا پرندهاى میشود.» بنابراین این سخن درست نمیباشد که ابن ربن سخنی در باب اعجاز یا نظم قرآن نگفته است. [۵] باید گفت نه تنها از اعجاز سخن گفته بلکه به بیان وجوهی از اعجاز آن نیز میپردازد. این کتاب در برتری دین اسلام نسبت به سایر ادیان نوشته شده است. کتاب مهم دیگر ابن ربن در طب، «فردوسالحکمه فی الطب» میباشد که به گفته خود «ابن ربن» لقب این کتاب «بحرالمنافع» است. در برخی جاها «بحرالفوائد» نیز گفته شده است. ابن اسفندیار، «بحرالفوائد» ذکر کرده در حالی که در هیچ منبعی از منابع ترجمه ابن ربن، ذکر نشده است (ابن ربن ص19) که احتمالاً به خاطر تحریفی باشد که در لفظ «بحرالمنافع» اتفاق افتاده است. (فردوسالحکمه مقدمه ص13) «کناشالحضره» نیز که ابن ندیم جزء آثار «ابنربن» ذکر میکند، صفتی برای این کتاب (فردوسالحکمه) میباشد و کتاب مستقلی نیست. این کتاب در مورد کلیات پزشکی است. (همان) در زمان نوشتن این کتاب بر اثر حادثهای که در طبرستان رخ میدهد آنجا را رها میکند و به سوی عراق مسافرت میکند و این رخداد قبل از پایان نوشتن کتاب بود. (همان)
3- نتيجه گیری
هرچند که تاریخ دقیق ولادت و وفات ابن ربن طبری مشخص نیست ولی اینکه او در قرن سوم میزیسته و تا قبل از سال 247 میزیسته، بر همگان محرز است. ابن ربن ابتدا مسیحی بوده و در خانواده مسیحی به دنیا آمده است ولی بعدها به اسلام گرویده است. حرفه اصلی او همانند پدرش، طب بوده که تألیفاتی نیز در این باب دارد. او برای دفاع از اسلام و برتری این دین و نبوت حضرت محمد(ص)، کتابی با همین عنوان تألیف مینماید که نقش مهمی در سیر تطور اندیشه اعجاز قرآن دارد. برخلاف آثاری که در همین دوران نوشته شد، ابن ربن طبری در کتاب خود، به طور مستقیم به مسأله اعجاز و وجوه آن پرداخته است ولی به جای لفظ «اعجاز» از «آیه» استفاده نموده است. همچنان که در قرآن نیز از واژههایی دیگر برای بیان «اعجاز» استفاده شده است. بنابراین نه تنها از میان اندیشمندان مسلمان، به طور مستقیم به بحث از برتری اسلام و نبوت پیامبر اکرم (ص) پرداخته بلکه به طور مستقیم نیز به مسأله اندیشه اعجاز و وجوه آن پرداخته است. اندیشهای که هرچند در قرون نخست مورد توجه نبوده ولی در قرون بعدی بخصوص در قرن پنجم به طور جدّ به عنوان یکی از مسائل مهم و مطرح آن دوران، به شمار میآید.
پانویس و منابع
- ↑ مثلا الکندی، استناد به آیه 23 سوره بقره و نظائر آن را برای اثبات معجزه بودن قرآن کافی نمیداند و این ادله را برابر با معجزات پیامبرانی چون موسی(ع) و عیسی(ع) نمیشمارد.
- ↑ وی به نام اسپهبد مازیار خوانده میشد. اسپهبد شهریار بن قارن باوند چشم طمع بمتصرفات مازیار دوخته بود و بالاخره آنها را به تصرف خویشتن درآورد. مازیار موفق شد که خود را از دست زندانبانان اسپهبد مزبور نجات دهد و سپس به بغداد رفت و در آنجا کیش اسلام پذیرفت و عنوان مولی امیرالمومنین گرفت و کنیهاش نیز ابوالحسن گردید. پس از مرگ اسپهبد منصور خلیفه عباسی فرمانروائی طبرستان را به مازیار عطا نمود...چون معتصم جانشین مأمون از این اوضاع باخبر شد، عبدالله بن طاهر را به سوی او گسیل داشت که به شکست مازیار تمام شد. مازیار زندانی و سپس به بغداد فرستاده شد و در سال 224 هجری مقتول گردید. (امیرخانی، ص 501)
- ↑ مستشرق آلمانی و صاحب تاریخ قرآن
- ↑ احتمالاً منظور از فتنه، دستگیری مازیار امیر طبرستان و به تبع آن کشته شدنش میباشد.
- ↑ به عنوان نمونه در مقاله «ریشههای تکوین نظریهی اعجاز قرآن و تبیین وجوه آن در قرون نخست» از آقای مرتضی کریمینیا، صفحه 125 نوشته شده است: «... با آنکه وی به موضوع امی بودن پیامبر اکرم(ص) و برخی آیات تحدی چون البقره، 23 و هود، 13 اشاره میکند، سخنی در باب اعجاز یا نظم قرآن نمیگوید».
1) ابن خلکان، وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان، تحقيق: إحسان عباس، لبنان، دارالثقافه، بیتا.
2) ابن ندیم، محمد بن اسحق، الفهرست، ترجمه م.رضا تجدد، تهران، اساطیر، 1381.
3) امیرخانی، باقر، «تاریخ مازندران و فرمانروایان آن سامان، پژوهشهای فلسفی نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز»، شماره59، زمستان 1340.
4) انزابی نژاد، رضا، «دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، ابن ربن» ج3.
5) «تحلیلی از زندگی و اثار دانشمندان اسلامی: ابوالحسن علی بن ربن (سهل) الطبری. دانشگاه انقلاب» شماره 32، بهمن 62.
6) جاوید خلیلی، نیلوفر، «برگی از فرهنگ و تمدن اسلام و ایران ابن ربن طبری، کتاب ماه علوم و فنون»، شماره 103، تیر 87 .
7) الصفدي، الوافي بالوفيات، تحقيق : أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، بیروت، دار إحیاء التراث،، 1420ق.
8) الطبری، علی بن ربن، الدین و الدوله فی اثبات نبوه النبی محمد(ص)، محقق: عادل نویهض، بیروت، دارالافاق الجدیده، 1393هـ/1973م.
9) الطبری، علی بن سهل (ربن)، فردوسالحکمه، محقق: محمد زبیر الصدیقی، برلین، مطبع آقتاب، 1928م http://www.4shared.com/web/preview/pdf/REDkjRKLba
10) الطبری، محمد بن جریر،تاريخ الطبري، تحقيق: مراجعة وتصحيح وضبط : نخبة من العلماء الأجلاء، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بیتا.
11) القفطی، جمال الدین، اخبار العلماء باخیار الحکماء (کتابخانه مدرسه فقاهت) http://lib.eshia.ir/40149/1/145
12) کریمینیا، مرتضی، «ریشههای تکوین نظریه اعجاز قرآن و تبیین وجوه آن در قرون نخست»، پژوهشهای قرآن و حدیث، شماره 8، 1392ش.