روش‌شناسی تفاسیر موضوعی و سبک موضوعی تنزیلی در استخراج علوم انسانی قرآن بنیان (مقاله)

از شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

چکیده

متون دینی بویژه قرآن ظرفیت زیادی برای ساختن مفاهیم مناسب و مورد نیاز برای علوم انسانی دارند. با توجه به نیازهای گوناگون جوامع انسانی و اسلامی، تفسیر موضوعی با هدف کشف نظریه قرآن درباره یک موضوع یا مسئله مورد اهتمام قرار گرفته ‌است. در این سبک تفسیری، مفسر پس از تعیین یک موضوع یا سؤال، به بررسی و جمع آوري آیات قرآن پیرامون آن می‌پردازد و سپس با ساماندهی آنها بر اساس چینش منطقی، دیدگاه قرآن را گزارش می‌کند. در این میان انواع مختلفی از تفاسیر موضوعی پا به عرصه پژوهش گذاشته‌اند. این تفاسیر که عموما در پی دغدغه‌ها و سوالات افراد و جوامع شکل می‌گیرند با معرفی روش‌هایی برای تحقیق در موضوعات مورد نیاز درون قرآنی یا برون قرآنی به پاسخگویی به نیازهای جامعه بشری و تولید و استخراج علوم انسانی قرآن بنیان همت گماشته‌اند. از جمله تفاسیر موضوعی نوپدید، سبک تفسیر تنزیلی موضوعی می‌باشد. در این سبک که چینش آیات در سیر نزول ابتدایی آن مورد پژوهش قرار می‌گیرد، قرآن به سخن درمی‌آید و راه‌حل مشکلات انسان و جامعه را می‌گوید. فایده تفسیر تنزیلی آشنا شدن با روش مهندسی فرهنگی جامعه توسط خداوند است. این تحقیق کنکاشی در روش‌شناسی این تفاسیر و مقایسه تطبیقی بین آنها و سبک تفسیر تنزیلی موضوعی است که با روش توصیف و تحلیل صورت گرفته‌ است. از مهم‌ترین تفاوت‌ها در این میان می‌توان به نگاه سیستمی و فرایندی به مفاهیم و موضوعات در تفسیر موضوعی تنزیلی در مقابل نگاه مکانیکی در سایر سبک‌های موضوعی اشاره کرد.

كلمات كليدي

علوم انسانی قرآن بنیان، تفسیر موضوعی، روش‌شناسی، موضوعی تنزیلی.

مقدمه

1.1بیان مسئله: از منظری می توان پدید آمدن تفاسیر موضوعی مصطلح را در پی نیازهای نوظهور و پرسش های مستحدثه جوامع اسلامی در واکنش به تحولات علمی در جوامع غربی و در رقابت با علوم انسانی در غرب دانست. تفاسیر موضوعی به رغم داشتن پیشینه ای دیرین که حتی برخی آن ها را به عصر نزول قرآن پیوند داده اند، اصطلاح جدیدی است که با وجود نیازها و دغدغه های جدید جوامع انسانی بصورت جدی مورد اهتمام قرار گرفته است. تفاسیر موضوعی با اهداف مختلفی شکل گرفته اند. به طور خلاصه برای تفسیر موضوعی این فواید را ذکر کرده‏اند:1-دسته‏بندی کردن موضوعی قرآن و به دست آوردن نظر قرآن درباره اصول و فروع اسلام به گونه‏ای که بتوان برای موضوعات گوناگون اجتماعی، سیاسی، اخلاقی اقتصادی و اعتقادی پاسخی جامع استخراج کرد.2-حل مشکلات آیات متشابه و آیاتی که بگونه‏ای ابهام داشته، که با کمک آیات دیگر این تشابه برطرف می‏گردد.3-آگاهی از شرایط، خصوصیت، علل و آثار احکام و عناوین فرعی که در نتیجه جمع‏بندی آیات به شکل موضوعی به دست می‏آید.( ایاذی، 1368، ص144) در تحقیق حاضر مهمترین انگیزه بهره برداری از فایده اول تفاسیر موضوعی است که ما را در استخراج علوم انسانی قران بنیان یاری می کند. در واقع ما براي بهره مندي از هدايت خاص علمی قرآن و به دست آوردن چگونگی و روش استخراج علوم انسانی با استفاده از تفاسیر موضوعی دست به این تحقیق زده ایم و به دنبال فهم این نکته هستیم که تفاسیر موضوعی از جمله تفسیر موضوعی تنزیلی از چه روشی برای استخراج علوم انسانی استفاده می کنند. این پژوهش برای دستیابی به این هدف از روش توصیف و تحلیل داده ها و استفاده از منابع کتابخانه ای استفاده نموده است.

1.2پیشینه

سابقه تفاسیر موضوعی _با اصطلاح جدید_ عمدتا به بیش از یک قرن نمی رسد. روش شناسی نیز اصولا بحثی نوپدید بوده و در مورد روش شناسی تفاسیر موضوعی با انگیزه و هدف استخراج علوم انسانی قرآن بنیان تحقیقات چندانی صورت نگرفته است. هرچند برخی تحقیقات نسبتا مرتبط نیز وجود دارد. از جمله مقاله فرايند نظريه پردازي قرآني در حوزه تفسير موضوعي نوشته مصطفی کریمی که فرایند نظریه پردازی قرآنی را در دوازده مرحله مطرح نموده است. همچنین محمد خامه گر که در مقاله «شبکه معنایی موضوعات قرآن» به معرفی شش رویکرد در تفسیر موضوعی قرآن با هدف دست یابی به نیاز ها و پرسش های جامعه پرداخته است. کتاب هایی که به تشریح نظریاتی در باب علوم انسانی اسلامی پرداخته اند نیز کم و بیش به این مسئله پرداخته اند. از جمله احمد حسین شریفی در کتاب مبانی علوم انسانی اسلامی که در قسمتی از کتاب خود تا حدودی به طرح این مسئله همت گمارده است. در تفاسیر موضوعی تنزیلی نیز عبدالکریم بهجت پور از محققان پرکار این عرصه ضمن تالیف کتاب ها و مقالاتی در این زمینه از جمله در مقاله نقش تفسیر تنزیلی در پیشرفت به تبیین دستاوردهای این شیوه پرداخته است. با این وجود، انجام تحقیقی که به مقایسه و بررسی تطبیقی این رویکردها در تفاسیر موضوعی و ثمرات آن در تولید و استخراج علوم انسانی قرآن بنیان بپردازد ضرورت پیدا می کرد. این تحقیق با هدف پرکردن این خلاء صورت گرفته است.

1.3مفهوم شناسی:

1.3.1تفسیر موضوعی در تعریف تفسیر موضوعی دیدگاه های مختلفی بیان شده است برخی تفسیر موضوعى را« کشف روشمند نظریه قرآن درباره موضوع خاصى از قرآن یا مقطعى از یک موضوع» دانسته اند.(فتحی، 1385، ص 97 ) طبق این تعریف، تفسیر موضوعىِ واژگان قرآنى و تفسیر موضوعىِ سوره اى هرگز نمى تواند بیانگر دیدگاه قرآن در هر موضوعى باشد. در تعریفی دیگر با رویکردی کارکردگرایانه تفسیر موضوعی این گونه تبیین شده است: در تفسیر موضوعی آیات قرآن براساس موضوعات مختلف مربوط به اصول و فروع اسلامی و پاسخگویی به نیازهای انسانی، در برابر مشکلات اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی و...مورد مطالعه و بررسی قرار می‏ گیرد، سپس آیات گردآوری و جمع بندی شده، در نتیجه از مجموع آن، دیدگاه قرآن درباره موضوع مورد نظر و ابعاد آن بدست می‏آید.(ایاذی، 1368، ص142 ) همچنین گفته شده: در تفسیر موضوعی می‏خواهیم جواب مطلبی را در قرآن پیدا کنیم که احتمالاً چندین آیه بدان اشاره کرده است. از این‏رو، موضوع، یک سؤال خاصی از دیدگاه قرآن و بررسی آیات مرتبط با موضوع است که بر این اساس، محور شکل می‏گیرد و این تفسیر موضوعی است. بنابراین تفسیر موضوعی به دو معناست: یکی اینکه پاسخ یک مطلب یا سؤالی را که ارتباطی با موضوعات دیگر ندارد از قرآن کریم جست‏وجو می‏کنیم. این را می‏توان تفسیر موضوعی جزءنگر نامید. معنای دیگر تفسیر موضوعی این است که بخواهیم کلّ قرآن را تفسیر موضوعی کنیم. این تفسیر موضوعی کل‏نگر است. در این نحو از تفسیر موضوعی، باید یک نظمی برای کلّ موضوعات قرآن در نظر گرفت که از کجا شروع شود تا به تفسیر بهتر کمک کند؛ تقدم و تأخّر و ترتّب موضوعات چگونه باشد. (مصباح یزدی، 1388،ص 7) بنابراین در تفسير موضوعی کشف معانی مفرد آیات هدف نيست؛ ازاینرو آیات هم موضوع، شبيه و مرتبط در کنار یکدیگر قرار میگيرد و بيش از آنکه به فهم صرف معانی واژه، جمله و آیه پرداخته شود، به طرح و نظریه پرداخته می شود.و محقق قرآن پژوه به دنبال دستيابی به فهم دیدگاه قرآن نسبت به مساله اي خاص از ورای آیات مرتبط است. در پی این کنکاش ها شبکه از آیات، منظومه ای از مفاهیم را شکل می دهند. 1.3.2سبک موضوعی تنزیلی تفسیر تنزیلی به گونه ای از تفسیر گفته می شود که مفسر در آن به تفسیر سوره ها به ترتیب نزول و فرود آمدن آنها به صورت تدریجی بر پیامبر می پردازد. بررسی و تفسیر موضوعات مرتب شده بر اساس ترتیب نزول در قرآن نیز تفسیر تنزیلی موضوعی نام دارد. ( بهجت پور، 1392: ص38- 37) تفسیر تنزیلی به قرآن به عنوان یک کل نازل شده می نگرد که ارتباط نزولی ایات در 23 سال آن را به هم گره زده است.(رضایی اصفهانی،1389، ج 3، 201) این سبک مبتنی براین اصل است که برای رهایی از هرکدام از مشکلات اجتماعی جامعه عصر پیامبر، آیات نازل شده از طرف خداوند راهگشا بوده است و نازل شدن آیات در کنار حوادث و ورود به چالش‌ با اصحاب عقاید، راهبری اجتماعی و تدریجی مسلمانان تا تشکیل حکومت اسلامی و آسیب شناسی مسائل حکومت دینی نشان از انگیزه‌ای تربیتی دارد که در نزول قرآن مورد توجه خدای حکیم بوده است. بنابراین در روش تفسیر تنزیلی قرآن به سخن درمی‌آید و راه‌حل مشکلات را می‌گوید. فایده تفسیر تنزیلی آشنا شدن با روش مهندسی فرهنگی جامعه توسط حق تبارک و تعالی است. پیامبران اصولا نازل شدند تا جامعه را از انحطاط به تعالیت برسانند. بر این اساس نخستین هدف پیامبران ساختن جامعه و اجتماع حاضر است و در دنباله آن ساختن جایگاهی برتر در جهان باقی. این مدل از تفسیر فواید روش شناختی مهمی هم دارد که از آن جمله است: کشف روش‌های تحول دینی، کشف مراحل فرهنگ شدن و درونی شدن مفاهیم دینی، فهم رابطه چالش‌ها با پیام‌های دین و آشنایی با راهبردهای دعوت دینی متناسب با گام های تحول (بهجت پور، 1390، ج 1، ص 66_49) لازم به ذکر است، مبنای ما در ترتیب نزول سوره ها، جدول بدست آمده استاد بهجت پور است که حاصل سالها تلاش ایشان و مطالعه سندی و محتوایی، دهها روایت و کتاب های تاریخی در این زمینه و بررسی بیش از ده جدول منقول از اهل بیت علیهم السلام، صحابه و دیگران می باشد.( بهجت پور، 1392، ص 301-348)

1.3.3روش شناسی روش در لغت به معنی قاعده، قانون، شیوه، اسلوب، سبک آمده است.(دهخدا، 1390، ج1: 1518) این واژه که در علم تفسیر گاه با منهج، گاه با اتجاه و گاه با طریقه، سبک و...استعمال شده، در اصطلاح تفسیری به معانی مختلفی آمده است از جمله استفاده از منابع خاص به منظور کشف مراد جدی خدا در آیات (بهجت پور، 1392: ص 34؛ شاکر، 1382: 46) شیوه تفسیری خاص مفسر مبتنی بر تخصص، افکار، عقاید و مکتب تفسیری(بابایی، 1385: ج 1، ص 18) کیفیت و طریق وشیوه استخراج و کشف معانی و مقاصد قرآن(عمید زنجانی، 1373: 176) در تحقیق حاضر منظور از روش شناسی، بررسی شیوه های استخراج علوم انسانی از داده های قرآنی با استفاده از سبک موضوعی می باشد. 1.3.4علوم انسانی قران بنیان در مورد مفهوم علوم انسانی اختلافات زیادی بین ذانشمندان این عرصه وجود دارد و در چیستی، جایگاه روش، موضوع و حتی غایت آن وحدت نظری وجود ندارد. از منظری کلی می توان علوم انسانی را به دانش های ناظر به حالات، شئون و رفتارهای انسان مرتبط دانست. با وجود این اختلافات در تعاریف و تعیین محدوده و مصادیق علوم انسانی می توان در یک تعریف اجمالی علوم انسانی را « دانش توصیف، تبیین، تفسیر، پیش بینی و تقویت، اصلاح یا تغییر کنش های انسانی» دانست.( شریفی، 1393، ص 115) مقصود از علوم انساني اسلامي عبارت خواهد بود از: علومي كه اولاً درباره كنش هاي ارادي انسانيِ مرتبط با روابط انسان با انسان، محيط و خداوند و آثار و نهادها و مناسبات ناشي از اين كنش ها تحقيق ميكنند؛ ثانياً در تحصيل دستاورد معرفتي خود به نحوي از آموزه هاي اسلامي استفاده مي كنند؛ يعني براي رسيدن به آن دستاورد معرفتي، كم و بيش از اسلام به عنوان منبعي معرفتي استفاده شده است. ( فتحعلی خانی، 1397: 161) در مورد علوم انسانی قران بنیان با توجه به نوپدید بودن این اصطلاح می توان فی الجمله برای علوم انسانی مستخرج از قرآن یا همسو با ادبیات یا اهداف قرآن این اصطلاح را بکار برد.

2- روش شناسی تفاسیرموضوعی در استخراج علوم انسانی قرآن بنیان

همان طور که بیان شد یکی از اهداف تفاسیر موضوعی به دست آوردن نظر قرآن درباره موضوعات گوناگون اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، اقتصادی و اعتقادی است که اصطلاحا می توان به آن علوم انسانی اطلاق کرد. البته با وجود تفاسیر موضوعی فراوانی که وجود دارد در این پژوهش فقط به روش شناسی آن دسته از تفاسیر موضوعی که با هدف استخراج علوم انسانی و یا به نوعی نظریه پردازی دینی در مباحث مرتبط با علوم انسانی پرداخته اند می پردازیم. نظریه پردازان و پژوهشگران تفاسیر موضوعی در این زمینه هر کدام به نوعی روش هایی برای این شیوه استخراج علوم انسانی معرفی نموده اند که به بخشی از آن پرداخته می شود. 1. آیت الله معرفت یکی از نظریه پردازان قرآنی معاصر نظریه ای بدیع درباره بطن قرآن دارد. در دیدگاه ایشان مقصود از بطن آیه، مفهوم گسترده و دامنه داری است که در پس پرده ظهر (یعنی ظاهر که در بند خصوصیات مورد نزول است) نهفته است که تحت شرایطی این مفهوم وسیع بایستی از بطن آیه استخراج شود.ایشان بطن قرآن را معنای گسترده و قابل دوام و همیشگی و جاوید می‌داند که باید از محتوای آیات یک معنای کلی، همگانی، گسترده، به گستردگی زمان و به پهنای جهان استفاده کرد. بر اساس دیدگاه آیت الله معرفت مراحل زیر برای به دست آوردن بطن قرآن لازم است: ۱) به دست آوردن هدف آیه ۲) الغای خصوصیت از زمان و مکان و افرادی که در اصل تحقق هدف دخالت ندارند ۳) استنباط قاعده کلی از آیه ۴) تطبیق قاعده کلی مذکور بر مصادیق جدید. (معرفت، 1429ق، ج1، ص59-58) با وجود اینکه خود ایشان در این نظریه تصریحی به تفاسیر موضوعی و اصطلاح استخراج علوم انسانی قرآن بنیان ندارد و فرصت بیشتر برای توضیح این نظریه را پیدا نکردند اما با تامل در آن می توان ادعا کرد که بی ارتباط با موضوع تحقیق نیست. از آنجا که ایشان با دغدغه اثبات جاودانگی قرآن و فهم معارف عمیق قرآن برای پاسخگویی به نیازهای زمانه به طرح این نظریه اقدام نمودند و همین دغدغه به نوعی در شکل گیری تفاسیرموضوعی معاصر وجود داشته است می توان این چهار مرحله را از مراحل کلی استخراج علوم انسانی قرآن بنیان دانست. 2. از دیگر محققان این عرصه که در تالیفات خود، از زاویه درون دینی به ارتباط مفاهیم قرآنی با علوم انسانی پرداخته است آیت الله مصباح یزدی است که مراحل تفسیر موضوعی را این چنین بیان نموده است. الف. جمع‏آوری آیات مربوط به موضوع مورد نظر؛ ب. دسته‏بندی آیات؛ ج. برداشت ابتدایی از آیات؛ د. دسته‏بندی آیات به لحاظ موضوعات ریز؛ ه .بررسی آیات با لحاظ کردن تمام قراین. ( مصباح یزدی، 1388،ص 18) از مهمترین چالش های این رویکرد که مولف به آن اشاره کرده است نگرانی از بهم ریختگی سیاق آیات می باشد. در این روش مولف با محور قرار دادن همه معارف قرآنى ذیل مفهوم کانونی«الله‏» علوم انسانی را در ده گام و مرحله پیگیری و برای هر کدام تحقیقات مفصلی انجام داده که به بیش از ده جلد رسیده است. ایشان نظام معارف قرآنى را به این صورت بیان نموده است. 1. خداشناسی 2. جهان شناسی 3. انسان شناسی 4. راه شناسی 5. راهنماشناسی 6. قرآن شناسی 7. اخلاق یا انسان‏سازى قرآن 8. برنامه های عبادی قرآن 9. احکام فردی 10. احکام اجتماعی قرآن (مصباح یزدی، 1396، ج 1 ص 41-38) در نگاه ایشان معارف قرآنی بر حسب مراتب طولی از آغاز کننده هستى یعنی الله آغاز، و به‌ترتیب، مراحل خلق و تدبیر الهى بحث شده و به بیان ویژگی‌هاى جامعة آرمانى انسانى ختم می‌شود. در این تقسیم در همه مراحل، ارتباط با محور اصلى (الله) به‌طور كامل محفوظ است. با این نگاه همه علوم انسانی از جمله روانشناسی و جامعه شناسی و اقتصاد و...ارتباط وثیقی با مفهوم الله برقرار می کنند. در واقع روش پاسخگویی و تنظیم علوم انسانی مبتنی بر قرآن، با محوریت داده های درون قرآنی بوده و نخ تسبیح همه این علوم را مفهوم الله شکل می دهد. 3. یکی از دیگر تحقیقاتی که با هدف نظریه پردازی علوم انسانی قرآن بنیان با استفاده از سبک موضوعی انجام گرفته است مراحل تحقیق را در 12 گام پیگیری نموده است. مرحله اول: انتخاب مسئله و عنوان سازي، مرحله دوم: ايضاح مسئله، مرحلة سوم: طراحي و تهيه ساختار، مرحله چهارم: آشنايي با پيشينه تحقيق، مرحله پنجم: به دست آوردن ديدگاهها در مسئله، مرحلة ششم: مطالعه اكتشافي قرآن و استخراج آيات، مرحلة هفتم: فرضيه سازي، مرحلة هشتم: دسته بندي و مرتب سازي آيات، مرحلة نهم: فهم آيات در جايگاه خود، مرحلة دهم: مشخص كردن حد دلالت آيات بر مسئله، مرحلة يازدهم: استخراج نظريه، مرحلة دوازدهم: ارزيابي نظريه. در این شیوه در صورتي ميتوان به نظريه قرآن كريم دست يافت كه تمام اين مراحل را به صورت فرايند و با ترتب منطقي طي كرد و ضمن رعا يت راه كار ها و قواعد لازم هر مرحله از آسيب هاي آن نيز دور بود. (کریمی،1398،ص 213) 4. کشف روشمند نظریه قرآن درباره موضوع خاصى از قرآن یا مقطعى از یک موضوع در تحقیقی دیگر در 8 گام مطرح شده است. 1. گزینش موضوع که برای آن حداقل 6 ویژگی مشخص شده است. 2.مطالعه اکتشافى و گرداوری آیات مرتبط 3. رعایت ترتیب آیات بر حسب زمان نزول آنها در صورت امکان 4. تفسیر ترتیبى تمام آیات گردآورى شده با تمرکز بر تفسیر قرآن به قرآن و با ملاحظه سه مسئله الف. ملاحظه قراین پیوسته آیات ب. . تکیه بر اصل سیاق ج. توجه به قراین ناپیوسته 5. سازمان دهى مجموعه مطالب گرداوری شده 6. ارائه نظریه با توجه به هفت ویژگی نظریه و لحاظ شش شرط اساسی برای نظریه برخواسته از مفاهیم قرآنی 7. تعیین موارد قطعى مرتبط با موضوع 8. سنجش نظریه با ارزیابى پیشین و ارزیابى پسین. (فتحی، 1385‎‎، ص 100-97) با وجود نقاط متفاوتی که در این روش ها و کم و زیاد شدن مراحل در آنها وجود دارد برخی نقاط نیز در همگی مشترک است. از جمله توجه به رویکرد مسئله محوری و نگاه موضوعی به مجموعه آیات مرتبط، همچنین لزوم دسته بندی ایات همسو که البته ممکن است در این قسمت وحدت رویه ای وجود نداشته باشد.. هر چند برخی از محققان توجه به ترتیب نزول آیات را فی الجمله پذیرفته اند اما همچنان محوریت تفاسیر موضوعی با مصحف ترتیبی بوده و عدم توجه جدی به رویکرد تنزیلی و صرفا توجه به اسباب نزول به عنوان بخشی از قرائن ناپیوسته پذیرفته شده است. در کل نیز رویکرد غالب در تفاسیر موضوعی رایج نگاه مکانیکی و غیر فرایندی به مجموعه آیات بوده و در مرحله انطباق آیات بر موضوعات روز دچار تشتت آرا و عدم تعیین دقیق ضوابط و معیارهای منسجم می باشد.

3. روش شناسی سبک تفسیرموضوعی تنزیلی

نزول قرآن، در طول بیست و سه سال بعثت پیامبر و با توجه به نیازها و شرایط مختلف اجتماعی و حوادث گوناگون انجام گرفته و به صورت کتابی موضوعی نازل نشده است، بلکه همگام با حرکت امت اسلامی و نیازهای گوناگون آنان در شرایط مختلف:مبارزه با شرک و بت‏پرستی، آموزش توحید و اعتقاد به معاد و تشکیل حکومت اسلامی، خداوند آن را پیامبر(ص) نازل کرده است.از اینرو، بسیاری از آیات قرآن تنها یک بعد از ابعاد گوناگون موضوع را مورد بحث قرار می‏دهد. تفسیر تنزیلی سبکی از تفسیر قرآن است که آیات مورد بررسی در آن به ترتیب نزول سوره‎ها و با توجه به ترتیب نزول آیات ـ در صورت کشف متفاوت بودن ترتیب چینش آیات در سوره با ترتیب نزول ـ صورت بسته است. این سبک تفسیری خود به دو گونه ترتیبی(تنزیلی) و موضوعی تقسیم می‎شود و برای سبک موضوعی نیز می‎توان اقسامی از تفاسیر تخصصی مثل میان رشته‎ای و مقارنه‎ای تصور کرد. سبک تفسیر به ترتیب نزول سابقه دیرینه ای دارد؛ به این معنی که همسو با نزول قرآن و اقدام پیامبر(ص) در تبیین و تفسیر آیات قرآن است. نبی مکرم اسلام(ص) به همان ترتیبی که آیات و سوره های قرآن بر ایشان نازل می شد، آن ها را برای مردم تلاوت و تفسیر و تبیین می کردند. ولی بعداز گردآوری به شکل کنونی و موجود، تفسیر نگاری و تفسیر گویی به سبک های دیگری صورت گرفت و مرسوم ترین سبک آن این بوده که به ترتیب آیات قرآن بوده است که از سوره حمد شروع و به سوره ناس ختم می شده است.

از حدود یک قرن گذشته، رویکرد متفاوتی در سبک ترتیبی به وجود آمد و برخی مفسران متکی به مصحفی منسوب به حضرت علی(ع) بودند و گزارشی که نشان می داد، تفسیر حضرت علی(ع) به ترتیب نزول بوده است؛ لذا مسئله تفسیر به ترتیب نزول را مطرح کردند که تفسیر «بیان المعانی» ملا حویش آل غازی نخستین تفسیر به ترتیب نزول سوره های قرآن است که در دوره معاصر و قرن 14 نوشته شده و کارهای علمی و پژوهشی فراوانی درباره آن صورت گرفته است. مرحوم آیة الله معرفت در کتاب «التفسیر والمفسرون فی ثوبةالقشیب» خود در انتهای جلد دوم وقتی روش های تفسیری معاصر را بررسی می کند، در تفسیر قرآن، به تفسیر بر اساس ترتیب نزول هم اشاره کرده است؛ ایشان در این بخش از کتاب خود بیان داشته که در این روش تفسیری، سه تفسیر نگاشته شده است که البته این تفاسیر دردی را دوا نکرده و مشکلی را حل نمی کنند. علت توجه به این رویکرد این است که قرآن متنی ناظر به واقع بوده، واقعیتی که به مردم عصر نزول (صدر اسلام) توجه زیادی کرده و آن ها را به عنوان گروه اول مخاطبان خود در نظر گرفته است. این متن با واقعیت گره خورده و وقتی می خواهیم تفسیری از قرآن انجام دهیم برای فهم بهتر، باید بتوانیم آن فضا و زمینه های فرهنگی و اجتماعی عصر نزول را بازسازی کنیم؛ یعنی تا جایی که می توانیم به سمت فهم فضای نزول برویم. بهترین راه بازسازی ناظر به ترتیب نزول است؛ چراکه ترتیب نزول، ادبیاتی را مطرح می کند و فضا را گزارش می دهد؛ بنابراین هنگامی که آیات را تفسیر می کنیم، باید بدانیم که با چه متنی ارتباط برقرار کرده ایم. متن قرآن با ادبیات فاخر، اصطلاحاتی را تولید کرده که این اصطلاحات به تدریج وارد ادبیات دینی جامعه شده است؛ واژه هایی مانند ایمان، صلاة، تقوی، محسن و...، واژه هایی هستند که قرآن آن ها را بارها مطرح کرده و با یک تغییر و تحول با معنی خاصی آن ها را به مرور وارد دستگاه معرفتی و دستوری اسلام کرده است. برای این که بخواهیم ساختار مفهومی قرآن را درست درک کنیم، باید بدانیم این واژه ها از چه زمانی و با چه شیوه ای وارد مفاهیم اسلامی و به عنوان اصطلاح دینی مطرح شده است. جالب این که برخی از این اصطلاحات، در گذر زمان تکامل پیدا کرده اند. بطور مثال انتظار از مومن در ابتدا به گونه ای بوده که بعدها مصداق آن تغییر کرده و در همین راستا انتظار از انسان های مومن نیز بیشتر شده است؛ همان طور که در مسئله نماز نیز این گونه بوده و تشریع آن در مسیری مشخص انجام گرفته است. بنابراین کسی که قرآن را بر اساس ترتیب نزول آن تفسیر می کند، باید بداند قرآن به زبان تربیت است؛ از این رو اگر قرآن را تفسیر می کند باید آن را جدا از متنی ادبی و کلامی گزارش دهد و برای تبیین فرایند تغییر و تحول کوشش کند.

تفسیر مسائل در سبک تنزیلی موضوعی و به تبع آن استخراج علوم انسانی قران بنیان را می توان در چهار مرحله 1.انتخاب عنوان 2. گردآوری آیات مربوط به موضوع و تبویب آنها 3. تفسیر آیات گردآوری شده 4. جری و تطبیق آنها انجام داد. در مرحله سوم حداقل یازده قاعده از آیات قابل استخراج است که در سبک تنزیلی موضوعی کارآمدی دارند: اولین قاعده دقت در معانی عرفی واژه های آیات، پیش از اصطلاح شدگی آنهاست. قاعده دوم، توجه به سیر گسترش مرادهای قرآنی در فرایند نزول است. به این معنا که واژه های بکار رفته در قرآن به تدریج مصداق ها و مغرض‌هایی پیدا می کند. سومین قاعده دخالت سیاق میان سوره‎ها در سیر نزول در کشف مراد و وجود تناسب میان سوره هاست. همچنین قواعد دیگری مانند تفکیک کیفیت و سطح تبیین مسائل موافق با مخاطبین آیات مورد پژوهش؛ توجه به ترتیب نزول هر یک از آیات پژوهش؛ مهندسی معکوس آیات؛ اولویت اعتبار قراین ترتیب نزول بر گزارشات تاریخی؛ ترتیب نزول سوره جداسازنده روایات سبب نزولی آیات از روایات تطبیقی؛ جداسازی آیات الحاقی یا استثنایی از ترتیب نزول سوره ها. (بهجت پور، ۱۳۹۹-۰۸-۱۷، قواعد خاص تفسیر تنزیلی موضوعی،https://iict.ac.ir/2020/11/taffsirttanzili/) همچنین برخی از ویژگی های این رویکرد که در تحقیقات تفسیری به این سبک بکار می رود این موارد است: بینش سیستمی به موضوعات قرآن و انسجام درونی آیات، سوره‌ها و مجموعة منظم نزول سوره‌ها؛ لزوم توجه به اغراض سوره‌ای و اهداف بین‏سوره‌ای؛ توجه به سیاق حتی سیاق‌های بین‏سوره‌ای؛ تقسیم مراحل نزول سوره‌ها به تبع فرایند تحول مخاطبان قرآن به چهار مرحله مطابق با مفهوم برگرفته از آیه 29 سوره فتح؛ توجه به مخاطبان آیات و توجه به شرایط محیطی سوره‌ها و آیات و اصرار بر سرایت دستاوردهای پژوهش پیشرفت‌نگر قرآن به عصرها و فرهنگ‌های پس از نزول از راه قاعده جری و تطبیق.( بهجت پور، 1397،ص 18-16)

4. بررسی تطبیقی دو رویکرد

زمانی که بدانیم قرآن، کتاب تغییر و تحول است، باید به این نکته برسیم که زبان قرآن، زبان تربیت بوده و توانسته با این زبان، جامعه و مردم مشرک را موحد کند و توحید در همه ابعاد زندگی مردم گسترش پیدا کند. مفسر باید بداند زبان قرآن، زبانی تربیتی و رسالت آن تربیت و تحول تدریجی است. تحول تدریجی به طور طبیعی اقتضائی دارد و در این عرصه ابتدا باید مفاهیمی وارد زندگی مردم شود، تغییری ایجاد کند و این مفاهیم دست به دست هم داده و مفهوم جدید یا تحول بعدی را رقم بزند. زمانی که تحول ایجاد شد، این تحول باید پله ای برای تحول بعدی شود تا بتواند مردم را گام به گام جلوتر ببرد. با این رویکرد و نگاه به قرآن و با لحاظ این نکته مهم که اصولا هدف از مطرح شدن تفاسیر موضوعی، پاسخ گویی به انواع نیارهای بشر در سیر تغییرات جامعه بوده است به راستی کدام یک از انواع تفسیر موضوعی ما را به رسیدن به این هدف نزدیک می کند؟ روش شناسی مطرح شده در تفاسیر موضوعی که به چند مورد برجسته از آن در اینجا پرداخته شد قابلیت ورود به عرصه استخراج علوم انسانی قرآن بنیان را برای تبیین علوم انسانی اسلامی دارند؟ آیا با عرضه سوالات علوم انسانی به قرآن و بکار گیری روش های چند گانه مطرح شده در این تفاسیر می توان به شکل گیری الگوی علوم انسانی قرآن بنیان امید بست؟ بنظر می رسد با توجه به ماهیت علوم انسانی که از پیچیدگی های خاصی برخوردار است و نیازهای نو به نو بشر و در جهت پاسخگویی به این نیازها در قالب استخراج علوم انسانی قران بنیان با استفاده از تفاسیر موضوعی چاره ای غیر نگاه فرایندی به مسائل مطرح شده در قرآن نیست. همچنان که فقدان نگاه جامع سیستمی به قرآن نیز ما را در تدوین درست در استخراج علوم انسانی ناکام خواهد گذاشت. کمبود حساسیت نظری به نظامات موجود در درون قرآن و تمرکز بر نظامات ذهنی یا سازمان های علمی خارج از قرآن و عدم توجه به ماهیت نزول تدریجی قرآن نیز می تواند این تحقیقات را مختل نماید. یکی از تفاوت های اصلی بین تفاسیر موضوعی رایج و تفسیر موضوعی تنزیلی در این نکته مهم است که در تحقیقات به سبک موضوعی تنزیلی می توان به فرایند و روش نهادینه شدن ارزش هاي دینی در جامعه پی برد؛ چیزی که با تفاسیر موضوعی به روش هاي رایج در اغلب موارد قابلیت تحقق ندارد.( خامه گر، 1389، ص242) براي مثال کسانی که آیات مرتبط با مسئله تقوی را به روش تفسیر موضوعی رایج در قرآن بررسی نموده اند، به عناوینی همچون اهمیت و ابعاد تقوی، عوامل و موانع تقوی، فواید و آثار تقوی و.. اشاره کرده اند، اما به این پرسش پاسخ نداده اند که چگونه و با طی چه مراحلی و در چه فرایندی می توان به ابعاد تقوی رسید و آن را در فرایندی قرآنی نهادینه و تبدیل به ملکه تقوی نمود. در حالی که تفسیر موضوعی تنزیلی با همین هدف و رسالت دست به تحقیق می زند. از آنجا که بسیاری از پدیده ها و مسائل در علوم انسانی مانند مسائل اجتماعی و فرهنگی و ترببیتی و ... مبتنی بر فرایند و تدریج و تغییر است، بنابراین برای استخراج علوم انسانی از دل مفاهیم قرآنی بهترین شیوه، غنی بخشی به روش های متداول در تفاسیر موضوعی و استفاده از ظرفیت تحقیق داده های قرآنی در بستر نزول قرآن و با استفاده از تفسیر موضوعی تنزیلی می باشد.


5. نتیجه گیری

تفاسیر موضوعی با هدف پاسخگویی به نیازهای جوامع انسانی در عصر حاضر مورد اقبال دانشمندان واقع شده است. از جمله برای استخراج علوم انسانی قرآن بنیان تفاسیر موضوعی وارد این عرصه شده و هر کدام با روش هایی سعی در پاسخگویی و پر کردن این خلاء نموده اند. در این تحقیق به بررسی تطبیقی روش شناسی تفاسیر موضوعی و سبک تفسیر موضوعی تنزیلی پرداخته شد و ضمن تبیین و تحلیل نتایجی بدست آمد. از جمله اینکه یکی از تفاوت های اصلی بین تفاسیر موضوعی رایج و تفسیر موضوعی تنزیلی در این نکته مهم است که در تحقیقات به سبک موضوعی تنزیلی می توان به فرایند و روش نهادینه شدن ارزش هاي دینی در جامعه پی برد؛ چیزی که با تفاسیر موضوعی به روش هاي رایج در اغلب موارد قابلیت تحقق ندارد. از این رو استفاده از تحقیقات به سبک تفسیر موضوعی تنزیلی به دلیل داشتن رویکردی سیستمی و فرایندی به مجموعه آیات، برای تکمیل روند استخراج علوم انسانی قرآن بنیان پیشنهاد می شود. در ادامه تبیین بیشتر این روش و تطبیق عملی این سبک با موضوعات تربیتی و اجتماعی روز و طریقه استخراج علوم انسانی پیشنهاد می شود.


منابع


.قران کریم

ایازی، سیدمحمدعلی، «نگاهی به تفاسیر موضوعی معاصر» کیهان اندیشه، شماره 28، 1368ش

بابایی علی اکبر، مکاتب تفسیری جلد اول، چاپ دوم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1385

بهجت پور عبدالکریم، تفسیر تنزیلی مبانی، اصول، قواعد و فواید، چاپ اول، تهران، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،1392

بهجت پور، عبدالکریم، نقش تفسیر تنزیلی در پیشرفت. قبسات، 23(90 )، 1397ش

بهجت پور عبدالکریم، همگام با وحی، قم، تمهید1390

رضایی اصفهانی محمد علی، منطق تفسیر قرآن 3، قم، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی1389

دهخدا علی اکبر،فرهنگ متوسط دهخدا، با نظارت سید جعفر شهیدی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1390 ش

شاکر محمد کاظم، مبانی و روش های تفسیری، چاپ اول، قم، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، 1382ش

شریفی احمد حسین، مبانی علوم انسانی اسلامی، چاپ اول، تهران، آفتاب توسعه، 1393

فتحی علی، «تفسیر موضوعى و مراحل آن» معرفت، شماره 107، 1385ش

خامه گر، محمد. شبکه معنایی موضوعات قرآن: معرفی شش رویکرد در تفسیر موضوعی قرآن کریم. پژوهش های قرآنی، 16(62-63)، 1389.ش

کریمی مصطفی، «فرايند نظريه پردازي قرآني در حوزه تفسير موضوعي» مطالعات قرآن و حديث، سال سيزدهم، شمارة اول (پياپي 25 )، 1398

عمید زنجانی عباسعلی، مبانی و روش های تفسیر قرآن، چاپ سوم، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی1373

مصباح یزدى محمدتقى، خداشناسی (مجموعه کتب آموزشی معارف قرآن) تحقیق و بازنگری: امیررضا اشرفی، چاپ سوم، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) 1396

مصباح یزدى محمدتقى، «تفسیر موضوعی» معرفت، شماره 136، 1388،

معرفت محمد هادی، التمهيد في علوم القرآن، چاپ دوم، قم، موسسه تمهید1429ق

،https://iict.ac.ir/2020/11/taffsirttanzili/) بهجت پور، ۱۳۹۹-۰۸-۱۷، قواعد خاص تفسیر تنزیلی موضوعی