تأثیر قرآن بر نمایشنامه‌های احمد شوقی (مجنون لیلی، عنتره، علی بک الکبیر و قمبیز) (چکیده)

از شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

چکیده

هنر نمایشنامه برای اولین¬بار در یونان باستان، شکل واقعی به خود گرفت. در اواخر قرن هفدهم با حمله ناپلئون به مصر، جهان عرب نیز از این هنر بی¬نصیب نماند و هنرمندان و ادیبان بزرگی در این زمینه فعالیت¬ کرده و استعدادهای خود را شکوفا نمودند. احمد شوقی یکی از بزرگ¬ترین شاعران مصری است که هشت نمایشنامه تراژدی و کمدی تألیف نمود. او موضوع نمایشنامه¬های تراژدی را از تاریخ قدیم عرب و اسلام می¬گیرد. او در بیشتر نمایشنامه¬ها از موضوعات آزاد بهره می¬گیرد و با تأثیر پذیرفتن از تعالیم اخلاقی و دینی، رذایل و مفاسد اخلاقی و ارزش¬ها و ضد ارزش¬های جامعه را به تصویر می¬کشد. او در نمایشنامه¬ها مخصوصاً نمایشنامه¬های مجنون لیلی، عنتره، قمبیز و علی بک الکبیر از قرآن کریم و اعتقادات دینی و اسلامی بهره می¬گیرد و گاهی داستان و شخصیت‌های نمایشی را به قصه‌های قرآنی و شخصیت پیامبران تشبیه می¬کند و با یافتن تشابه بین آن¬ها میان دو داستان ارتباط برقرار می¬کند. در این مقاله سعی بر این است که به بررسی و تحلیل صحنه¬های مختلف نمایشنامه¬های احمد شوقی که وی در آنها به آیات معجزه¬آسای قرآنی استناد ورزیده، پرداخته شود؛ همچنین تا حدودی به سؤالاتی از این قبیل که آیا شوقی در نمایشنامه هایش از قرآن مجید تأثیر پذیرفته است؟ او چگونه اعتقادات دینی اش را بیان داشته است؟ اصول و تعالیم پرداخته شده در نمایشنامه کدامند؟ و سؤالاتی از این قبیل پاسخ داده شود.

واژگان كليدي

احمد شوقی، نمایشنامه، قرآن، اسلام.