اعجاز محتوایی قرآن با رویکرد سبک بهره مندی از لذات دنیوی (خوردن و آشامیدن)

از شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

خلاصه

قرآن با نگاهی جامع، اقسام لذات دنیوی به ویژه خوردن و آشامیدن را در جهت سلامت¬زایی افراد و جامعه مورد توجه قرار داده است. قرآن کریم با به رسمیت شناختن این لذت، سبکی معتدلانه را در جهت بهره¬مندی صحیح از آن¬ها را در اختیار مخاطبین قرار می¬دهد. اعتدالی که شاید بتوان آن را یکی از جنبه های اعجاز آمیز قرآن دانست که بهره¬مندی از یک لذت مادی را هدفمند ساخته و آن را با عرصه های زندگی فردی و اجتماعی، ویژگی¬های اخلاق¬مدارانه و تعالی¬ دهنده¬ی جسم و روح شخص درهم می¬آمیزد. آشنایی با چگونگی بهره مندی قرآنی از لذات خوردنی و آشامیدنی علاوه بر ترسیم یک زندگی مطلوب و صحیح در حیات دنیوی، انسان را به دستیابی لذات معنوی در دنیای آخر نیز رهنمون می-گردد. پژوهش پیش رو از حیث کمیّت، به تمامی آیات قرآن با شیوه¬ی تحلیلی توجه دارد. در تفاسیر آیات نیز سعی بر جمع¬بندی تفاسیر و تطبیق نظریات مفسران دارد.

کلمات کلیدی

قرآن، اعجاز محتوایی، سبک بهره¬مندی، لذات دنیوی، خوردن و آشامیدن.


1. مقدمه

لذائذ مادی، لذاتی هستند که انسان بدون تأمین آنها قادر به ادامه¬ی زندگی نیست. یکی از مهمترین لذّات مادی که در قرآن نیز در مورد آن سخن به میان آمده عبارتست از خوردن و آشامیدن. در قرآن کریم آیات زیادی در رابطه با این میل وجود دارد. آیات دربردارنده لذائذ خوردن و نوشیدن بیشتر در مقام گوشزد کردن نعم الهی به انسان هستند و بر فطری بودن این لذائذ اشعار دارند. در آیات الهی لذائذ خوردنی و آشامیدنی با مشتقات ریشه¬های «أکل»، «طعم»، «شرب» و «سقی» به مخاطب معرفی می¬گردند. در این آیات تعبیر عام «کُلُوا» بیشتر از تعابیری همانند «اشربوا» که خاص نوشیدنی¬ها باشد، مورد استفاده قرار گرفته است این امر شاید ناشی از این مسأله باشد که در زبان عربی برای هرگونه بهره¬برداری و تصرفی از فعل «کُلُوا» استفاده می¬گردد (طباطبایی، 1374،2: 74) در برخی از آیات، این لذائذ با قید «طیّب» و یا «مما رزقکم» ذکر شده که همگی بر فطری بودن و لذّت بخش بودن آنها دلالت دارند. در این پژوهش سعی داریم تا در ابتدا به بررسی چارچوب¬ آیات قرآنی در زمینه لذات خوردنی و آشامیدنی پرداخته و پس از آن سبکی قرآنی را در بهره¬مندی از این لذات با توجه به آیات استخراج کنیم. چارچوب¬ها در حقیقت بیانگر و معرفی¬کننده¬ی ویژگی¬های آن لذتِ خاص هستند که در آیات قرآن کریم درباره¬ی آنها سخن به میان آمده است. در ادامه نیز سبکی که آیات قرآن در زمینه نحوه¬ی بهره¬مندی از انواع لذائذ در اختیار انسان¬ها قرار می¬دهد، مورد بررسی قرار می¬گیرد. ذکر این نکته ضروری به نظر می¬رسد که بخاطر درهم تنیدگی آیات قرآن، گاه ممکن است مباحث مطرح¬شده در چارچوب¬های آیات را نیز از جمله سبک¬های زندگی قرآنی، که در بهره¬مندی از لذائذ به مخاطبین خود إرائه می¬دهد، عنوان نمود. از همین رو در بخش سبک قرآنی در بهره¬مندی از لذائذ به آن دسته از مواردی پرداخته شد که ذیل چارچوب¬های آیات مورد بررسی قرار نگرفت. لازم به ذکر است تمامی این مباحث تحت عنوان اعجاز در محتوای مضامین قرآن مطرح است.

2. چارچوب آیات در زمینه لذائذ خوردنی و آشامیدنی

چارچوب آیات قرآن کریم مبدأ لذائذ خوردنی و آشامیدنی را خداوند دانسته و با اشاره یه این مطلب، ازآن در جهت به¬کارگیری قوه¬ی عقل و اندیشه¬ی مخاطب بهره¬ ¬می¬گیرد. از دیگر ویژگی¬ها این دسته از آیات این است که به نحوی یادآور روز جزا و سرنوشت تمامی این لذائذ می¬باشند. در نهایت نیز به بیان عادات اعراب جاهلی و مبارزه¬ی قرآن با آداب و رسوم نادرست پرداخته خواهد شد. چارچوب آیاتی که به دنبال معرفی لذائذ خوردنی و آشامیدنی هستند را شاید بتوان در چند عنوان خلاصه نمود:

2-1. اشاره به مبدأ این لذائذ و حرکت به سوی اندیشه ورزی

در آیات معرفی کننده¬ی لذائذ خوردنی و آشامیدنی به عنوان روزیِ انسان¬ها، خداوند تمامی این نعم بی¬شمار و به وجودآوردن و تدبیرشان را از جانب خود بیان¬ و بندگان خود را با فهم¬ها و ادراکات متفاوت به اندیشیدن در این امور دعوت می¬کند تا شاید آنها را از این طریق هدایت نماید. متفکران (یونس/24، نحل/11) ، خردمندان (رعد/ 3-4، طه/ 53-54) و مؤمنان (انعام/99) از جمله کسانی هستند که خداوند بُعد عقلانی آنها را به اندیشه¬ورزی در این زمینه ترغیب می¬نماید. در آیه¬ی «الَّذِى ... أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّن نَّبَاتٍ شَتىَ * كلُواْ وَ ارْعَوْاْ أَنْعَامَكُمْ إِنَّ فىِ ذَالِكَ لاَيَاتٍ لّأِوْلىِ النُّهَى» (طه/ 53-54) مراد از «اولی النهی» صاحبان خرد هستند. «النهی» جمع «نهیه» به معنی عقل و خرد بوده و وجه تسمیه آن نیز بدین علت است که عقل انسان وی را ار تکاب کارهای ناپسند و ممنوع باز می¬دارد. (ثعلبی، 1422، 6: 247) شیخ طوسی علت تذکر به ایشان در آیه را از آن جهت می¬دانند که این افراد اهل تفکر، تدبّر و پند پذیری هستند. (طوسی، [بی¬تا]، 7: 179) آیاتی همچون 11 سوره نحل و 27 سوره¬ی سجده با توجه دادن مخاطب یه تفکرورزیدن و بصیر بودن، از او می¬خواهد تا با به کار بستن قوه¬ی تفکر خود بر وحدانیت و کمال قدرت خداوند تعالی بینا و بصیر شده و تنها او را شایسته¬ی پرستش بداند. (حقی بروسوی، [بی¬تا]، 7: 128) گاهی نیز از این نعمت¬های الهی به عنوان احتجاجی بر وحدانیت خداوند استفاده می¬شود که تنها او خدایی است که قادر بر چنین آفرینشی است و نباید برای او شریک در نظرگرفت؛ همچون آیه¬ی 22 بقره که در آن می¬فرماید: «الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ». آیه درصدد بیان این معناست که زمين با منابع و ذخائر بى‏پايان، از ناحیه خداوند براى انسان¬ها است. پس بر انسان واجب است که با دیده¬ی تفكر و تعقل در آن بیاندیشد. در آیه¬ی «قُلْ أَ غَيرَ اللَّهِ أَتخَّذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ يُطْعِمُ وَ لَا يُطْعَم» (انعام/14) به زیبایی رابطه توحید و رزاقیت خداوند مورد اشاره قرار گرفته¬است: در ابتدا به ولایت مطلق خداوند یگانه بر انسان¬ها استدلال می¬شود؛ چرا که در پدید آوردن آسمان¬ها و زمین پهناور از کسی یاری نگرفت و به تنهایی آنها را آفرید. لازمه ولايت خداوند نیز بی¬نیازی او از همه است: او کسی است که همه در تأمین تمامی نیازهای خود از ارزاق الهی مثل غذا به او نیاز دارند. در حقیقت او امكان رشد و بالا رفتن هر موجودى را در اختيار آنها قرار مى‏دهد اما خودش بى‏نياز مطلق است؛ چون منشأ تمام كمالات است. (جعفری، 1376، 3: 351) به علاوه در گفتگوی حضرت ابراهیم با پدرش در آیات «فَإِنهَّمْ عَدُوٌّ لىّ‏ إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ * الَّذِى خَلَقَنىِ فَهُوَ يهَدِينِ * وَ الَّذِى هُوَ يُطْعِمُنىِ وَ يَسْقِينِ» (شعراء/77-79) احتجاج به ربوبیت خداوند تعالی را مشاهده می¬نماییم؛ حضرت ابراهیم ابتدا آفرینش را از جمله صفات ربوبی الهی ذکر کرده و پس از آن چنین استدلال می¬نماید که چون خالق است پس هدایت نیز بر عهده¬ی اوست. مواردی همچون خوراندن و نوشانیدن نیز که به خداوند نسبت داده شده در حقيقت از باب ذكر خاص بعد از عام است؛ چون مصادیقی از هدايت عامه الهى را بيان مى‏كند كه مربوط به منافع دنيوى است‏. علت ذکر طعام و شراب نیز از آن جهت است که در میان نِعم الهی از اهمیت بیشتری برخوردار است. (طباطبایی، 1374، 15: 397)

2-2. تذکر به معاد

قرآن کریم در بسیاری از موارد پس از ذکر منشأ لذائذ مربوط به خوردن و آشامیدن، که دیدن آنها برای انسان ها به صورت یک امر عادی و کم اهمیت جلوه یافته است، به این نکته هشدار می¬دهد که همانطور که خداوند این لذائذ از از هیچ آفرید و در اختیار انسان¬ها قرار داد، روزی نیز فرا خواهد رسید که زمین را دگرگون و آماده ی قیامت می¬کند: «وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصيدِ * وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضيدٌ * رِزْقاً لِلْعِبادِ وَ أَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ» (ق/ 9-11)، «هُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا في‏ مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ». (ملک/15) در آیات سوره¬ی عبس «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ * أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا * ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا * فَأَنْبَتْنا فيها حَبًّا ... مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ * فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ * يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخيهِ» (عبس/ 24-34) خداوند بندگان خود را چنین آگاه می¬نماید که با نگاه کردن به غذای خود و تفکر کردن در آن، بیندیشند که چگونه این غذاها خلق و در اختیار انسان قرار داده شده تا از آنها بهره¬مند گردد. پس خداوند قدرت زنده کردن مردگان بعد از مرگ و مجازاتشان را داراست. (طوسی، [بی¬تا]، 10: 275) در این واقع این گونه آیات و استدلال¬های آن به روز آخر، دلالت بر این مسأله دارند که کامیابی¬های انسان از لذائذ دنیوی نباید سبب غفلت وی از آخرت گردد.

2-3. مبارزه با عادات جاهلی

اعراب جاهلی در آن روزگار دارای انحرافات زیادی در بهره¬مندی از لذات خوردنی و آشامیدنی بوده¬اند چنان که در آیات قرآن کریم، در موارد متعددی شاهدیم که آداب و رسوم غلط ایشان زیر سؤال رفته و در مقابل مسیر درست به آنان گوشزد می¬گردد. در میان اعراب جاهلی خوردن گوشت مردار، خون، گوشت خوک و ذبائح بت¬ها امری متداول بود که خداوند آنها را در آیات قرآن کریم حرام اعلام می¬نماید: «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لحَمُ الخِنزِيرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَيرِ اللَّهِ بِهِ‏» (مائده/3) و «قُل لَّا أَجِدُ فىِ مَا أُوحِىَ إِلىَّ محَرَّمًا عَلىَ‏ طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِير فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيرِ اللَّهِ بِه». (انعام/145) گویا ریشه¬ی خوردن مردار در نزد اعراب فقر ایشان و خشکسالی¬های پی در پی بوده که بعدها به صورت سنت در آمد. (فائز، 1390، 143) در آیه¬ی «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ... الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُترَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ مَا أَكلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ» (مائده/3) به انواع دیگری از مردارها اشاره می¬نماید که خوردن آنها طبق آداب و رسوم جاهلی مشکلی نداشت. اعراب جاهلی خونی که از حیوان کشته شده خارج می¬شد را در روده ها ریخته و آن را کباب کرده و می¬خوردند. (عسکری، 1415، 1: 66) یا این که پشم شتر را با خون حیوان آغشته و آن را خشک کرده و می¬خوردند. (عاملی، 1371، 1: 267) به علاوه اعراب جاهلی به جای ذکر نام خداوند و آفریننده¬ی این چهارپایان به هنگام کشتن، نام بت¬هایی همانند لات و عزی را می¬بردند که این عمل ناشی از شرک آنان به خداوند یگانه بود. (طوسی، [بی¬تا]، 3: 429) در دوره¬ی جاهلی، اعراب برخی از حلال های خداوند را از نزد خود حرام اعلام کرده و آنها را نمی¬خوردند: «ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصيلَةٍ وَ لا حامٍ وَ لكِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ». (مائده/103) طبق نظر زجاج «بحيره» شترى است كه پنج شكم زاييده و آخرين فرزند او «نر» باشد. عرب، گوش بحيره را مى‏شكافت و ديگر از نحر كردن و سوار شدن آن خوددارى مى‏كرد. «سائبه» شترى بود كه هرگاه كسى نذر مى‏كرد كه سفرش بى‏خطر يا بيماريش بر طرف شود، مى‏گفت: شترم سائبه است. بنا براين مثل «بحيره» از آن نفعى نمى‏بردند و از چراگاه و آبشخور، منعش نمى‏كردند. «وصیله» گوسفندی بود که اگر بچه ماده مى‏زاييد، براى خودشان بود و هر گاه بچه نر مى‏زاييد، براى خدايان بود و هر گاه از يك شكم، يك نر و يك ماده مى‏زاييد، مى‏گفتند: «وصلت اخاها» يعنى بچه ماده، برادر خود را حفظ كرد. از اين رو بچه نر را براى خدايان قربانى نمى‏كردند. «حامى» شتر نرى بود كه از صُلب او ده بطن بوجود مى‏آمد. آن گاه می‏گفتند: «حامى» شد. بعد از آن ديگر بار بر پشت آن نمى‏گذاشتند و از آبشخور و چراگاه، منع نمى‏شد. (طبرسی، 1360، 7: 202-203) خداوند در انتهای آیه، این طرز تفکر آنان را غلط شمرده و نسبت دادن آن را به الله افترایی بیش اعلام نمی¬نماید و آن را ناشی از جهل و نادانی اعراب بر می¬شمارد. از دیگر انحرافات اعراب جاهلی آشامیدن شراب¬های مست کننده بود که از آیات قرآن کریم شیوع آن در میان ایشان آشکار می¬گردد: «یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فيهِما إِثْمٌ كَبيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما» (بقره/219) ، «يَأَيّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِنَّمَا الخْمْرُ ... رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوه...* إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فىِ الخَمْرِ وَ الْمَيْسرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» (مائده/ 90-91) و «يَأَيهَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقْرَبُواْ الصَّلَوةَ وَ أَنتُمْ سُكَارَى‏ حَتىَ‏ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُون». (نساء/43) آیات مربوط به حرمت نوشیدن خمر هرچند آن را دارای منافعی برای مردم بر می-شمرد اما زیان های آن را بیشتر بیان می¬کند. به علاوه نوشیدن خمر از جمله اعمال شیطانی معرفی می¬شود که هدفش ایجاد کینه و دشمنی میان مردم است و همچنین موجبات غفلت انسان را از یاد خدا فراهم آورده و مانع رستگاری وی می-گردد.

3. سبک قرآنی در بهره¬مندی از لذائذ خوردنی و آشامیدنی

خوردن وآشامیدن از جمله نیازهای اساسی انسان هستند که موجبات بقای انسان را فراهم می¬آورند و لذت بردن از یک امر طبیعی و فطری است. در قرآن کریم حتی با کسانی که این امیال طبیعی را بر خود حرام کرده بودند، به شدّت برخورد شده و به آنها فرمان داده می¬شود تا از حلال¬ها و طیبات این لذات بهره¬مند گردند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لاتَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لايُحِبُّ الْمُعْتَدينَ * وَ كلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَ اتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِى أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُون». (مائده/87) از نگاه قرآن این لذات و بهره مندی از آنها به خودی خود دارای ارزش منفی یا مثبت نمی¬باشد؛ بلکه این نحوه¬ی استفاده از آنان است که مطلوبیت یا عدم مطلوبیت آنان را به دنبال دارد. آیات قرآن می¬آموزد که بهره¬مندی انسان ها از این لذات نباید با کمالات انسانی او، چه در زمینه¬ی جسمی و چه در زمینه¬ی روحی، مزاحمتی ایجاد نماید. همچنین خوردن و آشامیدن نباید هدف انسان قرار گیرند بلکه باید به عنوان وسیله¬ای نگریسته شوند که موجب گذار فرد به دنیای دیگر می¬باشند. در همین راستا آیات قرآن کریم طیف وسیعی از خوراکی¬ها و آشامیدنی¬ها را به مخاطب می-شناساند که به هنگام بهره¬مندی از آنها باید اصولی را رعایت نماید: شکر آنها را به جای آورد، حدود الهی در این زمینه را رعایت نماید و سایرین را به هنگام بهره¬مندی در نظر داشته باشد. قرآن حتی آداب اجتماعی در خوردن و نوشیدن را به انسان آموخته و به او متذکر می¬شود که گاه همین لذائذ ممکن است مایه¬ی آزمایش او قرار گیرند.

3-1. عدم تزاحم با سایر کمالات انسانی

گاه حرمت خوردن و آشامیدن به تزاحم آن با التذاذهای دیگر و یا ضرر و زیانی که بر جسم یا روح انسان می¬گذارند، بر می¬گردد. آیات قرآن انسان را از خوردن و آشامیدن برخی چیزها که نوعی تزاحم با بعضی از کمالات انسان دارد، نهی می¬فرماید. در آیه¬ «يَسَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَكْبرُ مِن نَّفْعِهِمَا» (بقره/219) به صراحت بیان می¬شود که حتی اگر چیزی نفعی هم در بر داشته باشد ولی ضررش بیشتر و بزرگتر باشد، لازم است که برای پرهیز از ضرر، از نفعش هم چشم پوشی نمود و به خوبی نشان می¬دهد که به هنگام تشریع، جهت تزاحم در نظر گرقته شده است. 1. تزاحم نداشتن با سلامت روحانی و جسمانی فرد در آیات قرآن کریم لذت بردن از برخی خوردنی¬ها و نوشیدنی¬ها با توجه به ضررهایی که بر سلامت خود فرد به لحاظ جسمی و روحی، می¬گذارند، مورد توجه قرار می¬گیرد. قرآن در یک آیه عنوانی کلّی در ارتباط با خوردنی¬ها و نوشیدنی¬ها إرائه می¬دهد که می¬توان ملاک و ریشه¬ی حرمت و حلیّت را از آن جستجو نمود؛ استفاده از غذاهاى لذيذ و گوارا كه مناسب با ساختمان بدن انسانى است، تجويز نموده و از غذاهاى پليد و مضر به بدن انسانى و ناگوار منع مي-نمايد: «يحُلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَئث». (اعراف/157) بر این اساس قرآن خوردن و آشامیدن برخی چیزها همانند خون (بقره/ 173، مائده/ 3، انعام/ 145، نحل/ 115)، خمر (بقره/ 219؛ مائده/ 90)، ذبیحه ای که نام خداوند به هنگام ذبح بر آن برده نشده (بقره/ 173؛ مائده/3، انعام/ 121؛ نحل/ 115)، صید در حال احرام (مائده/1 و 96)، صید سگ تعلیم داده شده (مائده/ 4)، گوشت تقسیم شده به وسیله تیرهای قرعه (مائده/ 3 و 90)، گوشت خوک وگوشت مردار(بقره/ 173، مائده/ 3، انعام/ 145، نحل/ 115) و ... را که نوعی تزاحم با سلامت جسمانی و روحانی انسان دارد، نفی نموده و حرام اعلام می¬نماید. به عنوان نمونه یکی از فلسفه¬هایی که مفسرین برای نخوردن از گوشت حیوانات صید شده به هنگام احرام در مراسم حج بیان کرده¬اند، تزاحمی است که با دستیابی به کمالات روحانی دارد. (مکارم شیرازی، 1374،5: 87) در توضیح این سخن باید گفت حج از جمله عباداتى است كه انسان را از حیات دنیوی جدا نموده و او را به سمت و سوی کسب فضائل معنوی هدایت می¬نماید. در نتیجه رفتن به سمت و سوی لذات مادی انسان را به بیراهه¬-کشانده و او را در دستیابی به این هدف الهی ناموفق می¬گرداند. در برخی آیات این محرمات «رجس» و یا «فسق» معرفی می¬گردند. مراد از «رجس» پلیدی و ناپاکی است که حتی ذکر آن نیز ناخوشایند و ناپسند است. (طبرسی، 1360، 7: 165) شاید بتوان «رجس» نامیدن این لذات را ناشی از مضرّاتی دانست که برای بدن انسان ایجاد می¬نمایند. ریشه¬ی «فسق» به معنی خروج هسته¬ی رطب از پوست آن و در اصطلاح قرآنی به معنی ترک اطاعت خدا و رو آوردن به معاصی می¬باشد. (طوسی، [بی¬تا]، 3: 434) علت ذکر استفاده از این محرمات به عنوان «فسق» نیز شاید دربردارنده این مفهوم است که سلامت روحی انسان را به خظر انداخته و او را به نافرمانی از خداوند سوق می¬دهند. چنانکه طبق صریح آیه¬ی «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ‏ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (مائده/90) اجتناب از خوردن این محرمات موحب فلاح و رستگاری انسان¬ها خواهد بود. یکی از مفسران معتقد است حكمت تحريم اين موارد را بايد در آثار روحى و اخلاقى يا جسمى که در انسان ایجاد می¬نمایند، بررسى نمود؛ چرا که هرگونه غذاى حيوانى يا گياهى و نوع تركيبات آنها اثر خاصى در تركيب نسوج بدنى و خُلقى انسان دارد كه مجموع اين آثار زمينه چگونگى اخلاق و انديشه را فراهم مى‏سازد. (طالقانی، 1362، 2: 45-46) 2. ایجاد کینه و دشمنی میان انسان¬ها برخی از آثاری که خوردن و نوشیدن¬های ناپاک در انسان ایجاد کنند، می¬توانند در روابط و زندگی اجتماعی او تأثیرگذار باشند. در آیات قرآن به صراحت از تزاحمی که نوشیدن خمر با کمالات انسانی و ضررهای ناشی از آن در عرصه-ی اجتماع دارد، سخن گفته شده است: «إِنَّما يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ * وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى‏ رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ». (مائده/91-92) قرآن در بيان فلسفه‏ى تحريم محرماتی چون شراب و قمار روى دو نكته تأكيد دارد: يكى ضرر اجتماعى يعنى كينه و عداوت و ديگرى ضرر معنوى يعنى غفلت از نماز و ياد خدا. اين آيه برجسته‏ترين اثر شراب و قمار را بازداشتن از ياد خدا و نماز دانسته است. سپس به عنوان تاكيد به مسلمانان دستور مى‏دهد كه خدا و پيامبرش را اطاعت كنند و از مخالفت او بپرهيزند چرا كه اگر از اطاعت فرمان پروردگار سر باز زنند، مستحق كيفر و مجازات خواهند بود. عبارت «وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا» در آیه تاكيد برای امرى است كه به اجتناب از اين پليدى‏ها كرده بود. پس از آن نیز عبارت «فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى‏ رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ» تأکیدی متضمن معنای تهدید، برای کسانی است که نافرمانی در این زمینه را نوعی غلبه بر رسول خدا می¬پنداشتند. (طباطبایی، 1374، 6: 185) 3. خوردن و نوشیدن حرام ها در جهت نافرمانی و ستیزه جویی از جمله محرماتی که با کمالات معنوی انسان در تزاحم است، حیوانی است که برای خدا ذبح نشده باشد که در برخی از آیات مؤمنین را از خوردن آنها منع کرده است: «وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ». (انعام/121) در این آیه خوردن از ذبیحه¬ای که نام خدا بر آن برده نشده «فسق» نامیده شده و ناشی از الهامات شیطانی بیان می¬شود. برخی از اندیشمندان درباره تزاحمی که اینگونه ذبائح با کمالات معنوی انسان دارند، می¬نویسند: «اگر انسان آن قدر از خدا و قیامت غافل و نسبت به معنویات بی¬توجه باشد، که حتی به هنگام کشتن و جان گرفتن از حیوان، توجهی به خداوند جان آفرین نداشته باشد، چنین کسی حق ندارد از آن ذبیحه تناول کند و اصولاً ذبیحه او پاک و پاکیزه و حلال نیست. در واقع حرمت اينگونه ذبيحه براى حفظ حريم توحيد است». (مصباح یزدی، 1377، 2: 229) به همین دلیل است که عدم فرمان¬پذیری در این باره مساوی با شرک معرفی می¬گردد.

3-2. هدفمندسازی

در مواردی یک جهت نامطلوب منشأ ارزش منفی یا مثبت عمل خوردن یا نوشیدن در انسان خواهد شد. هدفی که انسان¬ها در بهره مندی از لذات برای خود معین می¬نمایند، در مطلوبیت و یا عدم مطلوبیت آنها نقش مهمی ایفا می¬نماید. 1. دوری از گناهان کسی که خوردن و یا آشامیدن را با این انگیزه و هدف انجام می¬دهد تا با نیروی حاصل از آن در راه خدا گناه انجام دهد، هرچند مأکولاتش هم از طیبات باشد و منع و ضرر جسمی و یا عقلی نداشته باشد، چنین نیتی خود به خود عمل تغذیه و خوردن و نوشیدن وی را نامطلوب و دارای ارزش منفی خواهد ساخت. به عنوان مثال در داستان بنی إسرائیل پس از نزول خوراک های آسمان «منّ و سلوی» به آنان فرمان داده می¬شود که از این روزی های پاکیزه استفاده نمایند و آن را در راه گناه و عصیان در مقابل پروردگار مصرف ننمایند: «يَابَنىِ إِسْرَءِيلَ قَدْ ... نَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوَى‏ * كلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَ لَا تَطْغَوْاْ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكمْ غَضَبىِ وَ مَن يحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبىِ فَقَدْ هَوَى‏». (مائده/ 80-81) شیخ طوسی مراد از «لاتطغوا» در آیه را «عدم تجاوز از حدود الهی و مرتکب معصیت گشتن» می¬دانند. (طوسی، [بی¬تا]، 7: 195) اگر انسان¬ها در بهره مندی از این لذائذ راه گناه و معصیت را در پیش گیرند، خشم خداوند را برخواهند انگیخت و خود را به عذاب الهی مبتلا خواهند نمود. 2. تولید توان عبادت اگر انگیزه و هدف انسان در بهره بردن از این لذائذ این باشد که توان عبادت بندگی خداوند را پیدا کند، در چنین صورتی این نیّت موجب مطلوب شدن همین لذائذ خواهد بود. از جمله مواردی که در قرآن کریم در ارزش گذاری مثبت لذات خوردنی و آشامیدنی بیان شده، کسب قدرت و توانایی بر عبادت و عمل صالح است. در آیه¬ی 51 مؤمنون خطاب به پیامبران الهی فرمان داده می¬شود تا از خوراکی¬های طیب بخورند و اعمال نیک انجام دهند: «يَأَيهَّا الرُّسُلُ كلُواْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ اعْمَلُواْ صَالِحًا إِنىِّ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيم». خداوند به تمام پيامبران و پس از ايشان به مؤمنان، به صورت یک خطاب عام که در برگیرنده تمامی زمان¬ها و مکان¬هاست، دستور می¬دهد که بخورند امّا تنها نه براى آن كه زندگانى كنند يا از اين نعمت¬ها لذّت برند، بلكه براى آن كه كردارهاى نيك و شايسته انجام دهند. همچنین در آیه¬¬ی «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ‏ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (قریش/3-4) از بين بردن گرسنگى و به دست آوردن توان عبادت، هدف از مصرف طعام و خوردنى¬ها بیان شده است. آیه در مقام بیان نعمت بزرگی است که پروردگار کعبه به اهالی مکه اعطا نمود: اطعام آنان از گرسنگی¬ و ایمن بودنشان از ترس. «جوع» و «خوف» كه با حرف «مِن» و به صورت نكره آمده، دلالت بر گرسنگى سخت و هراس عمومى دارد كه پيوسته ملازم اعراب آن زمان بوده است. (طالقانی، 1362، 4: 270) 3. عدم تعلق و وابستگی به لذائذ خوردن و آشامیدن نعمات و لذائذ خوردنی و آشامیدنی تنها برای بهره¬وری انسان¬ها آفریده نشده¬اند بلکه باید در کنار استفاده و دقت در آنها، نشانه¬های خداشناسی را از آنان دریابند. آیات قرآن بیان می¬کند به هنگام خروج بنی إسرائیل از مصر و ورودشان به سرزمین شامات، خداوند متعال «منّ و سلوی» را برایشان نازل کرد تا از آن بخورند. اما آنها از حضرت موسی درخواست می¬نمایند که برای آنها سیر و عدس و پیاز و ... فراهم آورد. خداوند نیز آنان را توبیخ و سرزنش می¬کند که غذاهای¬ پست-تر را به جای غذای بهتری که نصیبشان شده بود، برگزیدند. (بقره/ 61) این که انسان از روی هوا و هوس در جستجوی تنوع غذا باشد، حاکی از این مسأله است که تعلق قلبی به لذائذ مادی و حیوانی دارد و آن را در زندگی برای خود هدف قرار داده است که این امر موجب عدم مطلوبیت در این گونه لذات می¬گردد. (مصباح یزدی، 1377، 2: 226) در قرآن کریم کافران از آن جهت که تمام همّ و غمّ خود را در خوردن و بهره¬وری از تمتّعات مادی قرار داده¬اند، به شدت سرزنش می¬شوند: «وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكلُونَ كَمَا تَأْكلُ الْأَنْعَامُ وَ النَّارُ مَثْوًى لهُم». (محمد/12) کافران از آن جهت که همانند چهارپایان تمام زندگی خود را در خور و خواب و لذت بردن قرار داده و نفوس عالی انسانی خود را در حدّ بهایم پایین آورده و در دنیا تلاشی برای رسیدن به قرب الهی نکرده¬اند، در دنیای دیگر نیز جایگاهشان جز آتش نخواهد بود. (حسینی همدانی، 1404، 15: 290) آنها به درجه¬ای از هدایت ناپذیری می¬رسند که حتی به پیامبر دستور داده می¬شود آنها را به حال خود رها کرده تا به آرزوهای دور و دراز خود، خوش باشند: «ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ‏». (حجر/3) این عده همانند حیواناتی هستند که جز خوردن و خوابیدن و لذات مادی چیز دیگری نمی¬فهمند از همین رو پرده های غفلت و آرزوهای دراز قلب آنان را فراگرفته و از انسانیت دورشان نموده است در نتیجه ارشاد آنان سودی ندارد.

3-3. بیان انواع خوردنی¬ها و آشامیدنی¬ها و چگونگی بهره¬مندی از آنان

در آیات خوراکی¬ها و نوشیدنی¬های لذیذ و متنوعی مطرح شده که همگی آنها را خداوند برای انسان¬ها آفریده است. آیات الهی خوردن و آشامیدن هر آنچه بر روی زمین است را برای ادامه¬ی حیات انسان ها ضروری می¬داند. از انواع خوردنی¬های حلال که در آیات بدان¬ها اشاره شده می¬توان به گوشت انواع چهارپایان (مائده/1؛ انعام/ 142-144؛ نحل/ 5؛ هود/ 69؛ حج/ 28، 30 ، 34 و 36؛ مؤمنون/ 21؛ یس/ 71؛ زمر/ 6؛ غافر/ 79؛ شوری/ 11؛ ذاریات/ 26-27)، صیدهای دریایی (مائده/ 96؛ نحل/ 14؛ کهف/ 62-63؛ فاطر/ 12)، گیاهان (بقره/ 61؛ انعام/ 141؛ نحل/ 11؛ یوسف/ 47-48؛ یونس/ 24؛ کهف/ 32؛ رعد/ 4؛ طه/ 53-54؛ سجده/ 27)، میوه¬هایی چون انار (انعام/ 141)، انگور (رعد/ 4؛ کهف/ 32-33؛ مؤمنون/ 19؛ یس/ 34-35)، خرما (انعام/ 141؛ رعد/ 4؛ نحل/ 11، 66-67؛ کهف/ 32-33؛ مریم/ 25-26؛ مؤمنون/ 19؛ یس/ 34-35؛ ق/ 10-11؛ عبس/ 29 و 32)، زیتون (انعام/ 141؛ نحل/ 11؛ مؤمنون/ 19-20؛ عبس/ 29 و 32) و ... اشاره نمود. همچنین از آشامیدنی¬های¬ حلال که در قرآن به آنها اشاره شده است، می¬توان آب (بقره/ 60؛ نحل/ 10؛ مریم/ 24 و 26؛ ص 43؛ واقعه/ 68 و 70)، شیر چهارپایان (نحل/ 66؛ مؤمنون/ 21؛ یس/ 71 و 73)، عسل (نحل/ 69) و ... را نام برد. این دستورها با قیودی همراه هستند که در ادامه مورد بررسی قرار خواهند گرفت. 1. خوردن و آشامیدن از روزی¬های حلال¬ و طیّب قدم اول در این قیود، خوردن از همه¬ی حلال¬ها و طیبات بر روی زمین می¬باشد که خداوند روزی انسان¬ها نموده است؛ آیاتی چون: «يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي¬الْأَرْضِ حَلالاً طَيِّباً» (بقره/ 168)، «ياأَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ» (بقره/ 172) ، «وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّباً» (مائده/ 88) ، «فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّباً» (نحل/ 114) و ... . واژه¬ی «حلال»¬ در آیات قرآن کریم در برابر «حرام» قرار گرفته است. محرمات گوشت مردار، خون، گوشت خوک و آنچه که نام خدا به هنگام ذبح بر آن برده نشده، را شامل می¬شود: «إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ». (بقره/173) مراد از «طیّب» نیز خوراکی¬هاى لذيذ و و حلال و يا مباحى كه لذت‏بخش است، می-باشد. (طبزسی، 1360، 1: 185) جمع این دو وصف در این آیات نیز از آن جهت است که وصف به حلال عمومیت «کلوا» را قید می¬زند و وصف به طیب نیز بیانگر لذت بخش بودن در دنیا و آخرت می¬باشد. (طوسی، [بی¬تا] ، 2:172) در آیات قرآن کریم نوشیدنی¬هایی نیز حرام اعلام شده¬اند که خون (بقره/ 173، ماده/ 3، انعام/ 145، نحل/ 115) و شراب مسکر (بقره/ 219، مائده/ 90) از آن جمله¬اند. علاوه بر لفظ «حلال» و «طیب» در داستان اصحاب کهف به قید «أزکی» بر می¬خوریم. آنها پس از برخاستن از خواب شخصی را مأمور خریدن غذای «أزکی» می¬نمایند: «فَابْعَثُواْ أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلىَ الْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكىَ‏ طَعَامًا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ وَ لْيَتَلَطَّفْ». (کهف/19) مفسران در این که مراد از «طعام أزکی» چه می¬باشد، نظرات مختلفی را بیان نموده¬اند. برخی همانند ابن عباس و عطاء مراد از آن را ذبیحه¬ی حلال برشمرده¬اند؛ چرا که در آن روزگار غالب مردم کافر بوده و حیوانات خود را به نام طاغوت¬های زمان خود ذبح می¬نمودند. در این میان عده اندکی نیز وجود داشتند که ایمان خود را مخفی و حیوانات خود را با نام خداوند ذبح می¬کردند. برخی نیز همانند سعید بن جبیر، ضحاک و مجاهد معتقدند که مراد از آن طعام حلال¬تر می¬باشد؛ چرا که در آن زمان بیشتر اموالشان غصبی و یا ناشی از ظلم بود. قتاده نیز معتقد است که معنای آن طعام بهتر می¬باشد. مقاتل و ابن السائب مراد از آن را طعام گواراتر و یمان بن رئاب طعام ارزان¬تر بر می¬شمردند. (ابن جوزی، 1422، 3: 73) شاید بتوان اين جمله را دارای مفهوم وسيعى دانست كه هرگونه پاكى ظاهرى و باطنى را شامل مى‏شود. در نتیجه انسان علاوه بر توجه به غذای جسمانی، باید مراقب پاكى غذاى روحانیش نيز باشد و این مساله را در سخت ترین شرایط نیز به یاد داشته باشد. (مکارم شیرازی، 1374، 12: 375) 2. به جای آوردن شکر نعمات و لذائذ در آیات قرآن کریم پس از توجه و تذکر به مبدأ لذائذی که روزی انسان¬ها گشته، دستور به شکر داده می¬شود. در واقع شکر نشانه¬ی یک اعتقاد صحیح است از آن جهت مبدأ، مقصد و هدف نعمت مورد استفاده به هنگام شکر یادآوری می¬شوند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ» (بقره/172)، «فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ». (نحل/114) همچنین در آیات دیگر هدف از در اختیار قرار دادن لذائذ خوردنی و آشامیدنی و بهره¬مندی انسان¬ها از انواع نعم الهی، شکرگزاری بیان شده است: «وَ جَعَلْنا فيها جَنَّاتٍ مِنْ نَخيلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فيها مِنَ الْعُيُونِ * لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْديهِمْ أَ فَلا يَشْكُرُونَ»(یس/ 34-35) و «وَ هُوَ الَّذي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيًّا وَ ...لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (نحل/ 14)، و «أَ فَرَءَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِى تَشْرَبُونَ * ءَ أَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نحَنُ الْمُنزِلُونَ * لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْ لَا تَشْكُرُونَ».(واقعه/ 68-70) خداوند با بیان عاقبت قوم سبأ، که آنان را از هرجهت متنعم ساخته بود، تمامی انسان ها را به این مسأله هشدار می¬دهد که عاقبت ناسپاسی به درگاه خداوند چگونه خواهد بود: «كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ * فَأَعْرَضُواْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْنَاهُم بجَنَّتَيهِمْ جَنَّتَين‏ ذَوَاتىْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شىءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيل» (سبأ/ 15-16) آنها ناسپاسی بر نعمت¬های الهی و سرکشی بر خداوند را در پیش گرفتند. در نتیجه عذاب الهی بر آنها نازل گشت و تمامی نعمت¬هایی که تا پیش از این از آن لذت می¬بردند، به متاعی ناچیز بدل شد. در ادامه¬ی این آیات نیز بیان می¬شود که این سرنوشت و عاقبت تنها از آن قوم سبأ نخواهد بود، بلکه هرکس کفران نعمت¬های الهی را در پیش گیرد، به این عذاب مبتلا خواهد شد: «ذَالِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُواْ وَ هَلْ نُجَازِى إِلَّا الْكَفُور». (سبأ/17) واژه¬ی «کَفور» که صیغه¬¬ی مبالغه می¬باشد دلالت بر این مسأله دارد که کفران نعمت توسط این قوم بسیار صورت می¬گرفته و مدام تکرار می¬شده است. (مدرسی، 1377، 10: 295) 3. رعایت حدود الهی در خوردن و آشامیدن بنابرآنچه که از آیات قرآن کریم به دست می¬آید، بهره¬بردن از تمامی خوراکی¬ها و آشامیدنی¬ها به شرط پاکیزگی ظاهری و باطنی برای انسان¬ها مجاز می¬باشد البته در صورتی که از دایره¬ی محرمات الهی تجاوز ننماید. این را می¬توان از دستورهای عامی که برای خودن و آشامیدن در قرآن¬کریم وارد شده، بدست آورد: «كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ‏» (بقره/57)، «كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِن رِّزْقِ اللَّه‏» (بقره/60)، «يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً» (بقره/168)، «یَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ‏ ... الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ» (مائده/4-5)‏، «كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً» (مائده/88)، «كُلُواْ وَ اشرَبُواْ» (اعراف/31)، «فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً» (نحل/114) و ... . این آیات دارای قیودی هستند که حدود الهی در این زمینه را معرفی می¬نمایند که به برخی از آنها در مباحث پیشین اشاره شد. عدم رعایت این محدودیت¬ها که برخاسته از هواهای نفسانی است، موجبات خشم و غضب الهی را که پیامدهای ناگواری دارد، فراهم می¬آورد: «كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ‏ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى». (طه/81) طبق نظر شیخ طبرسی واژه¬ «هوی» به معنی سقوط از بالا به زير است و اين چيزى جز هلاك شدن يا سقوط در آتش جهنم نمی¬باشد. (طبرسی، 1360، 16: 55) آیات قرآن حاکی از این مسأله است که خداوند قوم یهود را به سبب ظلمی که بر خود روا داشتند از برخی حلال¬ها و روزی¬های پاکیزه محروم نمود تا آنها را تنبیه نماید: «وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما إِلَّا ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوايا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ ‏». (انعام/146) علیرغم اینکه میان مفسران درباره «بغی» اختلاف نظر وجود دارد اما از آیات 160 و 161 سوره¬ی نساء چنین برداشت می¬شود که علّت تحریم فوق چند چیز بوده است: ظلم و ستم بر بیچارگان، جلوگيرى از دعوت انبياء در مسير هدايت‏ مردم، رباخوارى و خوردن اموال مردم به ناحق. (مکارم شیرازی، 1374، 6: 19) این در حالی است که اگر آنان به تورات و وظایف خود در قبال آن پایبند می¬بودند، نعمت¬های فراوان از آسمان و زمین بر آنها نازل می¬گشت: «وَ لَوْ أَنهُّمْ أَقَامُواْ التَّوْرَئةَ وَ الْانجِيلَ وَ مَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبهِّمْ لَأَكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَ مِن تحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَ كَثِيرٌ مِّنهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُون». (مائده/66) علامه معتقدند از این آیه می¬توان نكته‏اى را استنباط كرد و آن اين است كه ايمان و عمل صالح انسان در جهان، در زندگى خود او تاثير دارد. اگر انسان به صلاح گرایش پیدا کند، نظام جهان نیز لوازم سعادت زندگی بشری را برای او فراهم خواهد آورد و اگر اگر در جهت کفر و زشتی حرکت نماید، شاهد نزول بلاهای آسمانی و فساد در این دنیا و نظام آن خواهد بود. (طباطبایی، 1374، 6: 53)

4. در نظر داشتن سایرین به هنگام بهره¬مندی در جهان بینی اسلامی انسان¬ها به هنگام بهره¬مندی از لذات و نعمات همواره باید سایرین را نیز درنظر داشته و به آنها نیز کمک نمایند. در بسیاری از آیات الهی اطعام مسکینان و یتیمان مورد توجه قرار گرفته است و کسانی که حتی از تشویق به چنین عمل پسندیده¬ای إبا می¬ورزند، توبیخ شده¬اند: «وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْكِينِ؛ و يكديگر را بر غذا دادن بينوا(يان) تشويق نمى‏كنيد» (فجر/18) ، «وَ لا يَحُضُّ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْكِينِ؛ و بر غذا دادن به بينوا(يان) تشويق نمى‏كند» (حاقه/34، ماعون/3) و ... . اینکه در این آیات «عدم تشویق و تحریک به اطعام نیازمندان» مورد توجه قرار گرفته است شاید بیانگر این مطلب باشد که تنها اطعام كردن يك شخص، مشكل نیازمندان را حل نمى‏كند بلکه بايد ديگران را نيز دعوت به اين كار نمود تا جنبه عمومى پيدا كند. به علاوه ممكن است خود انسان توانايى بر اطعام نداشته باشد اما حداقل می¬تواند سایرین را به این امر ترغیب نماید. (مکارم شیرازی، 1374، 24: 470) بر اساس آیات الهی، کسانی که به فقرا و یتیمان اطعام می¬نمایند از جمله افرادی هستند که در دنیای دیگر سعادتمند هستند و وجودشان براى خود و جامعه¬ی شان بركت دارد (آلوسی، 1415، 15: 356). همچنین از جمله صفات برجسته¬ی ابرار، که از جمله بندگان ویژه¬ی خداوند هستند، اطعام به يتيم، مسكين و اسير می¬باشد: «إِنَّ الْأَبْرَارَ... وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا * إِنمَّا نُطْعِمُكمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكمْ جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا * إِنَّا نخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا». (انسان/ 5-9) واژه¬ی «ابرار» جمع «بَرّ» و کسی است که خدا را اطاعت نموده و افعالش نیکوست. در واقع «ابرار» کسانی اند که اعمالشان را برای رضایت ذات الهی انجام داده و تمام افکار، گفتار و کردارشان در بندگی خالصانه پروردگار صرف می¬شود. (طبرسی، 1360، 26: 156) از آیات مربوط به ابرار در اطعام به یتیمان، مسکیان و اسیران چنین برداشت می¬شود که انسان در اطعام به سایرین باید چند عنصر را در نظر داشته باشد: نخست این که از آنچه که دوستش ¬دارد انفاق نماید، دوم این که این عمل را خالصانه و فقط در جهت رضایت خداوند تعالی انجام¬ دهد و نه در جهت پاداش و شنیدن تمجید از دیگران، سوم اینکه ترس از قیامت و عذاب¬های الهی مانع از گردن¬کشی در برابر فرمان¬های الهی می¬گردد. در ادامه¬ی آیات مربوط به ابرار آنها به سبب اعمال خالصانه خود همانند اطعام به نیازمندان، در بهشت به بهترین شکل پذیرایی می¬گردند: «وَ جَزَئهُم بِمَا صَبرُواْ جَنَّةً وَ حَرِيرًا * مُّتَّكِينَ فِيهَا عَلىَ الْأَرَائكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَ لَا زَمْهَرِيرًا ... وَ يُطَافُ عَلَيهِم بَانِيَةٍ مِّن فِضَّةٍ وَ أَكْوَابٍ كاَنَتْ قَوَارِيرَا ... وَ يُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كاَنَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلاً... إِنَّ هَاذَا كاَنَ لَكمْ جَزَاءً وَ كاَنَ سَعْيُكمُ مَّشْكُورًا». (انسان/12-22) در مقابل گروهی که علیرغم بهره¬مندی فراوان از لذائذ مادی، از اطعام نیازمندان سرباز می¬زنند به شدت مورد سرزنش قرار می¬گیرند و جایگاه آنها در جهنم معرفی می¬شود: «إِنَّهُ كاَنَ لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ * وَ لَا يحُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ * فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَاهُنَا حَمِيمٌ * وَ لَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ». (حاقه/ 33-36) نکته¬ای که در این آیات جالب به نظر می¬رسد عطف «عدم تشویق به اطعام» بر «عدم ایمان به خداوند بزرگ» می¬باشد که بیانگر اهمیت فوق العاده این عمل پسندیده است. همچنین در آیات 39-44 مدثر وقتی بهشتیان علت به آتش دوزخ در آمدن گنهکاران در جهنم را از آنها می¬پرسند، یکی از عواملی که برای این امر ذکر می¬نمایند، عدم اطعام نیازمندان می¬باشد: «إِلَّا أَصحَابَ الْيَمِينِ * فىِ جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ * مَا سَلَكَكمْ فىِ سَقَرَ * قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ * وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ». بنابر آیات قرآن کریم، انسان¬ها در بهره¬مندی از لذات خوردنی و آشامیدنی نباید تنها به همنوعان بیندیشند بلکه باید چهارپایان را در بهره¬مندی از این نعم الهی شریک ساخته و به حقوق آنان توجه نمایند: « فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا * وَ عِنَبًا وَ قَضْبًا * وَ زَيْتُونًا وَ نخْلًا * وَ حَدَائقَ غُلْبًا * وَ فَاكِهَةً وَ أَبًّا * مَّتَاعًا لَّكمْ وَ لِأَنْعَامِكم». (طه/54) 5. آداب خوردن و آشامیدن قرآن کریم در راستای برنامه¬ی جامع خود برای هدایت انسان¬ها در جهت سعادت اخروی، از ریزترین برنامه¬های تربیتی نیز غافل نشده و حتی انسان را در اموری مانند آداب خوردن و آشامیدن راهنمایی می¬نماید. این آداب را می¬توان در نوع آبی که باید از آن نوشید، خوردن و آشامیدن پس از زایمان، جواز خوردن در خانه¬ی برخی از افراد، آداب خوردن و آشامیدن به عنوان مهمان، تعداد وعده های غذایی و ... مشاهده نمود. هرچند در آیات قرآن کریم این موارد به صورت محدود بیان گردیده، اما روایات اسلامی در این زمینه از گستردگی بسیار بالایی برخوردار بوده و به نحوی تکمیل کننده¬ی این آیات می¬باشند. أ. آشامیدن آب خنک و گوارا در داستان ایوب نبی پس از سربلندی از امتحان الهی، به او فرمان داده می¬شود تا در آبی خنک و آشامیدنی خود را شستشو دهد و از آن بنوشد تا بدنش از امراض پاک گردد: «ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ‏ بارِدٌ وَ شَرابٌ» (ص/42). واژه¬ی «مغتسل» اسم مفعول از فعل «إغتَسَلَ» به معنی «هر آنچه که با آن شستشو شود» می¬باشد. (ابن عاشور، [بی¬تا]، 23: 165) آیه اشاره¬ی لطیفی به این مطلب دارد که آب شستشوی بدن باید همچون آب نوشیدنی باشد. (مکارم شیرازی، 1374، 19: 297) در روایات وارد شده آبی که انسان می¬خواهد برای آشامیدن از آن استفاده نماید، باید خنک و گوارا باشد. در کتاب الفقه منسوب به امام رضا علیه السلام از آن حضرت درباره نوشیدن آب خنک روایت شده: «أروي فِي الماءِ البارِدِ أنَّهُ يُطفِئُ الحَرارَةَ ، ويُسَكِّنُ الصَّفراءَ ، ويَهضِمُ الطَّعامَ ، ويُذيبُ الفَضلَةَ الَّتي عَلى رَأسِ المَعِدَةِ ، ويَذهَبُ بِالحُمّى؛ درباره آب سرد ، روايت مى‏كنم كه حرارت بدن را فرو مى‏نشانَد ، صفرا را آرام مى‏سازد ، غذا را هضم مى‏كند ، پس‏مانده‏اى را كه در سرِ معده هست ، ذوب مى‏سازد و تب را از ميان مى‏بَرَد». (امام رضا علیه السلام، ص 346). ب. خوردن و آشامیدن پس از زایمان در داستان به دنیا آمدن حضرت عیسی نیز، به حضرت مریم دستور داده می¬شود تا با تکان دادن درخت خرما، از رطب¬های تازه¬ی آن و آبی که از زیر پای او در جریان است، استفاده نماید و بدین ترتیب قوت و نیروی از دست رفته¬ی خود را بازیابد: «فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلاَّ تَحْزَني‏ قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا * وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا * فَكُلي‏ وَ اشْرَبي‏ وَ قَرِّي عَيْنا». (مریم/24-26) از اينكه در آيات بالا به صراحت آمده¬است كه خداوند غذاى مريم را به هنگام تولد نوزاد رطب قرار داد، برخی از مفسران چنين استفاده كرده‏اند كه يكى از بهترين غذاها براى زنان بعد از وضع حمل، رطب (خرماى تازه) مى‏باشد. (ثعلبی، 1422، 6: 212؛ ابن جوزی، 1422، 3: 127؛ آلوسی، 1415، 8: 403؛ ابن قطب شاذلی، 1412، 4: 2307) در احاديث اسلامى نيز به اين مطلب اشاره شده است. حضرت علی‏ به نقل از رسول خدا مى‏فرمايند: «ليكن اول ما تاكل النفساء الرطب، فان اللَّه عز و جل قال لمريم (ع): «وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا»؛ بايد اولين چيزى كه زن پس از وضع حمل مى‏خورد رطب باشد؛ زيرا خداوند بزرگ به مريم ع فرمود: درخت خرما را تكان ده تا رطب تازه بر تو فرو ريزد». ( عروسی حویزی، 1415،3: 330) ج. آداب خوردن و آشامیدن در میهمانی آیات قرآن کریم حتی از ادب خوردن و آشامیدن در حضور سایرین غافل نیست. در آیه «يَأَيهَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتَ النَّبیِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلىَ‏ طَعَامٍ غَيرَ نَظِرِينَ إِنَئهُ وَ لَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُواْ فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُواْ وَ لَا مُسْتَنِسِينَ لحَدِيثٍ إِنَّ ذَالِكُمْ كَانَ يُؤْذِى النَّبىَّ فَيَسْتَحْىِ مِنكُمْ وَ اللَّهُ لَا يَسْتَحْىِ مِنَ الْحَقِّ» (احزاب/53) خداوند سعی دارد تا مسلمانان را به ادب حضور به هنگام خوردن غذا در خانه¬ی رسول خدا تأدیب نماید و اصول اخلاقی در این زمینه را به آنها، که هنوز عادات ناپسند جاهلی درونشان نهفته بود، بیاموزد. این آیات هرچند خطاب به مسلمانان صدر اسلام و آداب خوردن طعام در خانه¬ رسول خدا می¬باشد اما می¬توان برای آن عمومیت قائل شد و آن را برای زمانه¬ی کنونی نیز مناسب دانست. نکاتی که از آیه فوق در زمینه آداب خوردن طعام قابل برداشت هستند، به شرح ذیل می¬باشند: 1- آیه خطاب به مؤمنین و نه مردم نازل شده است. پس مؤمن باید متخلق به ادب و رعایت آداب اجتماعی باشد. 2- از آنجا که «طعام» در آیه به صورت نکره آمده است پس می¬توان گفت اصل مهمانى مهم است، نه نوع غذا. 3- از آداب مهمانى آن است كه بعد از خوردن غذا خانه میزبان ترك شود و منزل ميزبان محلّ گفت و شنود بیهوده قرار داده نشود. (قرائتی، 1383، 7: 392) 4- اشخاص باید به این مسأله دقت داشته باشند که بدون اذن وارد حریم خانه¬ی شخص نشوند و منتظر باشند تا برای او غذا بپزد. این کار موجب اذیت صاحب¬خانه خواهد بود بلکه باید از قبل برای خودن غذا دعوت شده باشند که در این صورت می¬توانند به داخل خانه ورود پیدا کنند. (زحیلی، 1418، 22: 86) د. جواز خوردن در خانه¬های برخی از افراد همچنین در آیه¬ی «لَّيْسَ عَلىَ الْأَعْمَى‏ حَرَجٌ وَ لَا عَلىَ الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لَا عَلىَ الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ لَا عَلىَ أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكلُواْ مِن بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ ءَابَائكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَمِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَلَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُواْ جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا» (نور/61) یازده گروه از خویشاوندان و دوستان مطرح می¬شوند که خوردن طعام در خانه¬ی آنها مجاز دانسته شده است. اولین گروهی که در آیه مطرح می¬شوند افراد نابینا، لنگ و بیمار هستند. گویا در آن زمان رسم بر این بوده که افراد تندرست از هم غذا شدن با اینگونه افراد خودداری می¬نمودند و می¬گفتند: نابينا نمى‏بيند و نميتواند قسمت خوب غذا را بخورد و لنگ از نشستن عاجز است و مريض از خوردن ناتوان است. (طبرسی، 1360، 17: 171) در ادامه خویشاوندانی همچون پدران، مادران، برادران، خواهران و ... ، دوستان و کسانی که برای مدتی عهده¬دار کلید خانه¬ای که صاحب آن به مسافرت رفته¬اند، از جمله کسانی معرفی می¬شوند که خوردن از غذاهای آنان جایز می¬باشد و گناه نیست. در آیه خوردن به هر دو صورت انفرادی و جمعی مجاز دانسته شده است. علت بیان حکم ازاین جهت بود که از جمله عادات برخی قبایل عرب این بود که هیچوقت غذا را به تنهایی نمی¬خوردند و حتی گاه حاضر بودند که گرسنگی بکشند تا اینکه شخصی میهمان آنان شده و با وی غذا بخورند. (طوسی، [بی¬تا]، 7: 464) هـ. تعداد وعده های غذایی در طول روز از دیگر مسائلی که قرآن¬کریم در خوردن و آشامیدن به آن اشاره نموده تعداد وعده¬های غذایی در روز و زمان آن می¬باشد. این معنی را می¬توان در آیه¬ی «وَ لهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا» (مریم/62) مشاهده نمود. هرچند آیه در مقام بیان نعمت¬های الهی بر بهشتیان می¬باشد، اما از اين آيه برمى‏آيد كه بهترين موقع براى غذا خوردن اول روز و پايان روز است. (مدرسی، 1377، 7: 67) در روایات اسلامی نیز با توجه به همین آیه چنین مستفاد گشته که خوردن وعده¬های غذایی باید در صبح و شام باشد. از امام صادق علیه السلام در مورد مردی که به ایشان از درد معده شکایت نموده بود، نقل شده که فرمودند: «تَغَدَّ وَ تَعَشَّ وَ لَا تَأْكُلْ بَيْنَهُمَا شَيْئاً فَإِنَّ فِيهِ فَسَادَ الْبَدَنِ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: «لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها بُكْرَةً وَ عَشِيًّا»؛ صبحانه و شام بخور و چیزی بین آن تناول نکن که این کار موجب فساد بدن می¬شود. آیا نشنیدی که خداوند عز و جل می¬فرماید: «لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها بُكْرَةً وَ عَشِيًّا». (کلینی، 1388، ج6، ص 288) 6. مایه¬ی آزمایش آیات قرآن حاکی از این مسأله است که گاه حتی همین لذت به ظاهر ساده¬ خوردن و آشامیدن ممکن است مایه¬ی آزمایش مؤمنان از منافقان و کافران از صالحان گردد. در آیات قرآن کریم لشکریان طالوت به وسيله نیاشامیدن از نهر آبى که بر سر راه آنان برای جنگ با لشکر جالوت قرار داشت، مورد امتحان قرار گرفتند. خداوند مى‏خواست به اين وسيله صبر و استقامت آنها را آزمايش كند و افراد با ايمان را از بقيه جدا كند. آنها پس از عبور از نهر آب باز دو دسته شدند. گروهى كه اكثريت بودند و می¬گفتند: ما توان رويارويى با سپاه جالوت را نداريم و گروهى ديگر كه در اقليت بودند ولى به خدا و روز قيامت اعتقاد داشتند، با روحیه آنها را به پیروزی وعده می¬دادند. همين گروه با ايمان وقتى با سپاه دشمن روبرو شدند و انبوهى آن سپاه را ديدند به جاى اينكه خود را ببازند، از خدا براى خود يارى خواسته و به خاطر همين روحيه ايمانى بالا سپاه دشمن را شكست دادند: «فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَليكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَليلاً مِنْهُمْ فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ الَّذينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ». (بقره/249) در داستان حواریّون حضرت عیسی نیز آنها از پیامبر خدا درخواست خوردنی می¬نمایند تا قلب¬هایشان بر صدق نبوت آن حضرت مطمئن گردد و در زمره گواهان بر توحيد و نبوت عيسى قرار گیرند: «إِذْ قالَ الْحَوارِيُّونَ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ قالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏ * قالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْها وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنا وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنا وَ نَكُونَ عَلَيْها مِنَ الشَّاهِدِينَ... قَالَ اللَّهُ إِنّىِ مُنزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنّىِ أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَّا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِين». (مائده/112-115) خداوند به این درخواست کنندگان هشدار می¬دهد که اگر این معجزه¬ی الهی را نادیده انگارند و به خدا و پیامبرش کفر ورزند آنها را به شدترین وجه ممکن عذاب خواهد نمود که در امم پیشین سابقه نداشته باشد. علت این که خداوند آنها را به این عذاب شدید وعده می¬دهد این است که وقتی شخصی آیات الهی را به چشم خود ببیند و از آن بهره¬مند گردد، جای عذری برای او در برگشت از حدود الهی نیست، چرا که با وجود آن نباید هیچگونه تردید و دودلی در دل راه بدهد. (مراغی، [بی¬تا]، 7: 59)

4. نتیجه

قرآن کریم معجزه¬ای برای تمامی زمانها و مکان هاست. علت این امر آن است که هدایت¬ها و راهنمایی¬های الهی قرآن به شکلی اعجاز آمیز در تمامی عرصه های زندگی انسان، قابل ورود است. قرآن کریم نه تنها سعی در هدایت بُعد معنوی انسان¬ها دارد بلکه از جنبه های مادی حیات دنیوی بشریت نیز غافل نگشته و راهکارهایی را در این زمینه ارائه داده است که با بهره¬مندی از آنها علاوه بر حیات دنیوی مطلوب، به سعادت اخروی نیز قابل دستیابی خواهد بود. یکی از لذائذی که قرآن کریم آن را به رسمیت شناخته است، لذت خوردن و آشامیدن است که ادامه¬¬ی زندگی بشر بر پایه ی آن استوار است. شاید این لذت و رفع آن در زندگی مادی انسان به نظر ساده بیاید اما قرآن کریم از آن در جهت اندیشه ورزی به سوی خداوند، توجه دادن به روز معاد و مبارزه با عادات ناپسند جامعه ی جاهلی استفاده می¬نماید. آیات با بیان-های مختلف در مقام بیان ضرر و زیان هایی هستند که این محرمات در زندگی فردی و اجتماعی انسان بر جای می-گذارند. قرآن در سبک بهره¬مندی خود در لذائذ مربوط به خوردن و آشامیدن به انسان می¬آموزد که این بهره¬مندی نباید با کمالات جسمانی و روحانی انسان در تزاحم باشد. قرآن یک ملاک کلی در این زمینه إرائه می¬دهد: در شرع خوردن از روزی های پاکیزه مجاز و خوردن از روزی های ناپاک غیر مجاز معرفی می¬گردند. بنا به نظر مفسران خوردن از محرمات الهی همچون مردار، خون و ... نیز علاوه بر ضررهایی که بر روی جسم فرد می¬گذارند، در خلقیات او نیز بی تأثیر نیستند. از دیگر تزاحماتی که محرمات الهی در زمینه این دسته از لذائذ دارند، تاثیر ناپسند آن در زمینه های اجتماعی همچون ایجاد کینه و دشمنی میان افراد یک جامعه است. همچنین استفاده از این محرمات در جهت نافرمانی و ستیزه جویی در برابر فرمان های الهی است که به طور قطع سقوط معنوی را برای انسان به همراه دارد. قرآن کریم بهره¬مندی از این لذات را در یک چهارچ.ب هدفمند به مخاطب خود معرفی می¬نماید: این لذات باید با انگیزه و هدف الهی صورت گیرند و انسان ها باید از این لذات در جهت تولید توان عبادت و انجام اعمال صالح بهره برند. قرآن با مذموم دانستن غرق شدن در این لذات آنها را دور از خداوند و حقیقت جاودانه و سعادت واقعی دانسته و آنان را در مرتبه¬ی چهارپایان قرار می¬دهد. خداوند در قرآن کریم انواع گوناگونی از خوردنی¬ها و آشامیدنی¬هایی که برای انسان¬ها آفریده است را ذکر می¬نماید اما استفاده از این موارد را با قیودی ذکر می¬نماید: 1- خوردن و آشامیدن باید از روزی های پاکیزه و حلال صورت گیرد. 2- خوردن و آشامیدن باید با توجه به شکر صاحب این نعمات و لذائذ مورد بهره برداری قرار گیرند. شکر نعمت نوعی به جای آوردن حق صاحب اصلی این نعمات و پدیدآورنده¬ی آنهاست. 3- انسان ها در بهره مندی از این لذات باید به حدودی که خداوند بر آنها مهر تأیید زده¬است، توجه داشته¬باشند. عدم رعایت این محدودیت¬ها که برخاسته از هواهای نفسانی است، موجبات خشم و غضب الهی را که پیامدهای ناگواری دارد، فراهم می¬آورد. 4- در جهان بینی اسلامی انسان-ها به هنگام بهره¬مندی از لذات و نعمات همواره باید سایرین، اعم از انسان و حیوان، را نیز درنظر داشته و به آنها نیز کمک نمایند. 5- قرآن کریم در زمینه آداب خوردن و آشامیدن نیز دستورات قابل توجهی دارد؛ آب آشامیدنی باید خنک و گوارا باشد که در طب اسلامی نیز برای صحت بدن مورد تأیید قرار گرفته است، زن زائو پس از زایمان باید از رطب تازه و آب آشامیدنی استفاده نماید تا قوت و نیروی از دست رفته¬ی خود را بازیابد، مسلمانان باید به هنگام دعوت به مهمانی و خوردن غذا در خانه ی میزبان آدابی را رعایت کنند از جمله اینکه اصل دعوت را مهم بشمرند و نوع غذا و دیگر اینکه پس از صرف غذا خانه ی صاحبخانه را ترک گفته و آن را محل گفت و شنود قرار ندهند، همچنین آیات قرآن جواز غذا خوردن و آشامیدن را در خانه های افراد از خویشاوندان و دوستان و افراد مورد اعتماد بیان می¬نماید، قرآن از تعداد وعده های غذایی در طول روز و زمان آن نیز غافل نبوده و بهترین زمان را صبح و شام معرفی می¬نماید. 6- آیات بیانگر این مسأله هستند که لذات خوردنی و آشامیدنی می¬توانند حتی مایه¬ی آزمایش افراد قرار گرفته و رستگار را از خسران زده معرفی نمایند چنان که در داستان سپاه طالوت و یا حواریون عیسی شاهد آن هستیم.


منابع


1. آلوسى، سيد محمود. روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم، تحقیق: على عبدالبارى عطية، بیروت: دارالكتب العلميه‏، 1415 ق، چاپ اول.

2. ابن جوزى، عبدالرحمن بن على‏. زاد المسير فى علم التفسير، مصحح: عبدالرزاق المهدي‏، بیروت: دار الكتاب العربي‏، 1422 ق، چاپ اول.

3. ابن عاشور محمد بن طاهر. التحریر و التنویر، بیروت: موسسه التاريخ‏، چاپ اول.

4. ابن قطب شاذلي، سيد . فى ظلال القرآن، قاهره: دارالشروق‏، 1412 ق‏، چاپ هفدهم.

5. الامام رضا علیه السلام، الفقه المنسوب الی امام رضا علیه السلام، بی تا، قم : موسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث.

6. ثعلبى نيشابورى ابو اسحاق احمد بن ابراهيم‏. الكشف و البيان عن تفسير القرآن، تحقیق: ابو محمد بن عاشور، بیروت: دار إحياء التراث العربي‏، 1422 ق‏، چاپ اول.

7. جعفری، یعقوب. تفسیر کوثر، قم: هجرت، 1376ش، چاپ اول.

8. حقى بروسوى، اسماعيل.‏ تفسیر روح البیان، بیروت: دارالفكر، [بی¬تا]، چاپ اول.

9. زحیلی، وهبة بن مصطفی. التفسير المنير في العقيده و الشريعه و المنهج، بیروت: دارالفکر، 1418ق، چاپ دوم.

10. طالقانى سيد محمود. پرتوى از قرآن، تهران: شركت سهامى انتشار، 1362 ش‏، چاپ چهارم.

11. طباطبايى، سيدمحمدحسين. تفسير الميزان، ترجمه: سيدمحمدباقر موسوى¬همدانى،‏ قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏، 1374 ش‏، چاپ پنجم.

12. طبرسى، فضل بن حسن‏. مجمع البیان، ترجمه: مترجمان، محقق: رضا ستوده‏، تهران: انتشارات فراهانى‏، 1360 ش‏، چاپ اول.

13. عاملی، جعفر مرتضی. سیره¬ی صحیح پیامبر بزرگ اسلام، ترجمه¬ی حسین تاج آبادی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1371ش.

14. عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه ، تفسیر نور الثقلین، مصحح هاشم رسولی محلاتی، قم: اسماعیلیان، 1415ق.

15. عسکری، سیدمرتضی. القرآن الکریم و روایات المدرستین، بیروت: شرکة التوحید للنشر، 1415ق، چاپ اول.

16. فائز، قاسم. سیمای عرب جاهلی از زبان قرآن و روایات، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1390ش، چاپ اول.

17. فضل الله، سيد محمد حسين‏. تفسير من وحى القرآن، بیروت: دارالملاك للطباعة و النشر، 1419 ق‏، چاپ دوم.

18. قرائتى، محسن‏. تفسير نور، تهران: مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383ش، چاپ یازدهم.

19. کلینی، محمد بن یعقوب. اصول کافی، مصحح علی اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1388ق، چاپ سوم.

20. مدرسی، سید محمدتقی. تفسیر هدایت، ترجمه احمد آرام، مشهد: بنیاد پژوهش¬های اسلامی آستان قدس رضوی، 1377ش، چاپ اول.

21. مراغى، احمد بن مصطفى‏. تفسير المراغى، بیروت: داراحياء التراث العربى، [بی¬تا]‏، چاپ اول.

22. مصباح یزدی، محمدتقی. اخلاق در قرآن، تحقيق و نگارش: محمدحسين اسكندرى، قم: انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، 1377ش، چاپ دوم.


23. مکارم شیرازی، ناصر. تفسير نمونه‏، تهران: دار الكتب الإسلامية، 1374 ش، چاپ اول.