<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.qelnet.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1+%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C</id>
	<title>شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.qelnet.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1+%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1_%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C"/>
	<updated>2026-07-29T21:40:00Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.1</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87_%DA%A9%D9%86%D8%B4_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D9%84_(%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87)&amp;diff=11165</id>
		<title>تحلیل روان‌‌‌شناختی گفتمان سوره مبارکه انشقاق با بهره‌‌‌‌گیری از نظریه کنش گفتاری جان سرل (مقاله)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87_%DA%A9%D9%86%D8%B4_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D9%84_(%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87)&amp;diff=11165"/>
		<updated>2025-12-08T15:30:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;منصور حمیرانی: صفحه‌ای تازه حاوی «=چکیده= پژوهش حاضر با هدف بهره‌گیری از نظریه‌های نوین زبان‌شناسی در تحلیل متون دینی، به بررسی روان‌شناختی کنش‌گفتاری سوره انشقاق بر مبنای نظریه جان سرل پرداخته ‌است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی و تمرکز بر نظام گفتمانی و بافت زبانی، تلاش می...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=چکیده=&lt;br /&gt;
پژوهش حاضر با هدف بهره‌گیری از نظریه‌های نوین زبان‌شناسی در تحلیل متون دینی، به بررسی روان‌شناختی کنش‌گفتاری سوره انشقاق بر مبنای نظریه جان سرل پرداخته ‌است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی و تمرکز بر نظام گفتمانی و بافت زبانی، تلاش می‌‌‌کند زمینه‌‌‌های تازه‌‌‌ای برای فهم عمیق‌تر سوره‌ها و آموزه‌‌‌های قرآنی فراهم آورد. سه نظام گفتمانی سوره انشقاق با تأکید بر تلاش‌های مداوم و مستمر انسان در طول زندگی و نقش آن‌ها در شکل‌گیری سرنوشت نهایی‌شان در ملاقات با خدا بازنمایی می‌‌‌کند.&lt;br /&gt;
نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کنش‌های اظهاری و عاطفی به ترتیب بیشترین بسامد و تأثیر را در گفتمان سوره دارند. کنش‌اظهاری بر ضرورت پذیرش تحولات بنیادی و آمادگی برای ملاقات نهایی با خداوند تأکید دارد، در مقابل کنش‌عاطفی به برانگیختن احساسات عمیق‌تر و بیان وضعیت مطلوب و بحرانی افراد نیکوکار و گناهکار می‌پردازد. در مجموع، کنش‌اظهاری جنبه آمادگی و کنش‌عاطفی جنبه ارائه وضعیت انسان را نمایان می‌سازد.&lt;br /&gt;
=کلمات کلیدی=&lt;br /&gt;
قرآن، سوره انشقاق، کنش‌گفتاری، جان سرل، روان‌‌‌شناختی، گفتمان.&lt;br /&gt;
=مقدمه=&lt;br /&gt;
قرآن کریم به‌عنوان کتاب آسمانی مسلمانان، همواره موضوع بررسی‌های گسترده‌ای بوده است. از دیرباز، مفسران و پژوهشگران با استفاده از رویکردهای گوناگون به تفسیر این کتاب الهی پرداخته‌اند. از سنت‌های تفسیری کلاسیک گرفته تا روش‌های معاصر، هر یک به نوبه خود کوشش کرده‌اند تا مفاهیم قرآن را برای مسلمانان و جهان تبیین کنند. در دهه‌های اخیر، با گسترش علوم‌انسانی و اجتماعی و ظهور دیدگاه¬های جدید در حوزه‌های مختلف، امکان بهره‌گیری از این نظریه‌ها برای فهم عمیق‌تر قرآن فراهم آمده است. رویکردهای معناشناسی، هرمنوتیک، تحلیل گفتمان و دیگر نگرش¬های بینارشته‌ای اکنون به‌عنوان ابزارهایی قدرتمند برای تحلیل متون قرآنی به کار گرفته می‌شوند. این نظریه‌ها به ما امکان می‌دهند که با رویکردی نوین به قرآن نگریسته و جنبه¬های تازه‌ای از این کتاب الهی را کشف کنیم. &lt;br /&gt;
بررسی دقیق این کتاب مقدس نشان می‌دهد که قرآن، علاوه بر طرح دستورات دینی، سرشار از نکات روان‌شناختی است که به بهبود روحی و روانی انسان‌ها یاری می¬رساند. آموزه‌های قرآنی، از جمله سفارش¬هایی برای کاهش اضطراب، تقویت صبر، ایجاد امید و اعتمادبه‌نفس و حتی راهکارهایی برای برخورد با مشکلات زندگی، همگی نشان‌دهنده این است که قرآن، کتابی جامع است که به جنبه‌های گوناگون زندگی انسان پرداخته و به‌ویژه از زاویه روان‌شناختی نیز اهمیت بالایی دارد.&lt;br /&gt;
علاوه بر اینکه قرآن کتابی برای راهنمایی بشر در زمینه¬های دینی و اخلاقی است، یک کتاب گفتمان نیز محسوب می¬شود. این کتاب الهی از طریق دیالوگ¬ها و گفتگوهای مکرر با انسان¬ها کوشش دارد تا با ذهن و وجدان انسان¬ها ارتباط برقرار کند. قرآن با طرح پرسش¬ها، دعوت به تفکر و تأمل و بیان حالات مختلف انسان¬ها، فضایی گفتمانی ایجاد می¬کند که در آن مخاطب نه‌تنها شنونده، بلکه به‌نوعی شریک در این گفتگو می¬شود. این گفتمان، نه‌تنها محدود مباحث  دینی است، بلکه به پدیده¬های گوناگونی از جمله مسائل اجتماعی، فرهنگی، و حتی روان‌شناختی می‌پردازد. با این رویکرد، قرآن انسان را به پرسشگری، بازنگری در اندیشه¬ها، و یافتن پاسخ‌های عمیق‌تر برای سؤالات وجودی خود تشویق می‌کن.&lt;br /&gt;
در تحلیل گفتمان، صرفاً با عناصر نحوی و زبانی تشکیل‌دهنده جمله، به‌عنوان عمده‌ترین مبنای تشریح معنا: یعنی، زمینه و متن سروکار نداریم، بلکه فراتر از آن با عوامل بیرون از متن، یعنی بافت موقعیتی، فرهنگی، اجتماعی و سروکار داریم (بهرام‌پور، 1379ش، 8) بنابراین، تحلیل گفتمان، چگونگی آشکارشدن معنا و پیام واحدهای زبانی را در ارتباط با عوامل درون‌زبانی (زمینه متن واحدهای زبانی) و عوامل برون‌زبانی (زمینه اجتماعی، فرهنگی و موقعیتی) بررسی می¬کند. (فرکلاف، 1379ش، 8)&lt;br /&gt;
یکی از راه¬های فهم عمیق¬تر گفتمان¬های موجود در قرآن، استفاده از رویکردهای مختلف زبانی است. یکی از این رویکردها، نظریه کنش گفتاری جان سرل است. این رویکرد، زبان را نه‌تنها وسیله¬ای برای انتقال داده¬ها، بلکه عنصری برای انجام کنش-های گوناگون می¬داند. &lt;br /&gt;
بر ‌اساس این دیدگاه، هر واژه و عبارت و جملات نه‌تنها دربردارنده معنای خاصی است، بلکه به‌عنوان یک کنش، تأثیرات ملموسی بر مخاطب می¬گذارد. با استفاده از نظریه کنش گفتاری در تحلیل آیات و سوره¬های قرآن، می‌توان دریافت که قرآن از طریق زبان، کنش‌هایی مانند وعده‌دادن، هشداردادن، تسلی بخشیدن، و امرکردن را به انجام می‌رساند. این رویکرد ما را قادر می¬سازد تا بهتر بفهمیم که چگونه قرآن از زبان به‌عنوان عنصری قدرتمند برای ایجاد تغییرات در باورها، احساسات، و رفتارهای انسان‌ها استفاده می‌کند؛ بنابراین، بررسی قرآن از رهگذر نظریه‌های زبانی همچون کنش گفتاری، می‌تواند به شناخت دقیق‌تر گفتمان‌های قرآنی و تأثیرات آن بر مخاطبان کمک شایانی کند.&lt;br /&gt;
این پژوهش باتکیه‌بر روش تحلیلی و باهدف تطبیق نظریه کنش گفتاری جان سرل بر سوره انشقاق و شناسایی کنش‌های گفتاری مختلف در این سوره، به بررسی گفتمان و جنبه‌های روان‌شناختی این کنش‌ها می‌پردازد. بر این پایه، پژوهش حاضر درصدد پاسخ¬گویی به پرسش‌های زیر است:&lt;br /&gt;
1- چگونه بافت موقعیتی و زبانی سوره انشقاق بر شکل¬گیری گفتمان سوره تأثیر گذاشته است؟&lt;br /&gt;
2- کنش¬های گفتاری جان سرل در بازنمایی مفاهیم و پیام¬های سوره انشقاق چه نقشی ایفا می¬ کند؟&lt;br /&gt;
فهم چگونگی تأثیر بافت زبانی بر شکل‌گیری گفتمان سوره انشقاق (پرسش اول) به‌عنوان پایه‌ای ضروری برای تحلیل نقش کنش‌های گفتاری جان سرل در نمایان‌سازی آموزه‌های اخلاقی و روان‌شناختی سوره تلقی می‌شود. از این‌سو، نگارنده نخست به شناسایی گفتمان سوره انشقاق پرداخته و سپس با استفاده از نظریه کنش‌های گفتاری، به بررسی و ارزیابی آموزه‌های روان‌شناختی آن می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=2- مبانی پژوهش=&lt;br /&gt;
2-1- کنش گفتاری &lt;br /&gt;
یکی از دیدگاه¬های معناشناسی که بر پایه آن متون گوناگون از جمله متون دینی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار می¬گیرد، نظریه کنش گفتار است. اصطلاح &amp;quot;کنش گفتاری&amp;quot; یکی از مفاهیم مهم در زبان‌شناسی و فلسفه زبان است. کنش گفتاری به معنای انجام فعل یا تغییر جهان واقعی به‌وسیله گفته یا سخن است. (ون دایک، 1383ش، 211)&lt;br /&gt;
نشانه‌های اولیه این دیدگاه در پژوهش‌های فیلسوفانی مانند وینگنشتاین، راسل و موریس دیده می‌شود. اینان بر این باور بودند که ریشه بسیاری از مشکلات فلسفه به سوء تفاهماتی ناشی از زبان برمی¬گردد و حل این مشکلات نیازمند درک صحیح از زبان است؛ به همین دلیل، آن‌ها در یک مکتب جدید فلسفه با عنوان «فلسفه زبان» به جنبه¬های کاربردی زبان و کاربست آن در مکالمات روزمرّه توجه ویژه¬ای داشتند. (الصحراوی، 2005م، 23)&lt;br /&gt;
این اندیشه بر فیلسوفان آینده به‌ویژه جان آستین تأثیر گذاشت. آستین با تأثیرپذیری از این اندیشه، موضوع رابطه بین زبان و فکر را مطرح کرد. او معتقد بود: زبان صرفاً ابزاری برای توصیف جهان خارج نیست؛ بلکه گاهی از این کارکرد گذر می‌کند و وظیفه تأثیرگذاری بر مخاطب و نیز تغییر در جهان خارج را ناشی می¬شود. (آستین، 1991م، 17) آستین با این دیدگاه، زبان را وارد یک فضای جدید با عنوان کنش‌گرایی کرد. در مرحله نخست که از آن به صدق‌گرایی تعبیر می‌شود، ‌گفتارهای معنادار صرفاً به دو گروه صادق و کاذب تقسیم می‌شود؛ اما در مرحله کنش‌گرایی، این پاره‌گفتارها توسط کاربر زبان در یک بافت مشخص کنش و عملی را در جهان خارج انجام می‌دهند. (صانعی پور، 1390ش، 26-27) آستین در این نظریه بیان کرد که بخش قابل‌توجهی از گفتار و نوشتار ما یا خود به‌عنوان واکنشی عمل می‌کنند و یا بخشی از یک واکنش هستند. این نوع گفتار یا نوشتار شامل افعالی است که به آن‌ها افعال کنشی گفته می‌شود. (آقاگل‌زاده، 1392ش، 141)&lt;br /&gt;
یکی از شاگردان برجسته‌ای که نقش مهمی در گسترش نظریه آستین داشت، جان سرل بود. او در سال 1959 از رساله دکتری خود با موضوع «مفهوم و مصداق» دفاع کرد و پس از آن به تدریس در دانشگاه کالیفرنیا پرداخت. سرل بین مکتب زبان متعارف و فلسفه ذهن، پیوند برقرار کرد. گسترش زبان‌شناسی ساخت‌گرای آمریکایی در نیمه دوّم قرن بیست مرهون تلاش‌ها و رویکرد اوست. او در سال 1969 کتابی تحت عنوان «کنش‌های گفتار» منتشر ساخت و او در ساخت این کتاب، خود را شاگرد آستین و چامسکی دانست. (چپمن،1384، 278)&lt;br /&gt;
سرل با درنظرگرفتن معیارهایی زبانی، کنش¬های گفتاری را به پنج نوع تقسیم می-کند. این معیارها به عواملی نظیر حالت روان‌شناختی، نحوه انطباق گفتار با جهان خارج و محتوای گزارهای مربوط هستند. این تقسیم‌بندی پنج‌گانه عبارت‌اند از: کنش اظهاری، ترغیبی، عاطفی، تعهّدی، اعلامی. (searl، 1975م، 365-344).&lt;br /&gt;
-کنش¬های اعلامی، برای بیان واقعه و رویداد (اعلام‌کردن، بیان نتیجه و ....).&lt;br /&gt;
-کنش¬های ترغیبی، برای بیان تقاضا، بیان دستور (درخواست‌کردن، سؤال پرسیدن، تشویق و ترغیب امری و ....)&lt;br /&gt;
-کنش¬های تعهّدی، برای بیان تعهّد گوینده برای تحقق عمل در آینده (قول دادن، پیشنهادکردن، تهدیدکردن و قسم‌خوردن و ...)&lt;br /&gt;
-کنش¬های عاطفی، برای بیان احساسات (خوشحالی، حالات روانی، عذرخواهی و تشکر و ....)&lt;br /&gt;
-کنش¬های اظهاری، برای بیان ادعاها و توصیف وقایع (اظهارکردن، انکارکردن، اقرارکردن و ...)&lt;br /&gt;
تحلیل هر گفتمانی بر اساس نظریه کنش گفتار مبتنی بر قصد گوینده است؛ زیرا معانی عناصر زبانی بر پایه مقصود او پایه‌ریزی می‌شود. این دسته¬بندی¬ها نشان می-دهد که زبان تنها ابزار انتقال اطلاعات نیست، بلکه عنصری است که به‌وسیله آن، افراد می¬توانند رفتار اجتماعی و ارتباطی گوناگون را انجام دهند. در حقیقت، جان سرل نشان اعلام می¬دارد که هر گفتار شامل واژگان و جملات، کنش¬هایی را به همراه دارد که بر روابط و تعاملات انسانی تأثیر می¬گذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=2-2- تفسیر روان¬شناختی=&lt;br /&gt;
تفسیر روان¬شناختی يكی از گرایش‌های تفسيری است كه مفسر با رويكرد روان‌شناختی به مجموع آيات قرآن نگريسته و با استفاده از منابع تفسيری همچون آيات قرآن، روايات، دستاوردهای قطعی يا اطمینان‌بخش تجربی و كتب لغوی و باهدف عرضه يافته¬های گذشته دانش روان‌شناسی، توليد يافته¬های جديد روان‌شناسی از آيات و نظام‌سازی بر اساس آنها به تفسير اشارات روان‌شناختی قرآن كريم می¬پردازد. (شیرزاد و رضایی اصفهانی،1399ش، 57)&lt;br /&gt;
تحلیل روان‌شناختی سوره‌های قرآن یکی از حوزه‌های مهم در مطالعات دینی و روان‌شناسی است که به بررسی تأثیرات آموزه¬های قرآن بر روان انسان می‌پردازد. قرآن به‌عنوان کتاب الهی نه‌تنها زبانی الهی دارد، بلکه به‌نوعی آینه‌ای از احساسات، اندیشه¬ها و رفتارهای انسان نیز هست. هر سوره از قرآن به طور خاص می‌تواند به ارائه موضوعات اساسی در مورد روان انسان، الگوهای رفتاری، و تأثیرات عاطفی بر زندگی فردی و اجتماعی اشاره داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=3- پیشینه پژوهش=&lt;br /&gt;
کنش گفتاری به‌عنوان یکی از مباحث محوری در زبان‌شناسی و فلسفه زبان، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. با وجود اهمیت و گستردگی مطالعات در این حوزه، پژوهش‌های مستقلی که به بررسی تطبیقی کنش گفتاری در سوره انشقاق، پرداخته باشند، یافت نشد. اما به‌صورت کلی پژوهش¬های مرتبط با سوره انشقاق و نظریه کنش گفتاری به رشته تحریر درآمده‌اند که در اینجا به آن¬ها اشاره می¬شود:&lt;br /&gt;
1-مقاله «نظریه کنش¬گفتاری جان آستین و فهم زبان قرآن» از ابوالفضل ساجدی، مجله قبسات، سال 1381. بررسی¬ های انجام گرفته در این پژوهش نشان می¬دهد که کنش¬گفتارهای دینی نیز می¬توانند کنش¬های گوناگونی داشته باشند و این گزاره¬ها باید در سطوح مختلفی مانند ابعاد سه¬گانه جملات، شرایط کنش¬گفتاری و چند بعدی بودن زبان و همچنین اهمیت جنبه احساسی این گزاره¬ها مورد بررسی قرار گیرند.&lt;br /&gt;
2- مقاله «تحلیل متن سوره مریم بر اساس نظریه کنش¬گفتاری با تأکید بر الگوی جان سرل» از صحبت اله حسنوند، فصلنامه علمی پژوهشی «پژوهش¬های ادبی- قرآنی» سال 1398. در این پژوهش، سوره مبارکه مریم را بر اساس کنش گفتاری جان سرل مورد تحلیل قرار گرفته شده است. به کارگیری این نظریه در تحلیل سوره مریم به¬عنوان بخشی از قرآن کریم نشان می‌دهد که متن قرآن بدلیل برخورداری از ظرفیت‌های عمیق معنایی، قابلیت تفسیرهای متعددی را دارد. در مواردی با گزاره‌هایی برخورد می‌کنیم که دارای دو لایه معنایی اصلی و فرعی می‌باشند و می‌توان هرکدام از این لایه ها را در زیر مجموعه یکی از کنش‌های گفتاری قرار داد.&lt;br /&gt;
3- مقاله «تأملی بر تحلیل ساختارگرایانه سوره انشقاق بر اساس نظریه سوسور» از زهرا جلیل و ابراهیم نامداری، فصلنامه علمی پژوهش¬های زبان¬شناختی قرآن، سال 1402. جستار حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، نظریه ساختارگرایی را در مورد سوره انشقاق در سطوح مختلف آوایی، واژگانی، نحوی و بلاغی مورد بررسی قرار داده و تلاش می‌کند انسجام شکلی و معنایی این سوره را به‌طور کامل نمایان سازد.&lt;br /&gt;
براین‌اساس، یکی از اهداف اصلی‌ پژوهش حاضر، بررسی کاربردشناختی سوره انشقاق در پرتو نظریه کنش‌های گفتاری جان سرل است که ریشه در مطالعات کاربردی گفتمان دارد و به‌مثابه یک عنصر کارآمد در تحلیل متون دینی به‌ویژه متن قرآنی به کار می¬رود؛ بنابراین، تفاوت این جستار با پژوهش‌های پیشین در این است که در اینجا کوشش می¬شود تا سوره مذکور با رویکردهای زبان‌شناسی نوین و روان¬شناختی مورد تحلیل قرار گیرد که این نظریه در چنین گفتمانی بررسی نشده است؛ بنابراین، نتایج به‌دست‌آمده در این پژوهش به‌نوعی نوآورانه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=4- بافت موقعیتی و زبانی سوره=&lt;br /&gt;
سوره انشقاق، یکی از سوره‌های مکی است که در سال‌های دوازده یا سیزده بعثت پیامبر اسلام، در مکه نازل شده است. موقعیت سوره از جهت نزول، پس از سوره انفطار و پیش از سوره روم قرار دارد. اين مطلب را غالب جدول‌هاى مسند، غير مسند و تركيبى تأييد مى‌كند. این سوره شامل ۲۵ آیه بوده و به بررسی موضوعاتی همچون قیامت و حسابرسی اعمال انسان‌ها می‌پردازد. نام‌گذاری این سوره به &amp;quot;انشقاق&amp;quot; به دلیل آیه نخست آن است که به پدیده جداشدن اجرام آسمانی از مجموعه کهکشان در آستانه قیامت اشاره دارد. (ابن عاشور، 1984ق، 30، 217) قرشی بنایی، 1375ش، ج12، 145؛ بهجت¬پور، 1394ش، 365) باتوجه‌به موضوعات مطرح‌شده، این سوره حاوی نکات گفتمانی اساسی است که نیازمند تحلیل دقیق است. ازاین‌رو، پیش از بررسی نظریه کنش گفتاری جان سرل، در گام نخست به تبیین گفتمان‌های این سوره خواهیم پرداخت تا محور به طور دقیق روشن گردد. این رویکرد به ما امکان می‌دهد تا زمینه‌‌های گفتمانی و معنایی سوره را به طور کاربردی بررسی کنیم و درک بهتری از عملکرد گفتمانی آن به ‌دست آوریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=4-1- گفتمان¬های سوره انشقاق=&lt;br /&gt;
1-4-1- گفتمان اول:«توصیف برخی از رخدادهای قیامت و تأثیر تلاش¬های انسانی بر سرنوشت فردی» (آیات ۱۵-1)&lt;br /&gt;
در سوره انشقاق، آیات ابتدایی با بهره¬گیری از عنصر زبانی شرط به دگرگونی‌های گسترده در جهان، از جمله شکاف آسمان، متلاشی¬شدن زمین و خروج محتویات آن، آغاز می‌شود. این عنصر زبانی به¬وضوح بر وقوع قیامت و تحولات مرتبط با آن به¬عنوان یک واقعیت حتمی و برجسته تأکید دارند. سپس سوره بیان می‌کند که انسان‌ها با تلاش فراوان به¬سوی خدا که مرجع نهایی انسان‌هاست، حرکت می‌کنند و در نهایت او را ملاقات خواهند کرد. این تأکید بر تلاش مستمر انسان‌ها به‌عنوان پیش‌شرط ملاقات باخدا، نشان‌دهنده ارزش تکاپوی انسانی در مسیر زندگی و قیامت است. در ادامه، سوره به حسابرسی رفتار انسان‌ها و توزیع نامه‌های اعمال به دست راست یا چپ اشاره می‌کند. این توصیف به معنای دریافت پاداش یا مجازات بر اساس رفتار و رویکرد انسان‌ها در زندگی دنیوی است. خداوند به‌عنوان گوینده، ریشه فرجام بد و سرمستی گروه دوم را در عدم باور به بازگشت به‌سوی خود معرفی می‌کند. از این رهگذر، می‌توان دریافت که آیه 6 به‌عنوان مرکز معنایی گفتمان، نقش محوری در ساختار معنایی و دلالتی گفتمان ایفا می¬کند. این آیه از یک سو جایگزین پاسخ شرط‌های مطرح‌شده در آیات ۱ تا ۵ است و از سوی دیگر، سرفصل گفتار آیات ۷ تا ۱۵ را تشکیل می‌دهد. افزون بر این، راز تقسیم انسان‌ها به دو گروه نیز با این آیه مرتبط است؛ بدین معنا که فرجام شایسته گروه اول و عاقبت بد گروه دوم، در باور و عدم باور نسبت به این بازگشت و ملاقات با پروردگار ریشه دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-4-1- گفتمان دوم: «سوگندهای نظام طبیعت و ارتباط آن با حرکت و تحولات مستمر زندگی» (آیات18-16)&lt;br /&gt;
در این گفتمان، خداوند ابتدا با تأکید بر سه نشانه از نشانه‌های آفرینش، توجه انسان را به وضعیت آسمان هنگام غروب آفتاب، گستردگی تاریکی در شب و مراحل تکامل ماه جلب می‌کند. خداوند با اشاره به این پدیده‌های طبیعی، به انسان یادآوری می‌کند که او نیز همچون پدیده¬های طبیعی به طور پیوسته و مرحله‌به‌مرحله در مسیر زندگی حرکت می¬ کند. این فرایند به انتخاب و اختیار او در نحوه حرکت بستگی دارد.  باتوجه‌به این نشانه¬ها، می‌توان دریافت که هدف آیات ۱۶ تا ۱۸، تأکید بر درون¬مایه آیه ۱۹ است. این آیات زمینه‌سازی می¬کنند که همان‌طور که در طبیعت تحولات، مرحله‌ای رخ می‌دهد، در مسیر زندگی انسان نیز تحولات مرحله به مرحله‌ای وجود دارد که نتیجه آن به گزینش‌های فردی وابسته است. سپس به‌وسیله آیه 19 به تحولات و نوسانات پیوسته زندگی و سرنوشت انسان¬ها اشاره می¬کند. &lt;br /&gt;
از منظر زبان‌شناختی، این گفتمان از سازوکارهای پیچیده دلالتی و استعاری، به تبیین مفهوم تحوّل تدریجی در زندگی انسان می¬¬پردازد. این پدیده با تأکید بر نقش فعّال انسان در تعیین مسیر زندگی خود، به جنبه¬های خودخواسته و رفتار انسانی توجه دارد و از نشانه¬های طبیعی به‌عنوان ابزارهای گفتمانی برای انتقال مفاهیم بهره می¬برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-4-1- گفتمان سوم: «رویکرد هشداری و توبیخی نسبت به نگرش و رفتار منکران» (آیات ۲۵-20)&lt;br /&gt;
پس از تأکید بر حرکت مرحله‌به‌مرحله انسان‌ها در آیات گذشته، آیات ۲۰ تا ۲۵ وارد گفتمان می‌شوند و با اظهار شگفتی از رویکرد کافران، به دو سؤال مهم درباره عدم ایمان‌آوردن و تسلیم‌ناپذیری آنها در برابر آموزه‌های قرآن می‌پردازند. این آیات به تحلیل روان‌شناختی این مقاومت و انکار می‌پردازند. در ادامه، آیه ۲۲ با استفاده از واژه «بل» به لایه¬ای عمیق‌تر از رفتار کافران اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که کافران نه¬تنها ایمان نمی‌آورند و سجده نمی‌کنند، بلکه به دلیل کفرشان، به‌دروغ پنداشتن حقیقت¬ها نیز ادامه می‌دهند. این افراد پس از طی¬کردن این مراحل، به‌جای دریافت بشارت ملاقات با رحمت پروردگار خود، به عذاب دردناک بشارت داده می‌شوند. سپس در نقطه مقابل و در پایان گفتمان سوره بیان می¬دارد که اهل ایمان و عمل صالح که به حرکت مرحله‌به‌مرحله به‌سوی پروردگارشان ایمان دارند و در مسیر آن پیش رفته‌اند، نه‌تنها از عذاب سپردار خواهند بود، بلکه از پاداش بی‌پایان الهی بهره‌مند خواهند شد.&lt;br /&gt;
باتوجه‌به موضوعات مطرح شده، می‌توان نتیجه گرفت که گفتمان و هدف سوره انشقاق بر تأکید تلاش‌های مستمر انسان‌ها در تحولات زندگی و نقش آن¬ها در تعیین سرنوشت نهایی در ملاقات باخدا استوار و بنا شده است. به عبارتی دیگر، تلاش و زحمت انسان¬ها به‌عنوان بخشی از فرایند زندگی مورد تأکید قرار می¬گیرد. این کوشش¬ها چه اختیاری و چه غیراختیاری، به یک نظم الهی و هدف نهایی با آیات نخستین سوره مرتبط است. این پیوستگی به طور ضمنی به اهمیت تسلیم در برابر دستورات خداوند و درک معنا و هدف تلاش¬ها در زندگی دنیوی اشاره دارد. تحلیل¬های فوق، تمامی عناصر و گفتمان‌های سوره را به طور منسجم در بر می‌گیرند و به طور مؤثر پیام اصلی سوره را بازتاب می¬ دهند. شاید به همین دلیل است که واژه «کدح» که به معنای تلاش و رنج‌های انسان در مسیر است، و عبارت «لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ» که به مراحل مختلف و تغییرات مستمر در زندگی اشاره دارد، به‌صورت تکامدی در این سوره به کار رفته‌اند. این واژگانِ متأثر از بافت و فضای سوره، نشان‌دهنده تلاش مستمر انسان و نقش آن در شکل‌گیری سرنوشت نهایی او در ملاقات و دیدار با خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=5- تحلیل کنش گفتاری در سوره انشقاق=&lt;br /&gt;
در این بخش، قصد داریم نظریه کنش گفتاری را در گفتمان و محور سوره انشقاق بررسی و تحلیل کنیم. هدف ما از این پژوهش، بومی‌سازی این نظریه برای فهم دقیق‌تر پیام‌ها و مفاهیم کلیدی سوره است. با بهره‌گیری از این رویکرد، تلاش می‌کنیم نشان دهیم که چگونه نظریه کنش گفتاری می‌تواند در تبیین مؤثرتر مفاهیم محوری سوره انشقاق و تقویت درک عمیق‌تر از پیام‌های آن نقش‌آفرین باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-5- کنش اظهاری&lt;br /&gt;
کنش اظهاری (representatives act) به کنشی اطلاق می‌شود که هدف آن گزارش یک وضعیت یا واقعیت خاص است، به‌گونه‌ای که گوینده باور خود را درباره درستی یا نادرستی آن ابراز می‌کند. این نوع کنش تعهد گوینده را نسبت به‌درستی و دقت اطلاعات بیان‌شده نشان می‌دهد (صفوی، 1378ش، 82)&lt;br /&gt;
در گفتمان آیات 1 تا 5 کنش اظهاری به شكل برجسته‌ای نمایان است. این آیات به‌طور مؤثری نمایانگر کاربرد کنش‌های اظهاری و نمایان کردن صریح باورها و گزاره‌های گوینده هستند. این آیات به طور مشخص به بیان وضعیت و رخدادهای قیامت می¬پردازد و با بهره‌گیری از زبان، باورهای خود را نسبت به این وقایع آشکار می¬سازد. &lt;br /&gt;
در آیات پنج‌گانه ابتدایی سوره انشقاق، خداوند به‌عنوان گفته¬پرداز، از طریق توصیف صحنه‌های قیامت، کنش‌های کیهانی را به تصویر می‌کشد. این توصیف‌ها شامل شکافتن آسمان، گسترده شدن زمین و تغییرات در سطح آن است. این تصاویر نمادین به‌وضوح نشان‌دهنده وقوع قیامت و واکنش‌های نظام‌مند آسمان و زمین به دستورات الهی هستند. (دروزه، 1383ق، 5، 424) توصیف واکنش‌های طبیعی مانند شکافتن آسمان و گسترده شدن زمین به‌عنوان پاسخ به دستور پروردگار، به‌عنوان کنش اظهاری، وضعیت فرمان¬برداری کامل از دستورات الهی را ترسیم می¬کند. این گزارش¬ها در لایه غیرمستقیم به مخاطب نشان می‌دهد که چگونه حتی پدیده¬های طبیعی نیز در برابر فرمان الهی تسلیم هستند، و این امر می‌تواند در انسان¬ها تأثیر روان‌شناختی بر پیروی از دستورات الهی در سطح فردی و اجتماعی داشته باشد. این تأثیرات عاطفی به‌عنوان کنش اظهاری می‌توانند موجب تحریک احساسات و انگیزه برای پذیرش مسئولیت در زندگی فردی و اجتماعی شوند.&lt;br /&gt;
کاربرد و تکرار فعل‌های «أَذِنَتْ» و «حُقَّتْ» در توصیف فرمان¬برداری آسمان و زمین و تحقق وعده¬های الهی، به مخاطب این امکان را می‌دهد که به طور عمیق‌تری به پیامدهای این دستورات الهی پی ببرد. این توصیف‌ها نه‌تنها وضعیت فرمان‌برداری و اجرای فرامین را به طور دقیق تصویرسازی می‌کند، بلکه به تقویت احساس مسئولیت و اهمیت اجرای این آموزه‌ در زندگی فردی و اجتماعی یاری می¬رساند. این فرایند موجب درک بهتر تأثیرات عملی این آموزه‌ها بر حرکت هدفمند در زندگی افراد می‌شود. &lt;br /&gt;
از منظر دلالت‌های معناشناختی، دو واکنش «أَلْقَتْ» (بیرون افکندن) و «تَخَلَّتْ» (خالی¬شدن) به‌وضوح نشان‌دهنده پایان یک دوره و آغاز مرحله‌ای جدید هستند. « أَلْقَتْ» به معنای تخلیه و بیرون ریختن محتویات، و « تَخَلَّتْ» به معنای خالی‌شدن زمین(ابن عاشور،1420ق،30، 196؛ زمخشری، 1407ق،4، 726) به پایان¬یافتن دوره‌ای از وضعیت‌های قبلی و شروع مرحله‌ای نوین اشاره دارند. این دلالت‌ها تأکید دارند که همان‌طور که زمین تمامی محتویات خود را تخلیه می‌کند، انسان نیز باید از هرگونه سستی و نافرمانی در مسیر حرکت رها شده و برای مواجهه با حقیقت ملاقات الهی آماده شود. نکته قابل¬تأمل دیگری که در این پاره‌گفتار نیازمند بررسی دقیق است، تفاوت در نحوه توصیف واکنش دو پدیده آسمان و زمین است. &lt;br /&gt;
در این پاره‌گفتار، زمین به واسطه افعال «أَلْقَتْ» و «تَخَلَّتْ» به صورتی فعال و پویا ترسیم شده است. این افعال نشان می‌دهند که زمین در آستانه قیامت نه‌تنها به دستورات پروردگار واکنش فرمان¬برداری دارد، بلکه به طور فعال در روند آشکارسازی و تغییر نقش خود شرکت می‌کند. در مقابل، تصویرسازی مربوط به آسمان به‌مراتب منفعل‌تر است؛ به این معنا که آسمان تنها فرمان را می‌پذیرد و تغییرات بر آن تحمیل می‌شود، بدون اینکه چیزی از درون خود بیرون بیفکند یا تغییر بنیادی در محتوای آن رخ دهد. این تفاوت در کنش‌های اظهاری می‌تواند در گفتمان قرآنی به‌عنوان نمادی از تفاوت نقش‌های آسمان و زمین در ساختار معنایی قیامت تفسیر شود. آسمان، برخلاف زمین، تنها نمادی از پذیرش مطلق اراده الهی است و نه حامل موجودات و اجسام. اما زمین به‌عنوان مکانی که انسان‌ها در آن زندگی می‌کنند و در نهایت به آن بازمی‌گردند، باید تمامی آنچه را که در خود نگه داشته است، از درون خالی کند و از وظیفه نگهداری خود رهایی یابد.&lt;br /&gt;
با درنظرگرفتن این تحلیل در چارچوب نظریه کنش اظهاری جان سرل، می‌توان اظهار کرد که این واژگان به طور ضمنی به بیان از واقعیت‌های مرتبط با تحولات بزرگ اشاره دارند. در کنش اظهاری، بیان چنین تحولی نشان‌دهنده تأکید بر راستی واقعیت‌های نهایی است که انسان‌ها باید ذهن خود را به آن معطوف کنند و خود را برای آن آماده سازند. این گزاره از طریق تخلیه و تغییر در نظام طبیعی، بر لزوم پذیرش تغییرات بنیادی در زندگی و آمادگی برای ملاقات نهایی با خداوند تأکید دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-5-  کنش ترغیبی&lt;br /&gt;
کنش‌های ترغیبی (Directives act) به دسته‌ای از کنش‌های گفتاری اطلاق می‌شود که در آنها گوینده با به‌کارگیری زبان، قصد دارد مخاطب را به انجام عمل خاصی تشویق یا وادار کند. این نوع کنش‌ها نمایانگر اهداف گوینده هستند و شامل مواردی چون دستورات، درخواست‌ها، و پیشنهادها هستند. کنش‌های ترغیبی می‌توانند به شکل مثبت (ایجابی) برای تشویق به عمل خاصی یا به شکل منفی (سلبی) برای جلوگیری از انجام عملی خاص، بیان شوند (صفوی، 1383ش، 177) با توجه به گفتمان سوره انشقاق، آیات ۲۰ و ۲۱ به وضوح به کنش‌های ترغیبی اشاره دارند. این آیات از طریق بیان دستورات و درخواست‌ها، به تشویق مخاطب به رفتار خاصی می‌پردازند. ابزارهای پرسشی در این فرایند به عنوان وسایل کنش ترغیبی به‌کار می‌روند و می‌توانند به‌طور غیرمستقیم بر رفتار و واکنش‌های مخاطب تأثیرگذار باشند.&lt;br /&gt;
در این فراز آیات، زمانی که خداوند به توصیف افرادی می‌پردازد که نامه رفتارشان به دست چپ داده می‌شود، به طور مستند انگیزه¬های انتخاب را روشن می¬سازد و بدین ترتیب اظهار می‌دارد: {فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ (20) وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ (21)} استفهام در اول آیه به‌منظور برانگیختن تعجب شنونده از عدم ایمان کافران و همچنین برای توبیخ و سرزنش آنان به کار می¬رود. (طباطبائی،1374ش، 20، 407) از مهم¬ترین آسیب¬های رفتاری انسان که نتیجه¬ ای جزء گمراهی و درماندگی در پی ندارد، این است انسان «زیر بار سخن حق نرود»، «آگاهانه از آن روی برتابد» و «به اشتباهات خود ادامه دهد». چنین رفتاری در اندیشه عقل‌مدار قرآنی شگفت¬انگیز قلمداد شده است. &lt;br /&gt;
در این دو آیه، خداوند از دو جنبه اختصاصی به ترغیب انسان‌ها می‌پردازد:&lt;br /&gt;
1- عدم ایمان: از آنجایی که ایمان به‌عنوان یک باور قلبی، تعیین‌کننده جهت توجه و حرکت انسان به‌سوی مقصد و مقصود، چه دنیوی و مادی و چه آخرتی و الهی، و محرک انسان برای وصول به آن است، خداوند با طرح این پرسش که چرا این افراد ایمان نمی‌آورند، در لایه متنی غیرمستقیم آنها را به تأمل و بازنگری در رویکردشان دعوت می‌کند. بهره¬ گیری از عبارت &amp;quot;فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ&amp;quot; به‌وضوح دلالت بر این دارد که افراد مورد نظر از توانایی ایمان آوردن برخوردارند و اما این پرسش که چرا آنها ایمان نمی‌آورند، به‌طور غیرمستقیم از این متن می¬توان دریافت که عدم ایمان‌آوری آنها ناشی از ناتوانی نیست، بلکه به‌طور ضمنی نشان می‌دهد که این افراد توانایی ایمان آوردن را دارند ولی خود را در جایگاه ایمان قرار نمی¬ دهند .(رازی، 1420ق، 31، 104) این رویکرد روان‌شناختی به بررسی باورها و نگرش‌های فرد پرداخته و از آنها می‌خواهد تا در مورد موانع و دلایل عدم پذیرش ایمان تأمل کنند، به‌طوری که این تفکر و خوداندیشی می‌تواند منجر به تغییر رفتار و نگرش آنها شود.&lt;br /&gt;
2- عدم تسليم: این جنبه یکی از گزاره¬های دیگری است که می¬توان از مفهوم آیه استخراج کرد. در این آیه {وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ} منظور از &amp;quot;سجده&amp;quot;، خضوع، تسلیم و اطاعت است، و سجده به معنای قراردادن پیشانی بر زمین یکی از مصادیق این مفهوم کلی به شمار می‌رود (مکارم شیرازی، 1371ش، 26، 318) اشاره به عدم سجده کردن هنگام تلاوت قرآن، بر اهمیت تسلیم در برابر دستورات الهی تأکید دارد. این آیات با دعوت به فروتنی، افراد را به بازنگری در رفتارهایشان و پذیرش عمیق‌تر آموزه‌های دینی تشویق می‌کنند. خداوند با برجسته‌کردن اهمیت سجده به عنوان نمادی از فروتنی و پذیرش، افراد را به یک رفتار ویژه  ترغیب می‌کند که نشان‌دهنده احترام و فرمانبرداری از دستورات پروردگار  است. &lt;br /&gt;
از منظر معناشناسی و روان‌شناختی، به‌کارگیری واکنش‌های منفی مانند «لَا يُؤْمِنُونَ» (ایمان نمی‌آورند) و «لَا يَسْجُدُونَ» (فرمان¬برداری نمی‌کنند) به طور غیرمستقیم به برجسته‌سازی کاستی‌های افراد کمک می‌کند. این شیوه بیان به‌جای ارائه مستقیم رفتار مطلوب، به طور ضمنی نقیض آن رفتار را به نمایش می‌گذارد. این تکنیک غیرمستقیم به گفتمان سوره ابعاد معنایی و روان‌شناختی خاصی می‌افزاید، به‌طوری‌که عدم انجام این افعال به‌وضوح با پیام اصلی سوره در تضاد است و بر اهمیت حرکت صحیح در زندگی دنیوی تأکید می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-5-  کنش تعهدی&lt;br /&gt;
کنش¬های تعهدی (Commissives act) نوعی از کنش‌های گفتاری است که در آن گوینده به طور مستقیم یا غیرمستقیم به بیان و تصدیق تعهدات، قول‌ها یا وظایف خود می‌پردازد. در این نوع کنش، گوینده با استفاده از عباراتی مانند «قَسَم می‌خورم»، «متعهد می‌شوم»، یا «قرار است»، تعهد خود را نسبت به عمل یا وضعیت خاصی بیان می‌کند. (یول، 1387ش، 76-73)&lt;br /&gt;
در فراز آیات 16 تا 19 می¬توان به طور مستقیم به کنش تعهدی پی برد. در این آیات، خداوند در جایگاه گوینده با بهره¬ گیری از عنصر سوگند به شفق، شب و مراحل تکمیل ماه، به تأکید بر برخی واقعیت‌ها و نظام کیهانی می‌پردازد و به وضوح بیان می¬ دارد:{فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ (16) وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ (17) وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ (18) لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ (19)} برای استخراج دلالت¬های کنش تعهدی لازم است که این آیات را در بستر بافت وفضای گفتمان سوره تحلیل و ارزیابی کرد. &lt;br /&gt;
سوگند¬های مذکور در این آیات به سه پدیده طبیعی اشاره دارد. «شفق» به سرخی¬ و نوری که پس از غروب خورشید در افق غربی ظاهر می‌شود، اطلاق می¬گردد (راغب اصفهانی، 1412ق، 1، 458) واژه «وسق» به معنای جمع‌آوری اشیا پراکنده و پوشاندن است. (همان، 4، ص،454) در این آیات به فرایند جمع‌شدن موجودات و در برگرفتن کامل فضای شبانه اشاره دارد. «اتساق» به مرحله‌ای از درخشندگی و تکامل ماه گفته می‌شود. (لسان العرب، 1414ق، 10، 379) بدین ترتیب، این آیات به توصیف سه مرحله طبیعی پیوسته می‌پردازد: ابتدا شفق که زمان انتقال روز به شب است؛ یعنی لحظه¬ای که نور به¬تدریج کاهش می¬یابد و تاریکی آغاز می¬شود. این پدیده نمادی از فضای جدید برای تحولات بعدی است. سپس شب که به‌تدریج بر فرایند تاریکی و پنهان‌شدن موجودات می‌افزاید، و در نهایت ماه که آهسته¬آهسته درخشندگی آن افزایش‌یافته و به‌صورت کامل در می‌آید. این مراحل به‌صورت پیوسته و در پی یکدیگر رخ می‌دهند و این¬ها حال به حال شدن و يكى پس از ديگرى اشاره دارد. (قرشی بنایی،1375ش، 12، 156) &lt;br /&gt;
نکته قابل‌توجه در این پاره‌گفتار، تکرار دو مرتبه‌ای مفهوم شب است. یک‌بار در قالب «شفق» که آغاز تاریکی را نشان می‌دهد، و بار دیگر با واژه «وسق» که به فراگیری کامل شب اشاره دارد. &lt;br /&gt;
در ادبیات و فرهنگ عربی، شب (الیل) نه تنها از منظر طبیعی بلکه از جنبه¬های فلسفی و اخلاقی نیز مطرح می¬شود. این پدیده غالباً نمادی از چالش، سختی و موانع است و به صورت استعاری برای بیان تاریکی، ابهام، سختی زندگی به کار می¬رود. امرؤالقیس شاعر معروف جاهلی در وصف و نماد پدیده شب این چنین می¬سراید:&lt;br /&gt;
«وَليلٍ كَمَوْجِ البَحرِ أرْخَى سُدولَهُ ... عليّ بأنواع الهموم ليبتلی» (شبی همچون موج دریا که پرده¬هایش را گسترانید، تا مرا با انواع غم¬ها بیازماید) (زوزنی، 1423، ص،59)&lt;br /&gt;
سپس خداوند در ادامه گفتمان، به کمال و درخشندگی کامل ماه «وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ»  اشاره شده است. به نظر می‌رسد که این تکرار و ترتیب، بافت و فضای سوره را که بر تلاش و کوشش انسان در مسیر زندگی تأکید دارد، بازتاب می¬دهد. شب که به ‌عنوان نمادی از تاریکی و چالش، دو بار تکرار شده تا بر اهمیت این مراحل در زندگی انسان تأکید شود. در مقابل، ماه و درخشندگی آن تنها یک‌بار ذکر شده است که بیانگر اوج کمال، روشنایی و حرکت پس از عبور از چالش‌ها و تاریکی‌ها است. این ترتیب نشان می‌دهد که انسان برای دستیابی به روشنایی و هدایت نهایی، ابتدا باید از مراحل سخت و تاریک عبور کند تا به کمال و روشنایی مطلوب برسد.&lt;br /&gt;
از منظر دیدگاه زبانی، وقتی در متنی از عنصر سوگند استفاده می‌شود، اهمیت معنایی پاسخ یا نتیجه سوگند معمولاً بر خود سوگند اولویت دارد.(رک: ابن -یعیش،1422، 5، 244؛ سامرایی، 1420، 4، 158)  این امر به این دلیل است که سوگند در واقع به‌عنوان تأکیدی برای برجسته‌سازی اهمیت مطلب یا پیام اصلی پس از آن به کار می‌رود؛ بنابراین، در این گفتمان لازم است که پاسخ سوگند را در ارتباط با خود سوگندها تحلیل و ارزیابی کنیم. با این تحلیل، می‌توانیم داده‌های به‌دست‌آمده را برای استخراج کنش تعهدی گفتمان به کار ببریم و به درک عمیق‌تری از مقصود اصلی متن برسیم. &lt;br /&gt;
آیه «لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ» به‌صورت صریح به‌عنوان پاسخ سوگندهای آیات پیشین مطرح شده است. فعل&amp;quot;لَتَرْكَبُنَّ&amp;quot; که با تأکید و لام قسم همراه است، بیانگر تعهدی است که گوینده (خداوند) به مخاطبان خود منتقل می‌کند. واژه &amp;quot;طَبَق&amp;quot;  نیز در اصل به معنای چیزی است که با چیز دیگری مطابقت داشته باشد. در این آیه، &amp;quot;طَبَق&amp;quot; به مراحلی از زندگی اشاره دارد که انسان در مسیر تلاش خود به‌سوی پروردگار طی می‌کند؛ این مراحل شامل زندگی دنیوی، سپس مرگ، و در نهایت حیات برزخی هستند. (طباطبایی، 1374ش، 20، 407؛ ابن¬عاشور،1984ق، 30، 226-230) درسطح کنش غیرمستقیم، آیه «لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ» با هماهنگی کامل با سوگندهای پیشین، به مخاطب یادآور می‌شود که همان‌طور که طبیعت در بافت گفتمان قرآنی به طور مداوم در حال تغییر، تحول و در مسیر تکامل است، زندگی انسان نیز مجموعه‌ای از مراحل و تغییرات است که باید آن‌ها را پذیرفت و با آن‌ها همگام شد. بدین ترتیب، انسان نیز باید برای رسیدن به تکامل، تلاش مستمر داشته باشد. این پیام نه‌تنها با محور اصلی سوره که بر حرکت و تغییر در زندگی دنیوی تأکید دارد، سازگار است، بلکه کنش تعهدی سوگندهای پیشین را نیز در این چارچوب تقویت می‌کند. &lt;br /&gt;
یکی دیگر از نکات قابل‌توجه در این پاره¬گفتار، انتخاب شب و ماه به‌عنوان موضوع سوگند در این سوره است؛ این انتخاب به دلیل ویژگی¬های خاص این پدیده¬ها و پیام¬هایی است که در بستر فرهنگی و دینی زمان نزول قرآن انتقال می‌کنند. هرچند موجودات دیگری مانند روز و خورشید و سایر پدیده¬های طبیعی نیز می¬تواند نماد تغییر و تکامل باشند، اما شب و ماه به دلیل ویژگی¬های ویژه خود مانند (نظم و تغییرات دوره¬ای و تکاملی) (رک: زغلول نجار، 1429، 3، 136) به‌عنوان موضوع سوگند انتخاب شده¬اند (جهت فهم بیشتر به آیه 39 سوره یس مراجعه شود). این پدیده¬ها زیباترین مثالی برای نشان دادن تغییرات و تحولات مداوم در جهان و زندگی انسان هستند و به‌خوبی پیام و گفتمان مدنظر سوره را به مخاطبان انتقال می¬دهند.  &lt;br /&gt;
از دیدگاه روان¬شناختی، این تأکید نشان‌دهنده قطعیت وقوع تغییرات و تحولات در زندگی انسان‌ها است و نیز، این تعهد به مخاطب القا می‌کند که تجربه مراحل مختلف زندگی اجتناب‌ناپذیر است و انسان باید برای مواجهه با این تحولات مستمر آمادگی داشته باشد. به‌طورکلی، آیات 16 تا 19 به‌عنوان بارزترین نمونه‌ها برای بیان کنش تعهدی در سوره انشقاق مطرح می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-5- کنش عاطفی&lt;br /&gt;
کنش عاطفی (Expressives act) به دسته‌ای از کنش‌های گفتاری اطلاق می‌شود که در آن‌ها گوینده با استفاده از زبان به طور مستقیم یا غیرمستقیم، احساسات و حالات عاطفی خود را ابراز می‌کند. این نوع کنش‌ها به طور خاص به وضعیت روان‌شناختی و عاطفی گوینده مربوط می‌شود و می‌تواند شامل کنش‌هایی باشد که نشان‌دهنده احساسات، افکار درونی، یا ارزش‌های شخصی است. (احمد نحله، 2002م، 80)&lt;br /&gt;
باتوجه‌به گفتمان سوره، می‌توان از واژه «مسرور» به‌عنوان نمایانگر یک کنش عاطفی برداشت کرد. خداوند در گفتمان آیات 7 تا 13، واژه «مسرور» را دومرتبه به کار برده است، یک‌بار برای توصیف افرادی که نامه عملشان به دست راست داده می‌شود و بار دیگر برای افرادی که نامه عملشان به دست چپ داده می‌شود. با وجود این که این واژه از نظر ساختاری مشابه به نظر می‌رسد، تحلیل معنایی عمیق‌تر نشان می‌دهد که در لایه‌های پنهان و حس فرامتنی این واژه، دو معنا و نیت متفاوت نهفته است. &lt;br /&gt;
واژه مسرور از ریشه &amp;quot;سرر&amp;quot; به وضعیتی اشاره دارد که فرد در آن احساس شادمانی و رضایت عمیق داشته باشد. (راغب اصفهانی، 1374ش، 2، 203) این واژه از دیدگاه روان¬شناختی، به احساس شادی و رضایت درونی که به طور مستقیم با دستاوردهای مثبت پیوند دارد، اطلاق می‌گردد. این واژه در لایه کنش غیرمستقیم، نه‌تنها وضعیت عاطفی فرد را به تصویر می‌کشد؛ بلکه به‌نوعی بازتابی از وضعیت نهایی و مطلوب او در نزد خداوند نیز محسوب می‌شود. در مقابل، واژه «مسرور» در گفتمان آیه 13 به وضعیت افرادی اشاره دارد که در روز قیامت نامه اعمال خود را از پشت سر دریافت می‌کنند. این واژه مشخصاً به این موضوع می¬پردازد که این افراد در دنیا در میان خانواده و دوستان خود مسرور و خوشحال بودند.&lt;br /&gt;
با درنظرگرفتن ظرافت‌های موجود در این گفتمان، می‌توان این پرسش را مطرح کرد که چه تفاوت‌هایی در ماهیت و منبع شادمانی بین آیه 9 و 13 وجود دارد؟&lt;br /&gt;
در پاسخ به این پرسش، می‌توان اظهار داشت که آیه 9، خوشحالی مرتبط با دریافت نامه اعمال با دست راست و حساب آسان به تصویر کشیده شده است، که منجر به رضایت نهایی و پاداش در آخرت می‌شود. در مقابل، در آیه 13، خوشحالی مربوط به وضعیت دنیوی و رضایت از موقعیت اجتماعی و خانوادگی است.&lt;br /&gt;
مسئله دیگری که باید به آن توجه کرد، تفاوت‌های ماهیتی و روان‌شناختی در تحلیل کنش‌های عاطفی و تأثیرات آن‌ها بر زندگی اخروی افراد است. به‌ویژه در آیه 13 كه خوشحالی و سرور فرد در میان خانواده‌اش که نمایانگر نوعی غرور و غفلت از خداوند است. این نوع شادی، که ناشی از دلبستگی به امور دنیوی و بی‌توجهی به آخرت می‌باشد، خود به‌عنوان یک رفتار مذموم تلقی می‌شود. (ر.ک؛ مکارم¬شیرازی، 1371، 26، 308؛ زمخشری، 1407ق، 4، 726-727؛ طبرسی، بی¬تا، 26، 398) از دیدگاه روان¬شناختی، افراد معمولاً از رفتارهایی که مطابق با ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی یا اجتماعی‌شان است، احساس رضایت و شادی می‌کنند. اما در اینجا، شادی آن‌ها ناشی از رفتار نادرست و گناهان است. هیجانات مثبت کوتاه‌مدت این افراد که از اعمال نادرست ناشی می‌شود، می‌تواند به احساس ناراحتی و پشیمانی بلندمدت منجر شود. جوهر شادی آن‌ها نه از رفتار و اندیشه خوب، بلکه از عدم باور به اندیشه معاد و تمسخر و ستم به دیگران بوده است (آیات 29-30-31 مطففین).&lt;br /&gt;
یک پرسش نهفته دیگر که از این گفتمان می¬توان استخراج کرد این است که چه تفاوتی میان عبارت «یَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا» با عبارت «إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا» در این متن وجود دارد؟ &lt;br /&gt;
پاسخ: این دو عبارت بیانگر دو حالت کاملاً متفاوت از شادی هستند. شادی در دنیا ممکن است سطحی و به‌خاطر غفلت از اندیشه معاد باشد. به همین دلیل است خداوند در ادامه بیان شادی در آیه ۱۳، علت این شادی سطحی را ذکر می¬کند و می‌فرماید: (إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُور) (ترجمه: او می‌پنداشت که هرگز برنخواهد گشت). این نکته تأکید می‌کند که فرد به دلیل عدم توجه به واقعیت بازگشت و محاسبه‌ اعمال خویش، در شادی¬ ناچیز و ناپایدار غرق است. &lt;br /&gt;
فعل «یحور» از ریشه &amp;quot;حور&amp;quot; در اصل به‌ معنای «بازگشت» است و در اصطلاح، به فرایند برگشت به مکانی اوليه اشاره دارد که شخص فعالیت خود را از آنجا آغاز کرده است. این فرایند معمولاً در یک حرکت دایره‌ای همراه با احساسات مختلفی از جمله سردرگمی، نگرانی و اضطراب است. به همین ترتیب، به مسیر زندگی انسان نیز به‌گونه‌ای مشابه است؛ به‌گونه‌ای که فرد در یک مسیر دایره‌ای حرکت می‌کند و در نهایت به جایی که آغاز کرده است برمی‌گردد، درحالی‌که از جایی که به پایان رسانده، دوباره آغاز می‌کند. (عبدالکریم خطیب،1390ق، 16، 1505؛ ابن-عاشور،1984ق، 30، 225) درحالی‌که شادی در بهشت نمایانگر ثبات و نتیجه رفتار و رویکرد نیک و آگاهی از حقیقت زندگی است. براین‌اساس، می‌توان گفت که شادمانی در دنیا و آخرت به‌شدت بسته به نگرش فرد نسبت به زندگی و آخرت و مسئولیت‌هایش تغییر می‌کند. از دیدگاه روان¬شناسان، نیت و انگیزه افراد نقش مهمی در رفتار و رویکرد ایفا می‌کند. افرادی که در دنیا از گناهان مسرور بوده‌اند، احتمالاً محرک‌های درونی و بیرونی ضعیفی برای پیروی از اصول اخلاقی و معنوی داشتند. &lt;br /&gt;
یکی دیگر از کنش¬های عاطفی در موقعیت گفتمانی نخست، از طریق عبارت {وَرَاءَ ظَهْرِهِ} در آیه 10 بیان شده است. در این آیات، کنش¬گزار در توصیف نحوه دریافت کتاب و تأثیر آن این¬گونه بیان می¬کند: {وَأَمَّا مَنْ أُوتيَ كِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ}.&lt;br /&gt;
در لایه مستقیم این کنش، دریافت کتاب اعمال از پشت به‌وضوح احساس ناامیدی و ترس عمیقی را در ذهن تداعی می‌کند. در فرهنگ اسلامی، این عمل نماد بدبختی و بیچارگی است و حالتی از وحشت و ناتوانی را در فرد القا می‌کند. از منظر روان‌شناختی تعاملاتی که در آن فرد، از پشت به دیگری چیزی می‌دهد یا از مواجهه مستقیم و رو درو اجتناب می‌کند، می¬تواند بیانگر عدم وجود رابطه عاطفی و صمیمی باشد. تحویل کتاب اعمال از پشت در این آیه و در موقعیت خاص میان خداوند و برخی انسان‌ها، نمادی بسیار قدرتمند و چندلایه از کنش‌های عاطفی مانند شرمساری، بی‌اعتنایی، دوری از رحمت الهی و عدم شایستگی برای مواجهه مستقیم را نشان می‌دهد. این تصویر به‌خوبی وضعیت روان‌شناختی و عاطفی فرد گناهکار را به نمایش می‌گذارد و نشان می¬دهد که چگونه یک تصویر ساده می‌تواند حامل معانی روان‌شناختی و اخلاقی عمیق و گسترده‌ای باشد.&lt;br /&gt;
یکی از نکات تأمل‌برانگیز دیگر در این آیات، مطرح‌شدن موضوع «اهل و خویشاوندی» در موقعیت دو گروه است. منظور از «اهل»، همان خویشاوندان انسان در دنیا است که در قیامت نیز در کنار او خواهند بود. برخى مراد از «اهل» را، حور و نوجوانان بهشتى تفسیر کرده¬اند. (طبرسی، بی¬تا، 26، 296) به نظر می¬رسد اشاره به این پدیده (اهل و خویشاوندی) در هر دو گروه نشان‌دهنده نقش و اهمیت خانواده  و پیوندهای اجتماعی در شکل¬دهی رفتار و شخصیت افراد در مسیر زندگی  است. محتوای بیان در سوره نشان می‌دهد که رفتار فرد در مسیر زندگی نه‌تنها بر سرنوشت شخصی او، بلکه بر جامعه و خانواده‌اش نیز تأثیرگذار است. &lt;br /&gt;
پژوهشگران حوزه شناخت اجتماعی بر این باورند که پیوند¬دادن شادمانی و پشیمانی با تجربه‌های خانوادگی و اجتماعی، افراد را به اهمیت روابط و رفتارها در زندگی‌شان آگاه می‌سازد. این ارتباط‌های ذهنی می‌تواند تأثیرات مستقیمی بر تصمیم‌گیری‌های فردی داشته باشد و به او یادآوری کند که ارتباطات اجتماعی و خانوادگی نیز بخشی از رفتارهای او محسوب می‌شود. (ر.ک؛ کرول وید و همکاران، ترجمه: دکتر قهستانی و همکاران، 1397ش: ص 311؛ رندی¬جِی. لارسن و دیوید ام. باس، ترجمه: جمهری و همکاران، 1400ش، ص 27-28)&lt;br /&gt;
سپس گفته¬پرداز در ادامه توصیف قبلی، با بهره¬گیری از واژه «ثبورا» تصویری دیگر از عواقب دریافت کارنامه حسابرسی الهی به دست چپ را به نمایش می¬گذارد و بدین‌وسیله کنش عاطفی دیگری را بیان می¬کند و می¬فرماید: {فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا} (ترجمه: زودا که هلاک خویش خواهد). واژه &amp;quot;ثبور&amp;quot; در زبان عربی به معنای هلاکت، نابودی و ازدست‌رفتن است (راغب اصفهانی، 1412ق، 1، 353) در تحلیل کنش عاطفی این واژه می¬توان گفت که این مفهوم وضعیت فردی راه ترسیم می¬کند که با نوعی بحران روانی مواجه است که او را به مرز فروپاشی و افسردگی شدید می-کشاند. این بحران نتیجه مواجهه با پیامدهای غیرقابل‌جبران گذشته و دریافت نامه اعمال با دست چپ است. این حالت از دیدگاه روان‌شناختی نمایانگر یک نشانه بسیار خطرناک است که می¬تواند با مفاهیم عمیق و پیچیده¬ای مرتبط باشد که تجربه¬های انسانی از رنج و عذاب را به تصویر می¬کشد.&lt;br /&gt;
واژه «ثبور» در شبکه معنایی قرآن کریم چهار بار در آیات ۱۳ و ۱۴ سوره فرقان، 103 اسراء و 11 همین سوره ذکر شده است. جالب اینجاست که در سه مورد از این آیات، واژه &amp;quot;ثُبُور&amp;quot; به طور روشن به آرزو و درخواست جهنمیان بر هلاکت خویش در موقعیت قیامت اشاره دارد که نشان‌دهنده شدت ناامیدی و خودکشی و خودتخریبی است. (ابن¬عاشور، 1984، 18، 384؛ ابوسعود،بی¬تا، 6، 206 -207) اما در آیه ۱۰۳ سوره اسراء، این واژه به نسبت‌دادن دیوانگی به حضرت موسی (ع) از سوی فرعون مربوط می‌شود که به‌عنوان توصیفی منفی و تضعیف خودپنداره به‌کاررفته است. این تنوع کاربردها نشان‌دهنده ابعاد مختلف عاطفی - معنایی و کاربردی واژه &amp;quot;ثُبُور&amp;quot; در فرهنگ روان¬شناختی قرآن است.&lt;br /&gt;
ارتباط این گزاره (آیه 10-11) با محور و فضای سوره، که بر تلاش و حرکت انسان تأکید دارد، به این صورت است که دریافت کتاب از پشت سمبلی از خُردشدگی یا ناکامی در مسیر حرکت به سوی خداوند و هدف نهایی زندگی است. فردی که در طول زندگی خود تلاش¬ها و رفتارهای نادرستی داشته و از مسیر الهی دور شده است در نهایت به جای مواجهه مستقیم با برآیند هنجارهایش، از پشت با آن رو بر رو می¬شود. از دیدگاه روان¬شناختی، دریافت گزارش رفتار خود از پشت می¬تواند به عنوان مانعی برای حرکت فرد در مسیر درست تلقی ¬شود. این حالت نمادین بیانگر وضعیت افرادی است که به جای پیشرفت و تکامل، در گذشته خود گرفتار شده‌اند و نمی‌توانند به درستی در مسیر تعالی حرکت کنند. این وضعیت موجب می‌شود که فرد در چرخه‌ای از ناامیدی و ناتوانی قرار گیرد و از رسیدن به هدف نهایی بازماند. &lt;br /&gt;
باتوجه‌به مطالب بالا، شاید به این دلیل است که خداوند، با درنظرگرفتن بافت و فضای سوره، به‌جای استفاده از تصویر و واژه «شماله» در آیه {وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَالَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ} [حاقه: 25]، از عبارت «وَرَاءَ ظَهْرِهِ» استفاده کرده و چگونگی دریافت نامه اعمال را تغییر داده است. این رابطه جانشین می‌تواند به‌منظور ایجاد تصویری متفاوت و تأثیرگذارتر در ذهن مخاطب صورت‌گرفته باشد. دریافت کتاب اعمال از پشت، برخلاف دریافت آن با دست چپ، نمادی از ناتوانی و انکار مستقیم مواجهه با نتایج رفتار است. این جابه‌جایی در گفتمان، بافت عاطفی و روانی خاصی را به مخاطب القا می‌کند که با فضای کلی سوره که بر تلاش‌های انسان و نتایج آن تأکید دارد، هماهنگی بیشتری دارد. در این حالت، فرد نه‌تنها به‌خاطر گناهانی که مرتکب شده شرمنده است، بلکه حتی قادر به روبروشدن با حقیقت اعمال خود نیز نیست و در وضعیت انکار و ناتوانی قرار دارد. این انتخاب واژگان و تصاویر در سوره انشقاق، به‌دقت باهدف برانگیختن احساسات عمیق‌تر و بیان وضعیت بحرانی فرد گناهکار صورت‌گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-5- کنش اعلامی&lt;br /&gt;
کنش گفتاری اعلامی (deslarative) در نظریه سرل به کنشی اشاره دارد که در آن گوینده با بیان یک جمله، تغییری در حالت امور ایجاد می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، این نوع کنش گفتاری با اعلام خود، واقعیتی جدید را ایجاد می‌کند. افعالی که شامل این کنش می‌شوند؛ مانند اعلام‌کردن، نام‌گذاری، اخراج‌کردن و...است. (یول، 1378ش، ص76-73 ).&lt;br /&gt;
به‌صورت کلی، اگر در لایه گفتمان اول سوره (آیات 1 تا 5) سوره توجه کنیم، درمی¬یابیم که کنش اعلامی به شکلی غیر مستقیم به کار رفته است. هر چند در ظاهر، این آیات به گزارش وقوع تغییرات شگرف در نظام هستی (آسمان و زمین) می¬پردازد، اما در لایه¬¬های پنهان، این توصیفات به طور غیر مستقیم در جهت اعلام و ثابت¬سازی بودن وقوع رستاخیز و ایجاد یک چشم¬ اندازی حتمی از آینده  هستند.  با این‌حال، این مسیر همچنان برای پژوهشگران باز است و ممکن است با تأمل بیشتر، بتوانند کنش اعلامی را در این سوره شناسایی و مورد تحلیل و ارزیابی قرار بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=6- نتیجه¬گیری=&lt;br /&gt;
تحلیل متن از طریق نظریه کنش گفتار، یکی از روش‌های کارآمد برای روشن‌سازی ساختارهای زبانی و معنایی است. استفاده از این نظریه در تحلیل گفتمان قرآن می‌تواند به درک بهتر ابعاد روان‌شناختی مفاهیم مطرح‌شده در آن کمک کند. بر اساس یافته‌های این پژوهش، سوره مبارکه انشقاق بر سه نظام گفتمانی استوار است که محوریت اصلی آن‌ها تأکید بر تلاش‌های مستمر انسان‌ها در جریان تحولات زندگی و نقش بنیادین این تلاش‌ها در تعیین سرنوشت نهایی آنان در ملاقات با خداوند است. نتایج نشان می‌دهد که کنش‌های اظهاری و عاطفی به‌عنوان پرتکرارترین انواع کنش‌های گفتاری، نقشی برجسته در ساختار گفتمانی سوره ایفا می‌کنند. بسامد و کاربرد این کنش‌ها به‌طور مستقیم متأثر از فضای معنایی و بافت گفتمانی سوره بوده و در راستای هدف کلی سوره برای هدایت انسان‌ها و تأکید بر مسئولیت فردی و جمعی شکل گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= منابع=&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله]]	&lt;br /&gt;
[[رده:جان سرل]]&lt;br /&gt;
[[رده:سوره انشقاق]]&lt;br /&gt;
[[رده:روان شناختی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن کریم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.	بهرام پور، شعبانعلی، درآمدی بر تحلیل گفتمان و تحلیل گفتمانی. چاپ، سوم، تهران، انتشارات فرهنگ گفتمان، 1379ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.	فرکلاف، نورمن، تحلیل گفتمان انتقادی، ترجمه فاطمه شایسته پیران و همکاران، چاپ سوم، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه¬ها، 1379ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.	ون دایک، تئون،  مطالعاتی در تحلیل گفتمان از دستور متن تا گفتمان کاوی انتقادی، ترجمه پیروزآبادی و همکاران، چاپ اول، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه¬ها، 1383ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.	الصحراوی، مسعود، التداولیة عند علماء العرب، چاپ دوم، بیروت، دار الطلیعة، 2005م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5.	صفوی، کورش فرهنگ توصیفی معناشناسی، چاپ دوم، تهران، فرهنگ معاصر، 1378ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6.	.........؛........، درآمدی بر معناشناسی. چاپ دوم، تهران، پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی،1383ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7.	یول، جورج، کاربردشناسی زبان، ترجمه: محمد عموزاده و منوچهر توانگر، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم‌انسانی دانشگاه¬ها، 1373ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8.	احمد نحله، محمود، آفاق جدیده فی البحث اللغوی المعاصر، چاپ اول، مصر، دارالمعرفة، 2003م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9.	آقاگل‌زاده، فردوس، فرهنگ توصیفی تحلیل گفتمان و کاربردشناسی، چاپ اول، تهران، نشر علمی، 1392ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10.	چپمن، شیوان، از فلسفه به زبان¬شناسی. چاپ اول، مترجم حسین صافی، تهران، گام نو، 1384ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
11.	ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، جلد 10، چاپ اول، بیروت، دارصادر، 1410ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
12.	شیرازی، مکارم،  تفسیر نمونه، جلد.26، تهران، دار الکتب الاسلام، 1352ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
13.	طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، جلد20، قم، دفتر انتشارات اسلام، 1360ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
14.	ابن عاشور، محمد،  التحریر و التنویر، تونس، دار التونسیۀ، 1984ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
15.	راغب اصفهانی، ابوالقاسم الحسين بن محمد، المفردات في غريب القرآن، تهران، ناشر صادق، 1378ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
16.	رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح‌الغیب، چاپ: سوم، بیروت، دار إحياء التراث  العربي، 1420ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
17.	قرشی، سید علی‌اکبر،  تفسیر احسن الحدیث، چاپ: سوم، قم، دفتر نشر نوید اسلام، 1391ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
18.	خطیب، عبدالکریم، القرآنی للقرآن، قاهره، دار الفکر العربی، 1390ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
19.	زمخشری، ابوالقاسم محمود،  الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، بیروت، دارالکتاب العربی،1407ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
20.	دروزه، محمد عزت، التفسیر الحدیث، قاهره، دار الفکر العربی، 1383ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
21.	بهجت¬پور، عبدالکریم، شناخت¬نامه تنزیلی سوره¬های قرآن کریم، چاپ، دوم، قم، مؤسسه تمهید، 1394ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
22.	قرشی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، چاپ: اول، تهران، بنیاد بعثت، 1377ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
23.	شیرزاد، علیرضا و محمدعلی رضایی اصفهانی،  «تبیین مبانی تفسیر روان-شناختی قرآن کریم»، »مطالعات قرآن و حديث»، مقاله پژوهشی، سال چهاردهم، شماره اول، (پياپی 27)، پاييز و زمستان ،1399صص7، 1399ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
24.	صانعی پور، محمدحسن، مبانی تحلیلی کارگفتی در قرآن کریم، چاپ: اول، تهران، دانشگاه امام صادق(ع)، 1390ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
25.	آستین، جون، نظریة أفعال الکلام، چاپ: اول، ترجمه عبدالقادر قینینی. قاهره، دارالکتاب، 1999م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
26.	رندی جی، لارسن و دیوید ام. باس، روان¬شناسی شخصیت، مترجم دکتر فرهاد جمهری     همکاران، چاپ، سوم، تهران، انتشارات رشد، 1400ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
27.	وید، کرول تاوریس، روان¬شناسی عمومی، مترجم دکتر داود عرب قهستانی و دیگران، چاپ: چهارم، تهران، انتشارات رشد، 1397ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
28.	أبوسعود، محمد بن مصطفی، تفسير أبي السعود = إرشاد العقل السليم إلى مزايا الكتاب الكريم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی¬تا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
29.	سامرايی، فاضل صالح،  معانی النحو، چاپ اول، اردن، دار الفکر، 1420ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
30.	ابن يعيش، یعیش بن علی، شرح المفصل، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1422ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
31.	نجار، زغلول، تفسیر الآیات الکونیة فی القرآن الکریم، قاهرة، مکتبة الشروق الدولیة، 1428ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
32.	زوزنی، حسین بن احمد، شرح المعلقات السبع، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1423ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Searl’ john’R، speech Acts: an Essay in the philosophy of language. Cambridge university press. Cambridge، 1369م &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>منصور حمیرانی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87_%DA%A9%D9%86%D8%B4_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D9%84&amp;diff=11159</id>
		<title>تحلیل روان‌‌‌شناختی گفتمان سوره مبارکه انشقاق با بهره‌‌‌‌گیری از نظریه کنش گفتاری جان سرل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87_%DA%A9%D9%86%D8%B4_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D9%84&amp;diff=11159"/>
		<updated>2025-12-08T15:17:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;منصور حمیرانی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پژوهش حاضر با هدف بهره‌گیری از نظریه‌های نوین زبان‌شناسی در تحلیل متون دینی، به بررسی روان‌شناختی کنش‌گفتاری سوره انشقاق بر مبنای نظریه جان سرل پرداخته ‌است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی و تمرکز بر نظام گفتمانی و بافت زبانی، تلاش می‌‌‌کند زمینه‌‌‌های تازه‌‌‌ای برای فهم عمیق‌تر سوره‌ها و آموزه‌‌‌های قرآنی فراهم آورد. سه نظام گفتمانی سوره انشقاق با تأکید بر تلاش‌های مداوم و مستمر انسان در طول زندگی و نقش آن‌ها در شکل‌گیری سرنوشت نهایی‌شان در ملاقات با خدا بازنمایی می‌‌‌کند.&lt;br /&gt;
نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کنش‌های اظهاری و عاطفی به ترتیب بیشترین بسامد و تأثیر را در گفتمان سوره دارند. کنش‌اظهاری بر ضرورت پذیرش تحولات بنیادی و آمادگی برای ملاقات نهایی با خداوند تأکید دارد، در مقابل کنش‌عاطفی به برانگیختن احساسات عمیق‌تر و بیان وضعیت مطلوب و بحرانی افراد نیکوکار و گناهکار می‌پردازد. در مجموع، کنش‌اظهاری جنبه آمادگی و کنش‌عاطفی جنبه ارائه وضعیت انسان را نمایان می‌سازد.&lt;br /&gt;
کلمات کلیدی: قرآن، سوره انشقاق، کنش‌گفتاری، جان سرل، روان‌‌‌شناختی، گفتمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده: کنش‌گفتاری]]&lt;br /&gt;
[[رده: روان‌‌‌شناختی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>منصور حمیرانی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87_%DA%A9%D9%86%D8%B4_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D9%84&amp;diff=10495</id>
		<title>تحلیل روان‌‌‌شناختی گفتمان سوره مبارکه انشقاق با بهره‌‌‌‌گیری از نظریه کنش گفتاری جان سرل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87_%DA%A9%D9%86%D8%B4_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D9%84&amp;diff=10495"/>
		<updated>2025-10-13T15:29:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;منصور حمیرانی: صفحه‌ای تازه حاوی «پژوهش حاضر با هدف بهره‌گیری از نظریه‌های نوین زبان‌شناسی در تحلیل متون دینی، به بررسی روان‌شناختی کنش‌گفتاری سوره انشقاق بر مبنای نظریه جان سرل پرداخته ‌است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی و تمرکز بر نظام گفتمانی و بافت زبانی، تلاش می‌‌‌کن...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پژوهش حاضر با هدف بهره‌گیری از نظریه‌های نوین زبان‌شناسی در تحلیل متون دینی، به بررسی روان‌شناختی کنش‌گفتاری سوره انشقاق بر مبنای نظریه جان سرل پرداخته ‌است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی و تمرکز بر نظام گفتمانی و بافت زبانی، تلاش می‌‌‌کند زمینه‌‌‌های تازه‌‌‌ای برای فهم عمیق‌تر سوره‌ها و آموزه‌‌‌های قرآنی فراهم آورد. سه نظام گفتمانی سوره انشقاق با تأکید بر تلاش‌های مداوم و مستمر انسان در طول زندگی و نقش آن‌ها در شکل‌گیری سرنوشت نهایی‌شان در ملاقات با خدا بازنمایی می‌‌‌کند.&lt;br /&gt;
نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کنش‌های اظهاری و عاطفی به ترتیب بیشترین بسامد و تأثیر را در گفتمان سوره دارند. کنش‌اظهاری بر ضرورت پذیرش تحولات بنیادی و آمادگی برای ملاقات نهایی با خداوند تأکید دارد، در مقابل کنش‌عاطفی به برانگیختن احساسات عمیق‌تر و بیان وضعیت مطلوب و بحرانی افراد نیکوکار و گناهکار می‌پردازد. در مجموع، کنش‌اظهاری جنبه آمادگی و کنش‌عاطفی جنبه ارائه وضعیت انسان را نمایان می‌سازد.&lt;br /&gt;
کلمات کلیدی: قرآن، سوره انشقاق، کنش‌گفتاری، جان سرل، روان‌‌‌شناختی، گفتمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: پیشنهاده]]&lt;br /&gt;
[[رده: کنش‌گفتاری]]&lt;br /&gt;
[[رده: روان‌‌‌شناختی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>منصور حمیرانی</name></author>
	</entry>
</feed>