<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.qelnet.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87+%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C+%DB%B2</id>
	<title>شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.qelnet.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87+%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C+%DB%B2"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%DB%B2"/>
	<updated>2026-08-17T02:00:56Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.1</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%E2%80%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D9%86_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_(%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87)&amp;diff=11158</id>
		<title>معرفی روش تفسیری ساختار ریاضی‌وار متن قرآن (مقاله)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%E2%80%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D9%86_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_(%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87)&amp;diff=11158"/>
		<updated>2025-12-08T14:20:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه سادات حسینی ۲: صفحه‌ای تازه حاوی «=چکیده= بیشتر تفاسیری که تاکنون نگاشته شده‌اند، وابستگی زیادی به روایات دارند. در دوران کنونی، با هدف پاسخ‌گویی به شبهات پیش‌روی قرآن، روی آوردن به متن قرآن برای فهم دشواری‌های آن، افزایش چشمگیری یافته ‌است. با این همه، تاکنون روشی برای فه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=چکیده=&lt;br /&gt;
بیشتر تفاسیری که تاکنون نگاشته شده‌اند، وابستگی زیادی به روایات دارند. در دوران کنونی، با هدف پاسخ‌گویی به شبهات پیش‌روی قرآن، روی آوردن به متن قرآن برای فهم دشواری‌های آن، افزایش چشمگیری یافته ‌است. با این همه، تاکنون روشی برای فهم روش‌مند قرآن که برای بیشتر قرآن‌پژوهان پذیرفتنی باشد، معرفی نشده‌ است. فرضیه مقاله آن است که اگر به متن قرآن، همچون یک ساختار بسیار دقیق مانند ساختارهای ریاضی، نگریسته شود، می‌توان با اصول چهارده‌گانه این مقاله، فهم قرآن را روش‌مند نموده و به بسیاری از شبهات پیش‌روی آن، پاسخی شایسته داد. شاهد بر این مدعا، مقالاتی است که با این روش تفسیری نگاشته شده‌ و در همایش‌ها و نشریات علمی پذیرفته یا منتشرشده‌اند. در این نوشتار، فرآیند این روش تفسیری و اصول چهارده‌گانه‌ای که نگارنده برای فهم قرآن به آنها پایبند است، همراه با برهانی کوتاه بر درستی آنها، خواهد آمد. گفتنی است این اصول از خود قرآن گرفته شده‌اند و برخی از آنها جای گفتگوی دانشورانه قرآن‌پژوهان است؛ پیرامون درستی برخی دیگر نیز، گفتگوی چندانی وجود ندارد؛ ولی، همگی این اصول با هم، به عنوان مبانی یک روش تفسیری، در جایی گفته‌نشده و یک نظریه نوین به شمار می‌آید. این روش تفسیری که آمیزه‌ای از شیوه‌های دیرین فهم قرآن، همچون تفسیر موضوعی و تفسیر قرآن با قرآن، و شیوه نوین هرمنوتیک است، شیوه‌ای فرارشته‌ای برای روشمند نمودن فهم قرآن است که ساختار ریاضی‌وار متن قرآن نامیده‌ شده ‌است. &lt;br /&gt;
=كلمات كليدي=&lt;br /&gt;
اصول تفسیر قرآن، روشمند نمودن فهم قرآن، ساختار ریاضی‌وار متن قرآن، فراعصری بودن، نظم شبکه‌ای.&lt;br /&gt;
=مقدمه=&lt;br /&gt;
ریاضیات که از علوم پایه به شمار می‌آید، کاربردهای زیادی در دیگر علوم دارد. این کاربردها تا اندازه‌ای گسترده است که کاربردهای ریاضیات در دیگر علوم، در گستره جهانی از زیرشاخه‌های ریاضیات شمرده می‌شود. از آنجا که نگارنده هیچ‌گونه آشنایی تخصصی با علوم قرآنی نداشته و تنها با استفاده از روش‌های حل مسأله در ریاضیات و اتکا به ساختار دقیق و اصل موضوعی قرآن، به فهم قرآن در موضوعات مرتبط به جنسیت و خانواده ‌پرداخته است، می‌توان این روش تفسیری را نیز، یکی از کاربردهای ریاضیات در فهم قرآن دانست. این مطلب در مقاله‌ای با عنوان «ساختار ریاضی‌وار متن قرآن» در پنجاه و پنجمین کنفرانس ریاضی کشور، مطرح شده و مقاله یاد شده پذیرفته و منتشر شده است.&lt;br /&gt;
می‌توان گفت: در این مقاله مدلی ریاضی برای فهم قرآن ارائه شده است؛ فهمی که هیچ‌گونه وابستگی به روایات ندارد. از این رو، می‌تواند سویه‌های اعجازآمیز و شگفتی‌های بیانی و علمی قرآن را نمایان‌تر سازد. همچنین، از آنجا که قرآن فصل مشترک همه مسلمانان است، با ارائه فهمی قرآن‌محور از آیات قرآن در بسیاری از موضوعات اختلافی، می‌تواند زمینه را برای وحدتی فراگیر در جهان اسلام فراهم نماید. دیگر مزیت این روش تفسیری آن است که مشخص می‌سازد کدام حکمِ منسوب به خداوند، ریشه قرآنی دارد و کدام حکم از قرآن و روایات به دست آمده و یا تنها ریشه در روایات دارد. &lt;br /&gt;
شاهد علمی بودن این روش تفسیری، مقالاتی است که با پایبندی به این روش تفسیری نگاشته شده و در همایش‌ها و نشریات علمی کشور منتشر یا پذیرفته شده است. این مقالات از این قرارند:    &lt;br /&gt;
1. سه مقاله در پنجمین همایش ملی اعجاز قرآن در دانشگاه شهید بهشتی تهران، 1397 &lt;br /&gt;
الف. روش تقسیم ارث در قرآن؛&lt;br /&gt;
ب. مقایسه ارزش شهادت زن و مرد در قرآن؛&lt;br /&gt;
پ. راهکارهایی برای حفظ نظام خانواده در آیه 34 سوره نساء و آیات وابسته به آن.&lt;br /&gt;
2. سه مقاله در اولین همایش بین‌المللی مطالعات میان‌رشته‌ای قرآن کریم و ششمین همایش ملی اعجاز قرآن در دانشگاه شهید بهشتی تهران، 1400 &lt;br /&gt;
الف. «تفسیر موضوعی قرآن با قرآن؛ با تأکید بر انسجام، نظم شبکه‌ای و فراعصری بودن آن: راهکاری برای فهم روشمندانه و کاربردی قرآن»؛&lt;br /&gt;
ب. «تبیین ارتباط شرط و جزای آیه سوم سوره نساء؛ با تأکید بر ارتباط مضمونی و مفهومی آیه 127 و 3 سوره نساء»؛ &lt;br /&gt;
پ. «آیات طلاق: نگرشی نو و قرآن‌محور».&lt;br /&gt;
3. مقاله «ساختار ریاضی‌وار متن قرآن» در پنجاه و پنجمین کنفرانس ریاضی ایران،  1403.&lt;br /&gt;
4. مقالات منتشر یا پذیرفته شده در نشریات علمی&lt;br /&gt;
الف. «بازخوانی و تأویل آیات شهادت (گواهی)؛ با تمرکز بر آیه 282 سوره بقره»، پژوهشنامه تأویلات قرآنی، دوره سوم، شماره 6، 1400.&lt;br /&gt;
ب. «روشی نو در توزیع میراث؛ با تأکید بر نظم شبکه‌ای و فراعصری بودن متن»، پژوهشهای قرآنی، دوره بیست و نهم، شماره 109، 1402.&lt;br /&gt;
پ. «ارزیابی جواز قرآنی ازدواج موقت در آراء تفسیری فریقین؛ با تأکید بر انسجام، نظم شبکه‌ای و فراعصری بودن متن»، دوفصلنامه دین و دنیای معاصر، دوره دهم، شماره 1، 1402.&lt;br /&gt;
ت. «ارزیابی نظریات رایج تفسیری پیرامون ارتباط شرط و جزا در آیه سوم سوره نساء؛ با تأکید بر انسجام، نظم شبکه‌ای و فراعصری بودن متن»، پذیرفته شده برای انتشار در دوفصلنامه تفسیرپژوهی.&lt;br /&gt;
در این مقاله، پس از بیان چگونگی پدید آمدن این شیوه قرآن‌پژوهی، اصول چهارده‌گانه‌ای که این روش تفسیری بر آن استوار شده است، بیان می‌شود. سپس، فرآیند روش تفسیری بیان خواهد شد. آز آنجا که کاربست این شیوه قرآن‌پژوهی منجر به نتایج بسیار جدیدی در همه موضوعات خواهد شد، در پایان از چگونگی امکان تحولی بدین بزرگی در آرای تفسیری سخن خواهیم گفت.  &lt;br /&gt;
=2. پیشینه روش تفسیری ساختار ریاضی‌وار متن قرآن =&lt;br /&gt;
در دوران دانشجوی‌ام در دانشگاه شیراز متوجه شدم که پرسش‌هایی زیادی درباره قوانین منسوب به خدا، ذهن بسیاری از افراد را آزار می‌دهد و از نظر بسیاری از آنها قوانین حقوقی رایج، ناعادلانه و ناکارآمد است. به‌ویژه، پرسش‌هایی بسیار جدی درباره قوانین حقوقی از سوی دانشجویان حقوق مطرح می‌شد. پرسش‌هایی که هر چه تلاش کردم نتوانستم برای آنها در کتاب‌های تفسیر پاسخی درخور بیابم. از این رو، بر آن شدم که خودم به فهم قرآن بپردازم. هنگام مراجعه به قرآن، روزبه‌روز مطمئن‌تر شدم که این قوانین آزاردهنده ریشه قرآنی ندارد. &lt;br /&gt;
اگر قرار بر بیان پیشینه‌ای برای  روش تفسیری ساختار ریاضی‌وار متن قرآن باشد، می‌توان به پژوهشی گروهی اشاره کرد که در سال 1377 با نظارت و حمایت مالی نمایندگی نهاد رهبری دانشگاه شیراز، با مدیریت اینجانب و مشارکت شماری از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد آن دانشگاه انجام شد. موضوع پژوهش، حدود ارتباطات زن و مرد در جامعه بود. پژوهشگران نیز، دانشجویان رشته‌های گوناگونی همچون ریاضی، زیست‌شناسی، شیمی، جامعه‌شناسی و الهیات بودند. در آن زمان، با استناد به آیه 82 سوره نساء، نام جلسه را تدبر در قرآن گذاشتم. شایان توجه آنکه، نتایج همان جلسه دوستانه، مطالب پایه‌ای دو تا از مقالات پژوهشی اینجانب را تشکیل می‌دهد. &lt;br /&gt;
به هر حال، پژوهش گروهی را با ذوق و پشتکار فراوان انجام دادیم و از نشستن بر سر سفره قرآن بهره فراوان بردیم. یکی از انگیزه‌های ما از پژوهش این بود که بفهمیم آنچه که بر در و دیوار دانشگاه و خیابان‌ها درباره ارتباط زن و مرد نوشته شده بود، ریشه قرآنی دارد یا خیر؟ نتیجه پژوهشمان حکایت از آن داشت که خیر؛ ارتباطی میان آن نوشته‌های آزاردهنده و قرآن دیده نمی‌شد! &lt;br /&gt;
ابتدا می‌خواستم پژوهشی درباره خود قرآن انجام دهم و ویژگی‌های قرآن را در خود قرآن جستجو نموده و برای فهم آن به کار بندم. وقتی به کتاب قرآن در اسلام علامه طباطبایی مراجعه نمودم، دیدم آن بزرگوار این کار را انجام داده است و نیازی به این کار ندیدم. بر آن شدم که به فهم قرآن در موضوعات مرتبط به زن، مرد و خانواده بپردازم و کتابی با این موضوع بنگارم. در همان دوران دانشجویی، گردآوری و دسته‌بندی آیات را انجام دادم. پس از بازگشت به مشهد نیز، همواره ذهنم درگیر این طرح پژوهشی بود. به سوی هر کسی دست یاری دراز می‌کردم و نقد فهمم از آیات قرآن را از آنان درخواست می‌کردم. &lt;br /&gt;
دو سال و نیم در دانشگاه آزاد مشهد به تدریس ریاضیات مشغول بودم. رخدادهایی سبب شد که برای دو سال تدریس ریاضیات را رها نموده و بر پژوهش قرآنی‌ام تمرکز نمایم. آن دو سالِ خانه‌نشینی، بسیار پربار بود و متن پایه‌ای کتابم را آماده نمودم. جالب آن بود که هنگام پژوهش قرآنی، همواره احساسم این بود که دارم بر روی یک متن ریاضی کار می‌کنم. &lt;br /&gt;
به لطف خدا، فرصت‌های فراوانی پیش آمد که از نقدهای ارزنده افرادی با دیدگاه‌های بسیار گوناگون بهره‌مند شوم. در طی سالیان، هر گاه نقدی بر دیدگاه‌هایم وارد می‌شد و ایرادهای جدی گرفته می‌شد، ویرایش جدیدی از کتابم را آماده می‌نمودم. &lt;br /&gt;
در سال 1397 تصمیم گرفتم که از کتاب مقالاتی استخراج کنم. برای ارتباط با کارشناسان علوم قرآن و حدیث کشور، چاره‌ای نداشتم جز اینکه دیدگاه‌هایم را به زبان آنان بیان نمایم. از این رو، به مطالعه کتاب‌ها و مقالات آنان پرداختم. دریافت من از بررسی مقالات فراوان آنان، این بود که رد پایی محکم از دیدگاه‌هایم درباره قرآن، در نظریات آنان نیز، دیده می‌شود. دریافتم این بود که: ویژگی‌های اصولی که بدانها پایبند بودم و همچنین، روش تفسیری که من با شیوه‌ای بسیار ساده و با عنوان ساختار ریاضی‌وار متن قرآن بدان رسیده بودم، از سوی کارشناسان رشته‌های گوناگون مرتبط به فهم متون مقدس، همچون زبان‌شناسان و کارشناسان علوم قران و حدیث و ... به شیوه‌های علمی و پیچیده بیان شده و می‌شود. از این رو، توانستم از واژگان تخصصی رایج در میان کارشناسان و مقالات آنان، برای بیان تخصصی دیدگاه‌هایم بهره ببرم. می‌توان گفت: همه آنچه که درباره روش تفسیری‌ام می‌گویم، دارای پیشینه‌ای محکم در میان اندیشمندان است. برای دیدن برخی از آنها بنگرید به: حسینی و حسینی، 1402، 69-71. &lt;br /&gt;
از آنجا که برجسته‌ترین ویژگی روش تفسیری نگارنده، نگرش به متن قرآن به عنوان یک ساختار دقیق و منسجم است، در اینجا برخی مقالاتی که در آنها از وجود انسجام و نظمی شگرف در قرآن سخن به میان آمده است، معرفی می‌شود: &lt;br /&gt;
قرائی، 1397، «فهم قرآن در پرتو نظم شبکه‌ای یا فراخطی آن»؛ &lt;br /&gt;
اخوان صراف، 1397، «گشودگی مستمر قرآن برای تجلی‌های شگفت متناسب و موزون (عددی، هندسی، موسیقیایی و ...)»؛&lt;br /&gt;
نقی‌زاده، 1397، «مستندات نظام‌واره معنایی قرآن»؛ &lt;br /&gt;
جدی، 1400، «رهیافتی بر مطالعه ساختار زبان قرآنی به مثابه سیستم».&lt;br /&gt;
=3. مبانی روش تفسیری ساختار ریاضی‌وار متن قرآن=&lt;br /&gt;
مبانی این روش تفسیری، ویژگی‌هایی از قرآن است که یا از خود قرآن استخراج شده‌اند و یا با مشاهده آن ویژگی‌ها در آیاتی از قرآن به دست آمده‌اند. بیشتر این ویژگی‌ها در کتاب قرآن در اسلام علامه طباطبایی، همراه با استدلالی بر درستی آنها آمده است؛ برخی از آنها نیز، جای گفتگوی قرآن‌پژوهان است. ولی، همگی این اصول با هم، به عنوان مبانی یک روش تفسیری، در جایی گفته نشده و یک نظریه نوین به شمار می‌آید. &lt;br /&gt;
یادآوری می‌شود که سخن از ساختار ریاضی قرآن نیست که انتظار آن پیش آید که این اصول، همچون اصول موضوعه دیگر علوم، به خود قرآن وابسته نباشد. ادعای نگارنده، شباهت ساختار متن قرآن به ساختارهای ریاضی است و نه داشتن ساختاری ریاضی. از این رو، اگرچه این اصول چهارده‌گانه از خود قرآن استخراج شده است، می‌توان آنها را، همانند اصول موضوعه‌ای برای فهم روشمندانه قرآن به کار برد.  &lt;br /&gt;
اکنون این اصول چهارده‌گانه را همراه با استدلالی کوتاه بر درستی آنها بیان می‌کنیم.&lt;br /&gt;
اصل اول. هر پیچیدگی كه در فهم یك آیه یا هر دسته از آیات وجود داشته باشد، باید با کمک متن خود قرآن برطرف شود. به دیگر سخن، فهم قرآن باید خودبسنده باشد. &lt;br /&gt;
از نظر علامه طباطبایی، قرآن کریم به‌تنهایی و بدون مراجعه به منبع دیگری، حتی روایات معصومان، قابل فهم است و بیانات قرآنی در رساندن پیام خویش گویا و رسا هستند و با تدبر و مراجعه به خود قرآن قابل فهم و تفسیر و بی‌نیاز از غیر است. به دیگر سخن، قرآن در بیان مقاصد خویش، دلالت استقلالی دارد. (میرجلیلی و همکاران، 1391، 53)؛ &lt;br /&gt;
مهم‌ترین استناد علامه طباطبایی، به آیه 82 سوره نساء است که در آن آمده است: &lt;br /&gt;
أَفَلَا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَیرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا كَثِیرًا؛ پس چرا درباره قرآن ژرف‌اندیشی‌ نمی‌کنند؟! اگر از سوی کسی جز خدا بود، در آن ناهماهنگی بسیاری مییافتند. &lt;br /&gt;
در این آیه، خداوند نبودن اختلاف در قرآن را، دلیل غیر بشری بودن آن می‌داند و می‌فرماید: سرتاسر قرآن كلام هماهنگ خداوندی یكتاست كه هیچ گونه اختلافی در آن نیست و هر گونه اختلافی كه در ظاهر آیات به نظر می‌رسد، با اندیشیدن در خود قرآن حل میشود؛ حال اگر چنین كلامی، در روشن شدن مقصود خود، نیاز به چیز دیگری داشته باشد، چنین ادعایی نادرست خواهد بود. زیرا اگر تناقضی كه در آیات قرآن به نظر میرسد، با چیزی غیر از لفظ خود قرآن، مثلاً سخن پیامبر اكرم (ص) حل شود، مطمئناً كسی كه معتقد به نبوت آن حضرت نباشد، قانع نخواهد شد. به بیانی دیگر، رفع تناقضات قرآن به کمک سخن پیامبر اكرم (ص)، بدون شاهد لفظی از قرآن، تنها به درد كسی می‌خورد كه به نبوت آن حضرت ایمان داشته باشد، حال آنكه روی سخن و طرف احتجاج در آیه بالا، مخالفان دعوت و كسانی است كه ایمان به نبوت آن حضرت ندارند، و سخن آن حضرت، بدون شاهد قرآنی، برای آنان قابل قبول نیست؛ (طباطبایی، 1353، 29-33).&lt;br /&gt;
اصل دوم. پیامبر آیات قرآن را به مرور زمان و تدریجی برای مردم بیان ‌نموده است. &lt;br /&gt;
با توجه به آیه 82 سوره نساء، پیدا كردن اختلاف در قرآن، وقتی معنا دارد که قرآن به صورت یك مجموعه منظم، به هم پیوسته و مرتبط در نظر گرفته شود. نهتنها در كل قرآن نباید اختلافی مشاهده شود، بلكه در یك موضوع ثابت نیز، نباید در قرآن اختلافی مشاهده شود. زیرا:&lt;br /&gt;
1. پیامبر آیات قرآن را به تدریج برای مردم زمان خود بیان نموده است و ممكن است آیه‌ای مفهوم آیه دیگری را كامل کند. آیاتی که به نزول تدریجی قرآن دلالت دارند، عبارتند از:&lt;br /&gt;
فرقان: 32&lt;br /&gt;
وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیهِ الْقُرْآنُ جُمْلَه وَاحِدَه كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا؛ و كسانى كه كافر شدند، گفتند: «چرا قرآن یكجا بر او فرستاده نشده است؟! اینگونه ما آن را به تدریج می‌فرستیم تا دلت را با آن قرص کنیم و آن را به آرامی و ترتیبی مناسب بر تو خواندیم.&lt;br /&gt;
اسراء: 106&lt;br /&gt;
وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلًا؛ و قرآن را بخشبخش و تدریجی ‌فرستادیم تا آن را با درنگ و دقت برای مردم بخوانی و شیوه فرستادنش نیز، فرستادنی ویژه است.&lt;br /&gt;
2. اگر از این روش استفاده نكنیم، نمیتوانیم به آیات منسوخ شده پی ببریم؛ حال آنکه وجود آیات ناسخ و منسوخ، آشکارا مورد تأیید قرآن است. (بنگرید به: بقره: 106؛ نحل: 101 و 102).&lt;br /&gt;
با پذیرش این اصل، در برخی موضوعات، ترتیبی برای آیاتی که موضوع یکسانی دارند، پیشنهاد شده است. این ترتیب، با توجه به ارتباط منطقی مطالب بیان شده در آیات به دست آمده است.  &lt;br /&gt;
اصل سوم. قرآن دارای نظم موضوعی است و برای فهم نظر قرآن در یك موضوع خاص، باید همه آیات مربوط به آن موضوع بررسی شوند.&lt;br /&gt;
با توجه به نزول تدریجی قرآن و وجود نسخ در آیات آن، ممکن است آیه‌ای مفهوم آیه دیگری را کامل کند. از این رو، برای رسیدن به فهمی درست از آیات قرآن، این کار ضروری است.  &lt;br /&gt;
وجود نظم موضوعی در قرآن، از پیش‌فرض‌های مهم این روش تفسیری است. درستی یا نادرستی این فرضیه، که در میان قرآن‌پژوهان طرفدارانی نیز دارد، پس از اجرای آن مشخص می‌شود. به هر حال، مقالات نگارنده گواهی بر درستی این فرضیه است.   &lt;br /&gt;
اصل چهارم. از قرآن، كلیات برنامه زندگی بشر به دست میآید. &lt;br /&gt;
آیات زیر را در نظر می‌گیریم:&lt;br /&gt;
نحل: 89&lt;br /&gt;
... وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ؛ ... و قرآن را بر تو فرستادیم که روشنگر همه چيز است، و رهنمود و رحمت و مژده‌ای است براى تسلیم شدگان خداوند.‏&lt;br /&gt;
اسراء: 9&lt;br /&gt;
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا؛ بی‌گمان، این قرآن به جاودانه‌ترین شیوه زندگی رهنمون می‌سازد و به مؤمنانی که کارهای خوب می‌کنند، مژده پاداشی بزرگ می‌دهد.&lt;br /&gt;
كتابی كه مدعی هدایت به بهترین راه و روشنگر هر چیز، معرفی شده است، اگر اصول برنامه زندگی دنیای انسان را كه زمینه‌ساز سعادت اخروی اوست بیان نكند، قرار است بیان كننده چه چیزی باشد؟! &lt;br /&gt;
خوب است توجه داشته باشیم که مرزبندی میان كلیات و جزئیات، پیش از بررسی هر موضوع، ممکن نیست. منظور از كلیات همان موضوعاتی است که از آن در قرآن سخن به میان آمده است و منظور از جزئیات، مطالبی است كه به آنها اشارهای نشده است. تأكید میشود كه هدف نگارنده، فقط یافتن كلیات است. به‌عنوان نمونه، از قرآن دو اصل تنوع و تعادل در تغذیه و مطالبی درباره اینكه چه غذاهایی حلال و چه غذاهایی حرام است و ... به دست میآید، اما اینكه چگونه این تنوع و تعادل را در برنامه غذایی ایجاد كنیم، مربوط به علم تغذیه، آشپزی و ... است.&lt;br /&gt;
اصل پنجم. برای فهم قرآن، لازم است دانش بشری از دو منظر مورد توجه قرار گیرد؛ یکی در فهم قرآن و دیگری در یافتن جزئیات موضوعاتی که کلیات آن در قرآن بیان شده است. &lt;br /&gt;
به نظر قرآن استعداد و موفقیت انسان برای کشف شیوههای زندگی یکی از آیات تدبیر و عنایت الهی در جهان است. قرآن، انسان را حاكم روی زمین، آباد كننده آن، استخدام كننده جانداران دیگر و به وجود آورنده تمدن و فرهنگ شناخته است. و با این شناسایی، در واقع این مطلب را اعلام كرده كه هدایت الهی تنها از طریق انبیاء به انسان نمیرسد، بلكه رهیابیهای نوع انسان برای كشف شیوههای زندگی نیز، هدایت الهی است؛ (مجتهد شبستری، 1377، 61).&lt;br /&gt;
بنابراین، بسیار طبیعی است كه به دست آوردن جزئیات را به عهده خود انسان گذاشته باشد. احادیث و سنت پیامبر نیز، به‌عنوان یک منبع تاریخی، همانند دیگر شاخههای علوم، در فهم  قرآن قابل استفاده است. البته هنگام یاری گرفتن از دیگر منابع برای فهم قرآن، باید دقت داشت که استفاده از آنها به گونهای باشد که سبب تحریف قرآن نگردد و از تحمیل آنها بر قرآن خودداری شود.&lt;br /&gt;
به دیگر سخن، می‌توان گفت: &lt;br /&gt;
یافته‌های بشری برای مفسر موضوعی، مصالح ارزنده‌ای به ارمغان می‌آورد. آگاهی از دستاوردهای بشری به دو شکل در تفسیر موضوعی اثر می‌گذارد: یکی اینکه با نو شدن دستاورد بشری، پرسش‌ها و مسائل تازه‌ای پیش روی قرآن کریم و مفسر قرار می‌گیرد و مفسر را به کاوش وامی‌دارد؛ دیگر اینکه مفسر را در ارزیابی پاسخ‌های دریافتی کمک می‌کند. از این رو لازم است که مفسر آگاهی خود از تجربه‌ها و اندیشه‌های انسانی را توسعه بخشد و در باب مسائل مورد بحث دانش لازم را به دست آورد تا بهره بیشتری از قرآن کریم ببرد و افق تفسیرش گسترده‌تر شود؛ (کریمی، 1389، 114-115). &lt;br /&gt;
با توجه به این ویژگی تفسیر موضوعی، ضرورت دارد که در نظریه‌پردازی در تفسیر موضوعی به مطالعات میان‌رشته‌ای توجه ویژه‌ای شود.  &lt;br /&gt;
اصل ششم. زبان قرآن، چندساختاری (نوشتاری-گفتاری) است؛ زبان قرآن، از نظر شیوه‌ بیان، گفتاری است؛ ولی نظم آن نشان از نوشتاری بودن آن دارد.&lt;br /&gt;
بیان قرآن به گونهای است كه گویی روی سخن با مخاطبان خاصی است كه در مجلس حضور دارند. چنین كلامی برای مخاطبان كاملاً روشن و رسا خواهد بود. ولی دیگران كه در مجلس حضور ندارند، تنها با به دست آوردن شواهدی در خود آیه، در نظر گرفتن آیات دیگر و کنکاش بیشتر، میتوانند به مفاهیم و هدف كلام پی ببرند. اگرچه در برخی موضوعات، همانند آیاتی که در آنها سخن از صفات خداست، مانند آیات آخر سوره حشر و یا  سفارش‌های اخلاقی  را بیان می‌کند، مانند آیات 11 تا 13 سوره حجرات كه مخاطب آن همه مؤمنان هستند، حضور داشتن یا نداشتن مخاطب، تأثیر چندانی در فهم قرآن ندارد. &lt;br /&gt;
ویژگی دیگری كه جنبه گفتاری زبان قرآن را نشان میدهد، موضوع تغییر مخاطب است، كه در قرآن فراوان به چشم می‌خورد؛ مانند آیه 29 سوره یوسف که میگوید: «یوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِی لِذَنبِكِ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ الْخَاطِئِینَ؛ اى یوسف، از این [پیشامد] روى بگردان و تو [اى زن] براى گناه خود آمرزش بخواه كه تو از خطاكاران بوده‏اى»؛ كه روی سخن ابتدا با یوسف است و ناگهان روی سخن به زلیخا معطوف می‌گردد؛ (معرفت، 1388، 48-49).&lt;br /&gt;
با توجه به دو ویژگی یاد شده، می‌توان گفت که زبان قرآن از نظر شیوه بیان گفتاری است. از سویی، در آیات زیر از قرآن با عنوان کتاب یاد شده است:&lt;br /&gt;
ص: 29&lt;br /&gt;
كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ؛ كتابى است مبارك كه آن را بر تو فرو فرستاده‏ايم، تا در آيات آن انديشه كنند، و خردمندان از آن پند گيرند.&lt;br /&gt;
ابراهیم: 1 &lt;br /&gt;
كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ؛ این است کتابی که به سوی تو فرستاده‌ایم تا با اجازه پروردگارشان، همه مردم را از تاریکی‌های اعتقادی و اخلاقی به سوی نور معرفت و پاکی بیرون بکشی؛ به راه خدای شکست‌ناپذیر ستودنی. &lt;br /&gt;
فصلت: 3&lt;br /&gt;
كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ كتابى است كه آياتش به شيوايى بيان شده است، قرآنى عربى براى مردمی که می‌دانند.&lt;br /&gt;
وقتی به اثری کتاب گفته می‌شود که ابتدا و انتها و نظم و ترتیب اثری نوشتاری را دارد و از آن نظم و انسجامی توقع برود؛ (ایازی، 1402، 181).  &lt;br /&gt;
اصل هفتم. قرآن متنی منسجم و دارای نظم شبکه‌ای است. به دیگر سخن، وحدت و یکپارچگی متن قرآن، بر همه اجزایش سایه افکنده است. (قرائی سلطان‌آبادی، 1394، 60-41).&lt;br /&gt;
قرآن دارای یک نظام منسجم برتر است. از یک سو در این کتاب برای رساندن یک معنا یا مراد، واژه‌ای خاص در نظر گرفته شده است و از سوی دیگر، این انتخاب توسط پیام‌دهنده‌ای همانند خدا صورت پذیرفته که خالقِ وجود و متن است و به همه زوایا و سطوح آن دو آگاه است. بنابراین گزینش یک واژه به گونه‌ای صورت پذیرفته که برای آن جایگزینی نمی‌توان در نظر گرفت و اگر لفظی جانشین شود، نه‌تنها معنای آیه تغییر می‌کند، بلکه در ساحتی بالاتر، نظم منسجم سوره و کل قرآن مختل خواهد شد؛ (فعالی، 1392، 7-22).   &lt;br /&gt;
با پذیرش این اصل، افزون بر استفاده از فرهنگ واژگان، گاهی برای فهم معنای برخی واژه ها و یا عبارات، به دیگر کاربردهای آن واژه یا عبارت و همچنین، ساختارهای زبانی و دستوری مشابه در آیات دیگر نیز، توجه ویژه ای شده است.&lt;br /&gt;
اصل هشتم. حكمی كه از قرآن به دست میآید، نباید محدود به زمان خاصی باشد و باید در همه زمانها، معنا داشته و قابل اجرا باشد. &lt;br /&gt;
قرآن مدعی رحمت بودن برای همه جهانیان است و مخاطب بسیاری از آیات همه مردمند؛ (انبیاء: 107). همچنین، حكمی كه از قرآن به دست میآید، نباید مخصوص فرقهای خاص باشد، زیرا قرآن برای هدایت همه انسان‌ها آمده است. آیاتی كه مخاطب آن كفار، مشركین، اهل كتاب، یهود، نصاری و بنیاسرائیل است، مؤید این مطلب است؛ (برای توضیح بیشتر، بنگرید به: راد و مؤمن‌نژاد، 1394، 57-79). &lt;br /&gt;
اصل نهم. در دستورهای قرآن هدفها مهم است و نه ابزار. &lt;br /&gt;
در آیه 60  سوره انفال بنگریم: &lt;br /&gt;
وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّه وَمِن رِّبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَیءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یوَفَّ إِلَیكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛ و هرچه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج كنید تا با این تداركات دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى را جز ایشان -كه شما نمى‏شناسیدشان و خدا آنان را مى‏شناسد- بترسانید و هر چیزى در راه خدا خرج كنید، پاداشش به خود شما بازگردانیده مى‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت. &lt;br /&gt;
با این آیه به سه روش میتوان برخورد كرد:&lt;br /&gt;
1. نتیجه بگیریم كه قرآن به درد عصر کنونی نمیخورد، چون همه ما میدانیم که داشتن تعداد زیادی اسب، هیچ ترسی در دل دشمنان نمیافكند.&lt;br /&gt;
2. به ظاهر آیه عمل كنیم و برای ترسانیدن دشمنان تا میتوانیم نیرو و اسب آماده كنیم.&lt;br /&gt;
3. به ابزار توجهی نکنیم و فقط هدف آیه را در نظر گیریم.&lt;br /&gt;
اگر راه نخست را انتخاب كنیم كه پذیرفتهایم تاریخ مصرف قرآن گذشته و به درد زندگی امروز نمی‌خورد. راه دوم نیز، نهتنها در تناقض آشكار با عقل است، بلكه هدف آیه را نیز برآورده نمی‌كند. زیرا در دوران كنونی كه انواع تسلیحات جنگی وجود دارد، نهتنها داشتن اسب‌های فراوان در دل كسی ترس نمیاندازد، بلكه چنین كاری همگان را به خنده وا  می‌دارد. اما راه سوم، در همه زمانها عملی است و ما میتوانیم در هر زمان مطابق با پیشرفت علم و فنآوری، بهترین افراد و اسلحهها را فراهم كنیم و با این شیوه به هدف آیه دست یابیم.&lt;br /&gt;
با توجه به اینكه سرتاسر قرآن، كلام هماهنگ خداوند یكتاست، این آیه آشکارا نشان می‌دهد كه ساختار قرآن به گونهای است كه مطابق با شرایط زمان پیامبر نازل شده است و ما برای استفاده از آن نمیتوانیم به ظاهر آیات اكتفا كنیم و لازم است اهداف آیات را در نظر گیریم.&lt;br /&gt;
این اصل در برگیرنده این ویژگی قرآن نیز هست:&lt;br /&gt;
نظر به اینکه قرآن مجید، کتابی است همگانی و همیشگی، در غایب مانند حاضر جاری است و به آینده و گذشته مانند حال منطبق میشود، مثلاً آیاتی که در شرایط خاصهای برای مؤمنین زمان نزول تکالیفی بار میکنند، مؤمنینی که پس از عصر نزول دارای همان شرایط هستند، بیکم وکاست همان تکالیف را دارند و آیاتی که صاحبان صفاتی را ستایش یا سرزنش می‌کنند یا مژده می‌دهند یا میترسانند، کسانی را که با آن صفات متصفند، در هر زمان و در هر مکان باشند، شامل هستند. بنابراین هرگز مورد نزول آیهای مخصِّص آن آیه نخواهد بود. یعنی آیهای که در مورد شخص یا اشخاص معینی نازل شده، در مورد نزول خود منجمد نشده و به هر موردی که در صفات و خصوصیات با مورد نزول آیه شریک است، سرایت خواهد نمود؛ و این خاصه همان است که در عرف روایات جَرْی نامیده میشود؛ (طباطبایی، 1353، 71-70).&lt;br /&gt;
پایبندی به این اصل، برای یافتن قوانینی سازگار با زندگی امروز و قابل اجرا در دنیای مدرن، یک ضرورت است. به دیگر سخن، ابزار مربوط به زمان نزول است، ولی هدفها تاریخ مصرف ندارد. گفتنی است کاربست این اصل، منجر به تأویل قرآن خواهد شد.  &lt;br /&gt;
اصل دهم. در زبان قرآن، به كار بردن ضمایر و افعال مذكر، بر هیچ جنسی دلالت نمی‌کند؛ برای دلالت افعال و ضمایر مذکر، بر جنس مذکر، نیاز به شاهدی در متن است. &lt;br /&gt;
درباره درستی این اصل می‌توان گفت:&lt;br /&gt;
1. خداوند برای خود و ملائكه نیز از ضمایر و افعال مذكر استفاده نموده است، حال آنكه برای خداوند و ملائكه جنسیت معنا ندارد.&lt;br /&gt;
2. در آیه 97 سوره نحل می‌گوید: &lt;br /&gt;
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیوه طَیبَه وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا یعْمَلُونَ؛ به آنان که کار خوب کنند، چه مرد باشند چه زن، به شرط باایمان بودن، حتماً زندگی سالم و لذت‌بخشی می‌بخشیم. پاداششان را هم بر اساس بهترین کارهایشان می‌دهیم. &lt;br /&gt;
در این آیه، همه افعال و ضمایر به صورت مذكر به كار رفتهاند، اما از مضمون آیه واضح است كه هم به زنان و هم به مردان دلالت دارد.&lt;br /&gt;
3. در آیه 10 سوره حجرات می‌گوید:&lt;br /&gt;
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَه فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَوَیكُمْ وَاتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛ همانا، مؤمنان با هم برادرند؛ پس میان برادرانتان آشتی برقرار کنید و در حضور خدا مراقب رفتارتان باشید تا لطفش شامل حالتان شود. &lt;br /&gt;
در این آیه، همه افعال و ضمایر به صورت مذکر به کار رفتهاند، ولی دلالت آن بر هر دو جنس، آنچنان آشکار است که به استناد این آیه، دو زن مؤمن نیز، به راحتی یکدیگر را خواهر دینی و زن و مرد مؤمن، یکدیگر را برادر و خواهر دینی مینامند. &lt;br /&gt;
البته، این ویژگی منحصر به قرآن نیست، و بخشی از آن از ویژگیهای زبان عربی است که به قاعده تغلیب معروف است؛ در زبان عربی، صیغه جمع برای اشاره به سه موجود عاقل یا بیشتر است. بنابراین، جملات عربی زیر به این صورت ترجمه می‌شوند: &lt;br /&gt;
الف. الطُّلَّابُ فِی الْغُرفَه، به صورت جمع مذکر، یعنی: &lt;br /&gt;
الف.1) سه (یا بیشتر) دانشآموز در اتاق که شامل دستکم یک مرد باشد.&lt;br /&gt;
الف.2) سه (یا بیشتر) دانشآموز صرفاً مذکر در اتاق.&lt;br /&gt;
ب. الطَّالِباتُ فِی الْغُرفَه، به صورت جمع مؤنث، یعنی: سه (یا بیشتر) دانش‌آموز مؤنث در اتاق.&lt;br /&gt;
از آنجا که در زبان عربی، هیچ شکل انحصاری برای مردان وجود ندارد، تنها راه تعیین اینکه اسم جمع مذکر در بند الف، منحصراً به مردان دلالت دارد (الف.2)، از طریق نشانه خاصی در متن خواهد بود.&lt;br /&gt;
پ. الطُّلَّابُ وَ الطَّالِبَاتُ فِی الْغُرفَه، نشان میدهد که استفاده از صیغه جمع مذکر (الطُّلَّاب)، منحصراً به مذکر اشاره می‌کند، چرا که آمدن جمع مؤنث، دانشآموزان مؤنث حاضر را متمایز میکند؛ (ودود، 1393، 43-44). &lt;br /&gt;
به  اختصار میتوان گفت: &lt;br /&gt;
در زبان قرآن که تلفیقی از قاعده تغلیب و زبان گفتاری است، استفاده از ضمایر و افعال مذکر به جنسیت خاصی دلالت نمیکند؛ برای دلالت افعال و ضمایر مذکر، بر جنس مذکر، نیاز به شاهدی در متن است. &lt;br /&gt;
کوتاه سخن اینکه،&lt;br /&gt;
در این روش تفسیری، با توجه به نظم موجود در قرآن، یا این قاعده در همه جای قرآن برقرار است یا در هیچ جا برقرار نیست. در نتیجه، در سرتاسر قرآن، هر جا كه ضمیر یا فعل مذكر به كار رفته است، جنسیت در آن اهمیتی ندارد؛ مگر اینكه شاهدی در متن موجود باشد كه مشخص کند، منظور فقط مردان است. &lt;br /&gt;
اصل یازدهم. در حكمی كه از قرآن به دست میآید، نباید سختی و مشقت باشد. &lt;br /&gt;
این اصل از آیه 78 سوره حج نتیجه می‌شود که در آن میگوید: &lt;br /&gt;
وَجَاهِدُوا فِی اللّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیكُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ ...؛ و در راه خدا چنانكه حق جهاد در راه اوست جهاد كنید؛ اوست كه شما را براى خود برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است ...&lt;br /&gt;
اصل دوازدهم. آیاتی هستند كه آیات دیگری را نسخ میكنند.&lt;br /&gt;
با توجه به آیات مربوط به نسخ، در صورتی میتوانیم دو آیه را ناسخ و منسوخ یکدیگر بدانیم که متن آیات به چنین ارتباطی بین دو آیه دلالت داشته باشد؛ (بنگرید به: بقره: 106؛ نحل: 101 و 102).&lt;br /&gt;
گفتنی است در آیات مرتبط به جنسیت و خانواده، هیچ مورد ناسخ و منسوخی یافت نشده است.&lt;br /&gt;
اصل سیزدهم. قرآن را تنها با زبان ایمان می‌توان فهمید؛ (فصلت: 44؛ واقعه: 79؛ اسراء: 46-45؛ برای توضیح بیشتر، بنگرید به: فراستخواه، :1373، 52-58).&lt;br /&gt;
اصل چهاردهم. دو نوع آیه وجود دارد: محکم و متشابه؛ از آیات محکم، برای روشن شدن آیات متشابه استفاده می‌شود؛ (آل عمران: 7؛ زمر: 23؛ برای توضیح بیشتر، بنگرید به: خرمشاهی، 1376، 732-745). &lt;br /&gt;
گفتنی است آیاتی که نگارنده به فهم آنها پرداخته است، همگی از آیات محکم قرآن هستند. &lt;br /&gt;
کوتاه سخن اینکه،&lt;br /&gt;
در این روش تفسیری انتظار آن می‌رود که خداوند در متن کلامش دست‌کم دقتی در حد ساختارهای ریاضی را داشته باشد. به نظر می‌رسد این چشم‌داشت از کلام خداوندی که خود خالق ریاضیات است، خواسته زیادی نباشد. &lt;br /&gt;
4. فرآیند روش تفسیری &lt;br /&gt;
یادآوری می‌شود که وجود نظمی موضوعی در آیات قرآن، از پیش‌فرض‌های این روش تفسیری است. اکنون برای اینکه این روش تفسیری به شیوه‌ای ساده و کاربردی بیان شود، فرآیند انجام آن را به گونه‌ای گام به گام بیان می‌کنیم. &lt;br /&gt;
گام یکم. انتخاب کلان موضوع&lt;br /&gt;
الف: اینکه کدامین موضوع را می‌توان بدین روش بررسی کرد و به نتایج کارآمدی رسید، در آغاز پژوهش مشخص نیست. می‌توان گفت: موضوع مورد نظر باید در گستره قرآن باشد و قرآن به اندازه کافی درباره آن سخن گفته باشد. باید در نظر داشت که قرآن کتاب هدایت است. از این رو، نمی‌توان پاسخ هر پرسشی در هر موضوعی که با علوم بشری به دست می‌آید، در قرآن جستجو کرد. &lt;br /&gt;
ب: حتی اگر هدف بررسی یک موضوع کلان نباشد، لازم است دست‌کم فهرستی از آیات مرتبط داشته باشیم. به عنوان نمونه، اگر هدف بررسی موضوع چندهمسری است، لازم است همه آیات مرتبط به ازدواج‌های حلال و حرام گردآوری شود.&lt;br /&gt;
گام دوم. جدا کردن آیات مرتبط به موضوع &lt;br /&gt;
الف. در این گام همه آیاتی که سرراست یا در پس پرده به موضوع مورد نظر مرتبط است با بررسی متن تک‌تک آیات جدا می‌کنیم.&lt;br /&gt;
ب. هنگام جدا کردن آیات مرتبط به یک موضوع، لازم است به آیات پیش و پس از آن نیز توجه داشته باشیم. به دیگر سخن، بهتر است دسته آیات مرتبط به موضوع مورد نظر را جدا کنیم.&lt;br /&gt;
پ. خوب است از شیوه‌های گوناگون جستجو استفاده شود تا هیچ آیه‌ای از قلم نیفتد.&lt;br /&gt;
گام سوم. دسته‌بندی آیات مرتبط به موضوع&lt;br /&gt;
گام چهارم. انتخاب موضوع اصلی برای بررسی جدی&lt;br /&gt;
گام پنجم. یافتن ترتیبی برای آیات&lt;br /&gt;
این ترتیب را می‌توان با توجه به ارتباط منطقی میان آیات و نشانه‌های گوناگون موجود در آیات قرآن یافت. به عنوان نمونه، اگر قرار است بر روی زندگی یکی از پیامبران پژوهشی انجام شود، می‌توان از متن آیات با در نظر گرفتن مراحل طبیعی زندگی، که شامل پیش از تولد، تولد، کودکی، نوجوانی، جوانی، میان‌سالی، پیری و مرگ است، برای آیات ترتیبی در نظر گرفت.   &lt;br /&gt;
گام ششم. یافتن معنای واژگان&lt;br /&gt;
در این گام نیازی به مراجعه به فرهنگ واژگان تخصصی نیست. نگارنده در این گام از فرهنگ راغب اصفهانی، قاموس قرآن و المنجد استفاده می‌کرده است. &lt;br /&gt;
گام هفتم. پیشنهاد فرضیه یا ارائه فهمی اولیه از آیات &lt;br /&gt;
این گام منجر به فهمی نسبی از آیات خواهد شد که بسیار ارزشمند است. زیرا با ذهنی خالی از هر گونه پیش‌داوری درباره مفهوم آیات، به دست آمده است. هنگام فهم آیات لازم است بدون سندیت دادن به هیچ منبعی، بجز متن قرآن و با این پیش‌فرض که متن قرآن به اندازه ساختارهای ریاضی دقیق است و همچنین بین بخش‌های گوناگون آن، همچون واژه، آیه، سوره و کلیت متن قرآن، ارتباطات فراوانی وجود دارد، به فهم قرآن بپردازیم. هنگام فهم قرآن، پایبندی به اصول چهارده‌گانه یاد شده الزامی است. &lt;br /&gt;
به عنوان نمونه، فقط سه آیه از قرآن به موضوع چندهمسری پرداخته است. انتظار آن می‌رود که حکم چندهمسری از همین سه آیه به دست آید. حتی نگاهی سطحی به این سه آیه، این فرضیه را در ذهن به وجود می‌آورد که شرط جواز چندهمسری باید ربطی به یتیمان داشته و نقشی در بهبود زندگی آنان داشته باشد. اینکه تمرکز آیات پیش و پس از آیه سوم سوره نساء، بیان راهکارهایی برای بهبود زندگی یتیمان است، مؤید این فرضیه است.&lt;br /&gt;
گام هشتم. بررسی ترجمه‌ها و تفاسیر گوناگون&lt;br /&gt;
در این روش، مطالعه تفسیر المیزان که تفسیری جامع است و برای روش تفسیر قرآن با قرآن ارزش ویژه‌ای قائل است، بسیار کمک خواهد نمود. نرم افزار پارس قرآن نیز برای ترجمه مفید است.&lt;br /&gt;
گفتنی است مطالعه تفاسیر گوناگون و دیدن دیدگاه‌های دیگران، خود سبب ایجاد پرسش‌هایی در ذهن و انگیزه برای پاسخگویی به آنها خواهد بود. &lt;br /&gt;
گام نهم. تلاش جدی‌تر برای فهم آیات و پاسخگویی به پرسش‌های پیش رو&lt;br /&gt;
در این مرحله می‌توان از  فرهنگ واژگان تخصصی‌تر، مقالات قرآن‌پژوهان و یا هر کتاب، مقاله و یا منبع دیگری استفاده نمود. برای فهم معنای واژگان، می‌توان به کاربردهای هر واژه در دیگر آیات و یا پژوهش‌های زبان‌شناختی قرآن‌پژوهان نیز، مراجعه نمود.&lt;br /&gt;
از ویژگی‌های بارز روش تفسیری معرفی شده در این نوشتار، کم‌رنگ بودن نقش روایات در فهم قرآن است. می‌توان گفت: در این روش تفسیری، پژوهش‌های زبان‌شناختی جایگزین روایات می‌شوند. البته چنان نیست که روایات هیچ نقشی در فهم قرآن نداشته باشد؛ روایات، هم به عنوان یک منبع تاریخی و هم در یافتن جزئیات برخی موضوعات همچون شیوه انجام عبادات کاربرد خواهد داشت؛ اما تمرکز بر متن قرآن است و روایات جایگاه اصلی در فهم قرآن ندارند.&lt;br /&gt;
در این گام، تمرکزمان بر فهم آیه در زمان نزول است.&lt;br /&gt;
گام دهم. یافتن فهمی فراعصری از آیات&lt;br /&gt;
در این گام تلاش می‌کنیم هدف آیات را به دست آوریم. برای یافتن هدف آیات، اگر هدف یک حکم بیان شده باشد که کار آسان خواهد بود؛ همانند آیه 282 سوره بقره که هدف از گرفتن دو شاهد در معاملات را پیشگیری از شک و تردید بیان نموده است. اگر هدف یک حکم، آشکار نباشد، لازم است برای یافتن هدف آیات کنکاش بیشتری انجام شود. در چنین شرایطی لازم است افراد، زمان و مکان مورد گفتگو را فراموش نموده و لبّ مطلب را پیدا کنیم. در این باب، آیت‌الله معرفت مراحل چهارگانه‌ای را برای به دست آوردن باطن آیات معرفی می‌کند: &lt;br /&gt;
1- به دست آوردن هدف آیه؛&lt;br /&gt;
2- الغای خصوصیت از زمان و مکان و افرادی که در اصل تحقق هدف دخالت ندارند؛&lt;br /&gt;
3- استنباط قاعده کلی؛&lt;br /&gt;
4- تطبیق قاعده کلی مذکور بر مصادیق جدید؛ (جعفری و باکویی، 1397، 88). &lt;br /&gt;
گام یازدهم. ارائه برهان بر فهم مورد قبول قرآن‌پژوه&lt;br /&gt;
نگارنده، هنگام کاربست این روش تفسیری، سه هدف داشته است:&lt;br /&gt;
هدف 1. فهمی فراعصری از آیات؛&lt;br /&gt;
هدف 2. پاسخگویی به شبهات مطرح شده پیرامون موضوع مورد بررسی؛&lt;br /&gt;
هدف 3. جدا نمودن شبهاتی که ریشه قرآنی دارند و آنها که ریشه قرآنی ندارند.&lt;br /&gt;
می‌توان هنگام ارائه برهان بر فهم مورد قبول قرآن‌پژوه، این سه هدف را در نظر داشته و با هدف پاسخگویی به این سه پرسش اساسی، یافته‌ها را نظم داد.&lt;br /&gt;
گام دوازدهم. نگرش همیشگی نقادانه به دیدگاه خود و دیگران&lt;br /&gt;
در این گام بیش از همه، از برهان خلف استفاده می‌شود. با فرض اینکه نظریات رایج تفسیری درست باشد، بررسی می‌کنیم که آیا به تناقضی در نظم، انسجام و دقت متن قرآن برخواهیم خورد یا خیر؟ اگر به تناقض برسیم، نتیجه می‌شود که نظریات رایج اشتباه است. گفتنی است این نگاه نقادانه را همواره باید نسبت به دیدگاه‌های خود نیز داشته باشیم. &lt;br /&gt;
گام سیزدهم. تبدیل نتایج پژوهش به مقاله یا کتاب&lt;br /&gt;
با توجه به میزان توانایی‌های خود، به فراخور اینکه موضوع بررسی شده، مناسب کتاب است یا مقاله، به این کار می‌پردازیم.&lt;br /&gt;
گام چهاردهم. سپردن کلیات به دست آمده از قرآن به کارشناسان علوم انسانی مرتبط به موضوع پژوهش&lt;br /&gt;
یافتن اصولی از قرآن در یک موضوع، تازه آغاز راه است. بر عهده متخصصان شاخههای گوناگون علوم انسانی است که با در نظر گرفتن این اصول، جزئیات مربوط به هر موضوع را به گونهای قابل اجرا در عصر کنونی ارائه کنند.&lt;br /&gt;
این ویژگی است که فهم قرآن بدین شیوه را به شیوه‌ای فرارشته‌ای تبدیل می‌کند. در مقاله‌ای که به گونه‌شناسی مطالعات میان‌رشته‌ای قرآن پرداخته است، چنین آمده است: &lt;br /&gt;
در میان‌رشته‌ای شاهد تعامل و ترکیب نسبتاً خوبی میان ‌رشته‌ها هستیم و در فرارشته‌ای این تعامل و همکاری به حد اعلای خود رسیده تا جایی که مرزهای علوم درنوردیده شده و برای حل مسأله، بدون محدود شدن به رشته‌ای خاص و در راستای چشم‌انداز رشته‌ها به حل مسأله مورد نظر مبادرت می‌شود؛ (درزی و همکاران، 1400، 76).&lt;br /&gt;
=چند تجربه =&lt;br /&gt;
تجربه 1. هرچه ذهن از پیش‌داوری درباره مفهوم آیات خالی‌تر باشد، نتیجه زودتر و بهتری خواهد داد. لازم است که قرآن‌پژوه، همه دیدگاه‌ها و تعصبات خود را کنار گذاشته و سپس به فهم قرآن بپردازد.&lt;br /&gt;
تجربه 2. پژوهش های گروهی و با افرادی با دیدگاه‌های گوناگون و به‌ویژه مخالف، نتیجه زودتر و بهتری خواهد داشت.&lt;br /&gt;
تجربه 3. اگر کارشناس یک رشته، بتواند ذهنش را از پیش‌داوری درباره آیات خالی نموده و سپس به فهم قرآن در رشته تخصصی خود بپردازد، نتیجه بهتری خواهد داشت؛ اگر چه خالی نمودن ذهن، برای متخصص یک رشته، بسیار دشوارتر از دیگران است. &lt;br /&gt;
5. تحلیل تحول آرای تفسیری&lt;br /&gt;
مقالات نگاشته شده با پایبندی به این روش تفسیری گواه آن است که کاربست این روش تفسیری، منجر به نتایج بسیار جدیدی در موضوعات گوناگون خواهد شد. پرسشی که به ذهن می‌رسد آن است که: آیا می‌شود پذیرفت که سال‌ها اندیشمندان شیعه و سنی معنایی را از آیات قرآن برداشت نموده‌اند، که با ظاهر آیات آن مطابقت نداشته است؟! به دیگر سخن، تحول گسترده آراء تفسیری را چگونه می‌توان توجیه نمود؟ در اینجا به‌اختصار به این پرسش پاسخ داده می‌شود.&lt;br /&gt;
پاسخ: به این پرسش می‌توان بدین‌گونه پاسخ داد که:&lt;br /&gt;
الف. پیشینیانی که نظریات رایج شیعه و سنی را به دست آورده‌اند، مدعی این نیستند که این نظریات از قرآن استخراج شده‌اند. از نظر آنان، این نظریات، از قرآن همراه با روایات، استخراج شده‌اند. به دیگر سخن، اختلاف نظریات، ریشه در اختلاف در اصول فهم قرآن دارد، نه در شیوه استدلال؛ حتی اختلاف نظریات رایج تفسیری شیعه و سنی نیز، ریشه در اصول آنها در فهم قرآن دارد. روایاتی که برای فهم قرآن به آن استناد نموده‌اند، متفاوت بوده است و از این رو، در برخی موضوعات به نتایج متفاوتی رسیده‌اند. &lt;br /&gt;
ب. «مطالعات موضوعی قرآن، سابقه طولانی دارد؛ اما رشد تفسیر موضوعی قرآن، پدیده‌ای نوآمد به شمار می‌آید که در چند دهه اخیر بالنده شده است. در گذشته، این شیوه به صورت کمرنگ، در میان مفسران استفاده شده است.»؛ (رضایی اصفهانی، 1388، 30).&lt;br /&gt;
پ. تفسیر موضوعی قرآن با قرآن، که نوع ویژه‌ای از تفسیر موضوعی قرآن است، حتی رواجی کمتر از تفسیر موضوعی قرآن دارد. تفسیر موضوعی قرآن با قرآن، تلفیق شیوه تفسیر موضوعی با تفسیر قرآن با قرآن است. &lt;br /&gt;
ت. در نظر گرفتن قرآن به عنوان یک متن، و کاربرد آن به عنوان شیوه‌ای برای فهم قرآن، از تفسیر موضوعی قرآن با قرآن هم جدیدتر است. &lt;br /&gt;
ث. طبیعی است که وقتی از شیوه جدیدی برای فهم قرآن استفاده شود، نتایج جدیدی نیز به دست آید. بی‌شک، جامعه مسلمانان نیز ناگزیر از بررسی شیوه‌های نوین است. زیرا شبهاتی که در ذهن مسلمانان کنونی به وجود آمده است و مشکلات فراوانی که با وجود اجرای قوانین منسوب به خدا، همچنان گریبان‌گیر جامعه است، موضوع مهمی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. بماند اینکه، نیافتن پاسخی مناسب برای پرسش‌های جدید، نتیجه‌ای جز کنار گذاشته شدن دین از زندگی افراد نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
ج. بیان نظریات جدید در حوزه دین، همواره با موانع زیادی مواجه بوده است. حتی فردی همچون علامه طباطبایی نیز، به سبب نظریات متفاوت، با مخالفت‌های بسیاری مواجه شده است؛ (برای توضیح بیشتر، بنگرید به: طباطبایی، 1397، 385-386؛ شریفی و شاهرودی، 1395).&lt;br /&gt;
چ. مقاومت در برابر نظریات جدید در حوزه دین، محدود به ایران نیست؛ دیگر کشورهای اسلامی نیز وضعیت مشابهی دارند. مربوط به دوران پیش از انقلاب هم نیست؛ در دوران پس از انقلاب نیز نمونه‌های فراوان دارد. به عنوان نمونه، کتاب شخصیت و حقوق زن در اسلام که نگاهی انتقادی به نظریات تفسیری و روایی در حوزه زن و مرد داشته است، با وجود داشتن رویکردی پژوهشی، هفت سال چشم انتظار مجوز نشر مانده است؛ (مهریزی، 1390: هفده). &lt;br /&gt;
در چنین جوی که در بند ج و چ بیان شد، بیان نظریات جدید هزینه مادی و معنوی بالایی دارد و نادر افتد که کسی جسارت کند و نظر جدیدی دهد.  &lt;br /&gt;
=6. نتیجه =&lt;br /&gt;
از آنجا که اصول چهارده‌گانه مقاله، مورد قبول بسیاری از دیگر اندیشمندان نیز هست؛ خوب است به این پرسش پاسخ داده شود که: چه ویژگی‌هایی سبب می‌شود که به این روش تفسیری، به عنوان روشی مستقل نگریسته شده و نام آن را ساختار ریاضی‌وار متن قرآن بنامیم؟ به دیگر سخن، تمایز این روش تفسیری با روش‌های تفسیر موضوعی، تفسیر قرآن با قرآن و هرمنوتیک چیست؟&lt;br /&gt;
پاسخ: به این پرسش می‌توان این گونه پاسخ داد که:&lt;br /&gt;
الف. اگر چه بسیاری از مفسران و قرآن‌پژوهان، از برخی از این اصول چهارده‌گانه سخن گفته‌اند و یا بیشتر این اصول را در نگارش تفاسیرشان به کار بسته‌اند؛ ولی تاکنون کسی همه این اصول را با هم، به عنوان مبانی یک روش تفسیری معرفی نکرده است.&lt;br /&gt;
ب. می‌توان این روش تفسیری را آمیزه‌ای از تفسیر موضوعی، تفسیر قرآن با قرآن و هرمنوتیک دانست. تا جایی که نویسنده اطلاع دارد، تاکنون کسی از تلفیق این سه شیوه سخن نگفته است؛ اگر کسی از تلفیق دو شیوه هم سخنی گفته باشد، کسی آنها را برای فهم قرآن به کار نبسته است.&lt;br /&gt;
پ. مفسرانی که از تفسیر موضوعی و یا تفسیر قران با قرآن سخن می‌گویند، از آنجا که روایات را مکمل قرآن می‌دانسته‌اند، اگرچه متن قرآن را متنی دقیق و منسجم دانسته‌اند، هنگام تفسیر قرآن با قران و یا تفسیر موضوعی، برای استفاده از روایات در فهم قران، جایگاه ویژه‌ای قائل بوده‌اند. از این رو، آنچنان که در این مقاله مورد نظر است، به نظم شبکه‌ای قرآن توجه ننموده‌اند. &lt;br /&gt;
ت. وقتی سخن از یک ساختار ریاضی به میان می‌آید، ضرورت پیدا می‌کند که همواره به اصولی که از آن سخن گفته‌ایم، پایبند بمانیم؛ و هر جا که اصول را زیر پا گذاشتیم نتیجه بگیریم که فهم‌مان از آن موضوع ایراد دارد. این ویژگی است که منجر به روشمند نمودن فهم قرآن می‌شود.&lt;br /&gt;
ث.  نویسنده، با همکاری سیده زهرا حسینی، با پایبندی به این روش تفسیری کتابی با عنوان جنسیت و پیوندهای انسانی: نگرشی نو و قرآن‌محور نگاشته که در آن به نظریه‌پردازی در موضوع جنسیت و خانواده پرداخته است. افزون بر مقالات همایشی، از این کتاب چهارده مقاله برای ارسال به نشریات استخراج شده است. چهار مقاله برای انتشار در نشریات پذیرفته شده است؛ سه مقاله در دست داوری است؛ هفت مقاله دیگر نیز، به سبب وابستگی به دیگر مقالات هنوز فرستاده نشده است. همچنین، نگارندگان با کاربست این روش تفسیری، کتابی با عنوان دختری که پیامبر شد نگاشته‌اند که قرار است نشر خانه اندیشه زحل آن را منتشر نماید.&lt;br /&gt;
ج. نویسنده بر این باور است که با این روش تفسیری، از قرآن اصولی را به دست آورده است که بر پایه آن، می‌شود علوم انسانی را در حوزه جنسیت و خانواده، اسلامی نمود.   اگر این روش تفسیری، برای اسلامی‌سازی علوم انسانی در حوزه جنسیت کارآمد باشد، می‌توان امیدوار شد که بتوان با کاربست این روش تفسیری، مبانی علوم انسانی اسلامی در دیگر موضوعات را نیز، از قرآن استخراج نمود.&lt;br /&gt;
چ. قرآن آفریده‌های خود را آیه نامیده؛ بخش‌های قرآن را نیز آیه نامیده است. این تشبیه بی‌ربط نیست. همان‌گونه که با همه ناتوانی‌ها و دانستن اینکه فهم همه شگفتی‌های جهان برایمان ناممکن است، همه جهانیان در پی فهم شگفتی‌های جهان هستند؛ برای فهم قرآن نیز نیکوست که امیدوارانه تلاش کنیم و برای فهم آیاتش همواره از گوینده کلام نیز یاری جوییم. به گفته مولانا:&lt;br /&gt;
آب دریا را اگر نتوان کشید      هم به قدر تشنگی باید چشید&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله]]	&lt;br /&gt;
[[رده:ریاضی]]&lt;br /&gt;
[[رده:فهم روشمند قرآن]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.	اخوان صراف، زهره. «گشودگی مستمر قرآن برای تجلی‌های شگفت متناسب و موزون (عددی، هندسی، موسیقیایی و ...)». دین و دنیای معاصر، دوره نهم،  شماره 2، 1401.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.	ایازی، سید محمد علی. «گفتاری یا نوشتاری بودن زبان قرآن». نقد آراء تفسیری، دوره چهارم، شماره 1، 1402.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.	جعفری، نعمت اله؛ باکویی، مهدی. «اصول و راهکارهای تفسیر قرآن بر اساس مقتضیات زمان».  قرآن و علم، سال دوازدهم، شماره 23، 1397.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.	جدی، حسین. «رهیافتی بر مطالعه ساختار زبان قرآنی به مثابه سیستم». پژوهش‌های قرآن و حدیث، سال پنجاه و چهارم، شماره 2، 1400.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5.	جدی، حسین؛ نقی‌زاده، حسن؛ اسماعیلی‌زاده، عباس. «تبیین ادله و مستندات نظام‌واره معنایی قرآن کریم». آموزه‌های قرآنی، دورۀ نوزدهم، شماره 35، 1401.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6.	خرمشاهی، بهاء‌الدین. قرآن‌پژوهی. تهران: ناهید، 1376.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7.	درزی، قاسم؛ فرامرز قراملکی، احد؛ پهلوان، منصور. «گونه‌شناسی مطالعات میان‌رشته‌ای در قرآن کریم». مطالعات میان‌‌رشته‌ای در علوم انسانی. دوره پنجم، شماره 4، 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8.	راد، علی؛ مؤمن‌نژاد، ابوالحسن. «مبانی ادبی و زبان‌شناختی جری و تطبیق در تفسیر قرآن». تحقیقات علوم قرآن و حدیث، سال چهاردهم، شماره 1، 1394.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9.	رضایی اصفهانی، محمد علی. «شیوه‌های تفسیر موضوعی قرآن کریم». پژوهش‌نامه قرآن و حدیث، شماره ششم، 1388.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10.	شریفی، محمد؛ شاهرودی، محمد رضا. «پیامدهای اندیشه‌های اخباریان در حوزه پژوهش‌های قرآنی». آموزه‌های قرآنی، دوره سیزدهم، شماره 23، 1395.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
11.	طباطبایی، سید محمد حسین.  قرآن در اسلام. تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1353.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
12.	طباطبایی، سید هادی. حدیث نواندیشان دینی (یک نسل پس از عبدالکریم سروش). تهران: کویر، 1397. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
13.	فراستخواه، مقصود. «قرآن را تنها با زبان ایمان میتوان خواند و نیوشید و فهمید». بینات، سال اول، شماره 2، 1373.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
14.	فعالی، محمد تقی. «منطق صوری فهم معنای واژه‌های قرآن». اندیشه نوین دینی، سال نهم، پیاپی 33، 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
15.	قرائی سلطان‌آبادی، احمد. «فهم قرآن در پرتو نظم شبکه‌ای یا فراخطی آن». پژوهش‌های زبان‌شناختی قرآن، سال چهارم، شماره 1، 1394.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
16.	کریمی، مصطفی. «ماهیت تفسیر موضوعی». قرآن ‌شناخت، دوره سوم، شماره 2، 1389.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
17.	مهریزی، مهدی. شخصیت و حقوق زن در اسلام. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1390. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
18.	مجتهد شبستری، محمد. هرمنوتیک، کتاب و سنت. تهران: طرح نو، 1377.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
19.	معرفت، محمد هادی. علوم قرآنی. قم: موسسه فرهنگی تمهید، 1388.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
20.	میرجلیلی، علی‌محمد؛ کلانتری خلیل‌آباد، عباس؛ شریفی، محمد. «تحلیلی بر دیدگاه تفسیری قرآن به قرآن علامه طباطبایی(ره)». کتاب قیم، سال دوم، شماره 7، 1391.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
21.	ودود، آمنه. قرآن و زن. ترجمه اعظم پویا و معصومه آگاهی. تهران: حکمت، 1393.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه سادات حسینی ۲</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%E2%80%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D9%86_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=11157</id>
		<title>معرفی روش تفسیری ساختار ریاضی‌وار متن قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%E2%80%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D9%86_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=11157"/>
		<updated>2025-12-08T14:01:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه سادات حسینی ۲: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بیشتر تفاسیری که تاکنون نگاشته شده‌اند، وابستگی زیادی به روایات دارند. در دوران کنونی، با هدف پاسخ‌گویی به شبهات پیش‌روی قرآن، روی آوردن به متن قرآن برای فهم دشواری‌های آن، افزایش چشمگیری یافته ‌است. با این همه، تاکنون روشی برای فهم روش‌مند قرآن که برای بیشتر قرآن‌پژوهان پذیرفتنی باشد، معرفی نشده‌ است. فرضیه مقاله آن است که اگر به متن قرآن، همچون یک ساختار بسیار دقیق مانند ساختارهای ریاضی، نگریسته شود، می‌توان با اصول چهارده‌گانه این مقاله، فهم قرآن را روش‌مند نموده و به بسیاری از شبهات پیش‌روی آن، پاسخی شایسته داد. شاهد بر این مدعا، مقالاتی است که با این روش تفسیری نگاشته شده‌ و در همایش‌ها و نشریات علمی پذیرفته یا منتشرشده‌اند. در این نوشتار، فرآیند این روش تفسیری و اصول چهارده‌گانه‌ای که نگارنده برای فهم قرآن به آنها پایبند است، همراه با برهانی کوتاه بر درستی آنها، خواهد آمد. گفتنی است این اصول از خود قرآن گرفته شده‌اند و برخی از آنها جای گفتگوی دانشورانه قرآن‌پژوهان است؛ پیرامون درستی برخی دیگر نیز، گفتگوی چندانی وجود ندارد؛ ولی، همگی این اصول با هم، به عنوان مبانی یک روش تفسیری، در جایی گفته‌نشده و یک نظریه نوین به شمار می‌آید. این روش تفسیری که آمیزه‌ای از شیوه‌های دیرین فهم قرآن، همچون تفسیر موضوعی و تفسیر قرآن با قرآن، و شیوه نوین هرمنوتیک است، شیوه‌ای فرارشته‌ای برای روشمند نمودن فهم قرآن است که ساختار ریاضی‌وار متن قرآن نامیده‌ شده ‌است. &lt;br /&gt;
كلمات كليدي: اصول تفسیر قرآن، روشمند نمودن فهم قرآن، ساختار ریاضی‌وار متن قرآن، فراعصری بودن، نظم شبکه‌ای.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده: ساختار ریاضی‌وار]]&lt;br /&gt;
[[رده: نظم شبکه‌ای]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه سادات حسینی ۲</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D9%81%D8%B8_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%D9%87%E2%80%8C_34_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87%E2%80%8C_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_%D9%88_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%86_(%DA%86%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D9%87)&amp;diff=10865</id>
		<title>راهکارهایی برای حفظ نظام خانواده در آیه‌ 34 سوره‌ نساء و آیات وابسته به آن (چکیده)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D9%81%D8%B8_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%D9%87%E2%80%8C_34_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87%E2%80%8C_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_%D9%88_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%86_(%DA%86%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D9%87)&amp;diff=10865"/>
		<updated>2025-11-19T08:58:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه سادات حسینی ۲: صفحه‌ای تازه حاوی «=چکیده= در این مقاله، ابتدا اصولي براي تفسير موضوعي قرآن با قرآن، که همگی از قرآن استخراج شده‌اند، بیان شده است؛ سپس، آیات 34، 128، 32، 35 و 130 سوره‌ نساء، به همین ترتیب، کنار هم گذاشته شده است و فهم جدیدی از این آیات ارائه شده است. گرچه بیشتر مفسرّا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=چکیده=&lt;br /&gt;
در این مقاله، ابتدا اصولي براي تفسير موضوعي قرآن با قرآن، که همگی از قرآن استخراج شده‌اند، بیان شده است؛ سپس، آیات 34، 128، 32، 35 و 130 سوره‌ نساء، به همین ترتیب، کنار هم گذاشته شده است و فهم جدیدی از این آیات ارائه شده است. گرچه بیشتر مفسرّان، به آیه 34 سوره نساء، نگاه حقوقی داشته‌اند، دیدگاه نویسنده چنین نیست و ترجمه‌ و تفسیری که برای آیات بیان شده است، مؤیّد اخلاقی بودن این آیات است. &lt;br /&gt;
در این مقاله، برای واژه‌ها و عبارات «حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ»، «نُشُوز»، «وَاضْرِبُوهُنَّ» و «أَطَعْنَكُمْ» در آیه‌ 34 سوره‌ نساء، ترجمه‌ و فهم جدیدی ارائه شده است. همچنین، در نظر گرفتن آیات 34، 128، 32، 35 و 130 سوره نساء، به عنوان یک دسته آیات به هم پیوسته که ارتباط مفهومی شدیدی بین آنها وجود دارد، سبب فهم جدیدی از این آیات شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=واژگان كليدي=&lt;br /&gt;
قرآن، خانواده، ارتباط زن و شوهر، «نُشُوز»، «وَاضْرِبُوهُنَّ». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله]]	&lt;br /&gt;
[[رده:زن و شوهر]]&lt;br /&gt;
[[رده: نشوز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه سادات حسینی ۲</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%E2%80%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D9%86_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=10496</id>
		<title>معرفی روش تفسیری ساختار ریاضی‌وار متن قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%E2%80%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D9%86_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=10496"/>
		<updated>2025-10-13T15:24:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه سادات حسینی ۲: صفحه‌ای تازه حاوی «بیشتر تفاسیری که تاکنون نگاشته شده‌اند، وابستگی زیادی به روایات دارند. در دوران کنونی، با هدف پاسخ‌گویی به شبهات پیش‌روی قرآن، روی آوردن به متن قرآن برای فهم دشواری‌های آن، افزایش چشمگیری یافته ‌است. با این همه، تاکنون روشی برای فهم روش‌م...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بیشتر تفاسیری که تاکنون نگاشته شده‌اند، وابستگی زیادی به روایات دارند. در دوران کنونی، با هدف پاسخ‌گویی به شبهات پیش‌روی قرآن، روی آوردن به متن قرآن برای فهم دشواری‌های آن، افزایش چشمگیری یافته ‌است. با این همه، تاکنون روشی برای فهم روش‌مند قرآن که برای بیشتر قرآن‌پژوهان پذیرفتنی باشد، معرفی نشده‌ است. فرضیه مقاله آن است که اگر به متن قرآن، همچون یک ساختار بسیار دقیق مانند ساختارهای ریاضی، نگریسته شود، می‌توان با اصول چهارده‌گانه این مقاله، فهم قرآن را روش‌مند نموده و به بسیاری از شبهات پیش‌روی آن، پاسخی شایسته داد. شاهد بر این مدعا، مقالاتی است که با این روش تفسیری نگاشته شده‌ و در همایش‌ها و نشریات علمی پذیرفته یا منتشرشده‌اند. در این نوشتار، فرآیند این روش تفسیری و اصول چهارده‌گانه‌ای که نگارنده برای فهم قرآن به آنها پایبند است، همراه با برهانی کوتاه بر درستی آنها، خواهد آمد. گفتنی است این اصول از خود قرآن گرفته شده‌اند و برخی از آنها جای گفتگوی دانشورانه قرآن‌پژوهان است؛ پیرامون درستی برخی دیگر نیز، گفتگوی چندانی وجود ندارد؛ ولی، همگی این اصول با هم، به عنوان مبانی یک روش تفسیری، در جایی گفته‌نشده و یک نظریه نوین به شمار می‌آید. این روش تفسیری که آمیزه‌ای از شیوه‌های دیرین فهم قرآن، همچون تفسیر موضوعی و تفسیر قرآن با قرآن، و شیوه نوین هرمنوتیک است، شیوه‌ای فرارشته‌ای برای روشمند نمودن فهم قرآن است که ساختار ریاضی‌وار متن قرآن نامیده‌ شده ‌است. &lt;br /&gt;
كلمات كليدي: اصول تفسیر قرآن، روشمند نمودن فهم قرآن، ساختار ریاضی‌وار متن قرآن، فراعصری بودن، نظم شبکه‌ای.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: پیشنهاده]]&lt;br /&gt;
[[رده: ساختار ریاضی‌وار]]&lt;br /&gt;
[[رده: نظم شبکه‌ای]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه سادات حسینی ۲</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82:_%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4%DB%8C_%D9%86%D9%88_%D9%88_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1_(%DA%86%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D9%87)&amp;diff=10586</id>
		<title>آیات طلاق: نگرشی نو و قرآن ‌محور (چکیده)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82:_%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4%DB%8C_%D9%86%D9%88_%D9%88_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1_(%DA%86%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D9%87)&amp;diff=10586"/>
		<updated>2025-10-10T13:33:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه سادات حسینی ۲: صفحه‌ای تازه حاوی «قوانین سنّتی خانواده که برگرفته از قرآن و روایات است، چهل سال در جامعه ایران اجرا شده‌¬است و نتیجه آن افزایش آمار طلاق و کاهش آمار ازدواج بوده‌است؛ نتیجه‌ای که در تناقض با اهدافی است که در قرآن برای تشکیل خانواده بیان¬شده¬‌است. در چنین شرای...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;قوانین سنّتی خانواده که برگرفته از قرآن و روایات است، چهل سال در جامعه ایران اجرا شده‌¬است و نتیجه آن افزایش آمار طلاق و کاهش آمار ازدواج بوده‌است؛ نتیجه‌ای که در تناقض با اهدافی است که در قرآن برای تشکیل خانواده بیان¬شده¬‌است. در چنین شرایطی طبیعی است که به این موضوع بیندیشیم که شاید فهم ما از آیات و روایات ایرادی¬دارد که نتایج وارونه‌ای به¬دست¬آمده‌است. در این مقاله نشان¬می‌دهیم که قوانین رایج طلاق همچون دادن حق¬طلاق به مرد، طلاق¬خلع و سه‌طلاقه¬کردن‌ ریشه قرآنی ندارد. گفتنی¬است این قوانین از نظر ریشه قرآنی به آیات 229 و 230 سوره بقره منسوب¬شده‌اند. در این مقاله، نظریات رایج تفسیری درباره این آیات با توجه به دقت، انسجام و استقلال متن قرآن نقد¬شده¬‌است. مهم‌ترین ایرادی که به نظریات رایج تفسیری وارداست تناقض با این اصل است که قرآن باید در دلالت خود مستقل باشد. در این پژوهش با درنظرگرفتن قرآن به¬عنوان یک متن دقیق و به¬هم¬پیوسته، فهمی نو از آیه یک سوره طلاق و آیات 229 و 230 سوره بقره، ارائه¬شده‌است. در فهم ارائه¬شده از این آیات هیچ اثری از برخی قوانین طلاق همچون دادن حق¬طلاق به مرد، طلاق¬خلع و سه‌طلاقه کردن دیده¬نمی‌شود و فقط یک نوع طلاق وجود¬دارد که در دو مرحله انجام¬می‌شود: مرحله اول با شروع دوران عدّه، روابطي که با ازدواج حلال شده¬بود، قطع¬مي‌شود و در مرحله دوم، پس از سپري¬شدن دوران عدّه، جدايي به¬طور کامل صورت¬مي‌پذيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلیدواژهها: تفسیر موضوعی، حق طلاق، طلاق¬خلع، سه‌طلاقه، قرآن. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: پیشنهاده]]&lt;br /&gt;
[[رده: تفسیر موضوعی]]&lt;br /&gt;
[[رده: طلاق خلع]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه سادات حسینی ۲</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7_%D8%B4%D8%B1%D8%B7_%D9%88_%D8%AC%D8%B2%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2_%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7_%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C_%D9%88_%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%DB%B1%DB%B2%DB%B7_%D9%88_%DB%B3_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_(%DA%86%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D9%87)&amp;diff=10587</id>
		<title>تبیین ارتباط شرط و جزای آیه سوم سوره نساء با تمرکز بر ارتباط مضمونی و مفهومی آیات ۱۲۷ و ۳ سوره نساء (چکیده)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7_%D8%B4%D8%B1%D8%B7_%D9%88_%D8%AC%D8%B2%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2_%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7_%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C_%D9%88_%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%DB%B1%DB%B2%DB%B7_%D9%88_%DB%B3_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_(%DA%86%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D9%87)&amp;diff=10587"/>
		<updated>2025-10-10T13:29:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه سادات حسینی ۲: صفحه‌ای تازه حاوی «آیۀ سوم سورۀ نساء تنها آیه‌ای از قرآن است که چندهمسری را تجویز¬می‌کند. همچنین در این آیه شرط و جزایی وجود¬دارد که بیش از هر جملۀ شرطی دیگری مورد بحث قرار-گرفته‌است. از این¬رو، دانستن وجه ارتباط بین شرط و جزا در این آیه، حکمت جواز چندهمسری و جا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آیۀ سوم سورۀ نساء تنها آیه‌ای از قرآن است که چندهمسری را تجویز¬می‌کند. همچنین در این آیه شرط و جزایی وجود¬دارد که بیش از هر جملۀ شرطی دیگری مورد بحث قرار-گرفته‌است. از این¬رو، دانستن وجه ارتباط بین شرط و جزا در این آیه، حکمت جواز چندهمسری و جایگاه صحیح این حکم را نیز آشکار¬می‌کند. گفتنی¬است در نظریات رایج تفسیری شیعه و سنی، این آیه به صورتی ترجمه و تفسیر¬شده‌است که شرط «و َإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى» در آیه‌ سه سوره‌ نساء نادیده¬گرفته‌شده‌است. در مقاله حاضر که به قرآن به عنوان یک متن دقیق و به¬هم¬پیوسته می‌نگرد، با توجه به استقلال متن قرآن از نظر دلالت و با تمرکز بر ارتباط مضمونی و مفهومی آیات سه و صد و بیست و هفت سورۀ نساء، برای این آیات ترجمه و تفسیری ارائه¬شده‌است که هم ناهماهنگی ابتدا و ادامه آیه سه را برطرف¬می‌کند و هم دامنه جواز چندهمسری را بسیار محدود¬می‌سازد. اگر بپذیریم که ابتدا آیه صد و بیست و هفت و سپس آیه سه نازل¬شده‌است و زنانی که در آیه سه درباره آنان حکمی داده‌شده، همان زنانی هستند که در آیه صد و بیست و هفت معرفی-شده‌اند، حکم چندهمسری در قرآن فقط منحصر به ازدواج يك مرد با مادر یتیمانی می‌شود كه آن مرد از قبل سرپرستی امور مالی آن كودكان يتيم را برعهده¬گرفته¬است؛ مادراني كه توانايي مديريت امور مالی کودکان یتیم خود را نداشته و مسئوليت امور مالي فرزندانشان را به آن مرد سپرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلیدواژه ها: تفسیر موضوعی، چندهمسری، شرط جواز، متن قرآن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
[[رده: پیشنهاده]]&lt;br /&gt;
[[رده: تفسیر موضوعی]]&lt;br /&gt;
[[رده: چندهمسری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه سادات حسینی ۲</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%DB%8C_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D8%A3%DA%A9%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D9%82%D8%AA%D8%8C_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%B5%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86_%D9%85%D8%AA%D9%86:_%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%81%D9%87%D9%85_%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=10588</id>
		<title>تفسیر موضوعی قرآن با قرآن با تأکید بر دقت، انسجام و فراعصری بودن متن: راهکاری برای فهم روشمندانه قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%DB%8C_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D8%A3%DA%A9%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D9%82%D8%AA%D8%8C_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%B5%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86_%D9%85%D8%AA%D9%86:_%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%81%D9%87%D9%85_%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=10588"/>
		<updated>2025-10-10T13:09:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه سادات حسینی ۲: صفحه‌ای تازه حاوی «افزايش کارآيي دين در جهان امروز و رفع مسأله پيچيده تقابل اسلام و مدرنيته، اهميت فهمي صحيح و تفسيري کارآمد از قرآن را دوچندان مي‌کند. همچنین، لازمه‌ رسیدن به فهمی صحیح از قرآن، روشمندی آن است. راهکاری که در این مقاله برای فهم روشمندانه قرآن مع...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;افزايش کارآيي دين در جهان امروز و رفع مسأله پيچيده تقابل اسلام و مدرنيته، اهميت فهمي صحيح و تفسيري کارآمد از قرآن را دوچندان مي‌کند. همچنین، لازمه‌ رسیدن به فهمی صحیح از قرآن، روشمندی آن است. راهکاری که در این مقاله برای فهم روشمندانه قرآن معرفی شده است، تلفیقی از شیوه تفسیر موضوعی، تفسیر قرآن با قرآن و در نظر گرفتن قرآن به عنوان یک متن است. نویسنده مقاله، با به کار بستن این روش، کتابی به نام «جنسیت و پیوندهای انسانی: نگرشی نو و قرآن محور» نگاشته که آماده چاپ است؛ بسیاری از یافته‌های کتاب جدید است و از آن مقالاتی نیز استخراج شده است. از آنجا که نگرش نویسنده به قرآن، کاربردی است، در این مقاله، قوانینی که با به کار بستن این شیوه تفسیری برای موضوعات مرتبط با جنسیت به دست آمده را، گرد هم آورده است؛ تا فارغ از اینکه نتایج به دست آمده را چه کسی، از کدامین کتاب و با کدامین شیوه به دست آورده است، خواننده را به داوری درباره کارآمدی قرآن، برای پاسخگویی به نیازهای انسان معاصر در موضوع جنسیت، فراخواند. بدیهی است اگر قوانین به دست آمده از کتابی با قدمتی 1400 ساله، برای حل مشکلات انسان معاصر کارساز باشد، خود دلیل محکمی بر اعجاز آن خواهد بود. همچنین، اگر استفاده از این روش فهم قرآن، در موضوعات مربوط به جنسیت کارآمد باشد، امید آن می‌رود به کار بستن آن در دیگر موضوعات، زمینه را برای اسلامی نمودن علوم انسانی، که سال‌هاست رهبری نظام برای به تحقق پیوستن آن فراخوان داده‌‌اند، فراهم سازد.       &lt;br /&gt;
کلیدواژهها: اعجاز، تفسیر موضوعی، روشمندی، کاربرد، متن قرآن.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
[[رده: پیشنهاده]]&lt;br /&gt;
[[رده: تفسیر موضوعی]]&lt;br /&gt;
[[رده: روشمندی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه سادات حسینی ۲</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7_%D8%B4%D8%B1%D8%B7_%D9%88_%D8%AC%D8%B2%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2_%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7_%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C_%D9%88_%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%DB%B1%DB%B2%DB%B7_%D9%88_%DB%B3_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1&amp;diff=10439</id>
		<title>تبیین ارتباط شرط و جزای آیه سوم سوره نساء با تمرکز بر ارتباط مضمونی و مفهومی آیات ۱۲۷ و ۳ سوره نساء</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7_%D8%B4%D8%B1%D8%B7_%D9%88_%D8%AC%D8%B2%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2_%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7_%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C_%D9%88_%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%DB%B1%DB%B2%DB%B7_%D9%88_%DB%B3_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1&amp;diff=10439"/>
		<updated>2025-10-09T06:41:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه سادات حسینی ۲: صفحه‌ای تازه حاوی «=چکیده=  آیۀ سوم سورۀ نساء، تنها آیه‌ای از قرآن است که چندهمسری را تجویز می‌کند. همچنین، در این آیه شرط و جزایی وجود دارد که بیش از هر جملۀ شرطی دیگری مورد بحث قرار گرفته است. از این رو، دانستن وجه ارتباط بین شرط و جزا در این آیه، حکمت جواز چندهم...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=چکیده=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیۀ سوم سورۀ نساء، تنها آیه‌ای از قرآن است که چندهمسری را تجویز می‌کند. همچنین، در این آیه شرط و جزایی وجود دارد که بیش از هر جملۀ شرطی دیگری مورد بحث قرار گرفته است. از این رو، دانستن وجه ارتباط بین شرط و جزا در این آیه، حکمت جواز چندهمسری و جایگاه صحیح این حکم را نیز آشکار می‌کند. گفتنی است در نظریات رایج تفسیری شیعه و سنی، این آیه به صورتی ترجمه و تفسیر شده است که شرط «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْيَتَامَى» در آیه‌ ۳ سوره‌ نساء نادیده گرفته شده است. در این مقاله که به قرآن به عنوان یک متن دقیق و به هم پیوسته می‌نگرد، با توجه به استقلال متن قرآن از نظر دلالت و با تمرکز بر ارتباط مضمونی و مفهومی آیات ۱۲۷ و ۳ سورۀ نساء، برای این آیات ترجمه و تفسیری ارائه شده است که هم ناهماهنگی ابتدا و ادامه آیه ۳ را برطرف می‌کند و هم دامنه جواز چندهمسری را بسیار محدود می‌سازد. اگر بپذیریم که ابتدا آیه ۱۲۷ و سپس آیه ۳ نازل شده است؛ و زنانی که در آیه ۳ درباره آنان حکمی داده شده، همان زنانی هستند که در آیه ۱۲۷ معرفی شده‌اند، حکم چندهمسری در قرآن، فقط منحصر به ازدواج يك مرد با مادرِ یتیمانی می‌شود كه آن مرد از قبل سرپرستی امور مالی آن كودكان يتيم را بر عهده گرفته است؛ مادرانی كه توانايی مديريت امور مالی کودکان یتیم خود را نداشته و مسئوليت امور مالی فرزندانشان را به آن مرد سپرده‌اند. &lt;br /&gt;
=واژگان کلیدی=&lt;br /&gt;
 تفسیر موضوعی؛چند همسری؛ شرط جواز؛ متن قرآن.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=1. مقدمه=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از احکام پرچالش اسلام، حکم جواز چندهمسری است. اگرچه این حکم از دید بیشتر مسلمانان از احکام ثابت اسلام و حتی قرآن شمرده می‌شود، اما در بین پژوهشگران علوم دینی چنین نیست و هنوز پرسشهای زیادی ذهن آنان را آزار میدهد. آیه‌ای که به صراحت به موضوع چندهمسری پرداخته و به عنوان مجوز قرآنی چندهمسری به آن استناد می‌شود، آیه سوم سوره نساء است. «این آیه دستکم از دو نظر منحصر به فرد است؛ نخست آنکه، تنها آیۀ قرآنی است که تعدد زوجات (چندهمسری) را تجویز میکند و دوم، در این آیه شرط و جزایی وجود دارد که بیش از هر جملۀ شرطی دیگری مورد بررسی، نقد و نظر قرار گرفته است. این دو ویژگی آیۀ سوم نساء، به یکدیگر مرتبط هستند. به بیان دیگر، درک و دریافت وجه ارتباط بین شرط و جزا در این آیه، حکمت جواز چندهمسری و جایگاه صحیح این حکم را نیز آشکار میسازد». (سلطانی‌رنانی، ۱۳۹۸: ۲۲۴) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مقاله، با کنار هم قرار دادن آیات ۱۲۷ و ۳ سوره نساء و توجه به نزول تدریجی قرآن، با تمرکز بر ارتباط مفهومی و مضمونی این دو آیه، ارتباطی را بین شرط و جزای آیه ۳ مطرح نموده است که امیدوار است بتواند مکمل پژوهش‌های پیشین در این موضوع باشد. بدین منظور، پس از توضیح مختصری درباره شیوه قرآن‌پژوهی نگارنده، ابتدا فهم خود از آیه ۳ سوره نساء و ارتباط بین شرط و جزای آن را بیان نموده است. سپس، برای دفاع از نظریه بیان شده در مقاله، نظریه پژوهشگرانی که حکم چندهمسری را محدود به ازدواج با مادران یتیمان می‌دانند و همچنین‌ کلیت نظریه رایج تفسیری شیعه، با روش نویسنده نقد شده است. به عنوان یک ایراد کلی، میتوان گفت که در نظریات رایج تفسیری شیعه و سنی، و حتی نظریات جدیدی همچون سلطانی‌رنانی که چندهمسری را محدود به ازدواج با مادران یتیمان می‌دانند، این آیه به صورتی فهمیده شده است که در احکام و قوانین کنونی چندهمسری، اثری از شرط «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْيَتَامَى» در آیه ۳ سوره نساء، دیده نمیشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=2.  پیشینه پژوهش: تنوع نظریات درباره آیات چندهمسری =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیرباز در موضوع جواز چندهمسری در میان مفسران اختلاف نظر جدی وجود داشته است. مشکلی که در فهم آیه ۳ سوره نساء وجود دارد، آن است که ابتدای آیه سخن از یتیمان است و در ادامه آن از جواز چندهمسری، آن هم تا چهار همسر، سخن به میان آمده است. ناهماهنگی ابتدا و ادامه آیه تا اندازه‌ای است که برخی به روایتی منسوب به حضرت علی (ع) استناد نموده و گفتهاند: میان اول و آخر آیه، یک سوم از قرآن بوده و از بین رفته است. گفتنی است تلاش افرادی همچون علامه طباطبایی، از آنجا که تعداد همسران را به چهار محدود نموده است، در تعدیل جواز چند همسری، اثرگذار بوده است. نگاهی به تفسیر «المیزان» و دیدن برداشتهای بسیار متفاوتی که از این آیه شده است و همچنین استدلال صاحب «المیزان» بر رد آنها، هم نمایانگر تنوع نظریات پیشینان و هم گواه تلاش او در محدود کردن این جواز است (طباطبایی، ۱۳۸۰: ۴/۲۶۶). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایان نامه ها، مقالات پژوهشی و کتاب‌های زیادی به موضوع چندهمسری پرداخته‌اند. برخی از آنها عبارتند از: (کتاب‌ها: عبیدی؛ معرفت؛ و مقالات پژوهشی: اسکندرلو؛ حافظی و قاضی‌زاده؛ خانی، عشریه و حسامی؛ رستمی و ایمانیه؛ رضایی و میرعرب؛ سلطانی‌رنانی؛ شکرانی و حبیب‌اللهی؛ صادق‌زاده طباطبایی). برخی از آنها به دفاع از حکم چندهمسری کنونی پرداخته‌اند؛ برخی نیز، جواز چندهمسری را از حالت مطلق کنونی خارج دانسته و محدود به برخی ضرورت‌های اجتماعی دانسته‌اند.  در میان مقالات نگاشته شده با موضوع چندهمسری، مقالات صادق‌زاده‌طباطبایی و سلطانی‌رنانی ارتباط ویژه‌ای با این مقاله دارد. صادق‌زاده طباطبایی، نظریه تفسیری رایج شیعه و سنی را نقد نموده و نتیجه‌ پژوهش او، با سلطانی‌رنانی یکسان است. سلطانی‌رنانی نیز، نظریات مفسران و پژوهشگران در زمینه ارتباط شرط و جزا را دسته‌بندی و سپس نقد نموده است. گفتنی است در مقاله سلطانی‌رنانی، از برخی اندیشمندان معاصر که جواز چندهمسری را محدود به مادران یتیمان می‌دانند، یاد شده است. در میان آنها، نام برخی بزرگان شیعه، همچون سیدعبدالاعلی سبزواری، علامه محمدتقی معرفت و آیت‌الله سیدمحمدتقی مدرسی نیز دیده می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اختصار میتوان گفت که با وجود تفاوتهایی در شیوۀ بیان و استدلال، بسیاری از پژوهش‌‌های تفسیری معاصر، از آن جهت که دامنه جواز را به گروه کمتری از زنان محدود نموده‌اند، هماهنگ با نظریۀ بیان شده در این مقاله است. از این رو، حکم به دست آمده در این مقاله، چندان هم عجیب و غریب نیست. البته، تفاوت در شیوه فهم آیه و نوع نگاه به قرآن و روایات، تأثیرات جدی در نتایج دو دیدگاه دارد، که در بخش نقد نظریه سلطانی‌رنانی بدان پرداخته شده است. &lt;br /&gt;
=3.  روش پژوهش=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده برای فهم قرآن به اصولی پایبند است. این اصول در مقاله جداگانه‌ای با عنوان «تفسیر موضوعی قرآن با قرآن؛ با تأکید بر انسجام، نظم شبکه‌ای و فراعصری بودن متن: راهکاری برای فهم روشمندانه و کاربردی قرآن» به ششمین همایش اعجاز قرآن فرستاده شده است. بیشتر این اصول از کتاب «قرآن در اسلام» علامه طباطبایی گرفته شده است. گاهی این شیوه‌ فهم قرآن، «استنطاق قرآن» نیز نامیده شده است. (صفره و دیگران؛ ایزدی و اخوان‌مقدم). گفتنی است نگارنده، با استفاده از این روش، که تلفیقی از روش‌های سنتی و مدرن فهم قرآن است، کتابی با عنوان «جنسیت و پیوندهای انسانی: نگرشی نو و قرآن‌محور» نگاشته که آماده چاپ است. &lt;br /&gt;
=4.  بررسی آیات چندهمسری=&lt;br /&gt;
مجموعه آیاتی از قرآن که موضوع آنها چندهمسری است، از این قرارند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱- النساء / ۱۲۷: وَيَسْتَفْتُونَكَ فِی النِّسَاءِ قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِی الْكِتَابِ فِی يَتَامَى النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا ﴿۱۲۷﴾&lt;br /&gt;
لغات:&lt;br /&gt;
يَسْتَفْتُونَكَ: از تو فتوا و بیان حکم میخواهند. فتوی و فتیا: بیان حکم. &lt;br /&gt;
الْكِتَابِ: در اینجا منظور از «الْكِتَابِ»، قرآن است. &lt;br /&gt;
يَتَامَى: دختران و پسران یتیم. «يَتَامَى» جمع «یَتِیم» است. «یَتِیم» به فرزندی گویند که پیش از بلوغ، پدرش را از دست دهد. در حیوانات در صورت از دست دادن مادر یتیم گفته میشود. &lt;br /&gt;
تَرْغَبونَ: مایل هستید، دوست دارید. &lt;br /&gt;
قِسْط: ««قسط» یک الگوی عدالت مبتنی بر «قانون‌مداری» و «رعایت حقوق افراد» است». (اخوان‌طبسی و داوری، ۱۳۹۷: ۱۲۵). «در واقع اموال یتیمان «حق» آنهاست و قسط که دارای مؤلفه معنایی «حق و نصیب» است، به معنای دادن حق هر کس به خود اوست». (همان: ۱۲۰). &lt;br /&gt;
ترجمه: و دربارۀ زنان رأی تو را میپرسند. بگو: «خدا دربارۀ آنان به شما فتوا میدهد؛ و [نیز] آنچه در کتاب [قرآن] میآید، دربارۀ یتیمان زنانی که حق مقررشان را نمیدهید و تمایل به ازدواج با آنان [= زنان= مادر یتیمان] دارید و دربارۀ کودکان ضعیف [= کودکان بیسرپرست یا بد سرپرست] و اینکه با یتیمان به قسط رفتار کنید، [فتوا میدهد]؛ و هر کار نیکی انجام دهید، قطعاً خدا به آن داناست». (۱۲۷) &lt;br /&gt;
توضیحات:&lt;br /&gt;
الف: الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ: کودکان ناتوان. از آنجا که یتیمانِ دارای مادر و کودکان ضعیف را در دو دسته جدا قرار داده است، میتوان آن را به معنی کودکانی که نه پدر دارند و نه مادر، در نظر گرفت. با توجه به گستردگی معنای واژه «مستضعف»، این عبارت میتواند به معنای کودکان بیسرپرست و بد سرپرست باشد.&lt;br /&gt;
ب: از نظر نویسنده، «يَتَامَى النِّسَاء» یک ترکیب اضافی است و عبارت «اللَّاتِی لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنكِحُوهُنَّ» در توصیف «النِّسَاء» آمده است.&lt;br /&gt;
پ: «یَتَامَى النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنكِحُوهُنَّ»؛ یعنی: «فرزندانِ یتیمِ زنانی که به سبب سرپرستی امور مالی فرزندان آنان، تمایلی به دادن حق واجب آنان، که در آیۀ ۲۴ سورۀ نساء، از آن به عنوان اجر نام برده شده است، ندارید و از طرفی تمایل به ازدواج با آنان نیز دارید». &lt;br /&gt;
ظاهراً با توجه به رسیدگی به امور مالی کودکان آن زنان، مردان فکر میکردهاند، برای ازدواج با آنان پرداخت اجر ضرورتی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- النساء/ ۲ تا ۶: وَآتُوا الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا ﴿۲﴾ وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْيَتَامَى فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَ ثُلَاثَ و رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَه أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا ﴿۳﴾ وَآتُوا النَّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَه فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَیْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَّرِيئًا ﴿۴﴾ وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ﴿۵﴾ وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللّهِ حَسِيبًا﴿۶﴾&lt;br /&gt;
لغات:&lt;br /&gt;
إِنْ: از ادات شرط است. حرف شرط «إِنْ» بر جملۀ شرط و جزا وارد میشود و معنای این دو جمله را مستقبل (آینده) میکند. «إِنْ» شرطیه را میتوان یکی از گستردهترین ادات شرط دانست.&lt;br /&gt;
خِفْتُمْ: فعل ماضی جمع مذکر مخاطب از ریشه «خوف» است. خوف: بیم و ترس.&lt;br /&gt;
أَلَّا تُقْسِطُوا: «أَلَّا» ترکیب یافته از «أن» ناصبه و «لا» نافیه است. «أن» فعل مضارع را نصب میکند و آن را به تأویل مصدر میبرد. &lt;br /&gt;
طاب:گوارا و شیرین و خوب شد.&lt;br /&gt;
فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَ ثُلَاثَ و رُبَاعَ: با هر تعداد از زنان که تمایل داشتید، دو تا با هم، سه تا باهم و یا چهار تا با هم ازدواج کنید. &lt;br /&gt;
 نکته: فعل «طاب» تأکید میکند که برای برقراری قسط بین یتیمان مجبور به ازدواج با مادران آنها نیستید؛ فقط در صورت تمایل چنین اجازهای دارید. &lt;br /&gt;
صَدُقَات: مفرد آن، «صَدُقَه» است. «صَدُقَ» از «صِدْقْ» به معنی راستی، اخلاص و درستی گرفته شده است. به کار بردن این کلمه ممکن است به یکی از کارآییهای پرداخت اجر، یعنی اثبات صداقت مرد در علاقه و تعهد نسبت به همسرش اشاره داشته باشد. &lt;br /&gt;
صَدُقَاتِهِنَّ: اضافه شدن ضمیر «هِنَّ» به «صَدُقَات» نشانگر آن است که مردان از قبل میدانستهاند که منظور از «صَدُقَه» برای همسر چیست. از آنجا که در آیه ۲۴ سوره نساء میگوید: «... پس اگر تمايل داشتيد با آن خواستنی [که در حال پاکدامنی باشد و نه رفیقبازی] از آنان بهرهمند شوید، واجب است که اجر آنها را بپردازید؛. ..»، «صَدُقَه» همان اجری است که مردان باید به همسرشان بپردازند و امروزه با نام مهريه شناخته میشود. &lt;br /&gt;
نِحْلَه: عطيهای است كه در برابر آن چيزی دريافت نشود. &lt;br /&gt;
ترجمه: و اموال يتيمان را به آنان برگردانید و [مال پاك] و [مرغوب آنان] را با [مال] ناپاك [خود] عوض نكنيد؛ و اموال آنان را همراه با اموال خود مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) و اگر بیم دارید که مبادا در بین یتیمان [دختران و پسران یتیم] به قسط رفتار نکنید، با هر تعداد از زنان که تمایل داشتید، دو تا با هم، سه تا باهم و یا چهار تا با هم ازدواج کنید؛ و اگر بیم دارید که مبادا بین زنان به عدالت رفتار نکنید، به یک زن یا ملک یمینی [که با او ازدواج کردهاید]، اکتفا کنید؛ این بهتر است برای اینکه عیالوار نشوید. (۳) و مهر زنان را که عطیهای است [از جانب خدا برای آنان]، به آنان بدهید؛ و اگر به میل خودشان چیزی از آن را به شما وا گذاشتند، حلال و گوارایتان باد. (۴) و به كم‏ خردان اموالشان را كه خداوند شما را به سرپرستى آن گماشته است ندهيد؛ و از [سود و بهرۀ‏] آن خوراك و پوشاكشان دهيد و با آنان به زبان خوش سخن بگوييد. (۵) و يتيمان را بيازماييد تا وقتى به [سن] زناشويى برسند؛ پس اگر در ايشان رشد [فكرى] يافتيد، اموالشان را به آنان برگردانید؛ و آن را [از بيم آنكه مبادا] بزرگ شوند، به اسراف و شتاب مخوريد؛ و آن كس كه توانگر است بايد [از گرفتن اجرت سرپرستى] خوددارى ورزد و هر كس تهیدست است، بايد مطابق عرف [از آن] بخورد. پس هرگاه خواستید اموالشان را به آنان برگردانید، برايشان شاهد بگيريد؛ و خداوند حسابرسى را كافى است. (۶) &lt;br /&gt;
توضیحات:&lt;br /&gt;
الف: مفهوم برآمده از متن آیه ۲، سفارش به محافظت از اموال یتیمان و سوء استفاده نکردن از اموالی است که فردی در آن تصرف دارد.&lt;br /&gt;
ب: با توضیحات بند الف، توقع آن میرود که آیه ۳ نیز به بیان مطالبی درباره اموال یتیمان بپردازد.&lt;br /&gt;
پ: در آیه ۳ میفرماید: اگر بیم آن دارید که بین یتیمان رعایت قسط نکنید، میتوانید چند همسر داشته باشید و اگر میترسید بین همسران به عدالت رفتار نکنید، به همان یک زن یا ملک یمینی که با او ازدواج کردهاید، اکتفا کنید و بیجهت خود را عیالوار نکنید. &lt;br /&gt;
ت: آیات ۵ و ۶ نیز همچون آیه ۲، به بیان سفارشاتی درباره اموال یتیمان پرداخته است. به دیگر سخن، موضوع آیه ۲ و آیات ۵ و ۶ یکی است. &lt;br /&gt;
ث: از متن آیات مشخص است که مخاطب آیات ۲تا ۶، مردانی هستند که اموال یتیمان در اختیار آنهاست و آنها در آن اموال، به اندازه اموال خودشان حق تصرف دارند.&lt;br /&gt;
۳- نساء: ۱۲۹: وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَه وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿۱۲۹﴾ &lt;br /&gt;
ترجمه: و شما هرگز نمیتوانید میان زنان به عدالت رفتار کنید، هر چند [بر عدالت] حریص باشید! پس به یک طرف یکسره تمایل نورزید تا آن [زن دیگر] را سرگشته [= بلا تکلیف] رها کنید. و اگر سازش نمایید و پرهیزگاری کنید، یقیناً خدا آمرزندۀ مهربان است.(۱۲۹) &lt;br /&gt;
=5.  دیدگاه نویسنده=&lt;br /&gt;
الف: ارتباط مفهومی آیات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان که در ابتدا گفته شد، مشکلی که در فهم آیه ۳ سوره نساء وجود دارد، آن است که ابتدای آیه درباره یتیمان و ادامه آن مربوط به جواز چندهمسری است و این دو با هم ناسازگارند. پرسشی که پس از خواندن آیه ۳ سوره نساء به ذهن شنونده خطور میکند، آن است که ازدواج با کدام زنان است که میتواند در بهبود زندگی یتیمان اثرگذار باشد. طبیعیترین پاسخی که به ذهن میرسد، آن است که ازدواج با مادر آن یتیمان میتواند اثری مهم بر زندگی یتیمان داشته باشد. ولی این مطلب هرگز از ظاهر آیه 3 نتیجه نمی‌شود. در این آیه، هیچ سخنی از مادر یتیمان و ازدواج با آنان نیامده است؛ فقط سخن از ازدواج با زنان است؛ اما کدام زنان؟ معلوم نیست. اکنون به این پرسش پاسخ میدهیم:&lt;br /&gt;
پاسخ: اگر بپذیریم که ابتدا آیه ۱۲۷ سوره نساء نازل شده است و در آن خبر داده شده که قرار است فتوایی درباره این چهار موضوع داده شود:&lt;br /&gt;
1.	فتواهایی درباره همه زنان؛&lt;br /&gt;
2.	امور مالی کودکان بیپدری که مادران آنها سرپرستی اموال آنان را به فرد دیگری سپردهاند؛&lt;br /&gt;
3.	مادرانی که سرپرست امور مالی فرزندانشان، تمایل به ازدواج با آنان دارد؛ &lt;br /&gt;
4.	امور مالی کودکان ناتوان که شامل کودکانی که پدر و مادر ندارند و همچنین، کودکان بد سرپرست می‌شود؛ &lt;br /&gt;
سپس، آیات ۲ تا ۶ و ۷ تا ۱۴ سوره نساء نازل شده است و بخشی از آن فتواهایی که در آیه ۱۲۷ وعده داده شده است را بیان نموده است. در این صورت، نه‌تنها مشکل منطقی آیه حل میشود، بلکه، برای چندهمسری نیز، قانونی به دست می‌آید که دلیل تجویز آن، رعایت قسط بین کودکان یتیم است.&lt;br /&gt;
قانونی که از کنار هم گذاشتن آیات ۱۲۷ و ۳ سوره نساء (به ترتیب) به دست میآید این است که: اگر شوهر زنی بمیرد و آن زن کودکان یتیمی داشته باشد که توانايی مديريت امور مالی آنان را نداشته باشد، تا جاییكه مجبور شود سرپرستی امور مالی آن کودکان يتيم را به عهده مردی بگذارد؛ اگر در اين شرايط ویژه، آن مرد نگران رعایت قسط در اموال آن کودکان یتیم باشد، آن مردِ سرپرستِ کودکانِ یتیم، با وجود اینکه دارای همسر است، اجازه دارد به شرط رعایت عدالت بین همسران، با آن زن بیوه ازدواج کند. این اجازه، تا داشتن چهار همسر با هم وجود دارد. &lt;br /&gt;
در واقع، جواز چندهمسری برای مراعات بیشتر در امور مالی کودکان یتیم است. با این وجود، آیه ۱۲۹ سوره نساء، با بیان اینکه رعایت عدالت میان همسران ناممکن است، همین اجازه را نیز با نهی شدیدی همراه نموده است. &lt;br /&gt;
اکنون، با جزئیات بیشتر، به ارتباطات مفهومی بین آیه ۱۲۷ و آیات ۲ تا ۱۴ سوره نساء می‌پردازیم: &lt;br /&gt;
در این دیدگاه، در آیه ۱۲۷ خبر داده شده که قرار است، به پرسش‌هایی درباره زنان، پاسخ داده شود؛ و در آیات ۲ تا ۱۴ سوره نساء این پاسخ بیان شده است. با بیانی صریح‌ تر، فتوای عام برای اموال یتیمان، چه مادر داشته باشند و چه نداشته باشند، در آیات ۲، ۵ و ۶ بیان شده است؛ فتوای ویژه درباره یتیمانی که مادر دارند و مردانِ سرپرستِ آن یتیمان تمایل به ازدواج با مادران آنها دارند، در آیات ۳ و ۴ بیان شده است؛ فتوای وعده داده شده برای همه زنان نیز، آیات ۷ تا ۱۴ همین سوره است که قوانین ارث را بیان میکند و در هنگام بیان قوانین ارث، به حقوق زنان نیز اشاره دارد. &lt;br /&gt;
ب: ارتباط مضمونی آیات &lt;br /&gt;
1.	وجود حرف ربط «وَ» در ابتدای آیه ۳، اشاره به پیوستگی این آیه به آیه دیگری از قرآن دارد. با توجه به روند کلی متن آیات، پیوند این آیه به آیه قبل، مشکل فهم این آیه را برطرف نمیکند. از این رو، باید در ادامه آیه دیگری باشد. &lt;br /&gt;
2.	وجود عبارت «أَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ» در آیه ۱۲۷ و شروع آيه ۳ با «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْيَتَامَى» ارتباط این دو آیه را بسیار شدید میکند. &lt;br /&gt;
3.	در این تفسیر میتوان برای «أَلَّا تَعُولُوا» ترجمه «عیالوار نشوید» (یکی از ترجمه‌های پیشنهادی فولادوند) را در نظر گرفت. این ترجمه با متن آیه بسیار هماهنگتر از ترجمههای دیگری است که برای این عبارت بیان شده است. در دیگر ترجمهها و تفاسیر، «عَوْلْ» را به معنی «ستم» گرفتهاند. پرسشی که پیش میآید آن است که: با وجود این همه واژهای که به معنی «ستم» است، چه نیازی است که در این آیه، از واژه «عَوْلْ» استفاده کند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دفاع از این نظریه تفسیری، می‌توان گفت:&lt;br /&gt;
1.	این تفسیر، اشکال منطقی نبودن ارتباط بین شرط و جزا، در آیه ۳ سوره نساء را، با لفظ خود قرآن، برطرف میکند.&lt;br /&gt;
2.	آیه ۱۲۷ سوره نساء و آیه ۳ همین سوره، تنها آیاتی از قرآن هستند که هم درباره زنان و هم درباره یتیمان سخن میگویند. از این رو، منطقی است که بخشی از فتوای وعده داده شده در آیه ۱۲۷، درآیه ۳ بیان شده باشد. &lt;br /&gt;
3.	با توجه به نزول تدریجی قرآن، این فرضیه که ابتدا آیه ۱۲۷ و سپس آیه ۳ سوره نساء نازل شده باشد، و در واقع، وجود ارتباط به این دو آیه، می‌تواند فرضیه قابل قبولی باشد. &lt;br /&gt;
4.	تفسیر «تسنیم» نیز آیات ۱۲۷ و ۳ سوره نساء را مرتبط به یکدیگر میداند و «فِی الْيَتَامَى» در آیه ۳ را با «فِی يَتَامَى النِّسَاء» در آیه ۱۲۷، یکی میداند. (جوادی آملی ۱۳۸۵: ۱۷/۲۵۱). از نظر ارتباط دو آیه، تفاوت این برداشت با «تسنیم» آن است که در اینجا، «یَتَامَی» در آیه ۱۲۷، با «الیَتَامَى» در آیه ۳، یکی دانسته شده است؛ و «النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنكِحُوهُنَّ» در آیه ۱۲۷، با «النِّسَاء» در آیه ۳ یکی دانسته شده است.&lt;br /&gt;
5.	(ابنعطیه، ۱۴۱۳: ۲/۱۱۸) و (ابنعاشور، ۱۹۸۴: ۴/۲۲۲)، شرط و جزای آیۀ سوم سورۀ نساء را در ارتباط با آیۀ ۱۲۷ همین سوره دانستهاند. از نظر این مفسران، «الیتامی» و «النساء» در آیۀ سوم نساء، همان «یتامی النساء» در آیۀ ۱۲۷ است. ایشان بر این باور بودهاند که خداوند در آیۀ سوم، پاسخ پرسش و استفتای آیۀ ۱۲۷ را بیان کرده است. (سلطانی‌رنانی، ۱۳۹۸: ۲۲۹)&lt;br /&gt;
6.	«تفسیر قمی» بین آیه ۳ و آیه ۱۲۷ سورۀ نساء ارتباط قائل است؛ (سلطانی‌رنانی، ۱۳۹۸: ۲۳۷) &lt;br /&gt;
=۶. پاسخگویی به پرسشها=&lt;br /&gt;
 نظريه بيان شده در اين مقاله پرسشهايی را به وجود می‌آورد كه در زير به آنها پاسخ داده خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱- آيا اين حكم برای هر مادر يتيمی داده شده است و يا شرايطی دارد؟ &lt;br /&gt;
پاسخ: خیر. بنا بر آيات ۵ و ۶ سوره نساء، اموال اين يتيمان از قبل به فرد ديگری سپرده شده است. یعنی، مادر آنان توانايی مديريت و اداره امور مالی آنان را نداشته و مجبور بوده که اين مسئوليت را به فرد ديگری بسپارد. در واقع، حکمت جواز چندهمسری، مراعات بیشتر در امور مالی یتیمان است؛ و نه حتی نیازهای عاطفی آنان. &lt;br /&gt;
۲- ازدواج با مادر یتیمان، چه اثری در برقراری قسط در امور مالی فرزندان یتیم آنان دارد؟&lt;br /&gt;
پاسخ: با این ازدواج، سرپرست امور مالی کودکان، تبدیل به پدرخوانده آنان میشود و همچنین، بخشی از مسئولیتهای مالی آن کودکان به مادرشان سپرده میشود. از طرفی، با توجه به اینکه زن و شوهر از یکدیگر ارث میبرند، در صورت ازدواج با مادر آنان، اگر اندکی به حقوق یتیمان صدمه وارد شود، به صورت ارث جبران خواهد شد.&lt;br /&gt;
۳- آیا همه همسران پیامبر مادر یتیمان بودهاند؟ اگر چنین نیست آیا تناقضی بین این آیه و چندهمسری پیامبر وجود ندارد؟&lt;br /&gt;
پاسخ: از نظر نگارنده، حکم پیامبر درباره همسران و ازدواج با ملک یمینها، به استناد آیه۵۰ سوره احزاب، با دیگر مردان متفاوت بوده است. این پرسش، در کتاب آماده چاپ نویسنده، پاسخ داده شده است.&lt;br /&gt;
۴- چرا موضوع ازدواج با ملک یمینها جداگانه مطرح شده است؟ مگر ملک یمینها زن نبودهاند؟ &lt;br /&gt;
پاسخ: این پرسش نیز، در کتاب «جنسیت و پیوندهای انسانی: نگرشی نو و قرآن‌محور» پاسخ داده شده است.&lt;br /&gt;
=7.  نظریات مفسران و نقد آنها=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریات مفسران درباره ارتباط شرط و جزای موجود در آیۀ سوم سورۀ نساء سابقهای دیرینه دارد. افزون بر آن، پژوهشگران معاصر زیادی نیز به این موضوع پرداخته‌اند. از آنجا که مقالۀ سلطانی‌رنانی، جامع‌ترین مقاله‌ای است که با رویکردی تفسیری به این موضوع پرداخته است؛ تا جایی که می‌توان نظریه او را نظریه رایج مفسران و پژوهشگران معاصر دانست، ابتدا نظریه او نقد خواهد شد. سپس نظریه رایج شیعه، که همان نظر «المیزان» است، نقد می‌شود. &lt;br /&gt;
الف: ۱) نظر سلطانی‌رنانی درباره ارتباط بین شرط و جزای آیۀ ۳ سورۀ نساء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مفسران در بیان وجه ارتباط جملۀ «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْيَتَامَى» و جملۀ «فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ» شش وجه بیان کردهاند. این وجوه به اختصار از این قرارند:&lt;br /&gt;
۱- ازدواج با دیگر زنان موجب دادگری با دختران یتیم است.&lt;br /&gt;
۲- ازدواج با دختران یتیم موجب دادگری با آنان است.&lt;br /&gt;
۳- دادگری میان یتیمان در گرو محدودیت ازدواج است.&lt;br /&gt;
۴- دادگری میان زنان همچون دادگری میان یتیمان لازم است.&lt;br /&gt;
۵- پاکدامنی همانند دادگری در یتیمان لازم است.&lt;br /&gt;
۶- دادگری میان یتیمان در گرو ازدواج با مادر آنان است». (سلطانی‌رنانی، ۱۳۹۸: ۲۲۳)&lt;br /&gt;
سلطانی‌رنانی به تفصیل به موضوع ارتباط شرط و جزاء در آیه سوم سوره نساء پرداخته و نظریات اول تا پنجم را رد نموده است. او در پایان مقاله می‌نویسد: «با توجه به آنچه گذشت، وجه ششم برترین و بهترین وجه در بیان ارتباط شرط و جزای آیۀ سوم سورۀ نساء است. بنا بر این وجه، برای دادگری میان یتیمان، ازدواج دوم، سوم و چهارم با مادر آن یتیمان روا دانسته شده و معنای آیه چنین است:&lt;br /&gt;
«و اگر بیم دارید که میان یتیمان دادگری نکنید، پس از آن زنان (مادرانِ یتیمان) که پسندتان است، دودو، سه‌سه و چهاچهار به همسری گیرید».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر این اساس، حکمت جواز چندهمسری، رعایت حال یتیمان و دادگری با آنان است و بی‌گمان اگر دادگری در میان نباشد، چندهمسری مردود خواهد بود و بازگشت به همان حکمِ نخستینِ تک‌همسری (فَواحده) است.». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در مقاله دیگری با عنوان «بررسی شرایط و زمینه‌های جواز چندهمسری در قرآن کریم» نیز به موضوع چندهمسری پرداخته است. مطالعه مقاله او، تفاوت بین نظریه او و این مقاله را نمایان‌تر می‌کند. با برداشتی که سلطانی‌رنانی از رابطه بین شرط و جزا در آیه 3 سورۀ نساء دارد، چندهمسری را به‌مثابه یک ضرورت اجتماعی و به عنوان راهکاری برای تأمین نیازهای زنان بیوه و دختران یتیم روا می‌داند. (سلطانی‌رنانی، ۱۳۹۸: ۱۴۶)؛ اما در این مقاله، حکمت جواز چندهمسری، رسیدگی به مسائل عاطفی یتیمان و مشکلات بیوه‌زنان نیست؛ و فقط راهکاری برای مراعات بیشتر در حقوق مالی یتیمان است. از این رو، دامنه جواز آن بسیار محدودتر و شرط جواز آن بسیار سنگین‌تر است. &lt;br /&gt;
الف: ۲) نقد نظریه سلطانی‌رنانی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جرأت میتوان گفت که اگر قرار باشد، آیۀ ۳ سورۀ نساء را به‌تنهایی در نظر گیریم، این نظریه هماهنگ‌ترین و دقیقترین برداشت از آیه است؛ اگرچه هنوز ابهاماتی دارد که از این قرارند:&lt;br /&gt;
o	الف: اگر منظور این بود، به راحتی میتوانست به جای واژۀ «النِّساء» از واژۀ «أمّ الایتام»، «أمّهاتهم» یا عباراتی مشابه، استفاده کند و مقصود را با واژگان مناسبتری برساند. به دیگر سخن، در این برداشت، ترجمۀ «النِّساء» به «مادر یتیمان» ایراد جدی دارد. &lt;br /&gt;
o	ب: در حکمی که او برای چندهمسری به دست آورده است، اثری از شرط ««وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْيَتَامَى» در آیه ۳ سورۀ نساء دیده نمی‌شود. در واقع، در حکم به دست آمده، شرطی که در متن قرآن به صراحت بیان شده است، نادیده گرفته شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین، با چنین ترجمه و تفسیری، مشکل ارتباط نداشتن شرط و جزای بیان شده در آیه، با لفظ خود قرآن حل نشده است. &lt;br /&gt;
ب: ۱) نظریۀ رایج شیعه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریه رایج تفسیری درباره جواز چندهمسری در قرآن، با توجه به شأن نزول آیه ۳ به دست آمده است که ابتدا آن را بیان نموده و سپس با اصول این مقاله نقد خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شأن نزول: پیش از اسلام معمول بود که بسیاری از مردم حجاز، دختران یتیم را به عنوان تکفل و سرپرستی به خانه خود میبردند و سپس با آنها ازدواج کرده و اموال آنها را هم تملک میکردند و چون همه کار دست آنها بود حتی مهریه آنها را کمتر از معمول قرار میدادند، و هنگامی که کمترین ناراحتی از آنها پیدا میکردند، به آسانی آنها را رها میساختند؛ و در حقیقت حاضر نبودند حتی به شکل یک همسر معمولی با آنها رفتار نمایند. در این هنگام، آیه فوق نازل شد و به سرپرستان ایتام دستور داد در صورتی با دختران یتیم ازدواج کنند که عدالت را به طور کامل درباره آنها رعایت نمایند و در غیر این صورت از آنها چشم پوشی کرده و همسران خود را از زنان دیگر انتخاب نمایند. (مکارم شیرازی و دیگران (ج۱۳۷۹، : ۳/ ۲۸۶) &lt;br /&gt;
اکنون یکی از ترجمههایی که با توجه به شأن نزول آیه بیان شده است، بیان و نقد می‌کنیم:&lt;br /&gt;
ترجمه: و اگر میترسید که [به هنگام ازدواج با دختران یتیم] عدالت را رعایت نکنید [از ازدواج با آنان چشم پوشی کنید] و با زنان پاک دیگر ازدواج نمایید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر میترسید عدالت را [دربارۀ همسران متعدّد] رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا از زنانی که مالک آنهایید استفاده کنید، این کار از ظلم و ستم جلوگیری میکند. (۳) (همان: ۲۸۷). &lt;br /&gt;
ب: ۲) ایرادات نظریه رایج شیعه&lt;br /&gt;
نظریه رایج شیعه و سنی که یکی نظر علامه‌طباطبایی و دیگری نظر امام فخر رازی است، در مقاله صادق‌زاده طباطبایی به تفصیل نقد شده است. از پژوهشگران محترم خواهشمند است برای نقد موشکافانه نظریه رایج شیعه و سنی به مقاله صادق‌زاده طباطبایی مراجعه نمایند. در این مقاله، برای تکمیل بحث، فقط ایرادات نظریه رایج تفسیری شیعه، با پذیرش فرض انسجام و دقت قرآن به عنوان یک متن، بیان شده است. این ایرادات از این قرارند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف: در این ترجمه، «یتامی» به «دختران یتیم» ترجمه شده است؛ در حالیکه، واژه «یَتَامی» جمع «یَتِیم» و «یَتِیمه» است. این واژه، بارها در قرآن استفاده شده است. در قرآن، کلمات با ریشه «یُتم» در مجموع ۲۳ بار و به شکل مفرد (یَتِیم)، تثنیه (یَتِیمَین) و جمع (یَتَامی) آمده است. همه موارد کاربرد «یتامی» در قرآن، شامل یتیمان پسر و دختر میشود که در موضوعات احسان، صدقه، اصلاح، امتحان، وصیت، مواظبت بر اموال، فیء، اکرام و. .. به کار رفته است. از این رو، دلیلی وجود ندارد که در این آیه، «یتامی» را به معنی دختران یتیم بگیریم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب: اینکه منظور از «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْيَتَامَى» بیم از رعایت نکردن قسط پس از ازدواج با یتیمان است، از آیه فهمیده نمیشود؛ آیه با توجه به شأن نزول به این صورت ترجمه شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پ: در این آیه از اینکه با یتیمان ازدواج نکنید سخنی به میان نیامده است و این مطلب نیز با توجه به شأن نزول به ترجمه اضافه شده است. اگر منظور خداوند، رعایت قسط پس از ازدواج با یتیمان بود، به راحتی می‌توانست با اضافه کردن چند کلمه، مقصود خود را بیان کند. &lt;br /&gt;
ت: واژۀ «نساء» و جمع آن «نسوه»، ۵۹ بار در قرآن به کار رفته است که در همه موارد، به جنس «زن» اشاره میکند. دلیلی وجود ندارد که واژه «النِّسَاءِ» در عبارت «فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ» در آیۀ ۳ به معنی «زنان غیر یتیم» باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع، با چنین ترجمه و تفسیری، مشکل ارتباط نداشتن شرط و جزای بیان شده در آیه، با لفظ خود قرآن حل نشده است. &lt;br /&gt;
پ: نقد روایی نظریات تفسیری درباره چندهمسری&lt;br /&gt;
اگرچه، در روش نویسنده برای فهم قرآن به عنوان یک متن، نیازی به بررسی روایات نیست؛ اما برای اطمینان خاطر پژوهشگرانی که برای روایات ارزش ویژه‌ای قائلند، برای نقد روایی نظریات تفسیری، به مقاله (شکرانی و حبیب‌اللهی، ۱۳۹۴) ارجاع داده می‌شود. &lt;br /&gt;
=۸. نتیجه‌گیری=&lt;br /&gt;
۱- اینکه مرد متأهلی مجبور شود سرپرستی امور مالی کودکان یتیمی را بر عهده داشته باشد، بسیار نادر اتفاق می‌افتد. چنین وضعیتی، جز در شرایط جنگی و بسیار بحرانی پیش نمی‌آید. از این رو، موضوعی نیست که بخواهد ذهن انسان‌های امروزی را درگیر کند. بماند اینکه، با وجود این همه محدودیت، نه‌تنها به آن تشویق نشده است، بلکه، در آیه ۱۲۹ نهی نیز شده است. بنابراین، بر اساس نتایج این پژوهش، شرط جواز چندهمسری آن‌چنان سنگین است که امروزه به آسانی پیش نمی‌آید.&lt;br /&gt;
۲- تفسیری که با کمک آیۀ ۱۲۷ سورۀ نساء برای آیۀ ۳ همان سوره به دست آمد، به خوبی یادآور این حدیث شریف است که میفرماید: «کِتابُ اللهِ. .. یَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ، وَ یَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْضٍ»؛ (سید رضی، ۱۹۲؛ ابن ابی الحدید، ۸/۲۸۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ۸۹/۲۲)؛ یعنی: «کتاب خدا. .. پاره‌ای از آن به کمک پارهای دیگر سخن میگوید و پارهای از آن بر پارهای دیگر گواهی میدهد». این سخن امام علی (ع)، تأکید دارد بر اینکه قرآن، با ارجاع آیات و عباراتش به یکدیگر، به صورت ایحایی (اشاره‌ای) نطق میکند و سخن میگوید. و پارهای از آن پارهای دیگر را تفسیر میکند. (صفره، معارف و پهلوان، ۱۳۸۹: ۱۴۴و ۱۴۵). &lt;br /&gt;
۳- ارتباط بی۳ن آیۀ ۱۲۷ و آیات ۲ تا ۶ سورۀ نساء را به جرأت میتوان یکی از جنبههای اعجاز ادبی قرآن از نظر ایجاز در سخن نامید. در این آیات، با کمترین جملات، بیشترین مفاهیم گنجانده شده است؛ و چه کسی جز آفریدگار سخن، تواند که اینگونه سخن گوید؟! &lt;br /&gt;
۴- به منظور برطرف شدن دغدغه علاقه‌مندان به روایات، به کارشناسان علوم قرآن و حدیث پیشنهاد می‌شود، به بازبینی دوباره منابع روایی خود بپردازند. بعید نیست اگر با نگاهی نو به همان منابع پیشین بنگرند، تأییداتی بر نظریه بیان شده در این مقاله نیز بیابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس و منابع=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 [[رده:مقاله]]&lt;br /&gt;
[[رده:چندهمسری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس|2|اندازه=ریز|30em}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.	ابن‌عاشور، م، (۱۹۸۴م). تحریر المعنی السدید و تنویر العقل الجدید من تفسیر الکتاب المجید، تونس: الدارالتونسیه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.	ابن‌عطیه، ع. ا. (۱۴۱۳ق). المحرّر الوجیز فی تفسیر کتاب العزیز، بیروت: دار الکتب العلمیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.	اخوان‌طبسی، م. ح؛ داوری، ر. (۱۳۹۷). صورت‌بندی مفهوم عدالت در قرآن کریم بر مبنای معناشناسی واژه «قسط»، دوفصلنامه علمی- پژوهشی پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، سال ۷، شماره ۱، پیاپی۱۳، ۱۰۷- ۱۲۸.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.	اسکندرلو، م. ج. (۱۳۹۳). بررسی تفسیری آیۀ «فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ»، فصلنامه علمی- پژوهشی مطالعات تفسیری، سال ۵، شماره ۲۰، ۲۵- ۳۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5.	ایزدی، م؛ اخوان‌مقدم، زهره. (۱۳۹۲). ضرورت، ماهیت و روش استنطاق از منظر روایات اهل بیت (ع)، دوفصلنامه علمی پژوهشی مطالعات قرآن و حدیث، سال ۶، شماره ۲، پیاپی ۱۲، ۱۰۳- ۱۲۶.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6.	جوادی آملی، ع. (۱۳۸۵). تسنیم: تفسیر قرآن کریم، ‌قم: مرکز نشر اسراء.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7.	حافظی، م؛ قاضی‌زاده، ک. (۱۳۹۷). نقد و بررسی دیدگاه‌های مربوط به تعدد زوجات در پرتو اصل معاشرت به معروف، فصلنامه علمی- پژوهشی زن و جامعه، سال ۹، شماره ۳، ۱۴۳- ۱۷۲.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8.	خانی، م. ر؛ حسامی، ف؛ عشریه، ر. (۱۳۹۹). بازپژوهی تحلیلی دلالت آیۀ ۳ سورۀ نساء بر اصل «تک‌همسری» یا «چندهمسری»، فصلنامۀ علمی- پژوهشی پژوهش‌های قرآنی، سال ۲۵، شماره ۲، پیاپی ۹۵، ۴۹- ۷۰.&lt;br /&gt;
9.	رازی، ف. (۱۳۷۱). تفسیر کبیر یا مفاتیح الغیب، علی اصغر حلبی، تهران: اساطیر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10.	رضایی، ح؛ میرعرب، ف. (۱۳۹۸). بررسی شبهات دکتر سها درباره تعدد زوجات در قرآن کریم، فصلنامه علمی- تخصصی مطالعات علوم قرآن، سال اول، شماره ۱، ۱۱۳- ۱۳۲.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
11.	سبزواری، س. ع. ا. (۱۴۰۹ق). مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسه اهل‌ بیت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
12.	سلطانی‌رنانی، م. (۱۳۹۸). بررسی شرایط و زمینه‌های جواز چندهمسری در قرآن کریم، پژوهش‌های اجتماعی اسلامی، سال ۲۵، شماره ۱، پیاپی۱۱۹، ۱۴۵- ۱۶۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
13.	سلطانی‌رنانی، م. (۱۳۹۸). بررسی و نقد نظریه‌های مفسران در بیان وجه ارتباط شرط و جزایِ آیۀ سوم سورۀ نساء، دوفصلنامه پژوهش‌های تفسیر تطبیقی، سال ۵، شماره ۲، پیاپی ۱۰، ۲۲۱- ۲۴۶. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
14.	شکرانی، ر؛ حبیب‌اللهی، م. (۱۳۹۴). آیۀ تعدد زوجات، حکمی مطلق یا مشروط؟، پژوهش‌نامۀ زنان، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال ۶، شماره ۲، ۹۳- ۱۱۷.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
15.	صادق‌زاده طباطبایی، س. م. (۱۳۹۲). تبیین و گستره‌ ظهور و دلالت آیه‌ جواز چندهمسری، مطالعات اسلامی: فقه و اصول، سال ۴۵، شماره‌ ۹۵، ۴۵-۶۳.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
16.	صفره، ح؛ معارف، م؛ پهلوان، م. (۱۳۸۹). استنطاق قرآن. مجله پژوهش‌های قرآن و حديث، سال ۴۳، شماره ۱، ۱۳۹-۱۶۳. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
17.	طباطبایی، س. م. ح. (۱۳۸۰). تفسیر المیزان، موسوی‌همدانی، س.م. ب. قم: دفتر انتشارات اسلامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
18.	طباطبایی، س. م. ح. (۱۳۵۳). قرآن در اسلام، تهران: دارالکتب الاسلامیه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
19.	عبیدی، خ. ف. (۱۴۲۶ق). الإقتصاد و الإجتماع (چهارمین جلد از مجموعه «ومضات اعجازیه من القرآن الکریم»)، بیروت: دارالکتب العلمیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
20.	فولادوند، م. م. (۱۳۷۶). ترجمه قرآن مجید، تهران: دارالقرآن‌الکریم «دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
21.	قمی، ع. ‌ب. ا. (۱۳۶۷ش)، تقسیر قمی، قم: دارالکتب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
22.	مدرسی، س. م. ت. (۱۴۱۹ق). من هدی القرآن، تهران: دار محبی الحسین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
23.	معرفت، م. ه. (۱۴۱۳ق). شبهات و ردود حول القرآن، قم: مؤسسه التمهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
24.	مکارم شیرازی، ن. و دیگران. (۱۳۷۹). تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه سادات حسینی ۲</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82:_%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4%DB%8C_%D9%86%D9%88_%D9%88_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1&amp;diff=10418</id>
		<title>آیات طلاق: نگرشی نو و قرآن ‌محور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82:_%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4%DB%8C_%D9%86%D9%88_%D9%88_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1&amp;diff=10418"/>
		<updated>2025-10-07T10:20:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه سادات حسینی ۲: صفحه‌ای تازه حاوی «=چکیده=  با وجود اینکه قوانین خانواده در ایران برگرفته از قرآن و روایات است، و در چهل سال گذشته نیز بیش از پیش بر اجرای آن‌ها تأکید شده، اما آمار طلاق روزبه‌روز افزایش و آمار ازدواج کاهش می‌یابد. بدون شک، این وضعیت در خانواده ایرانی، در تناقض...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=چکیده=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود اینکه قوانین خانواده در ایران برگرفته از قرآن و روایات است، و در چهل سال گذشته نیز بیش از پیش بر اجرای آن‌ها تأکید شده، اما آمار طلاق روزبه‌روز افزایش و آمار ازدواج کاهش می‌یابد. بدون شک، این وضعیت در خانواده ایرانی، در تناقض با اهدافی است که قرآن برای تشکیل خانواده بیان نموده است. در چنین شرایط نابسامانی، طبیعی است که به این موضوع بیندیشیم که شاید فهم ما از آیات و روایات ایرادی دارد که نتایج وارونه‌ای به دست آمده است. در این پژوهش، با ارائه فهمی نو از آیه ۱سوره طلاق و آیات ۲۲۹ و ۲۳۰ سوره بقره، نشان می‌دهیم که قوانین رایج طلاق، همچون دادن حق طلاق به مرد، طلاق خلع و سه‌طلاقه کردن‌، ریشه قرآنی ندارد. گفتنی است این قوانین، از نظر ریشه قرآنی، به آیات ۲۲۹ و ۲۳۰ سوره بقره منسوب شده‌اند. در این مقاله نظریات رایج تفسیری درباره این آیات، با توجه به دقت، انسجام و استقلال متن قرآن، نقد شده است. مهم‌ترین ایرادی که به نظریات رایج تفسیری وارد است، تناقض با این اصل است که قرآن باید در دلالت خود مستقل باشد. افزون بر این، پذیرفتن نظریات رایج تفسیری، در تناقض با دقت و انسجام متن قرآن است. گفتنی است در فهم ارائه شده از این آیات، هیچ اثری از برخی قوانین طلاق، همچون دادن حق طلاق به مرد، طلاق خلع و سه‌طلاقه کردن دیده نمی‌شود؛ فقط یک نوع طلاق وجود دارد که در دو مرحله انجام می‌شود: &lt;br /&gt;
	مرحله اول: با شروع دوران عدّه، روابطی که با ازدواج حلال شده بود، قطع میشود.&lt;br /&gt;
	مرحله دوم: پس از سپری شدن دوران عدّه، جدایی به طور کامل صورت میپذیرد.&lt;br /&gt;
=واژگان كلیدی=&lt;br /&gt;
تفسیر موضوعی؛حق طلاق؛ طلاق خلع؛ سه طلاقه؛ قرآن.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=1. مقدمه=&lt;br /&gt;
«گذار به مدرنیته، نابسامانی‌های مختلفی به همراه آورده است. زنان و مردان بعضاً دارای خواسته‌های خاص خود هستند که این خواسته‌ها در تناقض با فرهنگ سنتی خانواده‌ها قرار گرفته و تنش بین اعضای خانواده‌ها را افزایش می‌دهد. از این رو، بی‌پایه نیست اگر ادعا کنیم بازنگری در باورها و برساخت بهینه محیط اجتماعی از آغاز تولد افراد تا دوران کودکی و بزرگسالی می‌تواند به کاهش طلاق و استحکام خانواده‌ها منجر گردد». (زارعان، ۱۳۹۵: ۱۳۴). کاهش آمار ازدواج و افزایش آمار طلاق، نشان می‌دهد سیاست‌هایی که تاکنون در ارتباط با قوانین خانواده اعمال شده و نگاهی که به خانواده در ایران امروز می‌شود، نگاه درستی نیست. به جرأت می‌توان گفت که جایی از کار می‌لنگد که ما چنین آماری داریم. اگر برایمان حفظ بنیان خانواده مهم است؛ اگر به خانواده مقدس اعتقاد داریم، لازم است به بازنگری جدی در قوانین خانواده بها دهیم؛ و این بازنگری، جدی نخواهد شد، مگر با بازنگری در بنیادهای قوانین، که همان فهم ما از آیات و روایات است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگرچه قوانین طلاق، همچون دادن حق طلاق به مرد، سه‌طلاقه کردن و طلاق خلع، همگی ریشه در احادیث دارند، در نظریات رایج تفسیری، از نظر ریشه‌ قرآنی، به آیات ۲۲۸ تا ۲۳۲ سوره‌ بقره، به‌ویژه، آیات ۲۲۹ و ۲۳۰ منسوب شده‌اند. مهم‌ترین ایرادی که با اصول این مقاله، به نظریات رایج تفسیری وارد است، تناقض با این اصل است که قرآن باید در دلالت خود مستقل باشد. پرواضح است که نظریات رایج تفسیری شیعه و سنی، بیش از اندازه وابسته به روایات است و بیراه نگفته‌ایم اگر بگوییم: در تفسیر آیات طلاق، تحمیل روایات بر قرآن، آشکارا دیده می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مقاله، ابتدا اصولی که نویسنده برای فهم قرآن به آنها پایبند است، بیان خواهد شد. از آنجا که قوانین به دست آمده درباره طلاق، با نظریات رایج تفسیری تفاوت اساسی دارد، ابتدا فهم نویسنده از کلیت آیات طلاق بیان می‌شود تا خواننده مطمئن شود که آیات طلاق بدون روایات نیز قابل فهم است. سپس کلیت دیدگاه‌ تفاسیر شیعه و سنی که مبنای آنها روایات است، بیان و نقد خواهد شد. در پایان، ترجمه استاد فولادوند که مبنای آن نظریات رایج تفسیری است، نقد می‌شود. &lt;br /&gt;
=2. پیشینه پژوهش=&lt;br /&gt;
در موضوع طلاق پژوهش‌های فراوانی انجام شده است، اما بیشتر این پژوهش‌‌ها، رویکرد جامعه‌شناختی، روان‌شناختی، یا اخلاقی دارند. مقاله (عابدی و امینی: ۱۴۰۰) از دیدگاه حقوق بشر به موضوع حق طلاق نگریسته است و مقاله (بهرامی‌نژاد و معیرمحمدی: ۱۳۹۴) نگرشی فقهی- تاریخی به حق طلاق دارد. می‌توان گفت دو مقاله اخیر، به سبب انتساب به شرع، در صدد توجیه «دادن حق طلاق به مرد» برآمده‌اند؛ اما از متن مقالات مشخص است که این قانون را ظالمانه می‌دانند و موافق تغییر این قانون هستند. در باب طلاق، مقالات و پایان‌نامه‌هایی با رویکرد حقوقی نیز، فراوان است؛ اما بیشتر این مقالات نیز، به تحلیل جزئیات و یا اقناع دیگران برای اعتبار شرعی قوانین موجود پرداخته‌اند. در بررسی انجام شده، فقط مقاله خدادادپور و دیلمی، به کلیت قوانین طلاق، توجه داشته و با نگاه حقوقی به موضوع سوء استفاده مردان از حق طلاق پرداخته ‌است. با وجود آنکه طلاق از موضوعاتی است که قرآن بسیار مفصل به آن پرداخته است، در میان پژوهش‌های انجام شده، جای پژوهش‌های حقوقی قرآن‌محور بسیار خالی است. البته، برخی پژوهش‌های قرآنی، با رویکرد اخلاقی انجام شده است؛ از جمله: (گرجی و معارف: ۱۳۹۹؛ صفری و مظفراف :؛ ۱۳۹۹؛ فدایی : ۱۳۹۸؛ حکمت‌نیا و احمدیه : ۱۳۹۸)؛ اما در شرایطی که قوانین طلاق، همچون دادن حق طلاق به مرد و طلاق خلع، از اعتراض‌آمیزترین قوانینی است که درباره‌ حقوق زنان وجود دارد، چنین پژوهش‌هایی پاسخگوی نیاز جامعه نیستند؛ اگرچه می‌توانند مکمل پژوهش‌های حقوقی قرآن‌محور باشند. بدیهی است وقتی در جامعه‌ای افراد زیادی قانونی را ظالمانه بدانند، نمی‌توان از افراد آن جامعه توقع داشت، به سفارش‌های اخلاقی کسی که آن قوانین بدو منسوب شده ‌است، گوش فرادهند. &lt;br /&gt;
پژوهش قرآن‌محور دیگری که به کلیت قوانین طلاق پرداخته است، مقاله مستقیمی است که می‌نویسد: «مسأله طلاق از اهم مسائلی است که باید بر مبنای اصل (إنّ القرآن یُفَسِّرُ بَعضه علی بعض) در همه لایه‌ها و جهات ارتباطی آیات مورد بازبینی قرار گیرد.» (مستقیمی، ۱۳۸۸: ۹۳)؛ در مقاله پیش رو، نگارنده تلاش نموده است که در چنین مسیری گام بردارد و از قرآن اصولی استخراج کند که بتواند به عنوان پایه‌ای برای قوانین حقوقی طلاق به کار آید. یادآوری می‌شود که کتاب مهریزی به سبب نگاه انتقادی به فهم مفسران از آیات، و همچنین روایات طلاق و مقاله حق‌پور به سبب ترجمه جدیدش برای «الطلاق مرتان» در یافته‌های این مقاله، تأثیر جدی داشته‌اند. &lt;br /&gt;
=۳. اصولی برای روشمند کردن فهم قرآن با قرآن=&lt;br /&gt;
نویسنده برای فهم قرآن به اصولی پایبند است. این اصول در مقاله جداگانه‌ای با عنوان «تفسیر موضوعی قرآن با قرآن؛ با تأکید بر انسجام، نظم شبکه‌ای و فراعصری بودن متن: راهکاری برای فهم روشمندانه و کاربردی قرآن» به ششمین همایش اعجاز قرآن فرستاده شده است. بیشتر این اصول از کتاب «قرآن در اسلام» علامه طباطبایی گرفته شده است. گفتنی است گاهی این شیوه‌ فهم قرآن، «استنطاق قرآن» نیز نامیده شده است. (صفره و دیگران؛ ایزدی و اخوان‌مقدم). گفتنی است نگارنده، با استفاده از این روش، که تلفیقی از روش‌های سنتی و مدرن فهم قرآن است، کتابی با عنوان «جنسیت و پیوندهای انسانی: نگرشی نو و قرآن‌محور» نگاشته که آماده چاپ است. &lt;br /&gt;
=۴. بررسی آیات طلاق با دیدگاه نویسنده=&lt;br /&gt;
 هفت گروه از آیات که به موضوع طلاق پرداختهاند، عبارتند از: &lt;br /&gt;
1.	طلاق/ ۱ تا ۳&lt;br /&gt;
2.	طلاق/ ۴ تا ۷&lt;br /&gt;
3.	بقره/ ۲۲۸ تا ۲۳۲&lt;br /&gt;
4.	احزاب/ ۴۹&lt;br /&gt;
5.	بقره/ ۲۳۶ و ۲۳۷&lt;br /&gt;
6.	بقره/ ۲۳۳&lt;br /&gt;
7.	بقره/ ۲۲۴ تا ۲۲۷&lt;br /&gt;
در این آیات، که بخش قابل توجهی از قرآن را به خود اختصاص داده‌اند، به مهمترین موضوعات حقوقی و اخلاقی که ممکن است پس از طلاق به وجود آید، پرداخته شده است. این موضوعات، شامل قوانین طلاق، حقوق و تکالیف زن و مرد پس از طلاق و تکلیف فرزندان حاصل از طلاق است. این قوانین بسیار جامع است و به مهمترین اختلاف نظرهایی که ممکن است پس از طلاق به وجود آمده و نیازمند قانونگذاری باشد، پرداخته است. از این رو، می‌تواند به عنوان پایهای برای نوشتن قوانین طلاق، مورد استفاده حقوق دانان قرار گیرد. همچنین، سفارشهای اخلاقی قرآن در بابِ طلاق، بسیار معقول و کارآمد بوده و در آنها اثری از تبعیض بین زن و مرد دیده نمیشود؛ مقاله (گرجی و معارف: ۱۳۹۸) بسیار جامع و قرآن‌محور به بررسی ظرافت‌های اخلاقی بیان شده در آیات طلاق پرداخته است.&lt;br /&gt;
در این مقاله فقط به بررسی آیه ۱ سوره طلاق و آیات ۲۲۹ و ۲۳۰ سوره بقره که به کلیت قوانین طلاق پرداخته‌اند، بسنده خواهد شد.&lt;br /&gt;
==۱- طلاق: ۱ ==&lt;br /&gt;
یا أَیهَا النَّبِی إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُیوتِهِنَّ وَلَا یخْرُجْنَ إِلَّا أَن یأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَینَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَمَن یتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِی لَعَلَّ اللّهَ یحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا ﴿۱﴾ &lt;br /&gt;
لغات:&lt;br /&gt;
عِدّه:مدت مشخصی پس از تصمیم بر جدایی است که در آن مدت، زن حق ازدواج با فرد دیگری ندارد. &lt;br /&gt;
أَحْصُوا: شمارش را تمام کنید. &lt;br /&gt;
فَارِقُوهُنَّ: از آنها جدا شوید. فَرْقْ: جدا شدن. &lt;br /&gt;
ترجمه: اى پیامبر! هنگامی که خواستید زنان را طلاق گویید، با [نگاه داشتن] عدّه طلاقشان گویید و حساب عدّه را داشته باشید و از خدا پروردگارتان بترسید. آنان را از خانه‏هایشان بیرون مكنید، و بیرون نروند مگر آنكه مرتكب كار زشت آشكارى شده باشند. این است احكام الهى! و هر كس از مقررات خدا [پاى] فراتر نهد، قطعاً به خودش ستم كرده است. نمى‏دانى، شاید خدا پس از این، پیشامدى پدید آورد. (۱) &lt;br /&gt;
توضیحات: &lt;br /&gt;
الف: اینکه آیه با خطاب «یا أَیهَا النَّبِی» شروع شده است، اشاره میکند که طلاق باید در نزد پیامبر و در نتیجه در دوران کنونی از طریق قانون انجام پذیرد.&lt;br /&gt;
ب: إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ: منظور از «إِذَا طَلَّقْتُمُ» این است که «چون خواستید طلاق دهید، با نگاه داشتن عدّه طلاق دهید»؛ همانند آیه ۹۸ سوره نحل که میگوید: «فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ»؛ یعنی: «چون خواستی قرآن بخوانی. ..»، یا آیه ۶ سوره مائده که می‌گوید: «إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَیدِیكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ ...»؛ یعنی: «چون خواستید نماز بخوانید. ..». &lt;br /&gt;
پ: «لِ» در «لِعِدَّتِهِنَّ» به معنی «با» است؛ یعنی با نگاه داشتن عدّه طلاق دهید. سپس میگوید: «وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ»؛ یعنی: «حساب عدّه را داشته باشید». به دیگر سخن، یعنی: «تا پایان مدت عدّه صبر کنید». &lt;br /&gt;
ج: فقط در صورتی که دلیل طلاق، فحشای آشکار زن باشد، نیازی به نگاه داشتن عدّه نیست. &lt;br /&gt;
چ: «لَا تَدْرِی لَعَلَّ اللّهَ یحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا»؛ یعنی: «نمى‏دانى، شاید خدا پس از این پیشامدى پدید آورد». در این قسمت با اشاره لطیفی، فلسفه عدّه را بیان میکند؛ بیشک، با هم زندگی کردن پس از طلاق، از تصمیمهای شتاب زده جلوگیری میکند، و فرصتی برای اندیشیدن بیشتر است.&lt;br /&gt;
==۲- طلاق: ۲۲۹ و ۲۳۰==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ وَلَا یحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُوا مِمَّا آتَیتُمُوهُنَّ شَیئًا إِلَّا أَن یخَافَا أَلَّا یقِیمَا حُدُودَ اللّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا یقِیمَا حُدُودَ اللّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِمَا فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَن یتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۲۲۹﴾ فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّى تَنكِحَ زَوْجًا غَیرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِمَا أَن یتَرَاجَعَا إِن ظَنَّا أَن یقِیمَا حُدُودَ اللّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللّهِ یبَینُهَا لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ ﴿۲۳۰﴾ &lt;br /&gt;
لغات: &lt;br /&gt;
طلاق: از نظر راغب، اصل معنی طلاق، نداشتن عهد و پیمان است. &lt;br /&gt;
إِمساک: مِسْکْ و إمْساکْ به معنی گرفتن و نگاه داشتن است.&lt;br /&gt;
معروف: شناخته شده؛ کار خوب. &lt;br /&gt;
تَسرِیح: سَرح و تَسرِیح هر دو به معنی رها کردن است.&lt;br /&gt;
حدّ: مرز. واسطه میان دو چیز که از اختلاط آن دو جلوگیری میکند. «تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا» (بقره/ ۱۸۷)؛ یعنی: «آنهاست مرزهای خدا، پس به آنها نزدیک نشوید». حدودالله، حرام و حلال یا خط قرمزهای خداست. «حدودالله در این آیات به معنای مرزهای خانوادگی و زوجینی است»؛ (هوشیاری، ۱۳۹۹: ۱۱).&lt;br /&gt;
افْتَدَتْ بِهِ: عوض داده شود با آن. فِدی: عوض. &lt;br /&gt;
ترجمه: طلاق دو [مرحلهای] است. پس از آن یا [باید زن را] به خوبى نگاه داشتن یا به شایستگی [همراه با نیکی به آنان] رها كردن. و براى شما روا نیست كه از آنچه به آنان داده‏اید، چیزى باز ستانید. مگر آنكه [طرفین] در به پا داشتن حدود خدا بیمناك باشند. پس اگر بیم دارید كه آن دو، حدود خدا را بر پاى نمى‏دارند، در آنچه كه زن به عنوان عوض بپردازد، بر آن دو گناهى نیست. این است حدود خداوند؛ پس، از آن تجاوز مكنید. و كسانى كه از مرزهای خداوند تجاوز كنند، آنان همان ستمكارانند. (۲۲۹) و اگر [شوهر] او را طلاق گفت، پس از آن دیگر [آن زن] براى او حلال نیست، تا اینكه با شوهرى غیر از او ازدواج كند. پس اگر [شوهر دوم] وى را طلاق گفت، اگر آن دو [همسر سابق] پندارند كه حدود خداوند را بر پا مى‏دارند، گناهى بر آن دو نیست كه به یكدیگر بازگردند. و اینها حدود خداوند است كه آن را براى قومى كه مى‏دانند، بیان مى‏كند(۲۳۰).&lt;br /&gt;
توضیحات:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف: «الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ»، یعنی: «طلاق دو مرحلهای است»؛ مرحله اول، اعلام قصد جدایی است، که پس از آن باید زن عدّه نگهدارد؛ و مرحله دوم وقوع جدایی است. &lt;br /&gt;
ب: «الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ»؛ یعنی: «طلاق دو [مرحلهای] است؛ پس از آن یا [باید زن را] به خوبى نگاه داشتن یا به شایستگی [همراه با نیکی به او] رها كردن». &lt;br /&gt;
پس از پایان دو مرحله طلاق، یا زندگی مشترک ادامه مییابد و یا از یکدیگر جدا میشوند.&lt;br /&gt;
پ: «وَلَا یحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُوا مِمَّا آتَیتُمُوهُنَّ شَیئًا إِلَّا أَن یخَافَا أَلَّا یقِیمَا حُدُودَ اللّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا یقِیمَا حُدُودَ اللّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِمَا فِیمَا افْتَدَتْ بِه تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَن یتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»؛ یعنی: «و براى شما حلال نیست كه از آنچه به آنان داده‏اید چیزى باز ستانید، مگر آنكه [طرفین] از به پا داشتن حدود خدا بیمناك باشند؛ پس اگر بیم دارید كه آن دو حدود خدا را بر پاى نمى‏دارند، در آنچه كه زن به عنوان عوض بپردازد، بر آن دو گناهى نیست. این است حدود احكام الهى. پس از آن تجاوز مكنید و كسانى كه از حدود احكام الهى تجاوز كنند، آنان همان ستمکارانند». &lt;br /&gt;
1.	منظور از «مِمَّا آتَیتُمُوهُنَّ» همه هزینههایی است که مرد در هنگام زندگی با همسرش به او پرداخته است و یا به پرداخت آن متعهد شده است؛ مانند اجر، مخارج زندگی زن و یا هر دارایی دیگری که از روی احسان و علاقه به همسرش داده است. &lt;br /&gt;
2.	آوردن عبارت «إِنْ خِفْتُمْ» که مخاطب آن همه افراد و در نتیجه قانون است، نشان میدهد که تشخیص اجرا شدن یا نشدن حدود الهی در بین همسران، بر عهده قانون است.&lt;br /&gt;
3.	با توجه به اینکه در هنگام ازدواج، قرار است استمتاع تا پایان عمر ادامه داشته باشد و در صورت طلاق، گاهی ممکن است این توقف بسیار زود اتفاق افتد، یا در مواردی که زن مرتکب فحشای آشکاری شده است، شکستن حدود الهی از طرف زن صورت گرفته باشد و. ..، در این آیه بیان شده است که در هنگام طلاق، نه دادن مقداری پول از طرف زن به مرد ایرادی دارد و نه پس گرفتن مقداری از آن، از طرف مرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=۵. کلیت دیدگاه تفاسیر شیعه و سنی در بابِ طلاق=&lt;br /&gt;
پیش از بیان نظریات تفسیری، برخی از اصطلاحات رایج در قوانین طلاق و نظریات تفسیری را تعریف می‌کنیم.گفتنی است که هیچ یک از این اصطلاحات در متن قرآن نیامده است؛ همه آنها ریشه در روایاتی دارند که به موضوع طلاق پرداختهاند. مفسران شیعه و سنی، که بنا بر شیوه رایج، روایات را مکمل قرآن فرض نمودهاند، در تفاسیرشان، برای فهم قرآن، از این قوانین بهره جستهاند. در این کتاب، که به قرآن به عنوان یک متن کامل، منسجم و هماهنگ نگریسته شده است، هیچ کدام از این عبارات و قوانین مرتبط با آنها جایگاهی ندارند. در اینجا، برای فهم بهتر نظریات تفسیری، این اصطلاحات و قوانین بیان میشود:&lt;br /&gt;
حق طلاق مرد: اختیار طلاق در دست مرد است؛ مرد هر وقت بخواهد میتواند همسر خود را طلاق دهد و لزومی ندارد که دلیل خاصی برای تصمیم خود بیان کند.&lt;br /&gt;
طلاق رِجْعی: کلمه «رجعی» از رجوع به معنای بازگشت میآید و به این معناست که در طلاق رجعی، پس از طلاق، تا پایان مدت عدّه، برای شوهر حق رجوع و بازگشت به وضعیت زوجیت وجود دارد. یعنی شوهر میتواند پس از طلاق، در ایام عدّه، به قصد رجوع، با نوشتن چیزی یا انجام کاری مثل خریدن هدیه برای همسرش، بگوید از طلاق منصرف شده است و میخواهد با همسرش همچنان زندگی کند.&lt;br /&gt;
طلاق بائِن: طلاق بائن، در نقطه مقابل طلاق رجعی قرار دارد؛ یعنی برعکس طلاق رجعی، بعد از طلاق، هر چند زن باید عدّه نگهدارد، اما در مدت عده، زن و شوهر نمیتوانند از جدایی پشیمان شوند.&lt;br /&gt;
طلاق خُلْعْ: اگر مردی نخواهد همسر خود را طلاق دهد و همسر او مایل به طلاق باشد، اگر مرد با بخشیدن مهریه از طرف همسرش نیز راضی به طلاق نشود، زن میتواند مقدار دیگری پول به مرد بپردازد تا همسرش او را طلاق دهد.&lt;br /&gt;
طلاق مبارات: مبارات به معنی بیزار شدن از یکدیگر است. تفاوت این طلاق با طلاق خلع این است که در مبارات بیزاری زن و شوهر دو جانبه است. در این شیوه جدید طلاق، همسران باید بر سر همه موضوعات، مانند مهریه، جهیزیه، حضانت و. .. توافق کنند.&lt;br /&gt;
سه طلاقه کردن: حکم سه طلاقه کردن زن این است که اگر مردی سه بار همسرش را طلاق دهد، آن دو نمیتوانند به یکدیگر رجوع کنند، مگر اینکه زن با مرد دیگری ازدواج کند و از او طلاق بگیرد.&lt;br /&gt;
مقایسه نظریات تفسیری شیعه و سنی: در دادن حق طلاق به مرد، طلاق خُلْعْ و سه‌طلاقه کردن، بین مفسران شیعه و سنی اختلاف نظر جدی دیده نمیشود؛ فقط برخی از فرقههای اهل تسنن بر این باورند که هنگام سه‌طلاقه کردن زن، هر سه طلاق را میتوان در یک جلسه انجام داد. البته، در جزئیات قوانین، اختلاف نظرهایی وجود دارد؛ که به موضوع این مقاله ربطی ندارد. از این رو، منظور از نظریات رایج در این مقاله، نظریات رایج شیعه (نظر علامه طباطبایی) و سنی (نظر امام فخر رازی) است.&lt;br /&gt;
=۶. نظریات رایج درباره آیات طلاق و نقد آنها=&lt;br /&gt;
==الف: طلاق:۱==&lt;br /&gt;
درباره عبارت «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ»، در تفاسیر گوناگون، به استناد روایات، حرف «لِ» در «لِعِدَّتِهِنَّ» را به معنی زمان و وقت دانسته و گفتهاند: «مقصود این است که زن در زمانی طلاق داده شود که به محض وقوع طلاق وارد زمان عدّه شود». با مفروضات تفاسیر یاد شده، لازم است طلاق نیز در این آیه به معنی «طلاق رِجعی» باشد. زیرا نگاه داشتن عدّه، برای انواع دیگر طلاق مفهومی ندارد. این آیه در «ترجمه خواندنی قرآن» به صورت زیر ترجمه شده است: «پیامبر، وقتی تو و مسلمانان میخواهید زنانتان را طلاق رِجعی بدهید، در روزهای پاکیِ بیآمیزش طلاقشان بدهید. حساب عدّه را هم دقیق نگهدارید. صاحب اختیارتان خدا را در نظر بگیرید و شرطهای طلاق را رعایت کنید. ..». &lt;br /&gt;
در این آیه، برای جور درآمدن مفهوم آیه، در ترجمه آیه، کلمه رجعی، صرفاً به سبب وجود حرف «ل» در «لِعِدَّتِهِنَّ» در ترجمه «فَطَلِّقُوهُنَّ» اضافه شده است؛ این در تناقض با این اصل است که قرآن را در دلالت خود مستقل میداند. &lt;br /&gt;
پرسش: از پژوهشگران محترم خواهشمند است به این نکته بیندیشند که اگر آن پیش‌فرض‌های روایی نبود، آیا امکان داشت که مترجم و مفسر قرآن، از وجود حرف «ل» در «لِعِدَّتِهِنَّ» چنین نتیجه‌ای بگیرد؟! &lt;br /&gt;
==ب: طلاق: ۲۲۹ و ۲۳۰==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نظریات در قالب چند پرسش نقد خواهند شد: &lt;br /&gt;
پرسش ۱ : در عبارات «الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ وَلَا یحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُوا مِمَّا آتَیتُمُوهُنَّ شَیئًا إِلَّا أَن یخَافَا أَلَّا یقِیمَا حُدُودَ اللّهِ. ..» در آیه ۲۲۹، برخی «الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ» را به صورت «طلاق دو بار است» ترجمه کرده و به استناد روایات، کلمه«طلاق» در این قسمت آیه را، به معنی «طلاق رِجعی» گرفتهاند. ایرادات این ترجمه چیست؟&lt;br /&gt;
پاسخ: این ترجمه دو ایراد دارد:&lt;br /&gt;
الف: کلمه طلاق با «ال»، بر عموم دلالت دارد. از این رو، نسبت دادن نوع خاصی از طلاق به آن -  اگر وجود داشته باشد - جای بحث دارد. &lt;br /&gt;
ب: با این دیدگاه، هیچ ارتباط منطقی بین «الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ» و «فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ» وجود ندارد؛ حال آنکه عبارت دوم با حرف عطف «فَ» شروع شده است. اما، با ترجمه پیشنهادی این مقاله، ارتباط منطقی دو قسمت آیه، به خوبی حفظ میشود.&lt;br /&gt;
پرسش ۲: از عبارات «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا یقِیمَا حُدُودَ اللّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِمَا فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَن یتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» در آیه ۲۲۹، برخی به استناد روایات گفتهاند که از این آیه «طلاق خلع» نتیجه میشود؛ ایراد این برداشت چیست؟ &lt;br /&gt;
پاسخ: از متن این آیه، چیزی درباره طلاق خلع نتیجه نمیشود؛ اینکه حق طلاق با مرد است نیز نتیجه نمیشود؛ حتی هیچ اشارهای وجود ندارد که نشان دهد، پس دادن مال از طرف زن به مرد، در ازای گرفتن طلاق است. &lt;br /&gt;
پرسش ۳: در عبارات «فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّى تَنكِحَ زَوْجًا غَیرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِمَا أَن یتَرَاجَعَا إِن ظَنَّا أَن یقِیمَا حُدُودَ اللّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللّهِ یبَینُهَا لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ» در آیه ۲۳۰، عبارت «فَإِن طَلَّقَهَا»، یعنی: «پس اگر شوهر او را طلاق گفت»، «طلاق» را به معنی «طلاق سوم» گرفته‌اند. ایراد آن چیست؟&lt;br /&gt;
پاسخ: هیچ شاهد متنی که کلمه «طلاق» در این قسمت آیه را، به معنی «طلاق سوم» بگیریم، وجود ندارد و فقط برای اینکه حکم سهطلاقه کردن زن - که در روایات آمده است- از آن نتیجه شود، این قسمت آیه، بدین گونه ترجمه شده است.&lt;br /&gt;
پرسش ۴: با در نظر گرفتن ترجمه مورد نظر نویسنده برای آیات طلاق، میتوان برای طلاق، به قانونی معقول دست یافت که در آن سخن از انواع طلاق نیست. با این وصف، چه نیازی است به اینکه، بدون هیچ شاهد متنی، در بخشهای مختلف آیات، طلاق را به معانی گوناگون در نظر گیریم؟!&lt;br /&gt;
=۷. رد دلایل قرآنی برای دادن حق طلاق به مرد=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هیچ جای قرآن، سخنی از دادن حق طلاق به مرد به میان نیامده است. در کتاب «شخصیت و حقوق زن در اسلام» روایات و دلایل قرآنی بیان شده در تفاسیر، برای دادن حق طلاق به مرد، بیان شده است؛ گفتنی است دلایل روایی نیز در همان کتاب بررسی و نقد شده است. (مهریزی، ۱۳۹۰: ۴۴۳-۴۶۳). در این کتاب، فقط دلایل قرآنی مفسران را بیان میکنیم؛ سپس با اصول این کتاب رد میکنیم. این دلایل از این قرارند: &lt;br /&gt;
دلیل اول: «بسیاری از آیات قرآن، ضمن بازگو کردن احکام طلاق، مردان را مخاطب و آنها را مورد امر و نهی قرار داده است. این آیات به صورت ضمنی گوشزد میکند که مرد حق طلاق دارد؛ وگرنه میبایست از خطاب مشترک استفاده شود، یا زنان نیز مانند مردان مورد خطاب قرار گیرند» (همان: ۴۴۳).&lt;br /&gt;
پاسخ: برای رد این دلیل، کافی است نگاهی به آیات طلاق بیندازیم و ببینیم که:&lt;br /&gt;
الف: آیه ۱ طلاق که بیان کلیت قانون طلاق است، با عبارت «یا أَیهَا النَّبِیُّ» شروع شده است و از همان آغاز، خیال همه را راحت کرده است که در زمان پیامبر، شخص پیامبر مسئول اجرای حکم طلاق بوده است. از این رو، در زمان کنونی مسئول اجرای طلاق قانون است و از این آیه نمیتوان چنین حقی را برای مردان نتیجه گرفت.&lt;br /&gt;
ب: آیه ۴۹ سوره احزاب با عبارت «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا» شروع شده است و مخاطب آیه، هم زن و هم مرد است؛ سفارشهای آیه نیز، مرتبط با هر دو جنس است.&lt;br /&gt;
پ: در آیه ۲۲۹ سوره بقره، عبارت «الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ» حالت مصدری دارد.&lt;br /&gt;
ت: در آیات مربوط به طلاق، ده بار از عبارت «حُدُود اللّه» استفاده شده است. گویی، درباره طلاق، نگرانی جدی از اجرا نشدن عدالت از طرف مردان، نسبت به همسر مطلقه وجود دارد. همچنین، در موارد گوناگونی به مردان سفارش شده است که در هنگام طلاق، مراعات حقوق و حتی احساسات زنان را بنمایند؛ وقتی به مردان سفارش میشود که مراعات حقوق زنان را بنمایند، آیا میشود که زنان را مخاطب آیه قرار دهد؟! &lt;br /&gt;
دقت شود که در سرتاسر قرآن فقط دوازده بار از عبارت «حدودالله» استفاده شده است؛ و ده بار آن در آیات طلاق است.&lt;br /&gt;
دلیل دوم: در آیات قرآن، برای زنی که طلاق گرفته است، از واژه«مُطَلَّقة» با صیغه اسم مفعول یاد شده است که نشان میدهد طلاق دهنده مرد است. (همان: ۴۴۴)&lt;br /&gt;
پاسخ: از موافقان این نظریه میتوان پرسید که: در آیه۲۱ سوره نساء میگوید: «وَكَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنكُم مِّیثَاقًا غَلِیظًا»؛ و بیان میکند که زن از شوهرش پیمان محکمی گرفته است. آیا از اینکه در هنگام ازدواج، زن از مرد پیمان میگیرد، میتوان نتیجه گرفت که حق ازدواج با زن است؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واقعیت امر این است که ازدواج پیمانی عاطفی- حقوقی است که بین زن و مردی بسته میشود. در قرآن، برای بخش عاطفی آن به سفارشهای اخلاقی بسنده شده است. برای بخش حقوقی است که قانون و ضابطه وجود دارد. از نظر حقوقی، مرد است که تعهدات مالی را میپذیرد. از این رو، در هنگام ازدواج، زن گیرنده پیمان است و نقش فاعلی دارد؛ اما مرد کسی است که از او تعهد گرفته میشود و نقش مفعولی دارد. در هنگام طلاق، برعکس است؛ مرد فاعل است و زن مفعول؛ زیرا مرد از تعهداتی که نسبت به همسرش پذیرفته بود، دست میکشد و از این رو «طالِق» نامیده میشود؛ اما زن فردی است که تعهداتی که نسبت به او پذیرفته شده بود، از بین میرود. از این رو «مطلّقة» نامیده میشود.&lt;br /&gt;
=۸. نقد ترجمهها در نظریات رایج=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا که ترجمه استاد فولاوند، بر پایه نظریات رایج تفسیری انجام شده است، برای نقد نظریه رایج، ایرادات وارد بر ترجمه استاد فولادوند بیان میشود. دقت شود که استاد فولادوند، بخشهایی که در متن آیات نیست و به منظور فهم آیات، به ترجمه اضافه شده است را، داخل کروشه قرار داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==۱- طلاق: ۱==&lt;br /&gt;
اى پیامبر، چون زنان را طلاق گویید، در [زمان ‏بندى] عدّه آنان طلاقشان گویید و حساب آن عدّه را نگهدارید، و از خدا، پروردگارتان بترسید. آنان را از خانه‏هایشان بیرون مكنید، و بیرون نروند مگر آنكه مرتكب كار زشت آشكارى شده باشند. این است احكام الهى. و هر كس از مقررات خدا [پاى] فراتر نهد، قطعاً به خودش ستم كرده است. نمى‏دانى، شاید خدا پس از این، پیشامدى پدید آورد. (۱)&lt;br /&gt;
ایرادات:&lt;br /&gt;
۱- طلاق دادن در زمان بندی عدّه، فقط در طلاق رِجعی مفهوم دارد، زیرا در طلاق خلع، مبارات و بائن که در نظریات رایج تعریف شده است، عدّه هیچ مفهومی ندارد. &lt;br /&gt;
۲- با توجه به مطالب بند پیشین، در این آیه، برای کامل شدن مفهوم آیه باید گفته میشد: «ای پیامبر! چون زنان را طلاق [رِجعی] گویید، در [زمان بندی] عدّه طلاقشان گویید و. ..». یعنی، لازم است که بدون هیچ شاهدی در متن، دو کلمه کلیدی به آیه اضافه شود تا مفهوم آن با برداشتهای رایج سازگار شود. این در تناقض با این اصل است که قرآن باید در دلالت خود مستقل باشد. &lt;br /&gt;
== ۲- بقره/ ۲۲۹ و ۲۳۰==&lt;br /&gt;
طلاق [رِجعى] دو بار است. پس از آن یا [باید زن را] به خوبى نگاه داشتن یا به شایستگی آزاد کردن. و براى شما روا نیست كه از آنچه به آنان داده‏اید، چیزى باز ستانید. مگر آنكه [طرفین] در به پا داشتن حدود خدا بیمناك باشند. پس اگر بیم دارید كه آن دو، حدود خدا را بر  پاى نمى‏دارند، در آنچه كه [زن برای آزاد کردن خود] فدیه دهد، گناهى بر ایشان نیست. این است ‏حدود [احكام] الهى؛ پس، از آن تجاوز مكنید. و كسانى كه از حدود [احكام] الهى تجاوز كنند، آنان همان ستمكارانند. (۲۲۹) و اگر [شوهر براى بار سوم] او را طلاق گفت، پس از آن، دیگر [آن زن] براى او حلال نیست، تا اینكه با شوهرى غیر از او ازدواج كند [و با او همخوابگی نماید]. پس اگر [شوهر دوم] وى را طلاق گفت، اگر آن دو [همسر سابق] پندارند كه حدود خدا را بر پا مى‏دارند، گناهى بر آن دو نیست كه به یكدیگر باز گردند. و اینها حدود احكام الهى است كه آن را براى قومى كه مى‏دانند، بیان مى‏كند(۲۳۰). &lt;br /&gt;
ایرادات:&lt;br /&gt;
۱- در آیه ۲۲۹، هیچ شاهد متنی که نشان دهد منظور از طلاق، طلاق رِجعی است وجود ندارد. &lt;br /&gt;
۲- کلمه طلاق با «ال»، بر عموم دلالت دارد. از این رو، نسبت دادن نوع خاصی از طلاق به آن  - اگر وجود داشته باشد- جای بحث دارد. &lt;br /&gt;
۳- در دو آیه پشت سر هم، بدون هیچ شاهد متنی، کلمه«طلاق» یک بار به معنی «طلاق رِجعی» و یک بار به معنی «طلاق سوم» گرفته شده است. چنین ترجمه و برداشتی، بدون استناد به احادیث، ناممکن بوده و محال است که کسی بتواند از متن آیات، به چنین نتیجهای دست یابد. این شیوه، نهتنها در تناقض با اصل اول است، بلکه، به فرض بلاغت قرآن نیز، خدشه وارد میکند.&lt;br /&gt;
۴- غیر از عبارت «الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ» که به نوعی به عدد ۲ اشاره دارد و تکلیف آن مشخص شد، نگاهی کلی به آیات نشان میدهد که این آیات - حتی اگر انواعی از طلاق و تعددی در دفعات آن وجود داشته باشد- اصلاً در صدد بیان تعداد طلاقها و انواع آن نیست. از نظر مفهومی، وقتی هنوز سخن از نگاه داشتن عدّه است، چه جایی برای بیان انواع طلاق است؟!&lt;br /&gt;
=۹. نتیجه‌گیری=&lt;br /&gt;
۱- برای روشنتر شدن مطلب، در این بخش مهمترین مطالبی که نویسنده از آیه ۱ طلاق و آیات ۲۲۹ و ۲۳۰ بقره استخراج نموده است، فهرست میشود:&lt;br /&gt;
الف: فقط یک نوع طلاق وجود دارد که در دو مرحله انجام میگیرد:&lt;br /&gt;
	مرحله اول: با شروع دوران عدّه، روابطی که با ازدواج حلال شده بود، قطع میشود.&lt;br /&gt;
	مرحله دوم: پس از سپری شدن دوران عدّه، جدایی به طور کامل انجام میشود.&lt;br /&gt;
پس از گذراندن دو مرحله طلاق، آن مرد و زن، حق ازدواج با یکدیگر را نخواهند داشت، مگر اینکه زن با فرد دیگری ازدواج کند و از او طلاق بگیرد.&lt;br /&gt;
ب: در این دیدگاه، مفاهیم طلاق دوم، سوم، بائن، مبارات، خلع و سه طلاقه کردن زن، هیچ جایگاهی ندارد.&lt;br /&gt;
پ: ازدواج پیمانی است که زن و مردی با هم بستهاند و هر زمان یکی از آنها تمایل داشته باشد، میتواند برای شکستن پیمان اقدام کند. به دیگر سخن، زن و مرد حقوق یکسانی برای شکستن پیمان ازدواج که همان طلاق است، دارند.&lt;br /&gt;
ت: با توجه به اینکه در هنگام ازدواج، با توجه به فهم نویسنده از آیه ۲۴ سوره نساء، مرد برای استمتاع به زن اجری می‌پردازد، و قرار است استمتاع تا پایان عمر ادامه داشته باشد و در صورت طلاق، گاهی ممکن است این توقف بسیار زود اتفاق افتد؛ یا در مواردی که زن مرتکب فحشای آشکاری شده است، شکستن حدود الهی از طرف زن صورت گرفته باشد و. ..؛ در هنگام طلاق، دادن مقداری پول از طرف زن به مرد، و پس گرفتن مقداری از آن، از طرف مرد ایرادی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یادآوری می‌شود که نگارنده، با استفاده از روش این مقاله، در کتاب «جنسیت و پیوندهای انسانی: نگرشی نو و قرآن‌محور»، همه آیات مربوط به حقوق و ارتباطات زن، مرد و خانواده و همچنین همه آیات طلاق را بررسی نموده است؛ و برخی پرسش‌هایی که ممکن است به ذهن برسد، در آن کتاب پاسخ داده شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- از پژوهشگران محترم، خواهشمند است:&lt;br /&gt;
الف: نیم‌نگاهی به مقالات (پروین و دیگران: ۱۳۹۹؛ بهرامی‌نژاد و معیرمحمدی، ۱۳۹۴) بیندازند. در این مقالات، از قوانین طلاق در جاهلیت، سخن به میان آمده است؛ و ملاحظه می‌شود که قوانین کنونی طلاق، همچون دادن حق طلاق به مرد، طلاق خلع، و رجعی همگی رد پایی محکم در قوانین جاهلیت قبل از اسلام دارند.&lt;br /&gt;
ب: به این نکته نیز توجه فرمایند که بدون روایات طلاق، محال است که کسی از متن قرآن، به‌تنهایی، بتواند قوانین کنونی طلاق را استخراج کند. و سپس، از خود بپرسند که: آیا این امکان وجود ندارد که سنت‌های دوران جاهلیت، از طریق روایات، وارد فرهنگ مسلمانان شده و بر فهم مفسران از آیات قرآن اثر گذاشته باشد؟ &lt;br /&gt;
۳- به منظور برطرف شدن دغدغه علاقه‌مندان به روایات، به کارشناسان علوم قرآن و حدیث پیشنهاد می‌شود، به بازبینی دوباره منابع روایی خود بپردازند. بعید نیست اگر با نگاهی نو به همان منابع پیشین بنگرند، تأییداتی بر نظریه بیان شده در این مقاله نیز بیابند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس و منابع=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 [[رده:مقاله]]&lt;br /&gt;
[[رده:حق طلاق]]&lt;br /&gt;
[[رده:طلاق خلع]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس|2|اندازه=ریز|30em}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.	ایزدی، م؛ اخوان‌مقدم، زهره. (۱۳۹۲). ضرورت، ماهیت و روش استنطاق از منظر روایات اهل بیت (ع)، دوفصلنامه علمی پژوهشی مطالعات قرآن و حدیث، سال ۶، شماره ۲، پیاپی ۱۲، ۱۰۳- ۱۲۶.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.	بهرامی‌نژاد مغونیه، ع؛ معیرمحمدی، م. ع. (۱۳۹۴). بررسی تاریخی طلاق با توجه به حق طلاق، جستارهای فقه و حقوق خصوصی، سال ۲، شماره ۳، ۱۰۹- ۱۲۶. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.	پروین ج؛ نوری خسروشاهی، پ؛ مهدوی‌راد، م. ع؛ صفری، ع. (۱۴۰۰). مطالعه تطبیقی طلاق در فرهنگ جاهلیت و قرآن با تکیه بر بسترهای معرفتی، پژوهش‌نامه قرآن و حدیث، شماره ۲۸، ۴۵- ۷۳.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.	جوادی آملی، ع. (۱۳۸۵). تسنیم: تفسیر قرآن کریم، ‌قم: مرکز نشر اسراء.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5.	حق‌پور، ن. (۱۳۹۵). اثبات حق طلاق زنان در قرآن و توضیح معنای الطَّلاق مَرَّتان، /http://www.3danet.ir، ۱۳۹۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6.	حکمت‌نیا، م؛ احمدیه، م. (۱۳۹۸). بررسی شرط «معروف» و «احسان» در حکم طلاق، دوفصلنامه مطالعات زن و خانواده (پژوهشکده زنان دانشگاه الزهرا)، دوره۷، شماره ۲، ۶۹- ۸۸.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7.	خدادادپور، م؛ دیلمی، ا. (۱۳۸۸). سوء استفاده از حق طلاق و راهکارهای قانونی مقابله با آن، فصلنامه خانواده‌پژوهی، سال ۵، شماره ۱۷، ۷۳- ۹۲.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8.	رازی، ف. (۱۳۷۱). تفسیر کبیر یا مفاتیح الغیب، علی اصغر حلبی، تهران: اساطیر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9.	زارعان، م. (۱۳۹۶). فراتحلیل عوامل مؤثر بر طلاق، پژوهش‌های مشاوره، ج ۱۶، شماره ۶۱، ۱۳۴- ۱۴۶.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10.	صفره، ح؛ معارف، م؛ پهلوان، م. (۱۳۸۹). استنطاق قرآن. مجله پژوهش‌های قرآن و حدیث، سال ۴۳، شماره ۱، ۱۳۹-۱۶۳. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
11.	صفری، ع.آ؛ مظفراف، م. مظفراف. (۱۳۹۸). راهکارهای اجتماعی پیشگیری از طلاق از منظر قرآن، دوفصلنامه علمی- تخصصی مطالعات قرآن و علوم، سال ۳، شماره ۵، ۱۱۰- ۱۴۶.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
12.	طباطبایی، س. م. ح. (۱۳۸۰). تفسیر المیزان، موسوی‌همدانی، س.م. ب. قم: دفتر انتشارات اسلامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
13.	طباطبایی، س. م. ح. (۱۳۵۳). قرآن در اسلام، تهران: دارالکتب الاسلامیه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
14.	عابدی، م؛ امینی، ا. (۱۴۰۰). حق طلاق زنان: حکم شرعی، ضرورت حقوق بشری، دوفصلنامه حقوق بشر، سال ۱۶، شماره ۱، پیاپی ۳۱، ۲۱۷- ۲۳۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
15.	فدایی، ا. (۱۳۹۸). بررسی تحلیلی الگوی رفتارهای پیشنهادی قرآن در موضوع طلاق، فصلنامه علمی- تخصصی پاسخ، سال چهارم، شماره ۱۵ و۱۶، ۸۰-۹۴. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
16.	فولادوند، م. م. (۱۳۷۶). ترجمه قرآن مجید، تهران: دارالقرآن‌الکریم «دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
17.	مستقیمی، م.س. (۱۳۸۸). ارتباط معنایی آیات در مسئله طلاق؛ در سه حوزه اصول فقه، تفسیر و زبان‌شناسی، فصلنامه شورای فرهنگی- اجتماعی زنان، سال ۱۱، شماره ۴۳، ۹۳- ۱۲۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
18.	مکارم شیرازی، ن. و دیگران. (۱۳۷۹). تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
19.	ملکی، ع. (۱۳۹۷). ترجمه خواندنی قرآن به روش تفسیری و پیام‌رسان، تهران: ستاره‌ سبز.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه سادات حسینی ۲</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%DB%8C_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%D8%9B_%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D8%A3%DA%A9%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%86%D8%B8%D9%85_%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C_%D9%88_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%B5%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86_%D9%85%D8%AA%D9%86:_%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%81%D9%87%D9%85_%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=10422</id>
		<title>تفسیر موضوعی قرآن با قرآن؛ با تأکید بر انسجام، نظم شبکه‌ای و فراعصری بودن متن: راهکاری برای فهم روشمندانه و کاربردی قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.qelnet.com/index.php?title=%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%DB%8C_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%D8%9B_%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D8%A3%DA%A9%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%86%D8%B8%D9%85_%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C_%D9%88_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%B5%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86_%D9%85%D8%AA%D9%86:_%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%81%D9%87%D9%85_%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=10422"/>
		<updated>2025-10-07T06:45:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه سادات حسینی ۲: صفحه‌ای تازه حاوی «=چکیده= بهره‌مندی از آموزه‌های قرآن کریم، به عنوان کتابی انسان‌ساز، زنده و پویا، مستلزم فهمی صحیح و تفسیری کاربردی از آن است. راهکاری که در این مقاله برای فهم روشمندانه قرآن معرفی شده است، بدون پیشینه نیست؛ «استنطاق قرآن» نام دارد که نخستین...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=چکیده=&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از آموزه‌های قرآن کریم، به عنوان کتابی انسان‌ساز، زنده و پویا، مستلزم فهمی صحیح و تفسیری کاربردی از آن است. راهکاری که در این مقاله برای فهم روشمندانه قرآن معرفی شده است، بدون پیشینه نیست؛ «استنطاق قرآن» نام دارد که نخستین بار از سوی امام علی (ع) مطرح گردیده است. همچنین، در علوم روز، از «سخن برآوردن از متن» یا استنطاق، به عنوان یکی از سطوح هرمنوتیک یاد می‌شود. نویسنده، با به کار بستن این راهکار، کتابی به نام «جنسیت و پیوندهای انسانی: نگرشی نو و قرآن محور» نگاشته که آماده چاپ است. بسیاری از یافته‌های کتاب جدید است و از آن مقالاتی نیز استخراج شده است. از آنجا که نگرش نویسنده به قرآن کاربردی است، چکیده‌ای از نتایج کتاب را، گرد هم آورده است؛ تا فارغ از اینکه مطالب به دست آمده را چه کسی، از کدامین کتاب و با کدامین شیوه به دست آورده است، خواننده را به داوری درباره کارآمدی قرآن، در موضوعات مرتبط با جنسیت فراخواند. بدیهی است اگر قوانین و برنامه‌های برآمده از کتابی با قدمتی 1400 ساله، برای بهینه‌سازی زندگی‌ انسان معاصر کارساز باشد، خود دلیل محکمی بر اعجاز آن خواهد بود. همچنین، اگر استفاده از این راهکار در موضوعات مربوط به جنسیت کارآمد باشد، امید آن می‌رود به کار بستن آن در دیگر موضوعات، زمینه را برای اسلامی نمودن علوم انسانی، که سال‌هاست رهبری نظام برای به تحقق پیوستن آن فراخوان داده‌‌اند، فراهم سازد. &lt;br /&gt;
=واژگان کلیدی=&lt;br /&gt;
اعجاز؛ تفسیر موضوعی قرآن با قرآن؛ جنسیت و پیوندهای انسانی.&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
=1. مقدمه=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع زن و خانواده یکی از ده چالش مهم دنیاست که سالهاست ذهن بسیاری از اندیشمندان ایران و جهان را به خود مشغول ساخته است. اکنون که چهل سال و اندی از پیروزی انقلاب میگذرد، توقع آن می‌رود که نظام مقدس جمهوری اسلامی، پاسخی شایسته برای بسیاری از ابهامات و شبهات در زمینۀ قوانین و احکام اسلامی مربوط به زن و خانواده داشته باشد. اگرچه از برکت نگاه نواندیشانۀ بنیانگذار جمهوری اسلامی، بسیاری از زنان مسلمان فرصت حضور در محافل علمی، فرهنگی و سیاسی را یافتند؛ اما قوانین موجود نتوانسته است پاسخگوی بسیاری از نیازهای جامعه باشد؛ آمار بالای طلاق، آمار پایین ازدواج و ... گواه این ادعاست. خوشبختانه، رهبر فرزانۀ نظام نیز به این موضوع توجه ویژهای داشته و نهتنها در موضوع زن و خانواده، بلکه برای اسلامیسازی علوم انسانی، سال‌هاست که به مراکز حوزوی و دانشگاهی کشور فراخوان دادهاند. در پی این فراخوان، مراکز پژوهشی زیادی برای یافتن پاسخی مناسب برای مشکلات جامعه در تلاشند. برای دیدن فهرستی از این تلاش‌ها و همچنین ضرورت آن، مقالات (رضایی اصفهانی، 1397؛ قرائی: 1394) را ببینید.&lt;br /&gt;
از آنجا که این کتاب، به صورتی روشمند و با نگریستن به قرآن به عنوان یک متن، به نتایج بسیار جدیدی دست یافته است، توجه خوانندۀ محترم را به برخی نکات جلب مینماید:&lt;br /&gt;
1- از آنجا که در متن قرآن اختلاف نظر جدی وجود ندارد و پژوهش بسیار روشمند انجام شده است، امکان نقد علمی آن وجود دارد.&lt;br /&gt;
2- نگاه نویسنده به قرآن، فراسیاسی، فراجنسیتی و حتی فراملی است. موضوع کتاب هم، اسلام نیست؛ قرآن است؛ قرآن به عنوان کتابی برای همۀ جهانیان؛ نه فقط مسلمانان. (آل‌عمران: 138). از این رو، نتایج به دست آمده نیز قابلیت سازگاری با همه فرهنگ‌ها را دارد.&lt;br /&gt;
امید آن میرود که کتاب «جنسیت و پیوندهای انسانی» که اثری پژوهشی است، بتواند زمینه را برای یافتن پاسخی مناسب برای پرسشهای موجود در حوزۀ زن، مرد و خانواده فراهم نماید. گفتنی است سه مقاله استخراج شده از کتاب، در پنجمین همایش ملی اعجاز قرآن پذیرفته شده است. &lt;br /&gt;
=2. پیشینه پژوهش=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ تفسیر در یک قرن اخیر با نهضت‌های اجتماعی، به‌ویژه نهضت‌های اصلاح دینی در سراسر جهان اسلام همراه بوده است. به جرأت می‌توان گفت که یکی از مهم‌ترین ابعاد تأثیرگذاری اندیشه اصلاحی در تفسیر قرآن، تنزل جایگاه تفسیر نقلی، و ا‌همیت یافتن تفسیر قرآن بر اساس خود قرآن بوده است؛ تفسیر قرآن با قرآن، نه فقط به عنوان یک روش تفسیری، بلکه به عنوان رویکردی مستقل که خواستار مبنا قرار گرفتن قرآن در تفسیر است. (کشیک‌نویس و دیگران، 1396: 112 و 113). مبنا قرار گرفتن قرآن در تفسیر نیز، خواسته یا ناخواسته، به مبحث استنطاق قرآن گره می‌خورد. به اختصار می‌توان گفت: &lt;br /&gt;
1- «تفسیر قرآن به قرآن، به معنای رفع ابهام و توضیح معانی آیات در پرتو آیات مرتبط با آن است. (عمید زنجانی، 1387: 361). این روش در چشم‌انداز تاریخ تفسیر، پویاترین رهیافتی است که برای فهم و تفسیر آخرین کتاب آسمانی مورد استفاده قرار گرفته و پیشینه آن به زمان معصومین برمی‌گردد.» (شریفی و دیگران، 1399: 130). &lt;br /&gt;
2- «تفسیر قرآن با قرآن، تفسیر موضوعی، تأویل و استنباط، هر یک، جنبه‌ای از استنطاق قرآن را در برمی‌گیرد و اطلاق «استنطاق قرآن» بر هر یک از آنها درست است.» (صفره و دیگران، 1388: 159).&lt;br /&gt;
3- «روش «تفسیر قرآن به قرآن» و روش «تفسیر موضوعی» مکمل و متمم یکدیگرند و حاصل اجرای آن دو به «استنطاق» نظر قرآن می‌انجامد که پاسخ سؤالات و حل مشکلات گوناگون بشر در عرصه‌های مختلف اعتقادی، اخلاقی و احکام عملی در حوزه‌های فردی و اجتماعی است.» (صفره و دیگران، 1388: 160).&lt;br /&gt;
4- «امروزه از سخن برآوردن از متن یا استنطاق، به عنوان یکی از سطوح هرمنوتیک - فن تفسیر و فهم معنای متن- یاد می‌شود.» (ایزدی و اخوان‌مقدم، 1392: 114). &lt;br /&gt;
5- «اساس استنطاق بر این است که یک متن ممکن است با سپری شدن زمان و پیدا شدن شرایط فرهنگی و اجتماعی جدید، در مقابل پرسش‌های جدیدی قرار گیرد که در زمان ایجاد متن مطرح نبوده است. این‌گونه سؤالات در متن مطرح نیستند اما ممکن است بالقوه متن برای آن‌ها پاسخی داشته باشد (باقری، 1387: 91).» (ایزدی و اخوان‌مقدم،1392: 114). &lt;br /&gt;
6- بهره‌گیری دانشمندان مسلمان از روش تفسیری قرآن با قرآن در سده‌های پیشین وجود داشت؛ اما در سده چهاردهم هجری تحول شدیدی یافت و به رویکردی جدی در تفسیر کلام خداوند تبدیل شد. مفسران طرفدار این رویکرد تفسیری، «علامه سیدمحمدحسین طباطبایی» در «المیزان فی تفسیر القرآن» و «الشیخ محمد الامین الشنقیطی»، در «أضواء البیان فی ایضاح القرآن بالقرآن» بوده‌اند. (کشیک‌نویس و دیگران، 1396: 111و 122).&lt;br /&gt;
«در حال حاضر، با توجه به روش‌های نوینی که در عرصه فهم متن به وجود آمده و همچنین با عنایت به نیازهای عصر کنونی، فهم و تفسیر قرآن در کنار استفاده از روش سنتی، نیازمند بهره‌گیری از شیوه‌های نوین و کارآمد است.» (شریفی و دیگران، 1399: 128). می‌توان گفت: در این مقاله، روشی که برای فهم قرآن معرفی شده است، تلفیقی از روش‌های سنتی و نوین فهم قرآن است. تفسیر موضوعی و تفسیر قرآن با قرآن از روش‌های سنتی و بررسی قرآن به عنوان یک متن از مباحث هرمنوتیک که روشی نوین است، به حساب می‌آید. از آنجا که در کتاب «جنسیت و پیوندهای انسانی» متن قرآن منسجم و دارای نظم شبکه‌ای فرض شده است، برای یافتن معنای برخی واژگان و یا عبارات، به دیگر کاربردهای آن واژه یا عبارت و همچنین، ساختارهای زبانی و دستوری مشابه در آیات دیگر، توجه ویژه‌ای شده است؛ همچنین، تا جای ممکن، از پژوهش‌های معناشناسی نیز بهره گرفته است. یادآوری می‌کند که تلفیق شیوه‌های سنتی و نوین فهم قرآن، بدون پیشینه نیست. در این دو مقاله، از کارآمدی تلفیق شیوه‌های سنتی و نوین فهم قرآن، سخن به میان آمده است: (یساقی، 1394؛ شریفی و دیگران، 1399). &lt;br /&gt;
همچنین، نظریه نویسنده برای روشمند نمودن فهم قرآن، در جمهوری اسلامی نیز، بدون پیشینه نیست. رضایی اصفهانی در مقاله‌ای به معرفی نظریه‌های متعددی در حوزه مطالعات میان رشته‌ای قرآن و علوم ‌پرداخته است که از این قرارند:&lt;br /&gt;
1- نظریه‌های آیت‌الله محمدهادی معرفت&lt;br /&gt;
الف: نظریه بطن قرآن&lt;br /&gt;
ب: نظریه نسخ مشروط، تمهیدی و تدریجی آیت‌الله معرفت&lt;br /&gt;
2- نظریه تفسیر موضوعی میان رشته‌ای قرآن و علوم، محمدعلی رضایی اصفهانی&lt;br /&gt;
3- نظریه اعجاز شناختی قرآن، علیرضا قائمی‌نیا&lt;br /&gt;
4- نظریه منطق گفتمان قرآن، محمدباقر سعیدی روشن&lt;br /&gt;
5- نظریه ابتناء علوم انسانی بر قرآن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره ارتباط این نظریه‌ها و روش کتاب «جنسیت و پیوندهای انسانی» می‌توان گفت: نویسنده برای یافتن بطن قرآن، از روش آیت‌الله معرفت استفاده نموده است. همچنین، از آنجا که کتاب به موضوع حقوق و ارتباطات زن و مرد در خانواده و جامعه، به صورت موضوعی، پرداخته است، احتمال بسیار می‌رود که نتایج کتاب همان علمی باشد که رضایی اصفهانی در نظریه‌اش، از تولید آن سخن به میان آورده است. او می‌نویسد: «تفسیر موضوعی میان رشته‌ای، راه دیگر روشمند کردن تعامل دانش قرآنی با علوم جدید در مورد یک مسأله یا موضوع است و می‌تواند منتهی به جهت‌دهی به علوم انسانی و حتی تولید علم در این زمینه شود». (رضایی اصفهانی، 1397: 37). اگرچه، کتاب «جنسیت و پیوندهای انسانی» از پژوهش‌های زبان‌شناختی بهره فراوان برده است و پیش‌فرض‌هایی درباره شیوه گفتمان قرآن دارد، اما نمی‌توان درباره ارتباط نظریه قائمی‌نیا و سعیدی روشن با روش کتاب، نظر دقیقی ارائه داد. نظریه ابتناء علوم انسانی بر قرآن نیز، از پیش‌فرض‌هایی است که منجر به نگارش کتاب شده است. درباره این نظریه در مقاله رضایی اصفهانی چنین آمده است: «از توصیه‌های اکید مقام معظم رهبری، انجام پژوهش‌های قرآنی در زمینه علوم انسانی و پایه‌گذاری این علوم بر مبانی قرآن است. از آنجا که قرآن کتاب هدایت انسان است او را از جهات مختلف مورد توجه قرار داده است. بنابراین توجه به آموزه‌های قرآنی و ابتناء نظریه‌های مربوط به علوم انسانی بر قرآن نه‌تنها ممکن، بلکه بسیار ضروری می‌باشد. ایشان در دیدار با بانوان قرآن‌پژوه می‌فرمایند: «این علوم انسانی را ما به صورت ترجمه‌ای، بدون اینکه هیچ‌گونه فکر تحقیقی اسلامی را اجازه بدهیم در آن راه پیدا کند، می‌آوریم تو دانشگاه‌های خودمان و در بخش‌های مختلف اینها را تعلیم می‌دهیم؛ در حالی که ریشه و پایه و اساس علوم انسانی را در قرآن باید پیدا کرد. یکی از بخش‌های مهم پژوهش قرآنی این است. باید در زمینه‌های گوناگون به نکات و دقائق قرآن توجه کرد و مبانی علوم انسانی را در قرآن کریم جستجو کرد و پیدا کرد. این یک کار اساسی و بسیار مهمی است. اگر این شد، آن وقت متفکرین و پژوهندگان و صاحب‌ نظران ‌در علوم مختلف انسانی می‌توانند بر این پایه و اساس بناهای رفیعی را بنا کنند. البته آن وقت می‌توانند از پیشرفت‌های دیگران، غربی‌ها و کسانی که در علوم انسانی پیشرفت داشتند، استفاده هم بکنند، لکن مبنا باید مبنای قرآنی باشد» (دیدار با جمعی از بانوان قرآن‌پژوه کشور، 28/7/88).» (رضایی اصفهانی، 1397: 43). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یادآوری می‌کند که نویسنده کتاب که کارشناس ارشد ریاضی است، در هنگام نگارش کتاب، با مباحث مرتبط به علوم قرآنی و زبان‌شناسی آشنایی نداشته است. از این رو، نویسنده هیچ ادعایی از نظر تسلط بر آن علوم ندارد. همچنین، شیوه بیان نویسنده و روش انجام آن نیز، پیچیدگی‌های بیان و روش متخصصان آن رشته‌ها را ندارد. شباهت متن قرآن به ساختارهای ریاضی از نظر دقت و اصل موضوعی بودن، و انگیزه فراوان برای فهم قرآن، منجر به نگارش چنین کتابی شده است. نویسنده بر این باور است که با این روش می‌توان فهم قرآن را علمی نمود. شاهد او بر این ادعا نیز، کتابی است که نگارش آن از بیست و یک سال پیش، آغاز شده است. اگرچه، وجود نظمی ریاضی‌وار در یک متن غیرریاضی، به‌تنهایی نیز می‌تواند نشان اعجاز آن باشد؛ اما اگر بتوان از متنی که قدمتی 1400 ساله دارد، به اصولی دست یافت که بتواند به عنوان پایه‌ای برای علوم روز به کار رفته و در زندگی انسان معاصر نیز کارآیی داشته باشد، جنبه دیگری از اعجاز قرآن را به اثبات خواهد رساند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا که نویسنده دانش‌آموخته ریاضی است، ناخودآگاه، همان نگاه مسأله‌محور ریاضیات و استفاده از شیوه‌های گوناگون حل مسأله را در فهم قرآن نیز به کار بسته است. این موضوع در بین کارشناسان علوم دینی نیز، بدون پیشینه نیست و در این زمینه مقالاتی نیز نگاشته‌اند. حاتمی، روش تفسیر موضوعی را با رویکرد حل مسأله تبیین نموده است؛ (حاتمی، 1399). قرائی نیز به اهمیت استفاده از تخیل خلاق در فهم قرآن توجه نموده است؛ (قرائی، 1399). گفتنی است تخیل خلاق، کاربرد مهمی در فرآیند حل مسأله در هر موضوعی دارد. همچنین، کریمی با هدف فراهم‌سازی زمینه استخراج صحیح نظریه قرآن در مسائل گوناگون، فرآیند نظریه‌پردازی قرآنی در حوزه تفسیر موضوعی را تبیین نموده است. از نظر او فرآیند نظریه‌پردازی قرآنی دوازده مرحله دارد. (کریمی، 1398)؛ از نظر نگارنده، اگر در نظر گرفتن قرآن به عنوان یک متن منسجم، دارای نظم شبکه‌ای و فراعصری را به مفروضات کریمی بیفزاییم، دوازده مرحله‌ای که او برای نظریه‌پردازی قرآنی معرفی نموده است، کاملاً قابل انطباق با روش نویسنده برای فهم قرآن خواهد بود. مطلب دیگری که در باب پیشینه پژوهش می‌توان افزود آن است که: فهم روشمندانۀ قرآن، همان علم تحلیل گفتمان است که می‌توان آن را تلفیقی از همه علوم دانست. (نامداری و عبادی، 1396: 219). &lt;br /&gt;
=3. معرفی کتاب «جنسیت و پیوندهای انسانی: نگرشی نو و قرآن‌محور»=&lt;br /&gt;
در این کتاب، نویسنده کوشش نموده تا در هنگام بررسی قرآن در هر موضوعی، همه باورهای خود در آن موضوع را كنار گذاشته و به عنوان انسانی که از هیچ فرقه یا تفكر خاصی دفاع نمیكند، به قرآن فقط به عنوان یک متن تحریف نشده که مدعی است اگر بر کوه فرود آید، کوه را خاشع خواهد نمود؛ (فرقان: 30)، نگریسته و بدون سندیت دادن به هیچ منبع دیگری، غیر از خود متن، و فقط با در نظر گرفتن اصولی كه از خودِ قرآن استخراج شده است، به شیوهای روشمند به فهم قرآن بپردازد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این پژوهش، میان همه اجزای قرآن، شامل حروف، واژهها، عبارات، آیات و سورههای آن، پیوند معنایی و ارتباطات گسترده و گوناگونی قائل است. از این رو، به متن قرآن به عنوان یک سازمان بسیار نظاممند، هماهنگ و به  هم پیوسته مینگرد. (صفره و دیگران، 1389: 153؛ قرائی، 1394). کلیت روش این تفسیر آن است که ابتدا همه آیات مربوط به یک موضوع را گرد هم آورده است و سپس با در نظر گرفتن اصولی مشخص، نظر قرآن در آن موضوع، از آنها استنتاج شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده از نوشتن این كتاب، سه هدف اساسی را پی گرفته است:&lt;br /&gt;
1-	نشان دهد كه بسیاری از احكام رایج در فرقههای گوناگون از مردمان مسلمان، که به عنوان احکام اسلام شناخته میشود، ریشه قرآنی ندارد. &lt;br /&gt;
2-	با نقد برخی از نظریات رایج در هر موضوع و ارائه برهان بر اینكه این نظریات نمیتوانند به‌تنهایی از قرآن استخراج شوند، معتقدان به این نظریات را به تفكر عمیقتر در نظریات ارائه شده فراخواند. &lt;br /&gt;
3-	با بیان نظریهای كه به شیوهای روشمند و به طور مستقل، از قرآن استخراج شده است، زمینه را برای فهم بهتر قرآن فراهم سازد.&lt;br /&gt;
=4. اصولی برای فهم روشمندانه و کاربردی قرآن=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده برای فهم قرآن به اصولی پایبند است. بیشتر این اصول از کتاب «قرآن در اسلام» علامه طباطبایی گرفته شده است. گفتنی است گاهی این شیوه‌ فهم قرآن، «استنطاق قرآن» نیز نامیده شده است. (صفره و دیگران؛ ایزدی و اخوان‌مقدم). برای نشان دادن اعتبار علمی هر اصل، به آیات، مقالات و یا کتاب‌هایی استناد شده است که نشانی آن آمده است. این اصول از این قرارند:&lt;br /&gt;
o	اصل اول: هر ابهامی كه در فهم یك آیه یا هر دسته از آیات وجود داشته باشد، باید با استفاده از لفظ خود قرآن حل شود. به بیانی دیگر، قرآن باید در دلالت خود مستقل باشد. (النساء: 82؛ طباطبایی، 1353: 29-33)&lt;br /&gt;
o	اصل دوم: پیامبر (ص)، آیات قرآن را به مرور زمان و تدریجی برای مردم بیان ‌نموده است. (الفرقان: 32؛ الاسراء: 106). با پذیرش این اصل، در برخی موضوعات، ترتیبی برای آیاتی که موضوع یکسانی دارند، پیشنهاد شده است. این ترتیب، با توجه به ارتباط منطقی مطالب بیان شده در آیات به دست آمده است. &lt;br /&gt;
o	اصل سوم: برای فهم نظر قرآن در یك موضوع خاص، باید همه آیات مربوط به آن موضوع بررسی شوند. با توجه به نزول تدریجی قرآن و وجود نسخ در آیات آن، ممکن است آیه‌ای مفهوم آیه دیگری را کامل کند. از این رو، برای رسیدن به فهمی درست از آیات قرآن، این کار ضروری است. &lt;br /&gt;
o	اصل چهارم: از قرآن، كلیات برنامه زندگی بشر به دست میآید. (النحل: 89؛ اسراء: 9).&lt;br /&gt;
o	اصل پنجم: برای فهم قرآن، لازم است دانش بشری از دو منظر مورد توجه قرار گیرد؛ یکی در فهم قرآن و دیگری در یافتن جزئیات موضوعاتی که کلیات آن در قرآن بیان شده است. (مجتهد شبستری، 1377: 61؛ یساقی، 1394: 105 و 106).&lt;br /&gt;
o	اصل ششم: زبان قرآن، چندساختاری (نوشتاری- گفتاری) است؛ زبان قرآن، از نظر شیوه‌ بیان، گفتاری است، نه نوشتاری. (معرفت، 1388: 48 و 49؛ شاکرین، 1391؛ آجیلیان و دیگران، 1397).&lt;br /&gt;
o	اصل هفتم: قرآن متنی منسجم و دارای نظم شبکه‌ای است. به دیگر سخن، وحدت و یکپارچگی متن قرآن، بر همه اجزایش سایه افکنده است. (قرائی، 1394). با پذیرش این اصل، افزون بر استفاده از فرهنگ واژگان، گاهی برای فهم معنای برخی واژه ها و یا عبارات، به دیگر کاربردهای آن واژه یا عبارت و همچنین، ساختارهای زبانی و دستوری مشابه در آیات دیگر نیز، توجه ویژه ای شده است. (فعالی، 1392).&lt;br /&gt;
o	اصل هشتم: حكمی كه از قرآن به دست میآید، نباید محدود به زمان خاصی باشد و باید در همه زمانها، معنا داشته و قابل اجرا باشد. (الانبیاء: 107؛ راد و مؤمن‌نژاد، 1394).&lt;br /&gt;
o	اصل نهم: در دستورهای قرآن هدفها مهم است و نه ابزار. در آیه 60 سوره انفال واضح است که مقصود قرآن، عمل به ظاهر آیه نیست. اگر به قرآن به عنوان یک ساختار به‌ هم پیوسته و هماهنگ بنگریم، نتیجه می‌شود که در همه جای قرآن این‌گونه است و انتظار خداوند از ما هدف آیات است و نه عمل به ظاهر آنها. در این باب، آیت‌الله معرفت مراحل چهارگانه‌ای را برای به دست آوردن باطن آیات معرفی می‌کند: &lt;br /&gt;
1-	به دست آوردن هدف آیه؛&lt;br /&gt;
2-	الغای خصوصیت از زمان و مکان و افرادی که در اصل تحقق هدف دخالت ندارند؛&lt;br /&gt;
3-	استنباط قاعده کلی؛&lt;br /&gt;
4-	تطبیق قاعده کلی مذکور بر مصادیق جدید.» (جعفری و باکویی، 1397: 88). &lt;br /&gt;
5-	پایبندی به این اصل، برای یافتن قوانینی سازگار با زندگی امروز و قابل اجرا در دنیای مدرن، یک ضرورت است. &lt;br /&gt;
o	اصل دهم: در زبان قرآن، به كار بردن ضمایر و افعال مذكر، بر هیچ جنسی دلالت نمی‌کند؛ برای دلالت افعال و ضمایر مذکر، بر جنس مذکر، نیاز به شاهدی در متن است. (ودود، 1393: 43 و 44؛ زاهدی، 1387؛ خیری و دیگران، 1399). &lt;br /&gt;
o	اصل یازدهم: در حكمی كه از قرآن به دست میآید، نباید سختی و مشقت باشد. (الحج: 78).&lt;br /&gt;
o	اصل دوازدهم: آیاتی هستند كه آیات دیگری را نسخ میكنند. (البقره: 106؛ النحل: 101 و 102).&lt;br /&gt;
o	اصل سیزدهم: قرآن برای کسانی که با قصد بد به سراغ آن میروند، قابل فهم نیست. (فصلت: 44؛ واقعه: 79؛ اسراء: 45 و 46؛ فراستخواه، 1373).پ&lt;br /&gt;
o	اصل چهاردهم: دو نوع آیه وجود دارد: محکم و متشابه؛ از آیات محکم، برای روشن شدن آیات متشابه استفاده میشود. (آل عمران: 7؛ زمر: 23؛ خرمشاهی: 1376: 732-745).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و یادآوری می‌شود که:&lt;br /&gt;
الف) اینکه کدامین موضوع را می‌توان بدین روش بررسی کرد و به نتایج کارآمدی رسید، در آغاز پژوهش مشخص نیست. می‌توان گفت: موضوع مورد نظر باید در قلمرو قرآن باشد و قرآن به اندازه کافی درباره آن سخن گفته باشد. (کریمی، 1398).&lt;br /&gt;
ب) مرزبندی میان كلیات و جزئیات، پیش از بررسی هر موضوع، ممکن نیست. منظور از كلیات همان موضوعاتی است که از آن در قرآن سخن به میان آمده است و منظور از جزئیات، مطالبی است كه به آنها اشارهای نشده است. تأكید میشود كه هدف نگارنده، فقط یافتن كلیات است. &lt;br /&gt;
پ) یافتن اصولی از قرآن در یک موضوع، تازه آغاز راه است. بر عهده متخصصان شاخههای مختلف علوم انسانی است که با در نظر گرفتن این اصول، جزئیات مربوط به هر موضوع را به گونهای قابل اجرا در عصر کنونی ارائه کنند.&lt;br /&gt;
=5. چکیده نتایج کتاب =&lt;br /&gt;
==بخش 1: حقوق و فعالیت‌های اجتماعی زنان==&lt;br /&gt;
الف: مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی: در باب میزان انتظار قرآن از زنان، در زمینه مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی، نه‌تنها هیچ منعی مشاهده نمی‌شود، بلکه بیعت پیامبر با زنان، و مهم‌تر از آن، اختصاص بخشی از آیات قرآن، به سخن گفتن از رفتار و منش ملکه سبا در آیات سوره نمل، مؤید پذیرش حضور زنان در فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. افزون بر آن، موضوعاتی همچون، آفریده شدن حوا از آدم و نقصان عقلی زنان ریشه قرآنی ندارد. &lt;br /&gt;
ب: ارائه فهمی متناسب با زمان برای آیات مربوط به شهادت:  موضوع اصلی عبارت جنجالی آیه 282 سوره بقره، بیان تفاوت ارزش شهادت زن و مرد نیست؛ بلکه موضوع اصلی آن، اهمیت توجه به میزان آگاهی افراد در موضوعاتی است که اظهار نظر آنان ارزش حقوقی دارد. امروزه، با توجه به افزایش جمعیت و گسترش معاملات، استفاده از شاهد برای محکمکاری در امور گوناگون کارساز نیست و برای برآورده نمودن هدف آیه، لازم است از روش‌های سازگار با زندگی امروز استفاده شود. نمونههایی از این روشها ثبت اسناد و. .. است که ممکن است در آینده روشهای دیگری نیز جایگزین آن شود. (حسینی، 1397).&lt;br /&gt;
پ: تفاوت قصاص و دیه زن و مرد در قرآن:&lt;br /&gt;
1-	در قرآن، در صورت قتل عمد، اجازه قصاص داده شده است؛ اما به گذشت تشویق شده است. &lt;br /&gt;
2-	این قانون که اگر مردی زنی را بکشد، اولیای مقتول باید نصف دیه را به قاتل بپردازند تا بتوان قاتل را کشت، ریشه‌ قرآنی ندارد.&lt;br /&gt;
3-	در قرآن هیچ سخنی از مقدار دیه نیامده است و از این رو، نصف بودن دیه زنان نسبت به مردان ریشه قرآنی ندارد.&lt;br /&gt;
ت: شیوه تقسیم ارث: روش کلی تقسیم ارث، تسهیم به نسبت است. دلیل تفاوت‌ زنان و مردان در سهم ارث، جنسیت آنان نیست. (حسینی، 1397)&lt;br /&gt;
==بخش 2: روابط اجتماعی زنان و مردان==&lt;br /&gt;
الف: ارتباط زن و مرد در جامعه:  در آیات قرآن هیچگونه تقسیم بندی به صورت محرم و نامحرم دیده نمیشود. میتوان گفت در قوانین مربوط به روابط انسانها از دیدگاه جنسیتی، شش قانون برای گروههای گوناگون افراد بیان شده است که عبارتند از: &lt;br /&gt;
1-	سفارشهای یکسانی به دو جنس، بر رعایت حیا و پاک‌دامنی و در نتیجه پوشش شده است.&lt;br /&gt;
2-	سفارش یکسانی به دو جنس، در چگونگی نگاه کردن آمده است. &lt;br /&gt;
3-	افرادی مشخص شدهاند که در حضور آنان، زنان به رعایت نکاتی درباره چگونگی پوشش سفارش شده‌اند و افرادی که چنین سفارشی برای آنها وجود ندارد.&lt;br /&gt;
4-	افرادی مشخص شدهاند که نباید همسران را در حالت نیمهبرهنه ببینند و افرادی که چنین محدودیتی ندارند. به دیگر سخن، دستهای که محدودیت کمتری در رعایت حیا دارند.&lt;br /&gt;
5-	افرادی مشخص شدهاند که ازدواج با آنها حرام و کسانی که ازدواج با آنها حلال است.&lt;br /&gt;
6-	ارتباط بین همسران که -   اگرچه روابط جنسی، بخشی از این نوع ارتباط است- در روزهای خاصی، برای آن نیز قوانین و محدودیتهایی وجود دارد. &lt;br /&gt;
این نوع تقسیم بندی، گواه آن است که هدف از سفارشهای خداوند در ارتباط زنان و مردان در جامعه، ایجاد محدودیت برای آنان نیست؛ بلکه هدف، سامان بخشی روابط بین دو جنس است. در فرهنگ قرآن، تا آنجا که در روابط انسان‌ها (غیر از همسران)، اثری از روابط جنسی و هوسبازی دیده نمی‌شود، ارتباط آنها مجاز و خارج از آن نهی شده است. در این فهم از قرآن:&lt;br /&gt;
1-	ازدواج موقت، ازدواج سفید و هرگونه رابطه مدت‌دار دیگری حرام است. &lt;br /&gt;
2-	شرط چندهمسری، رسیدگی بیشتر به امور مالی یتیمانی است که مرد از قبل سرپرستی آنان را به عهده گرفته است؛ و شرایط آن آنچنان سنگین است که به آسانی پیش نمی‌آید. &lt;br /&gt;
3-	ازدواج‌های پیامبر (ص) به دستور خداوند بوده و در آنها هیچ‌گونه شائبه هوسبازی یافت نمی‌شود. جواز چنین ازدواج‌هایی، ویژه شخص ایشان بوده و قابل گسترش به دیگر مردان نیست. &lt;br /&gt;
ب: پوشش زنان و مردان:&lt;br /&gt;
1-	تقوا بهترین پوشش برای زنان و مردان است. (برای درک بهتری از مفهوم تقوا، مقالات (رام و دیگران، 1396؛ و قائمی‌نیا و دیگران، 1400) را ببینید. &lt;br /&gt;
2-	مهم‌ترین هدف از سفارشاتی برای چگونگی و مقدار پوشش زنان، پیشگیری از فحشا است.&lt;br /&gt;
3-	در قرآن، بیشتر تأکید بر چگونگی پوشش است؛ نه مقدار آن. &lt;br /&gt;
4-	در قرآن، پوشیدن لباس، رفتاری طبیعی است، یعنی مخاطب قرآن انسانهای برهنه نیستند؛ انسانهایی هستند که با هدف محافظت در برابر گرما، سرما و زیبایی، پوششی بر تن دارند. &lt;br /&gt;
5-	هدف از سفارشهای مربوط به پوشش زنان، این است که زن در جامعه به صورتی ظاهر شود که جنبه جسمی و زیباییهای اندامش به چشم نیاید. &lt;br /&gt;
6-	در قرآن، گریبان باز زنان، دارای جاذبه جنسی دانسته شده است. &lt;br /&gt;
7-	برای پوشش دیگر بخش‌های بدن، هم برای زنان و هم برای مردان، پوشش عرف جامعه ملاک است. تأکید می‌کند که عرف کنونی پوشش زنان در ایران، شامل پوشش موی سر نیز هست.&lt;br /&gt;
==بخش 3: روابط همسران==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یادآوری می‌شود که نگاه قرآن به رابطه همسران، اخلاقی- حقوقی است. از آنجا که درباره سفارش‌های اخلاقی قرآن، اختلاف نظر جدی وجود ندارد، کتاب «جنسیت و پیوندهای انسانی» به بررسی اجمالی آنها بسنده نموده است. برای سفارش‌های اخلاقی قرآن برای ارتباط همسران، مقالات زیر را ببینید: (ملکوتی‌خواه، 1395؛ گرجی و معارف: 1399). &lt;br /&gt;
الف: چکیده‌ای از قوانین اقتصادی خانواده در قرآن&lt;br /&gt;
1-	در قوانین اقتصادی قرآن، همه مسئولیتهای اقتصادی خانواده که شامل خوراک، پوشاک و مسکن است، به عهده مرد است. این موضوع، تا اندازهای مورد توجه قرآن است که حتی مرد موظف به تهیه شیر برای فرزند زیر دو سالش هست، حتی اگر خود مادر فرزندش را شیر دهد. &lt;br /&gt;
2-	در صورت طلاق، مسئولیتهای مالی کودک بر عهده پدر است. &lt;br /&gt;
3-	مرد متعهد میشود برای بهرهمندی جنسی از همسر دائمی و قانونی خود، به همسرش اجری بپردازد. &lt;br /&gt;
4-	در صورت تصمیم بر طلاق، مسئولیتهای مالی زن در زمان عدّه نیز به عهده مرد است، مگر اینکه زن خودش از این حق بگذرد.&lt;br /&gt;
5-	در صورت فوت مرد، ورثه موظفند تا یک سال، هزینههای زندگی زن را از دارایی شوهرش تأمین کنند؛ (لازم است مردان اینگونه وصیت کنند). &lt;br /&gt;
6-	پذیرش مسئولیتهای اقتصادی خانواده، سبب یک درجه برتری مرد نسبت به همسرش است. کارکرد اساسی این درجه، مدیریت بحران در شرایطی است که خودخواهی زن، ممکن است سبب از هم پاشیدن نظام خانواده گردد؛ (آیه 34 سوره نساء). &lt;br /&gt;
7-	از آنجا که مسئولیتهای اقتصادی خانواده بر دوش مردان جامعه گذاشته شده است، در مواردی سهم ارث زنان، نصف مردان است. به عنوان نمونه، اگر ورثه، خواهران و برادرانی باشند، سهم هر دختر نصف سهم هر پسر است. ناگفته نماند که در قوانین مربوط به ارث، تفاوتهای میراثی، صرفاً ریشه در جنسیت ندارد، زیرا پدر و مادر از فرزند خود به یک اندازه ارث میبرند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب: مقایسه قانون نفقه کنونی و نفقه در کتاب «جنسیت و پیوندهای انسانی»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قوانین کنونی نفقه، مرد موظف است هزینه زندگی همسر و فرزندان را بپردازد. از آنجا که این مطلب را به آیه 34 سوره نساء مستند میکنند و این آیه را آیهای حقوقی میپندارند، به نفقه نیز با دید حقوقی می‌نگرند و میگویند: در برابر پرداخت نفقه، زن موظف به تمکین از شوهر است. در قوانین کنونی، تنها وظیفه زن در برابر شوهر، تمکین و یا برطرف نمودن نیازهای جنسی اوست. در این کتاب نیز، مرد هزینههای زندگی همسر و فرزندان را میپردازد؛ اما این مطلب، از آیات طلاق نتیجه شده است. با این استدلال که وقتی پس از طلاق، تکلیفی بر عهده مرد قرار گرفته است، لزوماً در دوران زندگی نیز، چنین مسئولیتی بر عهده او خواهد بود. جالب است که خداوند همانگونه که همسران را از نگاه حقوقی به یکدیگر پرهیز داده است، در بیان آیات نیز، مسائل حقوقی را در هنگام بیان قوانین طلاق مطرح نموده است و در دوران زندگی، حتی به بیان قوانین حقوقی نپرداخته است. در این کتاب، آیه 34 سوره نساء، آیه‌ای اخلاقی است. (حسینی، 1397).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این کتاب، به این نکته توجه شده است که در قوانین قرآن، گاهی سهم ارث زن، نصف مرد است. در نتیجه، ثروت جامعه بیشتر در دست مردان قرار میگیرد؛ پس پرداخت نفقه، حق آنچنان ویژهای برای مردان، نسبت به همسر، ایجاد نمیکند؛ چون به شیوه دیگری جبران میشود. جامعه مردان، نفقه را زودتر و به صورت نقدی پرداخت نموده و به صورت نسیه، با ارث بیشتر، دریافت میکنند. این پیشگام بودن، برای آنان حقی ایجاد میکند؛ آنان در خانواده، یک درجه بر همسر خود برتری دارند و خداوند از زنان خواسته که این حق را بپذیرند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا موضوعی در آیات قرآن مشهود است و آن اینکه در این قوانین، خداوند بیشتر دغدغه حقوق زنان را دارد. در آیات طلاق، ده بار از عبارت «حدوداللّه» استفاده شده است. مهمتر اینکه در آیه 21 سوره نساء، به زنان سفارش شده است که در هنگام ازدواج، از مردان پیمان محکمی بگیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرداخت اجر، یکی از راهکارهایی است که در قرآن، برای سامان ‌بخشی به روابط جنسی زن و مرد، بیان شده است. در قرآن، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده، بسیار با اهمیت است و تنها روش مجاز برای تنظیم روابط جنسی است. در قرآن، راهکارهای زیادی برای تشکیل خانواده و همچنین حفظ نظام خانواده و پیشگیری از هرج  و مرج جنسی ارائه شده است که در اینجا خلاصه‌ای از این راهکارها بیان خواهد شد. &lt;br /&gt;
الف: راهکارهای اجتماعی&lt;br /&gt;
1- فراهم کردن ‌شرایط ازدواج برای همگان؛&lt;br /&gt;
2- ‌تعیین مجازات سنگین برای ارتکاب انواع فحشا؛&lt;br /&gt;
3- تعیین مجازات سنگین برای ‌رواج فحشا؛&lt;br /&gt;
4- ارائه قوانینی محکم برای ازدواج و طلاق.&lt;br /&gt;
ب: سفارش‌هایی به زنان و مردان&lt;br /&gt;
1-	پرهیز از هرگونه ‌روابط ‌شهوانی در جامعه؛ &lt;br /&gt;
2-	سفارش به حیا و پاک ‌دامنی در جامعه؛&lt;br /&gt;
3-	سفارش به حیا و پاک ‌دامنی در خانواده؛&lt;br /&gt;
4-	مراقبت بر نگاه و دیدن؛&lt;br /&gt;
5-	پرهیز از رقابت با همسر؛ (از منظر قرآن، همسران مکمل یکدیگرند). &lt;br /&gt;
6-	مدارا با همسر؛&lt;br /&gt;
7-	تلاش برای استحکام و حفظ نهاد خانواده. &lt;br /&gt;
پ: قوانینی ویژۀ‌ مردان&lt;br /&gt;
1-	پرداخت اجر به همسر در هنگام ازدواج؛&lt;br /&gt;
2-	پذیرفتن مسئولیت‌های مالی خانواده؛ &lt;br /&gt;
قوانین اقتصادی خانواده، برای زنان ایجاد استقلال مالی می‌کند و سبب می‌شود زنان در هیچ شرایطی، به سبب مشکلات اقتصادی، مجبور به فحشا نشوند. مردان با ‌ایمان، مسئول ایجاد چنین امنیتی برای زنان جامعه هستند. &lt;br /&gt;
ت: قوانین و سفارش‌هایی ویژۀ‌ زنان&lt;br /&gt;
1-	سفارش‌هایی درباره پوشش و شیوه رفتار، با هدفِ نداشتن جذابیت جنسی در جامعه؛&lt;br /&gt;
2-	‌گرفتن پیمانی محکم از مردان هنگام ازدواج؛&lt;br /&gt;
3-	پذیرفتن یک درجه برتری شوهر بر زن در خانواده؛&lt;br /&gt;
4-	مراقبت بر چگونگی ارتباط با همسر، در چارچوب قوانین قرآن.&lt;br /&gt;
ملاحظه می‌شود که قوانین حقوقی و سفارش‌های اخلاقی قرآن، منسجم و هدفمند است و ‌همگی در صدد سامان‌ بخشی به روابط زن و مرد در جامعه است.&lt;br /&gt;
==بخش 4: قوانین ازدواج، طلاق ومرگ==&lt;br /&gt;
بند 1: پیش از ازدواج &lt;br /&gt;
o	سن ازدواج:  در قرآن سن مشخصی برای ازدواج تعیین نشده است. اما با توجه به قوانینی که درباره ازدواج وجود دارد، شرایط زیر از ضروریات ازدواج است. &lt;br /&gt;
o	شرایطی که هم برای مرد و هم برای زن، لازم است:&lt;br /&gt;
1-	به آن اندازه از رشد فکری و اجتماعی رسیده باشند که عهد و پیمان برای آنان معنا داشته باشد. زیرا با توجه به آیه 21 سوره نساء، قرارداد ازدواج، پیمان محکمی است که زن از مرد میگیرد؛&lt;br /&gt;
2-	آمادگی جنسی داشته باشند؛ &lt;br /&gt;
3-	با توجه به آیه 6 سوره نساء، از رشد کافی برخوردار باشند و توانایی نگهداری مال خود را داشته باشند.&lt;br /&gt;
o	شرط ویژه برای مرد: توانایی تأمین مخارج زندگی همسر و پرداخت اجر به او را داشته باشد (آیات 24 و 34 سوره نساء).&lt;br /&gt;
نکته: شرایط بالا، اغلب برای دختر 9 ساله و حتی 13 ساله وجود ندارد. از این رو، قرار دادن این سنین، به عنوان سن قانونی ازدواج دختران، ریشه قرآنی ندارد.&lt;br /&gt;
o	اجازه پدر در ازدواج دختر: در قرآن فقط برای ازدواج ملک‌یمین نیاز به اجازه صاحبش هست؛ بیان نشدن این شرط برای ازدواج دیگر دختران، نشانگر آن است که چنین اجازهای برای ازدواج آنان لازم نیست. بیشک، این موضوع با احترام قائل شدن فرزندان برای خانواده و مشورت با آنان منافاتی ندارد. &lt;br /&gt;
بند 2: ازدواج&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به آیات قرآن، ازدواج یک پیوند و پیمان انسانی است که زن و مرد را در کنار هم قرار میدهد تا در پرتوی آن به اهداف بلندی همچون آرامش و سکونت، بقای نسل انسانی، رفع نیازهای جنسی، همراهی در امور زندگی و مشارکت در زندگی معنوی دست یابند. از آنجا که بیشترین بار بقای نسل بر عهده زن است و دشواریهای این مقصد عظیم را او به دوش میکشد، مرد نیز باید باری سنگین به همان میزان بر دوش گیرد تا در تقسیم مسئولیتها تعادل به وجود آید. این تفاوت زن و مرد در آفرینش، ریشه تفاوت‌های زن و مرد در قوانین خانواده است. &lt;br /&gt;
بند 3: طلاق&lt;br /&gt;
مهمترین مطالبی که نویسنده از آیات طلاق استخراج نموده است، از این قرار است:&lt;br /&gt;
1-	فقط یک نوع طلاق وجود دارد که در دو مرحله انجام میگیرد:&lt;br /&gt;
	مرحله اول: با شروع دوران عدّه، روابطی که با ازدواج حلال شده بود، قطع میشود.&lt;br /&gt;
	مرحله دوم: پس از سپری شدن دوران عدّه، جدایی به طور کامل انجام میشود.&lt;br /&gt;
	پس از گذراندن دو مرحله طلاق، آن مرد و زن، حق ازدواج با یکدیگر را نخواهند داشت، مگر اینکه زن با فرد دیگری ازدواج کند و از او طلاق بگیرد.&lt;br /&gt;
2-	در این دیدگاه، مفاهیم طلاق دوم، سوم، بائن، مبارات، خلع و سهطلاقه کردن زن، هیچ جایگاهی ندارد.&lt;br /&gt;
3-	درجهای که خداوند در آیه 228، از آن سخن گفته است، ربطی به همه زنان و مردان ندارد؛ فقط درجه‌ای است که هر مرد نسبت به همسرش دارد و در ازای آن، مسئولیتهای زیادی بر عهده مرد گذاشته شده است. &lt;br /&gt;
4-	ازدواج از نظر حقوقی، پیمانی است بین یک زن و یک مرد که هر دو طرف پیمان تعهداتی میپذیرند. طلاق نیز شکستن پیمان ازدواج است. هر دستوری که در قرآن، برای دیگر پیمانها وجود دارد، در این پیمان ویژه نیز وجود دارد. &lt;br /&gt;
5-	ازدواج پیمانی است که زن و مردی با هم بستهاند و هر زمان یکی از آنها تمایل داشته باشد، میتواند برای شکستن پیمان اقدام کند. به دیگر سخن، زن و مرد حقوق یکسانی برای شکستن پیمان ازدواج که همان طلاق است، دارند.&lt;br /&gt;
6-	با توجه به اینکه در هنگام ازدواج، قرار است استمتاع تا پایان عمر ادامه داشته باشد و در صورت طلاق، گاهی ممکن است این توقف بسیار زود اتفاق افتد؛ یا در مواردی که زن مرتکب فحشای آشکاری شده است، شکستن حدود الهی از طرف زن صورت گرفته باشد و. ..؛ در هنگام طلاق، دادن مقداری پول از طرف زن به مرد، و پس گرفتن مقداری از آن، از طرف مرد ایرادی ندارد. &lt;br /&gt;
7-	افزون بر قوانین حاکم بر دیگر پیمانها، این پیمان ویژه که وجود فرزند، آن را ویژهتر نیز میکند، شرایطی دارد که در آیات مربوط به ازدواج و طلاق بیان شده است. &lt;br /&gt;
8-	پس از طلاق، اگر مادر بخواهد کودکش را شیر دهد، پدر نمیتواند مانع این کار شود. در این مورد تفاوتی بین فرزند دختر و پسر وجود ندارد.&lt;br /&gt;
9-	پس از طلاق، مسئولیتهای مالی فرزند، همچون دوران زندگی مشترک، بر عهده پدر است. مادر، بخش مهمی از مسئولیت مادری خود را، با نه ماه بارداری - که قرآن نیز برای آن ارزش ویژهای قائل است- انجام داده است. از این رو، چنین مسئولیتی برای پدر، حق ویژهای برای او نسبت به فرزند مشترکشان ایجاد نمیکند، که در برابر آن، به او حق ویژهای همچون حضانت داده شود.&lt;br /&gt;
10-	قرآن، در اینکه پس از طلاق، حضانت کودک با چه کسی باشد، سکوت کرده است.&lt;br /&gt;
بند 4: فوت شوهر&lt;br /&gt;
1-	به مردان سفارش شده است که وصیت کنند پس از مرگشان همسرشان را تا یک سال از خانه شوهر بیرون نکنند؛ اگر خود زن خارج شود ایرادی ندارد.&lt;br /&gt;
2-	زن باید چهار ماه و ده روز پس از فوت شوهر، صبر نموده و ازدواج نکند.&lt;br /&gt;
3-	اگرچه در دوران عدّه از روابط پنهانی و ازدواج زن نهی شده است، اما خواستگاری از زن ایرادی ندارد.&lt;br /&gt;
==6. نتیجه گیری ==&lt;br /&gt;
1-	به نظر می‌رسد که قوانین استخراج شده از قرآن در زمینه حقوق و ارتباطات زن و مرد در خانواده و جامعه، جامع، معقول و کارآمد باشد؛ و این ظرفیت را داشته باشد که به عنوان پایه‌ای برای پی‌ریزی حقوق خانواده با مبنای قرآنی، استفاده شود. البته، تشخیص نهایی، بر عهده کارشناسان علوم انسانی است. &lt;br /&gt;
2-	ملاحظه می‌شود که قوانین اعتراض‌آمیز در حوزه جنسیت، ریشه قرآنی ندارد.&lt;br /&gt;
3-	بررسی دیگر موضوعات، به‌ویژه موضوع اقتصاد در قرآن، با استفاده از این روش، به قرآن‌پژوهان پیشنهاد می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس و منابع=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:انبیاء.آیه30]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله]]&lt;br /&gt;
[[رده:جنسیت و پیوندهای انسانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس|2|اندازه=ریز|30em}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.	آجیلیان مافوق، م. م؛ اسماعیلیزاده، ع؛ طباطبائیپور، س. ک. (1397). نوشتاری بودن زبان قرآن در مقایسه با شاخصه‌های دیسکورس گفتاری و نوشتاری، آموزههای قرآنی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، شماره 28، 105- 132. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.	ایزدی، م؛ اخوان‌مقدم، زهره. (1392). ضرورت، ماهیت و روش استنطاق از منظر روایات اهل بیت (ع)، مطالعات قرآن و حدیث، سال 6، شماره 2، پیاپی 12، 103- 126.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.	باقری، خ. (1387ش). هویت علم دینی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.	جعفری، ن؛ باکویی، م. (1397). اصول و راهکارهای تفسیر قرآن بر اساس مقتضیات زمان، قرآن و علم، سال 12، شماره 23، 79- 108. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5.	حاتمی، م. ر. (1399). رویکرد حل مسأله در گسترۀ قرآن‌پژوهی، روش‌شناسی تفسیر قرآن، سال 1، شماره 1، 124- 134.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6.	حسینی، ف. س. (1398). راهکارهایی برای حفظ نظام خانواده با توجه به آیه 34 سوره نساء و آیات وابسته به آن، پنجمین همایش ملی اعجاز قرآن، دانشگاه شهید بهشتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7.	حسینی، ف. س. (1398). روش تقسیم ارث در قرآن، پنجمین همایش ملی اعجاز قرآن، دانشگاه شهید بهشتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8.	حسینی، ف. س. (1398). مقایسه ارزش شهادت زن و مرد در قرآن، پنجمین همایش ملی اعجاز قرآن، دانشگاه شهید بهشتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9.	خرمشاهی، ب. (1376). قرآن‌پژوهی، تهران: ناهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10.	خیری، م؛ نیازی، ش؛ سرشار، م. (1399). پژوهشی درباره زبان جنسیت‌زده عربی و بازنمایی آن در قرآن کریم، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، 17(4)، 73- 108. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
11.	راد، ع؛ مؤمن‌نژاد، ا. (1394). مبانی ادبی و زبان‌شناختی جری و تطبیق در تفسیر قرآن، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، 14(33). 57- 79.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
12.	رام، س؛ مهرمحمدی، م؛ صادق‌زاده قمصری، ع؛ طلایی، ا. (1396). تبیین مفهوم تقوا از منظر انسان‌شناختی با تأملی در آیات قرآن و دلالت‌های آن در پرورش تقوا، پژوهش‌نامه مبانی تعلیم و تربیت، 7(1) 1، 103- 125. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
13.	رجبی، ا. (1399). چالش‌ها و پیامدهای تحجر علمی از دیدگاه مقام معظم رهبری و راهکارهای برون‌رفت از آن، مطالعات معرفتی 24(85)، 789- 820.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
14.	رضایی اصفهانی، م. ع. (1397). نقش انقلاب اسلامی در پیدایش و گسترش مطالعات میان رشته‌ای قرآن و علوم، قرآن و علم، 12(23)، 13- 46. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
15.	زاهدی، ک. (1387). جنسیت و جنس زبانی در قرآن کریم، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، سال 11، شماره 42، 79- 102.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
16.	شاکرین، ح. ر. (1391). جامعیت چهار وجهی زبان قرآن و برونداد روششناختی آن، فصلنامه علمی- پژوهشی اندیشه نوین دینی، سال 8، شماره 28، 9- 24.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
17.	شریفی، ص؛ قائمی‌نیا، ع. ر؛ شریفی، غ. م. (1399). بررسی قواعد مشترک تفسیر قرآن به قرآن و نظریه میدان معنایی بر اساس روش علامه طباطبایی و ایزوتسو، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، سال 17، شماره 1، پیاپی 45، 127- 158. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
18.	صفره، ح؛ معارف، م؛ پهلوان، م. (1389). استنطاق قرآن. مجله پژوهش‌های قرآن و حدیث، سال 43، شماره 1، 139-163. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
19.	طباطبایی، س. م. ح. (1380). تفسیر المیزان، موسوی ‌همدانی، س. م. ب؛ قم: دفتر انتشارات اسلامی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
20.	طباطبایی، س. م. ح. (1353). قرآن در اسلام، تهران: دارالکتب الاسلامیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
21.	فراستخواه، م. (1373). قرآن را تنها با زبان ایمان میتوان خواند و نیوشید و فهمید، فصلنامه بینات، سال 1، شماره 2، 52- 58.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
22.	فعالی، م. ت. (1392). منطق صوری فهم معنای واژه‌های قرآن، اندیشه نوین دینی، سال 9، شماره 32، 7- 22. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
23.	قائمی‌نیا، ع؛ خلجی، س؛ شیرافکن، م. ح. (1400). تحلیل میدان معنایی همنشینی تقوا و ایمان در ساختار معنایی قرآن با تأکید بر روش ایزوتسو، ذهن، شماره 86 35- 62. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
24.	قرائی سلطان‌آبادی، ا. (1394). اسلامی‌سازی علوم، ضرورتی چالش‌برانگیز، مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، سال 19، شماره 1، پیاپی62، 5- 22.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
25.	قرائی سلطان‌آبادی، ا. (1397). بررسی اعتبار معرفت‌شناختی تخیل خلاق در حوزه فهم آیات قرآن، کتاب قیم، سال 8، شماره 18، 185- 207.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
26.	قرائی سلطان‌آبادی، ا. (1394). فهم قرآن در پرتو نظم شبکه‌ای یا فراخطی آن، پژوهش‌های زبان‌شناختی قرآن، سال 4، شماره 1، پیاپی 7، 41- 60.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
27.	کریمی، م. (1398). فرآیند نظریه‌پردازی قرآنی در حوزه تفسیر موضوعی، مطالعات قرآن و حدیث، سال 13، شماره 1، پیاپی 25، 189- 217.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
28.	گرجی، ف؛ معارف، م. (1399). جهت‌گیری‌‌های اخلاقی آیات طلاق در قرآن، پژوهش دینی، شماره 40، 177- 205.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
29.	مجتهد شبستری، م. (1377). هرمنوتیک، کتاب و سنت، تهران: طرح نو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
30.	معرفت، م. ه. (1388). علوم قرآنی، قم: موسسه فرهنگی تمهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
31.	معماری، د؛ خامدا، ف. (1393). مفسران و فهم روشمندانه از متن، سراج منیر، 5(16)، 7- 34. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
32.	مهریزی، م. (1390). شخصیت و حقوق زن در اسلام، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
33.	نامداری، ا؛ عبادی، ز. (1396). تحلیل گفتمان بشارت در قرآن، دوفصلنامه علمی- پژوهشی پژوهش‌‌های زبان‌شناختی قرآن، سال 6، شماره 2، پیاپی‌12، 217- 236.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
34.	ودود، آ. (1393). قرآن و زن، پویا، ا؛ آگاهی، م؛ تهران: حکمت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
35.	یساقی، ع. ا. (1394). شباهت مبانی تفسیر موضوعی برون‌گرایانه و هرمنوتیک، فقه و تاریخ تمدن، سال 11، شماره 43، 103- 121.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه سادات حسینی ۲</name></author>
	</entry>
</feed>