ماوراء النهر کجا بوده است؟

از شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
قُلْ سِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱنظُرُوا۟ كَيْفَ بَدَأَ ٱلْخَلْقَ ثُمَّ ٱللَّهُ يُنشِئُ ٱلنَّشْأَةَ ٱلْءَاخِرَةَ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ
بگو: «در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند (به همین‌گونه) جهان آخرت را ایجاد می‌کند؛ یقیناً خدا بر هر چیز توانا است!
آیه 20 سوره عنکبوت

عبارت محوری

قل سیروا

بیان مطلب علمی

شواهد و قرائن به نحوی جدی پیشنهاد می کنند که ماوراء النهر و جیحون و سیحون و سمرقند و بخارا و بلخ و چاچ و فرغانه، در قرون اول تا سوم، با مصادیق آنها در قرون هفتم به بعد کاملا متفاوت اند (قبل و بعد از خروج قراختائیان و سپس حمله مغول که احتمالا همان فتنه یاجوج و ماجوج بر ضد مسلمین بوده است).
مثلا: قدما شهر کاشغر را در مشرق ختن دانسته اند. ولی متاخرین، کاشغر را در مغرب ختن می یابند.

سمرقند متقدم کجا بوده است؟

امام کاظم (ع) در پاسخ به هارون الرشید یکی از حدود فدک (یعنی ثغور سرزمین مسلمین) را سمرقند دانسته اند.

اما سمرقند فعلی، حدود 100 سال قبل از زمان امام کاظم (ع) گشوده شده بود و سپس مسلمین حداقل 2 تا 3 هزار کیلومتر از آن هم جلوتر رفته بودند به نحوی که چین را تهدید کردند و از حاکم چین جزیه گرفتند. پس سمرقندی که امام کاظم (ع) در کلام خود گفته اند، جایی به غیر از سمرقند فعلی بوده است.

در تاریخ عصر ایلخانی هم داریم که در نواحی انتهای ترکستان قدیم (یعنی انتهای شمال شرقی آسیای فعلی در حوالی سیبری شرقی)، یک شهر سمرقند (به غیر از سمرقند آسیای میانه) داشته ایم.

شواهد و قرائن متعدد دیگر هم نشان می دهد که حوزه نفوذ تمدن سغدیانای ایران باستان، تا انتهای شمال شرقی آسیا (یعنی سیبری شرقی) امتداد داشته است و تمام متصرفات امروزی روسیه، زمانی جزء حوزه تمدنی-حکمرانی ایرانیان بوده است. سپس مسلمانان اکثر این بخش ها را متصرف شدند.

به نظر می رسد که تا قبل از ظهور قراخانیان در مشرق آسیا (در حوالی قرن 9 میلادی، مصادف با ایام ولادت امام حسن عسکری (ع) تا غیبت صغری)، تمامی سیبری شرقی تا حوالی تنگه برینگ جزء حوزه نفوذ قدرت سیاسی مسلمین بوده است.

اما شاید با گشوده شدن احتمالی سد ذوالقرنین در حوالی میلاد امام حسن عسگری (ع)، آرام آرام حکومت مهاجران نژاد زرد، یعنی قره ختائیان و سپس مغولان، جایگزین حکومتهای نژادهای ایرانی-اسلامی (شامل ترک و فارس و عرب) در این نواحی شدند و مسلمانان را به سمت مغرب دشتهای آسیای شرقی و سپس آسیای میانه راندند. این اتفاقات در خلال قرن 9 تا 13 میلادی رخ داد. سپس تاتارهای اغلب مسلمان، دارای نفوذ سیاسی در گستره آسیای مرکزی و شمالی (شامل سیبری غربی تا سیبری شرقی) شدند.

سپس در خلال قرون 17 تا 20 میلادی، آرام آرام روس ها، حکومت تاتارهای مسلمان را به عقب راندند و منهدم و منهزم کردند و نام این نواحی گسترده در شمال آسیا از غرب تا شرق آن،

Samar.jpg
برخی شواهد دیگر که بایستی بررسی شوند.

یکبار بخارا و سمرقند در حوالی سال ۵۶ هجری قمری فتح می شود و یکبار دیگر در سال ۹۱ هجری قمری.

بر این اساس و دیگر شواهد(مانند مختصاتی که منابع کهن برای کاشغر و همچنین مقدار فاصله آن از سمرقند داده اند و همچنین تصریح منابع ایلخانی بر وجود یک سمرقند در عمق سرزمین مغولان در خاور دور آسیا) می توان احتمال داد که دو سمرقند در طول تاریخ داشته ایم:

  • یکی در حوالی جیحون آسیای میانه (یعنی رود جیحون فعلی) که نزدیکتر بوده و زودتر فتح می شود.
  • یکی هم در حوالی جیحون ترک (در حوالی سیبری شرقی، رود لنای فعلی) که دورتر بوده و دیرتر فتح می شود. در زمان بنی العباس، این سمرقند دورتر (یعنی حدود سیبری شرقی، کرانه های رود Lena) جزء سرحدات مسلمین بوده است.

این که دو سمرقند در طول تاریخ داشته باشیم امری بعید نیست چون می دانیم قطعا حداقل دو جرجان، دو آمل و دو جیحون در طول تاریخ داشته ایم.

لذا گستره فتوحات اسلامی در قرن اول هجری قمری، نه فقط تا آسیای میانه بلکه حداقل تا شمال شرق آسیا (سیبری شرقی) امتداد داشته است.

مقدسی، جغرافی دان قرن چهارم هجری قمری، وسعت مملکت اسلام را در قرن چهارم هجری قمری از سواحل اقیانوس اطلس در مراکش تا شهر کاشغر متقدم (که طبق دلایل بالا و دیگر شواهد بایستی در سیبری شرقی بوده باشد)، ۲۶۰۰ فرسخ (برابر با ۱۵۶۰۰ کیلومتر) می داند که برابر با فاصله زمینی مراکش تا سیبری شرقی بر اساس نقشه های امروزین است.

اخوان الصفاء آدرس شهر کاشغر را مختصات طول جغرافیایی ۱۸۰ از جزایر خالداات و مختصات ری را در طول جغرافیایی ۷۵ داده اند. لذا کاشغر در فاصله ۱۰۵ درجه طول از ری قرار داشته است که معادل مختصات ۱۵۶ شرقی گرینویچ واقع در سیبری شرقی می شود. شهر بلاساغون هم در فاصله حدود ۲۰ درجه از کاشغر گزارش شده که بایستی در حوالی ۱۷۶ درجه طول شرقی از گرینویچ (محل فعلی انادیر سیبری شرقی) بوده باشد.

برای سمرقند هم در رسائل اخوان الصفاء طول جغرافیایی ۱۱۴ و برای بلخ طول جغرافیایی ۴۵ داده شده است. از تفاضل این دو مقدار، مشخص می شود که سمرقند متقدم در فاصله ۶۹ درجه طولی از بلخ (یعنی در مختصات ۱۳۵ درجه طول شرقی از گرینویچ) واقع بوده است که دقیقا حاشیه سواحل رود Lena در سیبری شرقی است.

مرزهای سرزمین باستانی سغد که توسط کوروش به سرزمین‌های ایران افزوده شد و ساکنان آن را با ایرانیان سکائی مرتبط دانسته اند، در منابع مختلف در گستره سمرقند تا بخارا دانسته شده است. شواهد باستان شناسی فرهنگ سغدی (در قالب تومارها و کتب) در گستره وسیعی از سینکیانگ تا دیوار چین یافت شده است. می توان بر این اساس پیشنهاد داد که شاید گستره سغد (از بخارا تا سمرقند) سرزمینی گسترده از بخارای آسیای میانه تا سمرقند متقدم (واقع در کرانه های رود لنا در سیبری شرقی) بوده است. والله اعلم.

کوشان را یکی از قبائل اقوام سکائی yuezhi دانسته اند. این اقوام در شمال غرب چین فعلی و در شمال شرق هندوستان قرار داشته اند. نام کوشان را در زمینه سرزمین صغد و سمرقند هم ذکر کرده اند. آثار باستانی صغدی در گستره طول جغرافیایی ۷۵ شرقی تا ۱۱۰ شرقی از گرینویچ مربوط به حوالی ۱۵۰۰ سال پیش یافته شده است: یعنی تمامی گستره استپهای اوراسیا.

همچنین در حوالی مختصات ۹۴ شرقی و ۵۱ شمالی از گرینویچ، در سیبری، بقایای گورهای حدود ۲۴۰۰ تا ۲۵۰۰ ساله از سکاها یافته شده که بررسی ژنتیکی این گورها نشان می دهد که این سکاها از نظر ژنتیک پدری "آریایی" و از نظر مادری "ترک-آسیایی" بوده اند. البته شایان ذکر است که آذری های ایران و همچنین بخشی از ترک های ترکیه، از نظر ژنتیکی آریایی هستند.

سرزمین خرلخ، هم به عنوان همسایه سمرقند متقدم و هم به عنوان همسایه سرزمین سمریقی (که خودش در حوالی سرزمین یاجوج و ماجوج بوده است) ذکر شده است. از جمع این نکات و دیگر شواهد می توان پیشنهاد کرد که سمرقند متقدم در قرن دوم هجری قمری، در حوالی سیبری شرقی (حدود مختصات ۱۳۰ شرقی از گرینویچ) قرار داشته است.

مرزهای ایران قدیم

در منابع کهن، حد انتهای ایران در زمان اردشیر بابکان را "سمرقند" و "قفقاز (قفقاز قدیم واقع در انتهای شمال شرق آسیا)" دانسته اند. پس آنچه مورخان غربی و روسی درباره انتهای مرز ایران قدیم گفته اند، صحیح نیست: ایران شامل کل روسیه فعلی هم بوده است و سپس توسط مسلمین فتح می شود.

در کتاب خوارزمی جغرافی دان، مختصات یک شهر به نام "شهر بغپور" در فاصله ۷۹ درجه طول جغرافیایی از نیشابور (۱۳۷ درجه شرقی گرینویچ) داده شده است. این شهر احتمالا مربوط به فرهنگی فارسی بایستی باشد زیرا اولا در کتب پیشینیان تصریح داریم که لقب شاه ترکان، خاقان (و نه بغپور) بوده است و در ثانی واژه بغپور واژه ای فارسی است و سوم آنکه گفته شده که مجوسی گری در بین ایشان شیوع داشته است. در کتاب حدود العالم من المغرب الی المشرق ذکر شده که شهر بغشور در صین واقع است. همچنین صحبت از یک شهر به نام خمدان در منتهای مشرق آسیا هست که محل استقرار فغفور بوده است.

ادریسی جغرافی دان سرزمین بلاد بغبوغ (دگرشکل همان فغفور و بغپور) را در جزء دهم از اجزاء دهگانه اطوال (یعنی بین طول ۱۶۲ تا ۱۸۰ از جزایر خالدات یعنی ۱۴۹ تا ۱۶۷ از گرینویچ) قرار داده است. گردریزی در قرن پنجم، فاصله بغشور تا خمدان را یک ماه (معادل ۱۵۰۰ کیلومتر) می داند. شهر خنساء یا خنسای یا خانفو یا خانقو را در مشرق خمدان دانسته اند.

فاصله خنساء تا مکه در کتاب مرآت الحرمین آورده شده است که طبق آن، خنساء بایستی در حوالی طول ۱۴۳ شرقی از گرینویچ قرار داشته باشد‌. طبق دیگر منابع و تجمیع شواهد، به نظر می رسد که خنساء در جایی در حدود ۱۵۰ غربی از گرینویچ قرار داشته است و به دلیل خلط مختصات غربی و شرقی از جزایر خالدات، محل آن در برخی منابع در حوالی ۱۴۵ شرقی از گرینویچ دانسته شده است.

طبق مقادیر فاصله شهرها از مکه در کتاب مرآت الحرمین، شهر قراقروم بایستی در جایی در حوالی طول ۱۳۵ شرقی از گرینویچ بوده باشد. در سفرنامه مارکوپولو هم فاصله کاراکوران (احتمالا همان قراقروم) تا اقیانوس (احتمالا حوالی تنگه برینگ) ۴۰ روز راه (معادل ۲ هزار کیلومتر) دانسته شده که با مختصات پیش گفته برای قراقروم سازگار است.

نظریه پیشنهادی اول

بعد از امواج مهاجرتهای بزرگ مردمان مشرق آسیا به سمت نواحی مرکزی و غربی (مثل ظهور قراخانیان و خروج قراختائیان در قرون سوم تا پنجم هجری شمسی)، معادل با شهرهایی که در مشرق آسیا بود، شهرهایی در نواحی مرکزی آسیا با همان نام ها آرام آرام احداث شد.

نظریه پیشنهادی دوم

علت چیست؟ شهرهای ماوراءالنهر همگی در حمله مغول نابود شدند. تنها وصفشان در کتب باقی ماند. آنچه در کتب بود، بر مبنای نصف النهار مشرقی بود. ولی متاخرین، صدها سال بعد، بازسازی شهرها را بر اساس نصف النهار مغربی انجام دادند. نتیجه این شد که ماوراءالنهر قدیم که در مشرق آسیا بود، به چند هزار کیلومتری در مغرب مکان قبلی خود منتقل و نگاشته شد.
ادله مهمی در این زمینه وجود دارد والله اعلم.

پیوندهای مرتبط

نهر جیحون کجا بوده است؟
ترکستان شرقی کجا بوده است؟
محل دریای خزر قدیم یا همان دریای افسیکون
دیلمستان قدیم و حدود ایران باستان
افسانه مغولی حبس چهارصدساله در کوهستان
مکان سد ذوالقرنین طبق آدرس ابن خلدون
مکان یابی سد یاجوج و ماجوج بر اساس نقشه های قدیمی اروپایی

منابع و پانویس