طرح و تحلیل برخی نظریات فیزیک نیوتونی توسط ابوریحان بیرونی

از شبکه نخبگان و قرآن‌کاوی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ ٱنفِرُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱثَّاقَلْتُمْ إِلَى ٱلْأَرْضِ أَرَضِيتُم بِٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا مِنَ ٱلْءَاخِرَةِ فَمَا مَتَٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا فِى ٱلْءَاخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود: «به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینی می‌کنید (و سستی به خرج می‌دهید)؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست!
آیه 38 سوره توبه

عبارت محوری

ٱثَّاقَلْتُمْ إِلَى ٱلْأَرْضِ

بیان مطلب علمی

ابوریحان بیرونی، در اصل پنجم از مقاله اول کتاب قانون مسعودی، ضمن پرداختن به مساله سکون زمین و علت آن، نظریات مختلف پیرامون حرکت زمین را مطرح می کند و به تحلیل این نظریات می پردازد. از جمله نظریاتی که مورد طرح و تحلیل او قرار گرفته است این است که زمین به دور مرکز خود می چرخد و یک قوه قسری جاذبه، اشیاء را بر روی سطح آن نگه می دارد. ابوریحان این نظریه را طرح می کند و سپس اگرچه آن را به دلیل ناسازگاری با ظاهر مشاهدات روزمره رد می نماید، ولی مسیر را برای امثال نیوتون هموار می سازد‌. پس اولین بار، ابوریحان بیرونی است که نظریه گردش زمین به دور خود به همراه جاذبه زمین را مطرح کرده است ولی به دلیل دقیق نبودن مشاهداتش به اندازه کافی، نتوانسته است آن را برگزیند. پس افتخار طرح و تحلیل نظریه گردش زمین به دور خود و نظریه جاذبه زمین (و همچنین مفهوم نیرو که ابوریحان و ملاصدرا و دیگران از آن با عنوان قوه قسری یا قاسره یاد می کنند) بایستی متعلق به ابوریحان دانسته شود. البته این نیوتون بود که پس از کارهای کپرنیک و گالیله و خواجه نصیر، این توفیق را یافت که این نظریه را مطابق با مشاهدات دقیق عصر خود بیابد و تصدیق کند.

پس واقعا نیوتون از نظر نظریاتی بر دوش ابوریحان و از نظر مشاهداتی بر دوش کپرنیک و کپلر و خواجه نصیر و گالیله ایستاده بود و خودش هم می گوید که من بر دوش غول‌ها (یعنی دانشمندان بزرگ پیشین) ایستادم.

قرآن کریم هم به صورت لطیفی در ضمن آیه شریفه "اثاقلتم الی الارض" شاید اشاره علمی به قوه جاذبه در جهت زمین داشته باشد والله اعلم.

بخشی از کتاب قانون مسعودی، مورد اشاره در اینجا.

منابع و پانویس